تداوم همدردی شاعران فارسی گو با پدر افغانستانی
سایر منابع:
سایر خبرها
همدردی شاعران یزدی در سوگ جانباختگان حادثه دانشگاه کابل
رسم نوپدید پدرجان کجاستی؟ آمد خبر به کوچه و برزن که یک کلاس فریاد زد شهید! پدرجان کجاستی؟ گوید ملک به رسم دعا: داعش پلید! بی جان و تن شوید، پدرجان کجاستی؟ مهدی ملک ثابت جانِ پدر کجاستی؟ خانه تهی ز بوی تو، جان پدر کجاستی؟ دل شده تنگِ روی تو، جان پدر کجاستی؟ فغان زنم به آسمان بجویمت ز این و آن چشم به راه کوی تو، جان پدر کجاستی
شب افسرده کابل
همین سه واژه است: جان پدر کجاستی؟ برای من این سه کلمه داغ بود و حسرت، اشک بود و آه، غصه های دیرین بود بر قصه های همسان مظلومان که در برابر لشکر سترگ جاهلیت مقدس، فریاد می زنند: هل من ناصر ینصرنی!؟ پس چرا بگرییم و شیون کنیم. آنان که چشم بر ورود عبدالله عزام و ترکه اش بستند، سپس انبوه اسلحه و آموزش را به خلفش اسامه بن لادن دادند، بعد طالبان را تجهیز کردند، گروه های همسان، لشکر
اشعار شاعران بزرگ درباره مرگ
به گزارش جام جم آنلاین به نقل آکاایران ، شعر درباره مرگ بیشترین دل مشغولی شاعران در همه دورانها بوده است. شاعران در مواجهه با مرگ سه دسته هستند: نخست، کسانی مانند مولانا که مرگ را ستوده اند و به گرمی از آن استقبال کردند. دوم، دسته ای که مثل خیام با نفرت و کراهت به مرگ نگریسته و با خوشباشی از هراس ناشی از مرگ کاسته اند. سوم، گروهی چون سعدی که واقع گرایانه به مرگ نگریسته اند : چون جان تو
این ره که تو می روی به "گورستان" است
نرگس درودیان، خبرگزاری دانا، سرویس راهبرد؛ رسم این روزهای کرونا در کشورمان، رسم جان گرفتن است، رسم رکورد زدن های پیاپی. یک روز 400 نفر، یک روز 430 نفر و یک روز 458 نفر را می کُشد و جان هموطنان مان را می گیرد. دیگر برایش فرقی ندارد پیر یا جوان، همه را در یک آتش می سوزاند و داغی را بر دل خانواده ها می گذارد. یک روز پدر و مادری را از فرزند می گیرد و روز دیگر فرزندی را از پدر و مادرش... در حال حاضر ایرا
هفت خان رستم
آمد و رو به آسمان کرد و گفت : ای داور داروگر ! رنج و آسایش همه از توست. اگر از رنج من خشنودی رنج من بسیار شد. من این رنج را بر خود خریدم مگر کردگار شاه کاووس را زنهار دهد و ایرانیان را از چنگال دیو برهاند که همه پرستندگان و بندگان یزدانند. من جان و تن در راه رهایی آنان گذاشتم. تو که دادگری و ستم دیدگان را در سختی یاوری کار مرا مگردان و رنج مرا به باد مده. مرا دستگیری کن و دل زال پیر را
"مثل یک نمره 20" کتاب یادمان شهید نوجوان اهل اصفهان
تمام مشغول مین یابی است. سوم دی ماه سال 1365 و عملیات کربلای پنج فرا می رسد. پنج سال انتظار پرواز تمام می شود و بعد از هجوم وحشیانه آتش بار دشمن بعثی روی جزیره ُام الرصاص مهرداد عزیزالهی، عزیز الله می شود و به سوی معبودش پر می کشد. پیکر مطهرش اما سه سال بعد پیدا می شود. پدر شهید می گوید درست همان شب اول بمباران اصفهان بود که خبر شهادت فرزند را برایش آوردند. مادر اما بعد از سال ها فرزند را
جان پدر کجاستی؟
، همین روزها باید از اتاق بیضی خداحافظی کنی...خیلی دلم می خواهم بدانم از این به بعد آن دقایق قبل از خواب، آن یکی دو ثانیه ای که کله ات از پایین می رود توی تیشرت و از یقه بیرون می آید، آن ثانیه هایی که چشم بستی زیر دوش که چشمت کف نرود به خون هایی که ریختی و خانواده هایی که بی مرد و مدد کردی فکر می کنی یا نه؟ تو دیگر مسترپرزیدنت نیستی، تو دیگر هیچ چیز نیستی! کابل بی برق و آب و امنیت، تهران بی حاج قاسم
فرزندانم را طوری تربیت کنید که پیرو رهبر باشند
راه کربلا به شهادت رسیدم، کوله ام را جفت کوله حمید به کربلا ببرید و همین مطالب را نیز از طرف من آنجا کنار مرقد مطهر امام حسین (ع) بخوانید. اما پدر و مادرم، شما برای رشد و شکوفایی نهال من دریغ نکرده اید، زندگی تان را در پای این نهال گذاشتید و مرا به اینجا رساندید، ولی من نتوانستم آن چنان که شاید و باید، جوابگوی زحمات شما باشم، اما خدا را شاهد می گیرم من هم آن زحمات شما را به یاد داشته و
حیدر برای همرزمانش مثل پدر بود
خواستم فکر منفی بکنم. چشم هایم دوید روی همه پارچه نوشته ها. روی یکی از آن ها نوشته بود: شهادت پرافتخار سیدحیدر سیادت را به خانواده اش تبریک و تسلیت عرض می نماییم . دنیا روی سرم خراب شد. باورم نمی شد که یتیم شده باشم. بعد از شهادت پدر، پیکر ایشان را دیدید؟! با پدر وداع کردید؟ بله به ما اجازه دادند پدر را ببینیم. ضجه های مادر بالای سر پدر را فراموش نمی کنم. موقع خداحافظی از پدر
زن خیانتکار 16 روز در محل دفن جسد شوهرش زندگی کرد!
بازگشتم. پدر و مادرم که نگران شده بودند به مشهد آمدند تا ماجرای قتل را بفهمند، ولی نشانی دقیق منزل اجاره ای مرا نمی دانستند که به تازگی به آن جا نقل مکان کرده بودیم. وقتی آن ها وارد کوچه شدند پسر بزرگم در حالی به حیاط آمد که هنوز الیاس فرزند چهار ساله ام در کوچه بود! من و مهرداد و پسر 10 ساله ام به پشت بام گریختیم تا برادر و پدرم ما را نبینند. آن ها هرچه زنگ زدند ما در را باز نکردیم و به ناچار پسرم
به روح الله گفتم خوب شد شهید شدی
دنیا آمدم. پدرم از ابتدا پاسدار بودند و جانباز شیمیایی. مادر هم معلم بودند و به نوعی یک خانواده نظامی فرهنگی به شمار می رفتیم. از ابتدا می دیدم که پدر مشغول کارهای نظامی و بعد از آن بسیج و مادر هم مشغول فعالیت های فرهنگی و بسیج بودند در نتیجه با سیره و روش زندگی در خانواده های نظامی آشنا بودم. در خانواده ای بزرگ شدم که از کودکی با سرفه های پدر که شیمیایی بودند متوجه شده بودم جنگی درافتاده است که عده
همدردی تهران با کابل
سال ها مبارزه با دشمن خارجی و وقوع جنگ داخلی، تن خسته افغانستان را رنجور از جور زمانه کرده و مردم مقاومش را به تکاپوی نجات کشورشان از چنگال خشونت طلبی واداشته تا آینده ای روشن را برای فرزندانشان ترسیم کنند. حمله تروریستی به دانشگاه کابل که به جانباختن ده ها دانشجوی افغان انجامید و محیط علم و دانش را به خون جوانان طالب علم رنگین کرد، نمونه ای آشکار از تفکری است که با سوءاستفاده از مذهب و بر پایه نفی عقلانیت واندی
واکنش افراد به مرگ عزیزانشان
توأم با غم واندوه مانند درد معده، بی اشتهایی، به هم خوردگی روده، اختلال خواب و کم توانی،را ظاهر می سازند. عزاداری ، در میان همه فشارهای روانی زندگی، دستگاه دفاع طبیعی بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. افراد در برابر جان باختن عزیزان خود واکنش های عاطفی فراوانی مانند حمله های اضطرابی، خستگی و پریشان دلی بی اندازه و اندیشه خودکشی،تجربه می کنند. راه و روش کنار آمدن با مرگ عزیزان
تقدیر افغان ها از همدردی ایرانیان در حادثه دانشگاه کابل
آزادی تهران با پرچم افغانستان سرودن شعر و استفاده گسترده از هشتک جان پدر کجاستی؟ در داخل افغانستان با استقبال گسترده ملت داغدیده افغانستان مواجه شد. خبرگزاری صدای افغان (آوا) در خبری با عنوان تشکر همسایه نوشت که شهرداری تهران با نصب پوسترهای، در کنار عبارت با تو همدردیم ای همسایه از هشتگ "#جان_پدر_کجاستی" استفاده کرده است. این منبع افزود: شمار زیادی از کاربران ایرانی تصاویر و
من قاتل نیستم!
. بعد از دفن جسد چه کردی؟ به تهران برگشتم و به کارهایم ادامه دادم. اصلا فکرش را هم نمی کردم که لو بروم، چون من در مرگ شیما نقشی ندارم و او را نکشته ام. در بین راه کسی به تو مشکوک نشد؟ نه. از فرعی هایی رفتم که پلیس نبود و کسی مرا ندید. در این مدت به محل دفن جسد رفتی؟ 2بار رفتم. در خانه ات تعدادی لباس و یک جفت کفش زنانه کشف شده. آنها متعلق
متهم به قتل شیما اعترافش را پس گرفت
می کردم و می فروختم. پدر شیما گفته وقتی تو دستگیر شدی، دختر جوانی در خانه ات زندانی بود که چند روز بعد از دستگیر شدن تو آزاد شد. آن دختر که بود؟ اینها صحت ندارد. من با پای خودم به اداره پلیس آمدم و کسی مرا دستگیر نکرده. هیچ دختری هم در خانه من نبود. من هر بار که احضار شدم و احضاریه به دستم رسید، با پای خودم به اداره آگاهی رفتم. بار اول که مدت ها قبل بود و من تهران بودم و بار دوم هم
شعری برای قلب داغدار کابل
که بر موجی از بی خبری یکصد و چهل و دو بار می میرد...! راستی جان پدر! کجاستی؟! دانشگاه کابل هم زمان با مراسم گشایش سومین نمایشگاه کتاب ایران و افغانستان که قرار بود به مدت 10 روز در این دانشگاه برگزار شود در روز دوشنبه (12 آبان ماه 99) با حمله مسلحانه مواجه شد. بر اساس آمارهای رسمی، شمار تلفات این حمله به 22 کشته و شمار زخمی ها نیز به بیش از 30 نفر رسید. انتهای پیام
زیارت عاشورا همراه با ترجمه
الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ سلام بر تو ای فرزند فاطمه بانوی زنان جهانیان سلام بر تو ای کسی که از خون پاک تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام می کشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهی می کند *- اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ سلام بر تو و بر ارواح پاکی که در حرم
متهم به قتل شیما اعترافش را پس گرفت | من جسدش را دفن کردم ولی قاتلش نیستم | جسد دختر کجاست؟
. دوستم لباس های دست دوم را با یک وانت برایم می آورد و من در خیابان ها بساط می کردم و می فروختم. پدر شیما گفته وقتی تو دستگیر شدی، دختر جوانی در خانه ات زندانی بود که چند روز بعد از دستگیر شدن تو آزاد شد. آن دختر که بود؟ اینها صحت ندارد. من با پای خودم به اداره پلیس آمدم و کسی مرا دستگیر نکرده. هیچ دختری هم در خانه من نبود. من هر بار که احضار شدم و احضاریه به دستم رسید، با
درد کابل در دل تهران
روزنامه ایران شنبه 17 آبان، درباره قربانیان حمله به دانشگاه کابل به گفت وگو با استاد و دانشجوی افغانستانی پرداخت و نوشت: جان پدر کجاستی ؛ این جمله 3 کلمه ای به نمادی از درد و غم و اضطراب یک پدر تبدیل شده است. وقتی ترس و دلهره همنشین هر روز و هر ساعتت باشد، بیش از 142 بار با فرزندت تماس می گیری و دست آخر پیام می دهی جان پدر کجاستی؟. اینها روایتی از چند دقیقه از زندگی یک مرد یا پدر در شهر کابل است
12 دعای سریع الاجابه توصیه شده
بِکَ وبِهِمْ اَنْ تُصَلَّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَکَذا. به جای کذا و کذا حاجت بخواهد. 8. دعاهای سریع الاجابه از امام صادق (ع) از امام صادق (ع) روایت شده که هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟ همچنین از امام جعفر صادق (ع) روایت است که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع
جانِ برادر، جانِ من
اجتماعی را از این منظر می توان به خوبی درک کرد. البته موج واکنش و همدلی به همین جا ختم نشد. شهرداری تهران در اقدامی قابل تحسین بنرهایی را با عبارت آشنای جان پدر کجاستی؟ با تو همدردیم ای همسایه در سطح شهر به نمایش گذاشت. در همان بنرها که نشانه همدلی و همراهی و شریک بودن در غم فقدان دانشجویان کابلی بود؛ پرچم دو کشور ایران و افغانستان در کنار یکدیگر نقش بست تا پیوندها و نزدیکی این دو کشور را مجددا برای
از کتاب ندیدن، دلیل نبودن نبود پس از محدودیت های کرونایی رونمایی خواهد شد
از حضرت حافظ این شعر را از حضرت هدیه گرفتم و ایشان فرمودند گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت/ در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست و بعد از این شعر تخلص تفاوت و (م.تفاوت) را انتخاب کردم . ** * از حال و هوای شعرهای این مجموعه به چاپ رسیده بگویید. اکثرا شعرهایی در زمینه موضوعات عارفانه و عاشقانه انتخاب شده است که در دهه ی اخیر سروده آنها را سروده ام. ** * بهترین شعر شما به
یک لحظه و آنی از خط امام امت خارج نشوید
أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ پدر و مادر! شما چشم من هستید، ولی امام قلبم. بودن چشم می شود زندگی کرد، ولی بدون قلب هرگز مرگ اگر مرد است گوی نزد من آی تا در آغوشش فشارم تنگ تنگ خداوندا! معبودا! پروردگارا! سپاس و حمد بی پایان ما نثارت باد که که ما را آفریدی و زیست به ما بخشیدی تا عبد و بنده خالص تو باشیم؛ وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ
متن کامل دعای ابوحمزه ثمالی +ترجمه
بِکَ ظَنّاً وَما اَ نَا یا رَبِّ وَما خَطَری هَبْنی چشم پوشی نسبت به کسی که خوش گمان به تو است، من چه ام پروردگارا؟ و چه اهمیتی دارم؟ مرا بِفَضْلِکَ وَتَصَدَِّْ عَلَی بِعَفْوِکَ اَی رَبِّ جَلِّلْنی بِسَِتْرِکَ وَاعْفُ عَنْ به فضل خویش ببخش با عفو خود بر من نیکی کن و منت گذار، پروردگارا مرا به پوشش خود بپوشان تَوْبیخی بِکَرَمِ وَجْهِکَ فَلَوِ اطَّلَعَ
به بهانه ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به قم؛ گذری بر زندگینامه اخت الرضا سلام الله علیهما
تر می باشد. با گذشت ایام، حضرت معصومه سلام الله علیها هم دوران خردسالی را پشت سر گذاشت و در این سال ها محل رشد آن حضرت خاندانی بود که او را با دریایی از علم و معرفت رو به رو ساخت؛ ولی بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود که پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایی از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت که در این ایام غم و تنهایی، تنها مایه تسلی او برادرش امام رضا
یادی از کهنسال ترین مرد ایران
ساعت 19 شنبه هفدهم آبان 99 پنج ساعت از دفن مرحوم گذشته که با محمدحسن زارعیان، شصت و پنج ساله و فرزند ارشد مرحوم حاج زینل زارعیان، کهنسال ترین مرد ایران، تماس می گیرم و خودم را معرفی می کنم. حاج زینل زارعیان مرد 122 ساله اهل جهرم استان فارس که نزد مردم این شهر به مرد کهنسال خدا نامدار بود، جمعه شانزدهم آبان 99 در این شهر به دلیل کهولت سن درگذشت. داغ رفتن پدر هنوز بر دل
نکاتی که درباره دانشگاه کابل باید بدانید/ دانشگاهی که نسل آینده دار تربیت می کرد
خبرهای دیگر گم می کنند. این رابطه معکوس(که بی رحمانه اش هم می خوانند) در دنیای خبرها و چشمانی که به دنبال خبرهای تازه می گردند، جا افتاده. در این میان گاهی چهره ای، کلامی و اتفاقی ممکن است پیدا شود که آن حمله را از حمله های دیگر متمایز کند، بیرون بکشد و به چشم مخاطب عادت کرده به خبرهای تلخ از یک کشور بیاورد. چهره محمد رحید همان تصویری بود که پیش از همه از راه رسید و دست کم حواس ما را به سمت همسایه
■ ارزیابی وضع بی نماز و موانع نماز
شَیْء آفَةٌ وَ آفَةُ الدّین تَرْکُ الصَّلوة (6) . برای هر چیزی آفتی است که آن را نابود می کند و آفت دین ترک نماز است . ابو بصیر می گوید : * برای تسلیت گفتن به سبب شهادت حضرت صادق (علیه السلام) به خانه آن جناب رفتم ، اُم حمیده چون مرا دید به سختی گریست ، من هم گریه کردم . سپس گفت : اگر امام را هنگام مرگ می دیدی تعجب می کردی ، دیده گشود و گفت : تمام خویشان مرا جمع کنید
شهید شریف اشراف؛ اسوه و الگوی نظامی متقی، پرهیزکار و با اخلاق
آرزوی خود که شهادت در راه او است خواهم رسید. به یاد شهید اشراف و به یاد تمام شهدای والامقام انقلاب و جنگ تحمیلی، با اشکی در گوشه چشم، دعا می کنیم؛ خدایا زندگی و مرگ ما را چنان کن که برای این مردان و زنان روا دانستی. شریف اشراف سال1316 در شیراز متولد شد. وی در طفولیت پدر و مادر خود را از دست داد و همراه سه خواهرش، بقیه ی زندگی را در منزل عمه خود سپری کرد. شریف، تحصیلات خود را تا سال اول