سایر منابع:
سایر خبرها
ویژه نامه سردار شهید "ابوالفضل هراتی"
جبهه چگونه است؟ محرم اینجا با همه جا فرق می کند . زیراهم محرم است و هم کربلا، هم شب عاشوراست و هم قتلگاه 18 . به خانواده اش توصیه می کرد : مادر، باید خدا را شکر کنی که امانتی را که به تو داده است به او بازگرداندی، چون فرزند امانت است. شما فرزندت را سالم از خدا تحویل می گیری ولی اگر به راه غیر خدا برود در امانت خیانت کردی و در آن دنیا نزد حضرت زهرا(س) سرافکنده خواهی بود . در آخرت تمام مادران
خدایا ما را یک لحظه به حال خود رها نکن در غیر این صورت زندگی و عمر ما به پوچی می رود
/> پروردگارا! حال، با این هدیه بزرگ یعنی انقلاب اسلامی و با چنین امامی مرا بیدار ساختی که چه در مسیر اشتباهی راه می رفتم و خیال خودم درست خدایا با این همه اشتباه و خطا درست لحظه ای که می رفتم به ته چاه بیفتم و برای همیشه فنا شوم دست مرا گرفتی و نجاتم دادی و جائی که همه به یاد تو هستند مرا به بهترین دانشگاه دنیا آوردی. خدایا ما را یک لحظه به حال خود رها نکن در غیر این صورت زندگی و عمر ما به پوچی
روایت گل سرخ ؛ گامی مؤثر در شناخت اهداف سید الشهدا(ع)
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفایش، آن هم پس از شصت سال از هجرت پیامبر اکرم(ص) و در دوران اوج گسترش اسلام در سراسر جهان، همچون زخمی کاری در پیکر منادیان پیام معنویت اسلامی بود. صدای عاشوراییان تا به امروز در چهار سوی جهان طنین دارد و آشنا و بیگانه شیفته پیام خونی است که مظلومانه در دفاع از حریم اسلام و آزادگی و حق و شرف انسانی بر زمین سوزان کربلا
گزیده احادیث درباره حضرت قاسم بن حسن در منابع تشیع
تر از عسل بود به نقلی در شب عاشورا، آنگاه که امام حسین (علیه السلام) خطبه خواند و به یاران خود فرمود: فردا من و شما همه کشته خواهیم شد ، وی پنداشت این افتخار از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمی شود. از این رو پرسید: آیا من هم فردا کشته خواهم شد؟ امام (علیه السلام) با مهربانی پرسید: فرزندم، مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض کرد احلی من العسل (شیرین تر از عسل) حضرت
زندگینامه جالب قاری سرشناسی که در کربلا فدای قرآن ناطق شد
) مجبور شد در کربلا فرود آید، بریر گفت: ای پسر رسول خدا، خداوند بر ما منّت نهاده است که بتوانیم پیش روی تو جنگ کنیم و کشته شویم و چه سعادتی است که جدّ تو در قیامت شفیع ما خواهد بود. روایت شده که پس از ورود کاروان امام حسین (ع) و یارانش به کربلا در دومین روز از ماه محرم الحرام سال شصت هجری، آن حضرت (ع) خطبه ای ایراد فرمودند. پس از ایراد این خطبه، یاران امام (ع) به پا خاستند و هر یک از
روضه خوانی عاشورایی از دیرباز تا به امروز در تبریز
. شهادت غلام سیاه امام حسین(ع) جون بن ابی مالک غلام سیاه چهره از غلامان آزادشده ابوذر غفاری در کنار سپاه امام بود امام به او فرمود: به تو اجازه دادم که از این جا بروی تو برای کسب عافیت و سلامتی همراه ما بودی. اینک که وضع چنین است خود را در راه ما گرفتار نکن . جون گفت: ای پسر رسول خدا(ص) آیا من هنگام خوشی و رفاه کاسه لیس شما باشم و هنگام سختی و فشار شما را به خودتان
تیکه پاره کردن زن جوان با قمه به دست برادران خشمگین
من تصمیم خودم را گرفته بودم و حاضر نبودم دیگر به زندگی تلخ و سختی که با آن مرد داشتم ادامه دهم. اما برادرانم من را تهدید کردند و گفتند اگر جدا شوم مرا می کشند با این حال توجهی نکردم و مخفیانه با خواهر کوچکم به تهران آمدیم. ما در تهران کار می کردیم و زندگی خودمان را داشتیم تا اینکه یک شب دو برادرم به خانه ما حمله کردند. من می دانم که شوهر سابقم در اینکار دست داشته است. او به
یک خاطره تلخ، از مجلس ششم
میان گذاشتم. خودمانی از این حیث، چون من یک خبرنگار سیاسی بودم و در حوزه ورزشی صاحب نظر نبودم. از او پرسیدم، در این کشور هر کسی را که اندک نامی در فوتبال داشته سرمربی تیم ملی فوتبال شد اما حتا برای یک بار هم به این طفلک، ناصر حجازی این فرصت داده نشد. و شما نیز که از جمله روسای خوشفکر فدراسیون فوتبال این کشور بودید در این باره هیچ کاری نکردید، چرا.؟ “مهندس فراهانی، که انگار دست
اشک بر امام حسین (ع) بازخوانی هر روز عاشورا و همه جا کربلا است
َ صَباحاً وَ مَسآءً، وَ لاَبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ،حَسْرَهً عَلَیْک؛ اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و از یاری تو دور ماندم و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم، هم اکنون، هر صبح و شام بر شما اشک می ریزم و به جای اشک، در مصیبت شما، خون از دیده می بارم . اشک بر امام حسین (ع) بازخوانی هر روز عاشورا و همه جا کربلا است مسؤول دفتر نمایندگی
زاکانی در کتاب فرماندهان ورود ممنوع از حاج عبدالله نوریان می گوید
/> خودش بسم الله الرحمن الرحیم گفت. همان کاری را انجام داد که من انجام داده بودم. مین منفجر شد. حاج عبدالله گفت: شما بگید بسم الله الرحمن الرحیم، کارها درست می شه. اهل ذکر بود. یک بار او را در بهشت زهرا، بین قطعه شهدا دیدم. به علت وجود تابلوهای شهدا، او مرا ندید. از لابه لای مزارها عبور می کرد. منقلب شده بود. لااله الاالله می گفت و می لرزید. پیش خودم گفتم؛ او چه می گوید؟ چه می بیند که
گزیده احادیث درباره حضرت عبدالله بن حسن در منابع تشیع
الله بن حسن که یازده سال بیشتر نداشت نگاهی به عموی خود می اندازد که در محاصره لشکریان قرار گرفته است، با سرعت به سوی عمو حرکت می کند، حضرت زینب (سلام الله علیها) می خواهد او را بازدارد ولی او فرار می کند و نزد عمویش می آید، بحر بن کعب شمشیر را بالا می برد که بر حضرت امام حسن(علیه السّلام) فرود آورد، این پسر فریاد می زند: ای پسر خبیثه عموی مرا می زنی؟ شمشیر پائین می آید، عبداللّه دست خود را جلوی شمشیر
دایه امام حسین(ع) چه کسی بود؟
می دهی مدتی گذشت تا از حضرت فاطمه(س) امام حسین(ع) متولد شد. روز هفتم ام ایمن او را در بغل گرفت و خدمت پیامبر آورد، پیامبر فرمود: این است تعبیر خوابی که دیده ای. (15) شاهد فدک زمانی که ابوبکر فدک را غصب کرد، فاطمه زهرا(س) به ابوبکر گفت: تو خود را خلیفه پدر من می دانی در حالی که ملک مرا از دستم می گیری ابوبکر گفت: عمر و عایشه از پیغمبر نقل کرده اند که فرموده ما گروه پیامبران بعد
بازیگری که تلاش کرد مدل نباشد
نمایش خانگی داشته که کمتر کسی از آن خبر دارد و همین سبب گله اوست. این ها همه بهانه ای برای گپی کوتاه با این بازیگر شد و او پیش از هر چیز در پاسخ به اینکه چرا در مقایسه با شروع خوبی که در سینما داشت، نسبتا کم کار شده است، می گوید: ورود من به مارکت سینما به سال های 90 و 91 برمی گردد، یعنی بعد از سریال کلاه پهلوی که حدود هشت سال مشغول فیلمبرداری آن بودیم و در این مدت هیچ کاری از من دیده نشده
ماجرای بستن راه بر امام حسین علیه السلام توسط حر بن یزید ریاحی
هم از طرف دیگر حرکت می کردند او به امام حسین علیه السلام از راه نصیحت عرضه داشت ای حسین از این تصمیم برگرد و آهنگ کارزار مکن زیرا یقین می- دانم هر گاه با پسر زیاد بجنگی کشته خواهی شد. فرمود ای حر مرا از کشته شدن میترسانی و خیال می- کنید هر گاه مرا بکشید روزگار به آسایش بسر خواهید برد و من امروز همان سخنی را می گویم که آن مرد اوسی- که می خواست بیاری رسول خدا ص برود و پسر عمش او را میترسانید و اظهار
سدی مقاوم در برابر دشمنان امام باشید
/> پدر و مادر عزیز، برادر و خواهرانم خیلی حرف ها برایتان دارم، اما وقت تنگ است و باید حرکت کنیم، فقط بگویم که صبور و استوار باشید. بدانید و بی شک، می دانید من با آگاهی تمام در این راه گام نهادم و انتهای این راه شهادت است و امیدم این است که در محدوده خودتان در مقام خانواده شهید الگو و اسوه ای برای دیگران باشید و سدی مقاوم در برابر دشمنان امام، امت مسلمان ایران مسئولیت هایتان بسیار سنگین است.
خاطرات فرمانده دسته ویژه غواص لشکر 41 ثارالله منتشر شد
به گزارش خبرگزاری مهر ، نوشتن از شهید سخت است. شهیدی که گل سرسبد و محبوب همه خانواده و اقوام و دوستانش بود. روحیه حمایت از مظلوم و ظلم ستیزی او در دوران قبل از انقلاب از او یک مبارز چریک ساخته بود. با اینکه نوجوانی 12 ساله بود اما در مبارزات مسلحانه شرکت می کرد. بسیار فعال و مهربان بود. تا فرصتی می یافت به اقوام و خویشان مخصوصاً مسن ترها سر می زد و صله رحم می کرد. نمی نشست که برایش شیرینی و میوه
رونمایی از تندیس شهید دستوری در فریدونشهر
تمام تجمعات و جلسات انقلابی شرکت می کرد و تلاش زیادی برای روشنگری و ارشاد مردم انجام می داد بسیار مهربان و خوش خلق بود و به ظواهر فریبنده دنیا بی اعتنا ، به همه احترام می گذاشت و جوانی مومن و وارسته از بند مادیات و فانیات بود در آغاز جنگ تحمیلی به سپاه پیوست و پاسدار رسمی شد و از این طریق در تاریخ پانزدهم مهرماه شصت ودو عازم جبهه های حق علیه باطل شد شهید بصورت متوالی سه بار به جبهه اعزام گردید
سخنان حسین(ع) از مدینه تا کربلا تلاش معاویه برای بیعت گرفتن و پاسخ حضرت: حق را به گونه ای از صاحبانش ...
نگاه داشت و رسول خدا سرمشق خوبی است! پس هان ای فرزندان عبدالمطلب! ما و شما از دو تیره یک پدر و جد هستیم، نسل به نسل در اختلافیم؛ اما من هنوز امید به انصاف شما دارم تا با من متحد شوید چرا که هیچ گوینده ای در سخن بر شما پیشی نمی گیرد و دیگران تنها سخنان برتر شما را تکرار می کنند، پس به خویشاوندی که درخواست کمک دارد، پاسخی نیک و پسندیده دهید، من برای خود و شما از خداوند طلب استغفار می کند
946/ شهید اسدالله عباسی: دشمن خود را بشناسید
سر به فلک کشیده کردستان و غرب را شاهد می گیرم که لحظه ای از وظیفه خود غافل نشوم پس امام تو نیز شاهد باش تا اینک در پیش امام زمان (عج) رو سیاه نگردم. امت حزب الله، ای یاوران روح الله چه وصیتی می توانم برای شما داشته باشم در حالی که خودم از شما درس آموختم حضور شما را همه جا دیدم حس کردم و یقین پیدا کردم که همه جا پشت سرم هستید و به همین دلیل پیرزی های فراوان قسمت اسلام و امت حزب الله شد
محرم امسال ،بسیجی مجاهد باشیم
باتو دوست تو خیلی خوب و...شماره تلفن خواست گفتم اینجا فعلا...گفت من با تو دوست هروقت پیش تو آمد چندروز مشروب نخورد.... خلاصه او حاضربود ازعرقی که از همه براش مهمتر بود بگذره فقط بخاطر اینکه من چندساعت بجای اثبات خدا،دیندار (بسیجی)بودن خودرا اثبات کرده بودم این راز دلربایی حاج قاسم است یک عمر"بسیجی مجاهد" بودن این از اسرار خروج مردم دنیا از کاباره ها و دیسکوها و رفتن به خیمه امام زمان عج
امام جمعه پلدختر با خانواده شهید عزت الله بازگیر دیدار کرد
جسد من به دستتان نرسید ناراحت نباشید اگر فرزند شما در راه اسلام فدانشود پس چه کسی نهال انقلاب را آبیاری نماید. از خواهران و برادرانم می خواهم که برایم گریه و زاری نکنند اگر شهید شدم مرا در روستای خود (هلوش) به خاک بسپارید. پدر و مادر عزیزم خداحافظ. انتهای پیام/
متن زیارت عاشورا + ترجمه و صوت
و دهنه زدند و به راه افتادند برای پیکار با تو بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ پدر و مادرم بفدایت که براستی بزرگ شد مصیبت تو بر من پس می خواهم از آن خدائی که گرامی داشت مقام تو را وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و
اشعار شب چهارم محرم _ اصحاب الحسین (ع)
دل است خورشید هم که قافله سالار این ره است از رهروان روشن این راهِ مشکل است... عشق ار ز کربلا رهِ خود تا خدا گشود عقلِ زبون هنوز در آن پای در گِل است... دستِ مرا بگیر و ازین ورطه وارهان دستی که نامراد، به گردن حمایل است در کربلا دوباره خدا، آدم آفرید در کربلا حماسه و غم با هم آفرید حُر شرم می کند که به مولا نظر کند
مقتل خوانی| مسلم اولین شهید تشنه لب واقعه عاشورا + فیلم
نداریم؛ ولی اگر به قصد ما آید، از او دست برنمی داریم. ولی دوست دارم بدانم برای چه به این شهر آمدی وکار مردم را به تفرقه کشاندی ؟ مسلم گفت: برای آشوب به این شهر نیامدم؛ ولی شما زشتی ها را آشکار و خوبی ها را دفن کردید، بدون رضای مردم بر آنان حکومت یافتید و آنان را به غیر خواسته خدا وادار ساختید و رفتاری چون کسری و قیصر پیش گرفتید. آمدیم تا امر به معروف و نهی از منکر کنیم و مردم را به
سعادت انسان در آن است که در راه خدا جهاد کند / جهاد دری از درهای بهشت است
تو خجالت می کشم در روز قیامت سردار شهیدان بدنش پاره پاره باشد و من سالم باشم. بار پروردگارا از تو می خواهم که صلاح دانستی شهید شوم ضمن اینکه به تمام مقربانت قسمت می دهم که مرگ در رختخواب را نصیبم نکن و اگر شهادت را نصیبم گردانی بدنم تکه تکه شود تا اینکه در صحرای محشر شرمنده نباشم. از پدر و مادرم می خواهم که مرا حلال کنند و کارهای بدی که از من سر زده ببخشند و افتخار کنند که فرزندش راه
خوش رویی و خیرخواهی صفت بارز حاجی ناصر حسینی بود
17 دی ماه سال 1365 به درجه رفیع شهادت رسید. حاج حسینعلی، پدر شهید: روزی که فرزندم می خواست به جبهه برود، بهم گفت: هرچی شما کردید و صادق و به جبهه رفت و در عملیات کربلای 5 شرکت کرد و مجروح شد و در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد که به ملاقاتش رفتیم و در همان بیمارستان به لقاءالله پیوست. بعد از شهادتش او را در جوار زیارتگاه هویط بن هانی فهرج به خاک سپردیم. حاجیه
اشعار شب سوم محرم حضرت رقیه (س)
علی اصغر سرانگشت مرا دندان نمی گیرد به بازی باز هم خود را به مردن زد عموجانم ولی با بوسه هایم چون همیشه جان نمی گیرد نگاه عمه طعم اشک دارد، امشب تلخی ست دل دریایی او بی دلیل این سان نمی گیرد نمی دانم چرا این ذوالجناح مهربان امشب تمرّد می کند، از هیچ کس فرمان نمی گیرد پدر! می ترسم، این تشویش را پایان نخواهی داد؟ دلم آرام جز
روز اول محرم، روایت کربلا
خیمه بزرگ تکیه زده بود و نوشته ای را می خواند. عرض کردم ای پسر رسول خدا پدر و مادرم فدایت، چه چیز شما را در این زمین خشک و بی آب و علف فرو آورده است؟ امام فرمودند: این ها مرا ترسانده اند و این نوشته های اهل کوفه است. اهل کوفه قاتل من هستند و مرا می کشند. وقتی این کار را بکنند و برای خدا حرمت را رعایت نکنند خدای بزرگ به سوی آن ها کسی را می فرستد که آن ها را بکشد. تا اینکه خار و ذلیل شوند. یکی
اعمال شب و روز اول ماه محرم ؛ نماز های شب و روز اول ماه محرم
برای تو سیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و شعاع خورشید و شرشر آب و صدای درخت سجده کرد. ای خدا شریکی برای تو نیست! خدایا، ما را بهتر از آنچه گمان می کنند قرار ده و آنچه از (بدی های) ما ندانند بیامرز و بدانچه گویند از ما بازخواست مفرمای. خدا مرا بس است، معبودی جز او نیست، بر او تکیه کردم و او پروردگار عرش بزرگ است، به او ایمان آوردیم. همه چیز ها از جانب پروردگار ماست و یادآور نشوند مگر صاحبان خرد، پروردگارا، دل های ما را بعد از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن و از نزد خود رحمتی به ما ببخش، همانا تو بخشنده ای. ...
روایت مقتل های معتبر درباره محرم و شهادت امام حسین (ع)
و هراسناک نخواهد بود، چون با قتل من این کار برایتان آسان خواهد شد(و قبح آن خواهد ریخت). به خدا قسم امید دارم پروردگارم به بد رفتاری شما مرا بزرگ بدارد و انتقامم را از جایی که نفهمید بگیرد. حصین بن مالک سکونی فریاد زد: ای فرزند فاطمه! به چه چیز انتقام تو را از ما خواهد گرفت؟ فرمود: میانتان شر می اندازد و(به این وسیله) خون هایتان را می ریزد سپس عذاب دردناکش را بر شما فرود می آورد. امام می