ناپدری عاشق نیلوفر 17 ساله شد / رازی که دختر از مادرش پنهان کرده بود
سایر خبرها
عید غدیر فرصت خوبی است تا یکدیگر را ببخشیم
جوانان محله است. سیده زهرا سادات موسوی متولد آبان 69 در تهران و بزرگ شده مشهد است. شش ساله بوده که خانواده به مشهد می آیند و ساکن محله امیرالمؤمنین (ع) می شوند. یک خواهر و یک برادر دارد. پدر زهرا برشکار کیف است. بعد از سال ها زندگی در مشهد پدر زهرا تصمیم می گیرد باتوجه به شرایط بهتر کاری در تهران دوباره به آنجا بازگردد و اکنون ساکن مشهد نیست؛ اما زهرا که همینجا ازدواج کرده است مشهد
گفت و گوی خواندنی با پرافتخارترین بازیکن تاریخ لیگ برتر / چرا سید جلال سوپرمن شد؟
فوتبالی بزرگی همچون مرحوم سیروس قایقران دارد که همه را به فوتبالیست شدن ترغیب می کند. من هم مثل خیلی از بچه های این شهر از دوره کودکی، عاشق فوتبال شدم. در دوران ابتدایی، عضو تیم مدرسه مان شدم و تقریبا همه اوقات فراغتم را در آن زمان با فوتبال سپری می کردم. خیلی زود هم عضو تیم پایه های ملوان شدم و آن زمان فکرش را هم نمی کردم به موفقیت هایی که اکنون دست یافته ام، برسم. شروع از زمین خاکی و قرض گرفتن
گفتگو با عالیه حجت زاده، یکی از اولین دانش آموخته های رشته روزنامه نگاری در ایران
و گفتم شما ما را به مشهد کشاندی. من از کار بیکار شدم. اشک هایم می ریخت و می گفتم: یعنی الان باید کاری را که دوست ندارم انجام دهم؟ هنوز داخل کوچه نرفته بودم که مادر همسرم مرا صدا کرد و گفت از روزنامه قدس تماس گرفته اند و تقاضایم را برای همکاری پذیرفته اند. بنویسید گروه بانوان مدیرمسئول آن زمان روزنامه قدس، سید جلال فیاضی، از او می خواهد از خانم های تحصیل کرده در رشته های مختلف برای
تجاوز به المیرا 18 ساله در خانه همسایه
من تا پایان دوران دبیرستان، دانش آموزی ممتاز بودم و پیش بینی همه دبیران و معلمانم این بود که بتوانم با کسب رتبه عالی در دانشگاه قبول بشوم. اما درست سر بزنگاه، در حالی که با سرعت در مسیر موفقیت حرکت می کردم ناگهان از خط خارج شدم و به بیراهه رفتم. دختر 18 ساله که همراه خاله اش به مرکز مشاوره آرامش پلیس خراسان رضوی مراجعه کرده بود افزود: در سال آخر دبیرستان از طریق دختر همسایه مان با پسر
رسیدگی به پرونده برادرکشی در کهریزک
فرزند نیز دارم. مدرک تحصیلی من سیکل است و در یک رستوران مشغول به کار بودم و دارای سابقه کیفری نیستم. قبلا هیچ اقدام مجرمانه ای انجام نداده ام. ما اصالتا اهل غرب کشور هستیم اما اکنون ساکن کهریزک هستیم. قبول دارم که برادر خود را به قتل رسانده ام اما هیچ عمدی در کار نبوده است. برادر من مواد مخدر مصرف کرده بود و به خانه می آید تا پول از پدرم بگیرد. ابراهیم به همسرم حمله کرد محسن در
رای پرونده قتل ناموسی در خاک سفید صادر شد
دانم ضربه منجر به مرگ را کدامیک از ما زده است. من قبول دارم که به مدت 15 سال به صورت غیرقانونی در ایران زندگی کرده ام و به صورت غیرقانونی وارد شده ام و من این جرم را قبول دارم. سال 95 با افسانه که یک دختر ایرانی است ازدواج کردم. روز حادثه همسرم با من تماس گرفت و گفت یک نفر در پارک خاک سفید مزاحم آن ها شده است. من در آن لحظه در مجلس عزا بودم و به همراه محمدرضا رفیقم به محل پارک رفتیم و در آنجا احمد
دیدار مجازی با مشروطه خواهان/ از نامه های ستارخان تا اعلامیه دلجویی محمدعلی شاه
برادر قوام السلطنه) است. همه آن ها به دلیل شرایط سیاسی کشور به خارج از ایران فرار کرده بودند و آنجا با پول مردم مشغول عیاشی بودند. وثوق الدوله بعد از دهه 20 به ایران برگشت و با همان پول ها در تهران یک میلیون مترمربع زمین خرید؛ در محدوده ای که به میدان وثوق معروف شد. دختر وثوق الدوله که مادرزن هویدا هم بود و من چند مرتبه برای تبادل اسناد تاریخی به خانه شان رفتم، می گفت: پدرم 200 قواره زمین 5 هزار
مرگ مرموز زن جوان در آستانه ازدواج
مرگ مرموز زن جوان بر اثر ضربات وارد شده بر بدنش دو سال قبل زنی جوان به مأموران پلیس شکایت کرد و مدعی شد نامزد خواهرش باعث مرگ خواهرش شده است. این زن که ژاله نام دارد، گفت: کسی که خواهرم را کشته، نامزدش مهرداد است. او دروغ می گوید که خواهرم به مرگ طبیعی مرده است. ژاله درباره دلیل این ادعا گفت: خواهرم در مطب پزشک کار می کرد و کارهای تزریقات را انجام می داد. او دختر
باید آدم هایی تربیت کنیم که از خودمان بهتر باشند 12 مرداد 1399 ساعت: 18:5
دوره من و در رشته ارتوپدی بود. منافقین به در خانه او رفتند و ایشان را شهید کردند. سال خیلی سختی بود. هیچ کسی حاضر نبود مسئولیت معاونت دانشکده پزشکی را بپذیرد برای اینکه در گزینش آنجا باید عده ای را رد می کردند و عده ای را قبول می کردند بنابراین مرا مسئول کردند. آقای دکتر قریب، رئیس دانشکده پزشکی بودند و من معاون ایشان شدم. در حالی که رزیدنت سال دوم داخلی هم بودم. آن زمان همه همکلاسی های من
خون جمال روی اقلامی ریخت که برای مردم محروم می برد
زندگی این شهید مسیر خدمت و احسان را تقدیم حضورتان کنیم. خواهر شهید شما خواهر بزرگ تر شهید کریمی هستید، ایشان چطور بچه ای بودند. در خانواده چند برادر و خواهر هستید؟ ما در خانواده پدری چهار برادر و چهار خواهر بودیم. یک خواهرم مرحوم شده است و با شهادت برادرم جمال اکنون سه برادر و سه خواهر مانده ایم. جمال برادر کوچکمان بود. 35 سال داشت که به شهادت رسید. از بچگی سرش در
درجستجوی دنیای بدون جنگ
پدرم هرگز نخواست که ازدواج کند چون می خواست ما را بزرگ کند. پدرم وقتی در ایران بودم فوت کرد، همیشه نگران بودم که نکند در جنگ های قومی فوت کند و دست آخر حتی محل دفن او مشخص نباشد اما با وجود همه ناآرامی ها به مرگ طبیعی از دنیا رفت. سه فرزند دارد، یک دختر و دو پسر که همه در ایران مشغول کار یا تحصیل هستند و می گوید که کرونا باعث شده است تا همسرش هم در خانه بماند و همراه او مجسمه سازی یاد بگیرد. همیشه
سبزپوشانی که با گریه مردم گریستند
انتظامی نیز به نوعی سخت تر از گذشته شده است زیرا میزان ساعات کار ما افزایش یافته و ضمن اینکه باید همه پروتکل های بهداشتی را رعایت کنیم، ماسک بزنیم، از دستکش و مواد ضد عفونی استفاده کنیم، با مجرمانی در ارتباط هستیم که نه تنها بهداشت را رعایت نمی کنند بلکه با وجود برخورد پلیس باز به سطح جامعه باز می گردند. وی با بیان اینکه هر شب حدود ساعت 12 به خانه باز می گردم، می افزاید: وقتی به خانه باز
باورم نمی شد که شوهرم به دخترم که از همسر قبلم دارم،پیشنهاد دوستی داده
را آغاز کردیم، اما خیلی زود ورق برگشت و زندگی ام در مسیر نابودی قرار گرفت. هنوز دخترم را باردار بودم که روزی سرزده به خانه بازگشتم و شوهرم را کنار بساط مواد مخدر دیدم. گویی اتاق دور سرم می چرخید و پرنده های خوشبختی مرا ترک می کردند. همه آرزوهایم با دیدن این ماجرا به خاکستر یأس تبدیل شد. زمانی که فهمیدم همایون قبل از ازدواج با من اعتیاد داشته است، گریه کنان به پایش افتادم و از او خواستم به خاطر
زن جوان راز سیاه همسرش را فهمید؛ ناپدری عاشق نیلوفر 17 ساله شد!
شوهرم را کنار بساط مواد مخدر دیدم. گویی اتاق دور سرم می چرخید و پرنده های خوشبختی مرا ترک می کردند. همه آرزوهایم با دیدن این ماجرا به خاکستر یأس تبدیل شد. زمانی که فهمیدم همایون قبل از ازدواج با من اعتیاد داشته است، گریه کنان به پایش افتادم و از او خواستم به خاطر دخترمان اعتیادش را ترک کند. به همین دلیل او را نزد پزشک متخصص اعصاب و روان بردم و همسرم با مصرف دارو چند ماه اعتیادش را کنار
پرونده مرگ مرموز پرستار جوان روی میز دادگاه/ آیا نامزدش او را کشته؟
بهتر شد می توانست پایش را حرکت بدهد. مهرداد در ادامه گفت:، اما چند دقیقه بعد یکدفعه حالش بد شد. من برایش آب قند درست کردم بلند شد که آب قند را بخورد، اما سرش گیج رفت و بیهوش شد و افتاد. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم وقتی امدادگران رسیدند آزیتا نمی توانست حرف بزند. من گفتم چند ساعت قبل دو آمپول تزریق کرد. اسم آمپول را پرسیدند که نمی دانستم. از خانه خارج شدم تا به داروخانه بروم و اسم آمپول
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
هشت خواهر؛ یکی از اقوام ما مستأجر منزل پدری همسرم بودند و یک روز که مادر و خواهرم برای مجلس روضه در منزلشان دعوت بودند، مادرشوهرم پرسید دختر دیگری ندارید که مجرد باشد؟ مادرم پاسخ داد چرا ولی کوچک است؛ با این وجود آدرس خانه را گرفتند و آمدند؛ من جوابم این بود که سنم کم است و قصد ازدواج ندارم ولی پدر و مادرم رضایت داشتند و خانواده شان را خیلی پسندیده بودند. با این حال من تاکید کردم که جوابم منفی است
تشابه چهره های سرشناس هالیوود با فرزندانشان
یفا کرده است. مایا گفته مادر و پدرش شیفته ی این سریال هستند. 25 ) سوزان سندرسون و دخترش، اوا آموری اوا آموری که فرزند سوزان سندرسون و فرانکو آموری، تهیه کننده و کارگردان ایتالیایی، است همانطور که در عکس بالا می بینید ویژگی های چهره ی مادرش را به ارث برده. 26 ) جولیان مور و دخترش، لیو مورد بعدی در تشابه چهره های سرشناس هالیوود مربوط به جولیان مور 57 ساله
این زن تهرانی شوهرش را تکه تکه کرد/ راننده تاکسی راز این زن را لو داد +عکس
پتو بیرون افتاد. با این تماس مأموران پلیس به آدرس موردنظر رفتند و زن 45 ساله به نام مریم را بازداشت کردند .این زن همانجا به قتل شوهر سابقش به نام اردشیر اعتراف کرد. مریم در بازجویی ها گفت: من و همسرم 22 سال قبل با هم ازدواج کردیم اما شوهرم معتاد بود. ما صاحب یک دختر بودیم اما چون از بدرفتاری های او خسته شده بودم از اردشیر جدا شدم. دخترم با پدرش زندگی میکرد و من گاهی اوقات به
شیرزن کارخانه
کمک دست مادرم بودم با این حال مادرم نمی گذاشت به من سخت بگذرد. خانم اولیای بقال 14سال بیشتر نداشت که پای سفره عقد نشست. ماجرای ازدواج طاهره خانم هم شنیدنی است: پدر شوهرم با پدرم دوست بودند. آن وقت ها آقای موسوی بزرگ برای پسرش دنبال دختر می گشت از پدرم راهنمایی خواست. پدرم هم همسایه مان را معرفی کرد چون آن ها را می شناخت و می دانست آدم های خوبی هستند دخترهای سربه زیر و خوبی هم داشتند. مادرشوهر
متن و اس ام اس زیبا برای تبریک تولد دختران مرداد ماهی
خواست دخترم باشی تو آمدی و خدا خواست از همان اول تمام دلخوشی روز آخرم باشی دخترم! این را بدان همیشه و همیشه قشنگترین صدای زندگی من تپش قلب توست و باشکوه ترین روز زندگیم روز تولد توست. پس همیشه برایم بمان و بدان که پدرانه دوستت دارم. دختر دلبند من! تو برای به وجود آوردن لبخند زیبای پروردگار، رضایت و دعای پدر، تو برای همه ی خوبی ها دختر متولد شدی، تولدت مبارک
8 روایت دردناک از قرنطینه خانگی مبتلایان به کرونا و مبارزه آن ها برای غلبه بر بیماری
تست بدهم و فعلا باید منتظر جواب تست خون باشم. از مکالمه تلفنی من با همسرم، بیشتر از نیم ساعت نگذشته بود که به خانه رسیدم. دیدم همسرم بچه ها را برداشته و رفته است. همه اتاق ها را گشتم، هیچ کس نبود. او آن قدر برای رفتن عجله داشت که حتی کولر و تلویزیون را هم خاموش نکرده بود. زنگ زدم و پرسیدم که کجا رفته اند. چون در چند ماه گذشته اصلا از خانه بیرون نمی رفتند. برایم عجیب بود. همسرم چند ماه بود که به خاطر
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
به گزارش سرویس بسیج طلاب و روحانیون خبرگزاری بسیج ، جنگ تازه آغاز شده و هنوز بسیاری از مردم توجیه نشده اند، سوریه؟ جنگ؟ چرا جوانان ما باید بروند؟ چرا تو؟ تو بمان و درست را بخوان، اینجا مفیدتر خواهی بود. نوعروست را چه می کنی، تازه زندگی را آغاز کرده ای؟ بعد از تو یک دختر عقدکرده باید چه کند؟ همه این ها و بسیاری از حرف های دیگر را می شنود؛ اما دلش سال هاست که هوایی شده، شاید از همان زمان که عمویش
مرگ همین جوری وسط کنکور که در نمی زند
وحید میرزایی طنزنویس راستش را بخواهید یک چیزی که ما را به موفقیت نهایی و پیروزی امیدوار می کند این است که مسئولانی داریم که حواس شان به همه چیز هست و چیزی را در کمک به مردم از قلم نمی اندازند. نمونه اش همین برگزاری کنکور سراسری در شرایط کرونا که یکی از بهترین تصمیماتی است که می شود در این وضع گرفت و واقعا تأثیر خیلی زیادی در گسترش علم و دانش درکشور خواهد داشت. همان طور که ما سال
ماجرای زندگی زنی که فیش حجش را به مرکز سل اهدا کرد
به گزارش خلیج فارس؛ شهروند در ادامه نوشت: جمیله خانم دوماه پیش هم خواب دیده بود. خواب لباسی سفید. خواب دیده بود که لباس سفید پوشیده و کعبه را 7بار طواف کرده، خواب دیده بود که خانه شیطان را سنگباران کرده، 7بار از میان صفا و مروه گذشته و آخر سر در مسجد الحرام ایستاده و قامت بسته برای چند رکعت، قربه الی الله. خواب که تمام می شود، رویا ها تمام نمی شوند. جمیله خانم بیدار شده بود، لبخند زده بود و منتظر مانده بود تا بعد از 11 سال خبر دهند که این بار خدا او را طلبیده تا به حج برود. روزگار سپری ...
لحظاتی پای صحبت های مادر دو شهید/ شهدای خانه ام را فدای مادرشان حضرت زهرا (س) کردم
و فریاد زده بود مادر شهادت! همین کلمه کافی بود تا مادر متوجه شود او دعای شهادت می خواهد و خیلی زود شهادت در تک جزیره مجنون نصیب پسرش سید مهدی شد. متن پیش رو ماحصل گفت وگوی ما با زکیه نصیری مادر شهیدان سیدجمال و سیدمهدی احمدپناهی است. از خودتان بگویید، اهل کجا هستید و چند فرزند دارید؟ ما اصالتاً اهل محله قدیرآباد سمنان هستیم. حاصل زندگی من و همسرم سیدجواد پنج فرزند پسر و یک
به دخترم پیشنهاد فرار دادند
؟ چطور آشنا شدید؟ آن ها از یک خانواده از چهارمحال و بختیاری بودند، ولی خانم من متولد آبادان است. دختر مرحوم دکتر ابوالقاسم بختیار است که 107 سال زندگی کرد و ایشان از موسسین واحد بهداشت و درمان شرکت نفت بودند. *چند فرزند دارید؟ 4 دختر و 7 نوه دارم. دخترانم همه ازدواج کردند. *همه تحصیلکرده هستند؟ یکی در حد دیپلم و خانه داری ماند، ولی بقیه دکترا
بازخوانی جنایات گروهک تروریستی تندر + عکس
به کوه های اطراف شیراز رفتم، از انفجار حاصله به شدت ترسیدم و همان جا متوجه شدم او اهداف پلیدی دارد. در طرح انفجار خودرو های حامل نیرو های سپاهی و بسیجی، من مجید را منصرف کردم، زیرا اگرچه افکار ضدنظام داشتم، اما نه اینکه بخواهم کسی را بکشم. مجید مرا به طور غیرمستقیم تهدید می کرد و چند بار گفت: اگر کسی بخواهد مرا لو بدهد، حتی اگر برادرم باشد، او را می کشم. متهمان ردیف اول، دوم
فیلم های سینمایی شبکه های سیما در هفتمین هفته تابستان
انگ لی چهارشنبه 15 مرداد ماه ساعت 10:30 از شبکه چهار سیما پخش می شود. در این فیلم با بازی سورج شارما، عرفان خان، تابو، عادیل حسین و ژرار دوپاردیو خواهیم دید: پسری 16 ساله به نام پی در یک سانحه غرق شدن کشتی نجات پیدا می کند. او در یک قایق تنها در اقیانوس سرگردان است که متوجه می شود یک ببر بنگال نیز در قایق حضور دارد که ... شبکه پنج سیما فیلم سینمایی نوشدارو به کارگردانی نوانیات سینگ
هفتمین هفته تابستان و فیلم های سینمایی شبکه های سیما
می دهد برخی مواقع قوانین پرواز را نادیده بگیرد. اما شرکت چنین اجازه ای را به او نمی دهد. در این میان گوشین با دختر جوانی به نام الکساندرا که او نیز خلبان است آشنا می شود. گوشین به الکساندرا علاقه مند می شود و به او پیشنهاد ازدواج می دهد. اما الکساندرا به خاطر قانون شکنی گوشین پیشنهاد او را نمی پذیرد. تا این که ... فیلم سینمایی برادران داسلر 1 به کارگردانی سریل باس و فیلیپ استینرت سه شنبه
داستان کوتاهی از ایزابل آلنده: زندگی پایان ناپذیر
فقیرنشینی واقع بود، به راه می افتادند. با رشد غیر قابل کنترل شهر، آن ناحیه به لانهٔ قاچاقچیان مواد مخدر، روسپیان و دزدان تبدیل شد؛ جائی که حتی اتومبیل های پلیس نیز پس از غروب آفتاب دیگر در آن دیده نمی شدند. اما برای بلوم ها در تمامی ساعات شب امن بود. همه آن ها را خوب می شناختند. هیچ بیماری یا مشکلی نبود که به گوش روبرتو نرسد و هیچ کودکی نبود که بدون چشیدن مزهٔ شیرین های آنا بزرگ شود. همواره کسی بود که به