سایر منابع:
سایر خبرها
بیت کوین و دیجی بایت، مهریه عجیب و غریب دختر تهرانی
از یک سند رسمی ازدواج در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود که در بخش شرح مهریه آن، دو عبارت تازه به چشم می خورد؛ دیجی بایت و بیت کوین. این ارزهای دیجیتال که عروس خانم خواسته و داماد هم پذیرفته، علاوه بر کلام الله مجید و شاخه نبات و طلا و سکه و اینهاست که معمولا در تمام عقدها گفته و پذیرفته می شود. تصور کنید که عاقد در مراسم عقد بلند بخواند آیا وکیلم شما را با مهریه 0.05 بیت کوین و
پاسخ آیت الله فاضل لنکرانی به اظهارات دانیال نمازی
نمیتوان کلمه ایمان را در همه آیات یکسان معنا کرد و چه بسا در برخی از آیات با قرائن موجود در آیه، ایمان به همان امر قلبی تفسیر شود، لیکن این مطلب ارتباطی با ادعای قائل به عدم دخالت ایمان و کفر در حقوق شهروندی ندارد؛ چرا که مفاد این ادعا آن است که از نظر اسلام و خداوند متعال حقیقت ایمان یک امر قلبی محض است و این مطلب منافاتی ندارد که در برخی از آیات، از ایمان معنایی اراده شود که عمل هم در آن دخیل
مادری با دو معلول؛ در آروزی سرپناهی امن برای فرزندانش
داروهایش را تأمین و مصرف نماید کمی از فعالیتش کم می شود و کنترلش راحت تر است.اهالی محل تا جایی که بتوانند به همسایه خود کمک می کنند. زهیر تنی دهیار روستای شمیل می گوید: در دوسالی که به دلیل نبود مدرسه استثنایی فرزندان خانواده به مدرسه استثنایی روستای حسنلنگی رفت و آمد می کردند، در هزینه ایاب و ذهاب فرزندان به این خانواده کمک می شد. اما اکنون خوشبختانه مدرسه استثنایی در شمیل هم به راه افتاده
شهسوار دروغین ایمان فرقه گراست/تقابل آگاممنون، ابراهیم و قابیل
. حالا سوال کی یر کگور این است که چگونه باید از اقربا نفرت داشت؟ بنابراین در عشق به خدا یا ایمان محض، باید فقط به خدا اندیشید و از تعلقات دل برید. کی یر کگور فرض اولیه خود را براساس آیه انجیل قرار داده که در آن ، صحبت از نفرت شده است. در حالی که در مفاهیم معادل در عرفان اسلامی، اشاره ای به تنفر از این تعلقات نشده بلکه صحبت دل کندن از آن ها یا بی ارزش شدنشان پیش چشم سالک مطرح شده است. هدف کی یر کگور
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
ابهت بود و کاریزمای خاصی داشت. احوال پرس همه آشنایان بود، خواهر و برادرهای ناتنی اش هم خیلی دوستش داشتند. گذشته از فامیل و بستگان، بسیار مهمان دوست و مردم دار بود. هر جا بین فامیل یا همسایه ها بحث و دعوایی می شد، می گفتند حاج عباس باید بیاید این ها را صلح بدهد. همچنین در مناسبت های مذهبی مقید بود مجلس بگیرد؛ شب های پنجشنبه در خانه جلسه قرآن داشتیم که با حضور آقایان خوش چهره و ملائکه برگزار می شد
لنزهای بی باک| عکاسی از کودکان تنگی نفس گرفته کرونایی تلخ ترین لحظه عکاسی از کرونا بود/ بگذارید عکاسی ...
شد آرامش لازم را نداشته باشید. وی ادامه داد: یکی از نکات قابل توجهی که درباره این شخص مبتلا به کرونا وجود داشت، این بود که وقتی ما با اورژانس تهران به درب خانه شان رسیدیم، خواهرش جلوی درب ایستاده بود و دلش را نداشت که وارد خانه و با برادرش روبه رو شود. عباسی افزود: عکاسی از کرونا به همین ترتیب برایم ادامه پیدا کرد و از طریق اورژانس به بیمارستان های مختلفی ازجمله بیمارستان امام
شلیک مرگ به کودک در جشن عروسی
پرونده تحویل مقامات قضایی شد. جشن هایی که به عزا تبدیل شد در برخی از مناطق کشورمان بر اساس رسمی قدیمی پدر و بستگان داماد هنگام ورود داماد به مراسم عروسی، شادی خود را با شلیک هوایی یا تیراندازی ابراز می کنند . شلیک هایی گاه مرگبار که می تواند در چشم برهم زدنی عروسی را به عزا تبدیل کند . نمونه این جشن های عزاشده را می توان در پرونده های چند سال گذشته پلیس مشاهده کرد . آن جا که
شهیدی که زندگی بانوی نویسنده را متحول کرد / واگن مترو سرآغاز تولید یک اثر فاخر فرهنگی
روی در کمد دیواری نصب کرد. از آن زمان هر وقت در فراز و نشیب زندگی کم می آوردم، بدون اختیار سراغ عکس این شهید می رفتم و به او توسل می کردم و او هم جوابم را می داد. این شهید پنج سال روی افکار و عقایدم تأثیر زیادی گذاشت. البته مطالعه در مورد مسائل اعتقادی و اخلاقی در این امر بی تأثیر نبود که این هم خود عنایتی از جانب حق بود و شهید ماهینی هم واسطه شده بود. این وضعیت ادامه داشت تا سال 1391 که متوجه شدم
رنجِ نداری
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: هر روز کلی آدم با شکل و شمایل مختلف می آیند و خیلی مرموز و مبهم یا سالم یا مرده شان را از بیمارستان بیرون می کشند. دلم می خواهد قصه این مرد را هم بدانم. باید مبتلا شدنش به کرونا شنیدنی باشد. به قیافه اش نمی خورد اهل ماسک زدن باشد یا بتواند هر دقیقه دستانش را با آب و صابون بشوید. خدا کند حالش روبه راه شود تا من بتوانم پاسخ پرسش هایم را پیدا و قصه ناتمامم را تمام کنم. دکتر بالای
چه در چنته داری؟!
به عروس را در چنته قرار می داده است و وقتی می گفتند داماد چه چیزی در چنته دارد یعنی چه هدیه ای برای عروس آورده است؟ آنهایی هم که وضع مالی خوبی نداشتند در چندهایشان گل خوشبو یا هل می گذاشتند که می گفتند خانواده داماد چیزی در چنته شان نبوده؛ یعنی هدیه ارزشمندی نیاورده اند. اکرمی بیان می کند: بعد از ورود اسلام و تا حدود 50 سال پیش، این رسم کاملا به صورت برعکس اجرا می شد و مادر عروس در
سندرم بوی بد دهان + جزئیات
مشورت کنند و بخواهند که برای تأیید بیماری شان آن ها را به یک روانپزشک ارجاع دهند. راه درمان این بیماری ممکن است ترکیبی از مصرف دارو، رفتار درمانی شناختی (نوعی صحبت درمانی) و روش حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و پردازش مجدد (Eye movement Desensitisation and Reprocessing) باشد که نوعی روان درمانی برای درمان اضطراب است. خوشبختانه ظرف چند ماه هم نگرش شما تغییر خواهد کرد هم علائمی که داشتید بهبود خواهد یافت.
ایده عجیب یک زوج برای جشن عروسیشان در بحبوحه کرونا
به گزارش بخش اجتماعی سایت خبرمهم ، این روز ها عروس و داماد هایی که منتظر برگزاری مراسم ازدواج شان هستند دوران سختی را سپری می کنند، چون مجبورند مهم ترین روز زندگی شان را با وجود محدودیت های ناشی از شیوع جهانی ویروس کرونا برگزار کنند. آن ها به خاطر محدودیت های سختنه ای که در خصوص تعداد مهمانان وجود دارد با انتخاب دشواری درمورد شاهدان عقد و مهمانان جشن شان رو به رو هستند. حالا
شیرزن کارخانه
آمدند شب عید غدیر بود. من از دنیا بی خبر سرگرم بازی با خواهرم بودم. چند مرد و چند زن دوباره به خانه ما آمدند. من هم به خیال خودم دوستان پدرم هستند در اتاق کناری سرگرم بازی بودم. مادرم صدایم کرد انگشتری دستم کردند و دوباره به اتاق دیگر برگشتم. آن شب مادرم گفت آن ها تو را که دیدند دیگر دختر همسایه را نخواستند. امشب آن ها تو را نامزد کردند. طاهره قرار است عروس خانواده موسوی بشوی. از این ماجرا
زیارت خانه خدا از بیمارستان سیرجان
شدند. تنها یاد گرفته بود که هروقتی رویا می بیند، صلوات بفرستد، لبخند بزند و دعا کند که همه چیز صادقه شود. جمیله خانم دوماه پیش هم خواب دیده بود. خواب لباسی سفید. خواب دیده بود که لباس سفید پوشیده و کعبه را 7بار طواف کرده، خواب دیده بود که خانه شیطان را سنگباران کرده، 7بار از میان صفا و مروه گذشته و آخر سر در مسجد الحرام ایستاده و قامت بسته برای چند رکعت، قربه الی الله. خواب که تمام می شود، رویاها
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
شهید مسرور گفته بودند شهید گمنامی دفن شده اند. از اینکه به ایشان اجازه دادید برود پشیمان نیستید؟ من به این راه افتخار می کنم. من در موقعیتی به ایشان اذن رفتن دادم؛ اما غرور برای من نیست، من یک بنده روسیاهم که امتحانی از من گرفته شد، همه دل می سوزانند و ترحم می کنند، می گویند تو تازه عروس بودی، الان سرگردان شدی، ای کاش رفته بودی سر خانه و زندگی ات. شرایط کسی که بچه دارد سخت است و
ناگفته های خسرو سینایی از عروس آتش
: “همشهری های شمالی من هم از این موضوع گله دارند، من سی و چند ساله سناریو یک راه، یک عمر، یک شب نوشته شده اما ساخت آن جور نمی شود. باید بگویم من هم می دانم اقتصاد سینما مهم است اما بعضی چیزها دردناک است. ما در جزیره هرمز فیلمی با نام جزیره رنگین ساختیم که در خارج از کشور خیلی از آن استقبال شد، اما در ایران مورد استقبال قرار نگرفت و در سه چهار ماه اکران حدود چهار میلیون فروخت، من می خواستم
تغییراتی مثبت در حوزه بیمه سلامت و مشکلات دانشجویی اتباع خارجی در ایران
تواند عمل جراحی کند و از این همه درد رهایی یابد. بیمه سلامت حالا دیگر به مهاجران افغان هم داده می شود. راستی یادش آمد همسرش هم مدت ها بود می خواست چند دکتر ضروری برود حالا که بیمه شده اند او هم می تواند سری به پزشک بزند. آیین نامه پوشش بیمه سلامت برای اتباع خارجی تصویب شد محمدعلا سال هاست ساکن ایران است. یک مهاجر دارای کارت آمایش. چند سال پیش هم یک مدت بیمه شده بود، اما بیمه
شهیدی که حاج قاسم روایتگرش شد/ اولین شهید مدافع حرم کادر درمان
خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ- الهه آخرتی: حرم و حریم ایمان که در خطر افتاد، عده ای سر از پا نشناخته خود را برای حفظ این حریم به آن حرم رساندند و با پوست و گوشت شان راه متجاوز را سد کردند. معرکه، معرکه ای تمام عیار بود. زخم داشت و جراحت. جراحاتی که به راحتی می توانست خون را در شاهرگ تک تک آن غیرت های به جوش آمده بخشکاند. این جا بود که گروه دیگری، همان اندازه سبک بال و همان قدر بی گانه با ترس و هراس
سخنی با مدعی؛ در دفاع از میرسلیم
، نیز همسوی با همان آیه ی کریمه از مصحف شریف است؛ سخنان گهرباری که با تأسف و تألم فراوان تحقّق آنها و مشابه شان که به وفور در آیات و روایات وارد شده است، کمتر در قول و فعل مسئولان معزّز می توان یافت. روی سخن راقم، نمایندگان مکرّم دوره ی یازدهم مجلس شورای اسلامی است که با آرای مردم شریف و متین میهن عزیزمان (و البته خود نگارنده به عنوان احدی از آنان) و به رغم هجمه های ناکام مخالفان داخل و
قائمی: سلامتی خانواده ام، مهمتر از آمدن رزنده است
/> استان ما موج اول کرونا را خیلی خوب کنترل کرد و شرایط اینقدر وخیم نبود، اما با اوج گیری دوباره، انگار ترس مردم از کرونا ریخته و شرایط برای شان عادی شده که به زندگی قبل برگشته اند و حتی مسائل بهداشتی و فاصله اجتماعی را رعایت نکردند و مراسم عروسی ها حال استان را خراب کرد. با وضعیت بد حالا همه می ترسند و مضطرب هستند. تو با رعایت پروتکل های بهداشتی تمرین می کنی؟ من باید مسائل بهداشتی
وطن امروز نوشت: اگر تحریف را شکست دادیم پیروز جنگیم
چند وقت شان را ببینید. تقریبا هر شب ساعت 2 نیمه شب که رسانه های رسمی تعطیل هستند شایعه سازی آغاز می شود؛ دروغ های بزرگی می گویند که جریان آتش به اختیار برای پاسخگویی را فلج کنند. برای مثال چند هفته پیش به ناگاه ساعت 2 نیمه شب اخبار گسترده ای منتشر کردند که جنگنده های رژیم صهیونیستی غرب تهران را بمباران کردند! در این وضعیت برخی رسانه های خودی هم به اشتباه افتادند و خبر دروغ را منتشر کردند و
پیرمردی بر فراز کوه ها!
. نقطه سرخط... در دین مبین اسلام، ازدواج سنت پیامبر است. بار ها دیده شده زمانی که یکی از والدین به رحمت خدا می رود، همسرش از ترس فرزندان و حرف های بی سر و ته مردم تن به تنهایی تا پایان عمر می دهد. پس از چند سالی به نبود همسرش عادت کرده و بیشتر وقت خود را صرف فرزندانش می کند. اما آیا همیشه این طور می ماند؟ درست زمانی که هر یک از فرزندان راهی خانه بخت می شوند و قصد رفتن به سوی
زوج شجاعی که با 2 میلیون و 80 هزار تومان به خانه بخت رفتند
به گزارش خبربانو، علیرضا طاعتی و طوبی بنیادی در این روزهای کرونایی پس از عقد محضری ساده به خانه ای رفتند که جهیزیه ساده شامل وسایل ضروری زندگی در آن چیده شده بود. این زوج که می گویند هزینه آغاز زندگی مشترک شان تنها 2 میلیون و 80 هزار تومان بوده است خدا را شکر می کنند که صاحبخانه خوبی هم گیرشان آمده است. علیرضا طاعتی، داماد 26 سالهٔ قزوینی که از قضا از خبرنگار نیز هست، برای
قصه صاحبخانه خیر تهرانی در فرمول یک /خدا برکت مالم را چندین برابرکرده است
خدایا این کار فقط برای رضای خودت است و خودت زوج ها را برایم بفرست. خودشان دم در مغازه می آیند. تحقیقات هم می کنم و یکساله به نیازمندان می دهم. می خواهم خیرم به همه برسد. یک خانه دیگر 50 متری هم خریدم و آن را و دو واحد بالای سر خانه خودم را به زوج های جوان می دادم. از خدا خواستم قدرت این را بدهد که 14 خانه بخرم و به زوج های جوان بدهم. به لطف خدا تا الان 7 خانه تهیه کرده ام و از هر کدام ماهی 14
مهمان هایی که در تلویزیون نقره داغ می شوند!
اصول است و اصول خودش را دارد یعنی بی اصول نیست بلکه اصول خودش را دارد. اینجا مثل یک جایی می ماند که به تصرف یک طرز فکر افتاده و کار خودش را می کند و اجازه نمی دهند دیگران در کارش دخالت کنند و هر کاری دلش می خواهد انجام می دهد. درستگار می گوید: تلویزیون مثل قیف می ماند در واقع از سرش نیروی زیادی وارد شود ولی از ته آن خروجی ضعیفی بیرون می آید. از همه مهمتر این است که یکسری نقدها که در رسانه
داستان عشق و ایمان
کردند، همه مسلمانان داستان عشق و ایمان را از ابراهیم خلیل الله آموخته اند. آزمون بندگی ابراهیم نبی که شروع شد، بایدقلبش را صاف می کرد، زلال و یک دست که برای غیر خدا جایی نماند حتی به اندازه عشق پدری. شیطان با همه شوق پدر را صدا می کرد تا مرددش کند و ابراهیم (ع) در راه وصال محبوب، باید شیطان کمین کرده در وجودش را سنگ باران می کرد. مهر ناامیدی بر دل سیاه شیطان کوبید و پای دلش در سنگلاخ وسوسه نلغزید و این شد داستان رمی شیطان رجیم!
رمی کرونا در عید قربان/ اهدای پلاسما در جنگ با کرونا
امسال که کرونا همه، حتی حاجیانِ چند سال در انتظار نشسته را خانه نشین کرده است، به جای قربانی کردن تعلقات و زیبایی ها از فرصت ها استفاده کنیم و پلاسما و خون اهدا کنیم. شیعه پرس؛ مجله مهر _ مرضیه کیان: به لطف! کرونا که روزی آن را مهمان ناخوانده خواندیم و الان دیگر کنگر خورده و لنگر انداخته و صاحبخانه ها را یکی یکی از خانه بیرون می کند، بساط سفره موسم حج هم جمع شده؛ دیگر امسال در ایام
کرونا، محرم و یک حق الناس بزرگ
اجتماعی هم به عنوان یک اصل مسلم قلمداد شود. همه می دانند که درصورت برگزاری مراسم سوگواری محرم عملا امکان رعایت فاصله فیزیکی و پروتکل های بهداشتی وجود ندارد و سلامتی و جان مردم در معرض خطر قرار می گیرد. کرونا، محرم و یک حق الناس بزرگ/کنکور داوطلبان آزمون بزرگ مسئولان/تا دیر نشده این صدا را بشنوید - یکی از انتقادات جدی دلسوزان دینی در چند دهه گذشته پرداختن به ظواهر مسئله محرم و فاصله
کویر، فقر، بیکاری، قاچاق، مرگ!
و همسایه ها یکی پس از دیگری می رسند و در اتاق می نشینند. مادر پیرش می گوید خانه نیست و رفته چرخی بزند. چرخ زدن آن هم در شب کویر، جایی که چند خانه کنار هم ساخته شده و بعدازآن تا کیلومتر ها خانه ای نیست عجیب به نظر می آید. نزدیک به یک ساعت منتظر اکبر می مانیم، اما دست آخر مردی حدود 30 ساله را جای اکبر به اتاقی که ما نشسته ایم می فرستند. ترس از چهره اعضای خانواده می بارد. حرف های آن کس که