سوگل قلاتیان؛ بازیگری که در نقش ناشنوا درخشید
سایر منابع:
سایر خبرها
خودت باش توصیه ی مزخرفی است، چه دختر باشی چه پسر
ترجمان در مطلبی از لیا فینیگن به ترجمه ی آرش رضاپور که در اوتلاین منتشر شده بوده است نوشت: حدوداً نیمی از عمرم، یک عوضیِ تمام عیار بودم. جوانکی با شوخی های نچسب و حرف های نیش دار. دلیلم این بود که خود واقعی ام هستم و الکی ادای آدم خوب ها را درنمی آورم. فکر می کردم کلاً مشکل از دیگران است. تا اینکه همان ها قانعم کردند سری به روان پزشک بزنم. آن وقت فهمیدم نسخۀ واقعیِ خودم چقدر مزخرف است
10 شخصیت اصلی سریال بازی تاج و تخت در دنیای واقعی (+تصاویر)
در سال های اخیر کمتر کسی بوده که سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) را ندیده یا دستکم در مورد آن نشنیده باشد. هر یک از ما برخی از شخصیت ها و داستان های این سریال را دوست داریم که برخی از آن ها شخصیت هایی واقعی جلوه کرده و برخی دیگر آن قدر دور از ذهن هستند که نمی توان آن ها را دارای مصداق واقعی دانست. در سال های اخیر کمتر کسی بوده که سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) را ندیده
جزییات ازدواج و همسر بهنام صفوی از زبان خودش
و فضایی کاملاً جدید را تجربه خواهیم کرد. گفتی که سه سال وقفه در بین فعالیتت داشتی، فکر می کنی چه دلیلی باعث شد که در این سه سال فراموش نشوی و جایگاهت در بین ستاره های پاپ دست نخورده باقی بماند؟ اول از همه لطف خدا و بعد محبتی که مردم نسبت به من دارند بدون شک مهمترین دلیل این ماجراست. امسال در آلبوم دلصدا هم حضور داشتی، به جز موضوع جنگ که برای همه ما قابل احترام است
روحانی خیلی زحمت می کشد/رهبر انقلاب بر روی کرسی های آزاداندیشی تاکید دارند
آماده کرد و برای مردم توضیح داد . روش صحیح در باب بنزین این بود که هر سال کمی اضافه می شد و ظرف 4 - 5 سال این به قیمت متعادل می رسید که در دنیا وجود دارد. الان مسئولین ما گلایه می کنند قاچاق می شود، چه بنزین و چه نفت و چه گازوئیل و غیره باشد . همه اینها مشخص است که خیلی ارزان باشد، کشورهای اطراف که نفت دارند چرا برای آنها قاچاق نمی شود؟ برای اینکه قیمت بالا است و هر جا کم دارد قاچاق نمی
15 نقل قول از علی حاتمی درباره خود و جهان ذهنی اش
حاتمی هیچ وقت در جشنواره هایی که قبل و بعد از انقلاب برگزار می شد، مطرح نشد چون حرفهایش نیش دار بود. حتی نقاش و هنرمند و بزرگی چون آیدین آغداشلو هم این چنین حسرت نبودن حاتمی را می خورد: وقتی که علی حاتمی درگذشت، یکی از افسوس های خودخواهانه ی من این بود که دیگر کسی نقاشی مرا آنقدر که او عمیق و به شدت دوست داشت، دوست نخواهد داشت. هر تکه نقاشی که سفارشی برایش کشیده بودم، قاب کرده، زده بود
وقایع نگاری 16 آذر 32؛ از شاهدان عینی تا شواهد امروزی
کارتی، سختگیری نیروی نظامی که جای خود داشت. با وجود تغییرات اما ساختمان ها همان ساختمان هایی است که هشتاد سال پیش کلنگ احداثش زده شده بود. با همان دیوارهای کرم رنگ و درهای قدیمی. درهایی که مردان و زنان بزرگی از آستانه آن گذشته بودند. محوطه دانشگاه مثل همه روزهای پایان ترم پر از رفت وآمد است. دانشجویانی که کیف و کتابشان را زیر بغلشان زدند و به سمت دانشکده ها می روند. چند نفری با هم صحبت می
Please Repeat
وشیرجه بودم که غافل ماندم از این سبک وسیاق قدر شناسی بندگان خدا. هرچه تمام زور خودم را می زنم که صدای خانم مدیر را فراموش کنم حریف گوشهام نمی شوم انگار گوشهام باهام لج کردند یا این که سرسری می کنند که حالیم کنند همیشه ، فرمانده ی بدن ، مغز نیست. نمی دانم چه مرگشان هست ولی هرچه هست ، درست وحسابی حالم را گرفته اند و مدام جمله ی خانم مدیر را به یادم می آورند . هرچه هست از همان روز بازدید
به من گفتند تو سلطان کاغذ هستی!
فروگذار نمی کند، آشنایی اش با پویش جمع آوری کتاب را چیزی شبیه معجزه می داند و می گوید: در ابتدای سال تحصیلی، از یکی از مدارس عشایری با من تماس گرفتند و برای تجهیز کتابخانه شان کمک خواستند. به چند جا سپردم اما متاسفانه نتوانستند کمکی بکنند. از خانواده و اقوام هم کمک خواستم اما فقط چند جلد کتاب جمع شد. خیلی ناراحت بودم که چرا نتوانستم برای آن ها کاری بکنم. از دل من بپرسید، دوست دارم همه مدارس عشایری
قرآن، رکوردساز حراجی های هنری دنیا شد/رهبر انقلاب اولین چراغ گلریزان را روشن کردند/بی بند و باری آشکار ...
نمایشگاه کتاب امسال تهران توسط نشر شهید کاظمی راهی بازار نشر شد. این کتاب، اثری جنجالی است و همان طور که نویسنده در پایان مطالبش اشاره کرده، برای بسته شدن پرونده 25 سال تحقیق و پژوهش اش درباره ربایش چهار دیپلمات ایرانی در سال 61 در لبنان منتشر شده است . داودآبادی که پیش تر، طی سال های گذشته بارها در فضای مجازی و مطبوعات (حتی با انتشار کتاب کمین جولای 82 ) درباره این مساله صحبت کرده، این بار با این کتاب
شرح دعای روز هفتم ماه مبارک رمضان/ سیاهچال لغزشها
ماه مبارک رمضان، دست نیاز به سوی خداوند بی نیاز بلند می کنیم و می خوانیم: خدایا! مرا بر روزه و نماز امروز یاری کن. همان گونه که می دانید ما تنها به یاری و توفیق خداوند توانا، خواهیم توانست فرایض الهی را به پا داریم. بیداری هنگام سحر، لذت بردن از مناجات، بر سر سفره ی مهمانی خدا نشستن همه و همه توفیقاتی است که باید آنرا از خداوند درخواست نمود. چه سخت و ناگوار است که
قوانین نانوشته زیادی در حوزه زنان داریم
بانوان می تواند موانعی برای خانواده به وجود بیاورد، می تواند به تزلزل خانواده کمک کند، می تواند به خانواده آسیب وارد کند، پس باید تعادل را ایجاد کرد چون دختران ما دوست دارند در نقش خانوادگی و اجتماعی آنها تعادل ایجاد شود. ابتکار ادامه داد: می توان با همکاری بیشتر اعضای خانواده حتی همسر این تحول را برقرار کرد و اینکه زنان بتوانند همه این نقش ها را کنار هم داشته باشند و به خواسته های
چون همسرم به من محل نمی گذاشت با آن دختر دوست شدم/ همسرم او را با من دید و حسابی کتکش زد
التماس می کردم تا مانند همه خانواده ها غم ها و شادی هایمان را با یکدیگر تقسیم کنیم. خلاصه در همین شرایط روحی و روانی بود که به سوی مصرف مواد مخدر کشیده شدم و در مدت کوتاهی درگیر هیولای اعتیاد شدم ولی چند سال بعد به خود آمدم و از اوایل سال گذشته دیگر به درمان خود پرداختم و اعتیادم را کنار گذاشتم. ماجرای خلأ های عاطفی بین من وهمسرم همچنان ادامه داشت تا این که روزی دختر جوانی را دیدم که به
اگر نسبت به اروپا بی اعتمادیم، دلیل متقن داریم
درون ما؛ روزه، تلاوت قرآن، دعا، مناجات، شنیدن مواعظ، مجموع اینها یک فضائی را به وجود می آورد که دلهای ما به قدر استعداد، به قدر ظرفیّت، از این محیط معنوی و روحانی بهره مند میشود. شاید بشود گفت که در مجموع دوازده ماهِ دوران سال، این یک ماه، در حکم همان دو سه ساعتِ قبل از فجر در مجموع شبانه روز است؛ همچنان که آن یکی دو ساعت، دو سه ساعت قبل از اذان صبح خصوصیّتی دارد و معنویّت انسان، صفای انسان
بازیگرانی که نقش های اصلی "بازی تاج و تخت" را از دست دادند
از سوفی ترنر، گزینه ی دوم برای نقش سانسا استارک بود. او در مصاحبه ای در اینباره گفته: من گزینه ی نهایی دوم برای نقش بانو سانسا استارک بودم. اون موقع یه کم ناراحت بودم چون سریال خیلی عظیمیه. ولی حالا دیگه اونقدرا ناراحت نیستم، چون خیلی خون و خونریزی و صحنه های خشنی داره، قبول دارین؟ فکر نکنم پدر و مادرم از دیدنشون خوشحال می شدن. 6- جرد هریس جرد هریس برای بازی در نقش های اسپارو
آسو کهزادی، نوازنده خیابانی که همه را شگفت زده کرد
باری که استرس روی استیج را تجربه کردم، زمانی بود که در مسابقات جشنواره موسیقی فجر تکنوازی کردم. 13 سالم بود که برای نخستین بار به صورت انفرادی در جشنواره فجر ویولن زدم و اتفاقا در همان اولین حضورم هم اول شدم. بعد هم که در همین حوزه موسیقی درس خواندی و ادامه دادی؟ بله. با اینکه در دبیرستان ریاضی می خواندم و حتی در دانشگاه در رشته کامپیوتر پذیرفته شدم، اما به خاطر علاقه ام به
صف آرایی مشاهیر ناشناس در شهر!
است. پیش تر هم عدم شباهت سردیس نصب شده از پروین اعتصامی در تهران با تصاویری که از این شاعر معاصر وجود دارد، حاشیه های زیادی درست کرد تا جایی که منجر به برداشتن این سردیس و اعمال اصلاحاتی در مورد آن شد. همه این رویدادها در حالی است که در بیش از 10 سال گذشته بسیاری از پیکرتراشان با استفاده از متریال نوین و متدهای روزآمد تندیس سازی و سردیس سازی، آثاری بسیار دقیق آفریده اند که گاهی با خود سوژه ها هم
خواستگاری های قلابی با خودرو های بی ام و سرقتی
و در طبقه هشتم یک مجتمع تجاری در خیابان جردن است. من مدتی قبل با او آشنا شدم و چند بار هم به دفتر کارش رفته ام. بعد از مدتی آشنایی فرزاد پیشنهاد داد تا خودروی خودم را به او بدهم تا برای عروسی اجاره دهد و پول آن را هر روز تسویه کند که قبول کردم. چند روزی بود که خودرو در اختیار او بود و هر روز هم پول را به حسابم واریز می کرد، اما بعد از آن دیگر پولی به من پرداخت نکرد تا اینکه به سختی توانستم خودر
جای خالی انقلاب جنسی در تلویزیون/ چرا خودمان سند 2030 نداریم؟
جسارت به خرج دهند، اما این کار را نمی کنند در دوره ای حرکت های جسورانه ای کلید خورد اما با یک عقبگرد ، مجدد دچار یک محافظه کاری عمیق شده است. همه چیز محدود به سرگرمی شده است. من نمی گویم نگاه من در انقلاب جنسی را تلویزیون باید قبول داشته باشد اما آن را پخش کند، نگاه مخالف آن را هم پخش کند. تلویزیون باید محل طرح دیدگاه های مختلف و متضاد باشد، همان طور که در سال های ابتدایی انقلاب هم بود و تجربه کردیم
چگونه با دست خالی کسب و کار راه بیاندازیم؟
پخش کردم. بعد پشت تلفن نشستم تا تماس بگیرند. کلاس ما با 40 دانش آموز شروع شد. جالب بود که تابستان همان سال، تعداد دانش آموزان آن ها به 350 نفر رسید؛ طوری که یک منشی و یک معلم کمکی هم گرفتند. وقتی دیدم کارم دارد گسترش پیدا می کند، تصمیم گرفتم یک ساختمان مستقل بگیرم. اما من فقط یک فوق دیپلم مکانیک داشتم. سن و تجربه ام طوری نبود که به من مجوز بدهند. تسلیم نشدم. با کسی صحبت کرده و از مجوز آن
از وابستگی تا استقلال و خودکفایی با همت بلند مددجویان/ چرخ هایی که در راه تولید داخلی می چرخند
سال 82 پدرم را در یک سانحه رانندگی از دست دادیم و مشکلات زندگی و تامین نیاز های زندگی و سه فرزند بر دوش مادرم قرار گرفت. وی گفت: شرایط زندگی بسیار سخت بود و مادرم به سختی تلاش می کرد تا ما کمبودی نداشته باشیم، اما با ابتلای مادر به بیماری قلب مشکلات به نحوی دیگر خود را به ما نشان داد و ما بچه ها باید به صورت نوبتی کنارش می ماندیم و با توجه به محصل بودن من و اشتغال خواهرم در یک فروشگاه
تشکل حق از زبان شهید مظلوم آیت الله بهشتی
کم است و ارز کافی نیست، برای اینکه تولید کافی نیست و هنوز ارز نداریم که به اندازه کافی وارد کنیم، بنابراین نه میشود کالای وارداتی عرضه کرد نه میشود کالای تولیدی عرضه کرد چون هنوز تولید زیاد نیست باید سهمیه بندی کنیم که اگر ما شکر کم داریم همه کم داشته باشیم، اگر نفت کم داریم همه کم داشته باشیم، اگر روغن نباتی کم داریم همه کم داشته باشیم، بنابراین اصل اسلامی سهمیه بندی را ایجاب میکند.
داستان | ساعت ات را به وقت گل نرگس تنظیم کن | قسمت 11
کاج نشانه رفت. همان حفره ای که چون خانه ای درختی، مخفی گاه انبوه کتاب ها بود. چون پرنده ای که بعد از گذشت سال ها دوری، از سفر به لانه برگشته باشد، سراسیمه به کاویدن پرداخت. در اولین تماس ، با انباری از برگ های پوسیده و کُپّه ای از خار و خاشاک، مجبور به خوش وبِش شد. اما رفته رفته که طول دست اش به عمق حفره رسید، به یک باره مثل آن که به کوهی از طلا دست یافته باشد، هیجان زده و مبهوت دست اش را بیرون
فاطمه باقریان مادر پنج قلوهای قمی از تجربیات مادرانه می گوید
پنجمین بچه ام را هم دیدم. اگر همان چهارقلو بودند بهتر بود؟ راستش نه، اتفاقا خیلی خوشحال شدم چون در سونوگرافی مشخص شده بود سه تا از بچه ها پسر هستند و یکی دختر، اما وقتی قل پنجم، دختر به دنیا آمد، خوشحال شدم از این که جفت شان جور است و دختر اولم خواهر دارد. بارداری برای مادری که پنج بچه را وضع حمل می کند چقدر سخت است؟ چه تجربه ای بود؟ شرایط سختی داشتم؛ استراحت مطلق
سروش صحت : در طنزهایم رگه هایی از غم وارد می کنم
/> می گفتند در کنارش به ادبیاتت برس. درسم متوسط بود و پزشکی قبول نشدم! رفتم طرف رادیولوژی و شیمی و این ها. آن موقع فوق لیسانس زیاد نبود و کار برای این مقطع زیادتر بود. یک دوره ای معلم شیمی شده بودم. این ها قبل از حضورت در تلویزیون و “جُنگ 77” در کنار گروه “ مهران مدیری ” بود؟ بله بله. و معلم شیمی خوبی بودم. چون متوجه شدم بچه ها از یک چیزهایی خوششون میاد و من باید کمک کنم از
روزبهانی: دروغگویی مشکل اصلی فدراسیون بوکس است
فدراسیون باید این حواشی را جمع کند. به عنوان یک بوکسور اردوی مشترک می خواهم و باید در اردوی تدارکاتی و مسابقات تدارکاتی شرکت کنم، اما فدراسیون بیخیال همه چیز است. هرکسی جای من بود بعد از آن عمل جراحی سنگین ورزش نمی کرد اما من بوکس را دوست دارم اما باز هم هیچ حمایتی پشت سر من و سایر ملی پوشان نیست. ما در بوکس آماتور مانده ایم، اما آقای ثوری حرف از راه اندازی بوکس بانوان و بوکس حرفه ای می زنند
ده ها هزار نفر از اعضای دستگیرشده داعش هیچ تابعیتی ندارند
همان روز اول که به دارالاسلام آمدم تا زمانی که باغوز را ترک کردم تفنگ بر دوش می انداختم. این اواخر اسلحه من دیگر زنگ زده بود، اما هدف من این نبود که برای جنگیدم بیایم. هدف من احیا کردن دوران هجرت بود. من به راه مشخصی کشیده شده بودم، راهی که آن را طی کردم. من دوست داشتم که آن را امتحان کنم. تنها مشکل این است که این راه کار نکرد. در میان جنگجویان داعش حقیقت امری بسیار ناپایدار است. یکی از فرماندهان
رویای شفاف چیست و روانشناسان درمورد آن چه نظری دارند؟
! اما متوجه نوعی لرزش، صدا و نور شدم. نور بی اندازهٔ خورشید به من می تابید و در وضعیتی بودم که نمی توانم به درستی توصیفش کنم. به همین دلیل پدیده شناسی رویای شفاف با دیگر پدیده های رایج تفاوت بسیاری دارد. همایش های رویای شفاف ما هر سال همایشی دوهفته ای برگزار می کنیم. حامی این همایش انجمن جهانی مطالعات رویا است .من تقریبا از همان آغاز فعالیت، یعنی از حدود 26 سال قبل با این انجمن
تباهی زندگی به خاطر لجبازی
ای نامزد کرد. این اتفاق ضربه وحشتناکی به من وارد کرد. تحمل این همه بی مهری را نداشتم. از همه بدتر اینکه سهراب دیگر اسم مرا هم نیاورد. از آن روز انگار با خودم لج کردم. به اولین خواستگاری که برایم آمد جواب مثبت دادم. اصلاً برایم مهم نبود که با چه کسی زندگی کنم. فقط می خواستم کاری کنم که سهراب باور کند دیگر به او فکر نمی کنم. اما بدترین انتخاب زندگی را انجام دادم. پس از چند ماه از آغاز
تماس با مقامات ایران، بازی تبلیغاتی ترامپ
هنجارشکنانه برای کشور به می آید. وی افزود: به راحتی انسان های بی هویت در همه جوامع طعمه باندهای مافیایی، قاچاق، خلافکار خواهند شد و این مسئله به امنیت آن کشورها آسیب می رساند. از همان زمانی که وزارت کشور بودم این موضوع را دنبال کردم تا برای فرزندان زنان ایرانی و مردان خارجی کسب هویت و تابعیت شود. ** تحلیل های نادرست از سیاست ترامپ در قبال ایران/ آمریکا زمانی موفق می شود که همدستانی