سایر منابع:
سایر خبرها
شاگردی که الگوی معلم خود شد
درب مسجد که وارد شدم دیدم حاج آقا بلند شد و صحبت های خود را قطع کرد و با سرعت به طرف من آمد. او را نشناختم، قبل از اینکه من سلام کنم ایشان پیش دستی کرد و دست به گردن من اندخت. شرم کردم بگویم من شما را نشناختم. دستم را گرفت و به اتفاق پیش آن ها رفتیم. خطاب به حاضرین گفت: این آقا زمانی معلم من بود. ولی بازهم ذهنم یاری نکرد ایشان را نشناختم. ایشان با ذکاوتی که داشت ذهن مرا خواند و گفت: آقای قرمزی من
زمستان فصلی برای عبادت
رکوع، عرض کنیم که می خواهیم درب ها را ببندیم.گفتم: خیر، ایشان را به حال خود بگذارید و مقداری هیزم در اطاق پشت بام که مخصوص مستخدمین است بگذارید که هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده کنند و در بام را نیز ببندید،مسئول مربوطه مطابق دستور عمل کرد و همه به منزل رفتیم. آن شب برف بسیاری بارید و من نگران حاج شیخ شدم تا اینکه هنگام سحر که برای باز کردن درب های حرم مطهر آمدیم، به خادم بام گفتم زودتر برو ببین
ویژه نامه نکوداشت آیت الله العظمی سید محمدباقر درچه ای منتشر شد
داشتیم آقا چرا نشسته اید، هزاران نفر منتظر نمازند و وقت دارد می گذرد. آقا فرمودند: آن همه روحانی در صفوف مقدم نشسته بودند به یکی از آن ها بگویید نماز را اقامه کند. حاضرین سماجت کردند که علت خودداری از نماز را بفهمند که آقا با لحن تند فرمودند: وقتی کوچه های پشت مسجد شاه را طی کردم و وارد میدان شدم و چشمم به آن جمعیت کم نظیر افتاد یک لحظه چیزی در خود احساس کردم که دیدم صلاح نیست من نماز بخوانم، رفتم
اوضاع سیاسی در زمان امامت امام رضا
امام در میان خود به شور و هیجان آیند و مانع حرکت ایشان شوند و بخواهند آن حضرت را در میان خود نگه دارند که در این صورت مشکلات حکومت چند برابر می شد. لذا امام را از مسیر بصره، اهواز و فارس به سوی مرو حرکت داد.ماموران او نیز پیوسته حضرت را زیر نظر داشتند و اعمال امام را به او گزارش می دادند. حدیث سلسلة الذهب: در طول سفر امام به مرو، هر کجا توقف می فرمودند، برکات زیادی شامل حال
مملکت ما با همین یکی یه دونه ها سرفراز می ماند
) می خواست به ایران برگردد، رفت و برای ما تلویزیون خرید. هنوز آن تلویزیون را به یادگار نگه داشته ایم. نان آور خانه تان چطور سر از جبهه درآورد؟ شعبان بعد از پیروزی انقلاب در بهزیستی استخدام شد و با شروع جنگ تحمیلی با جدیت تمام هر کاری از دستش برمی آمد، چه برای جبهه یا پشت جبهه انجام می داد. خودش به تن هایی در روستا کمک های مردمی جمع آوری و بار ها و بار ها به طور داوطلبانه در
باید حق را گفت حتی اگر برای عده ای سنگین باشد!
مسجد شیشه گران شیراز آغاز شد و تا سال ها ادامه یافت. این محفل توانست سربازان فراوانی برای اسلام، تشیع و انقلاب، تربیت کند. راوی خاطرات پی آمده، روزی را به خاطر می آورد که برای نخستین بار، در این مسجد سخن گفته است: یک روز من رفته بودم روی پشت بام منزلمان تا زنبور هایی را که مزاحم خانه بودند و دائم در منزل می چرخیدند و نیش می زدند، دفع کنم، که برادرم مرا صدا زد که یک نفر آمده دنبال شما که بروید و در
جای خالی مدرس بزرگ
گفت وگوی کوتاه ما با حجت الاسلام سید کمال الدین موسوی بدین شرح است: با توجه به ارتباط نزدیک و مستمری که با حضرت آیت الله موسوی خلخالی داشتید، چند جمله ای در مورد اهتمام ایشان به درس و بحث علمی بیان فرمائید. حضرت استاد(ره) به درس و بحث علمی عشق می ورزید. بنده خیلی از اوقات، ایشان را در حال مطالعه و یا نگارش می دیدم. نسبت به اهتمام و تمرکز روی درس و بحث در ایام تحصیل، می فرمودند: ما در
امام جمعه مهدی شهر: پرستاران در حال جهادند / 3 شاخص مهم سبک زندگی زینبی(س)
جمعه مهدی شهر تصریح کرد: در آخرین لحظه که امام حسین(ع) میخواستند به میدان بروند، آمدند پیش حضرت زینب(س) و فرمودند من را در نماز شبت فراموش نکن حتی گاهی اگر حضرت زینب(س) توان نداشتند نماز شب را نشسته می خواند قرآن می فرماید: اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ؛ از نماز کمک بگیرید نماز در سختی های انسان به انسان آرامش میدهد ، حضرت زینب(س) آرامش خودشان را از نماز و عبادت های نیمه شب گرفته بود.
آقای امجد نرود میخ آهنین در سنگ
خود گفتم یک ریال از مال امام زمان(عج) نزدم وجود دارد که هنوز وقت مصرفش نرسیده است؛ آن را به عنوان قرض بر می دارم و سپس ادا خواهم کرد. یک ریال را برداشتم و از منزل خارج شدم. همین که خواستم آن چیز مورد نیاز را بخرم. با خود گفتم که از کجا معلوم که بتوانم این قرض را بعداً ادا کنم؟ در همین اندیشه و تردید بودم که ناگهان تصمیم قطعی گرفتم به منزل برگردم. از این رو، چیزی نخریدم و پول را به جای اولیه اش
میلاد با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها و روز پرستار مبارک باد.
، سینه ام تنگ شد و به اندازه ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه ام زینب (س) وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی تابی نکنم. از امام سجاد (ع) نیز نقل شده است که در شب یازدهم محرم که شام غریبان بود، حضرت زینب (س) نماز شبش را ترک نکرد؛ اما به سبب ضعفی که او را فرا گرفته بود، نماز را نشسته خواند. در طول مدتی که اسرای کربلا در کوفه و در میان مردم به عنوان اسیر
همخوابی دختر 15 ساله تهرانی با مرد 34 ساله
دگرگون شده است. من با دیدن بهنام؛ تصمیم به بازگشت به خانه گرفتم اما او به من گفت اگر به خانه برگردم خانواده ام مرا مجازات می کنند. پدر و مادرم همیشه باهم دعوا داشتند و یکی از مواردی که باعث شد خانه را ترک کنم همین مسأله بود. سوار خودرو که شدم در راه بهنام به من قرصی داد که بی هوش شدم. بعد هم به یک کلبه روستایی رفتیم و مرا در آنجا مورد آزار و اذیت قرار داد. او طلاهایم را نیز سرقت کرد و آنها را حدود
نگاهی به شیوه های مبارزاتی امام خامنه ای در زندان های رژیم پهلوی/ زندان های شاه برای انتقام جویی بود
. به او گفتم: قدر مرا بدان! چون به خاطر من با هواپیما به تهران آمدی. اگر بازداشتی کس دیگری جز من بود، تو را با اتومبیل به خاش می فرستادند و می بایستی شب تا صبح، بیابان های برهوت را طی می کردی؛ ولی خب، حالا شب خوشی را در تهران خواهی گذراند! خنده ای از ته دل کرد که برخاسته از احساس کامل خوشبختی و رضایت بود . ترجمه ی کتاب در زندان یکی دیگر از اقدامات سید خراسانی در سلول، ترجمه ی
■ واداشتن خانواده به نماز و فضیلت نمازگزار
/> امام باقر ( علیه السلام ) : هنگامی که [ نمازگزار ] به قبله رو می کند ، به خداوند رحمان رو کرده است ، جز او خدایی نیست . درباره گفته خداوند متعال ( و یاد خدا بزرگتر است ) : یاد کردن خدا از اهل نماز بزرگتر از یاد کردن ایشان از خداست . آیا نمی بینی که او خود می فرماید : " مرا یاد کنید ، شما را یاد می کنم " . منبع: کتاب الصلاة فی الکتاب والسنة، محمد محمدی ری شهری
خاطرات ترسناک بدل پسر بزرگ صدام+عکس
دروغ بود، به محض اینکه از قصر خارج شدم، نگهبانان او من را داخل صندوق عقب اتومبیل انداختند و به زندان بردند، داخل سلول همه چیز را قرمز رنگ کرده بودند تا ذهن را خسته کنند و خون را به شما یادآوری کنند. کل اتاق به رنگ قرمز بسیار گیج کننده ای بود. لطیف یحیی در سمت راست و عدی حسین در سمت چپ آنها مرا به مدت یک هفته در آن زندان نگه داشتند، قبل از اینکه عدی بخواهد دوباره مرا ببیند، او
شهیدی که برای رفتن به جبهه اعتصاب غذا کرد
پیاده می کرد. یک بار ساعت 12 شب بود که صدای باز شدن در مرا به خود آورد. گفتم عباس! کجا بودی؟ بیرون چه خبر است؟ با خوشحالی گفت بچه ها مجسمه شاه را پایین کشیدند و دارند دور شهر می چرخانند! گفتید عباس دیپلم گرفته بود، تحصیلاتش را تا چه مقطعی ادامه داد؟ پسرم در کنکور شرکت کرد و قبول شد، اما به خاطر اهمیتی که به جنگ می داد، دانشگاه را رها کرد و دانشگاه جبهه را مقدم شمرد تا به فرمان امام
آیت اخلاق و حکمت
خانم های مبلّغ و از زنان یگانه شهر بود. او چندین سال پشت سر هم معلم قرآن و شرعیّات ما بود. کلاس او، کلاس انس و الفت بود. مبارزه با استبداد را در ذهن ما پایه گذاری نمود و روش های مبارزه با استکبار پهلوی را همراه با رویدادهای زندگی خودش برای ما تعریف می کرد که خیلی سازنده بود. به او معتقد بودیم و او ما را نسبت به دین خوشبین می کرد. بعدها که من امام جمعه شیراز شدم در تلویزیون خم شدم و دست او را به
بهترین دعا برای تعجیل در فرج
امام کاری است که بعد از هر نماز از نمازهای پنج گانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایی که مربوط به وجود مقدس امام زمان علیه السلام است خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود. بیشترببخوانید امام زمان (عج) در عصر غیبت کجا ساکن هستند؟ در عین حال دعای شریف اللهم بلغ مولای صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین ... و
با شیطان نفس مبارزه کنید
خداوند می خواهم که مرا بپذیرد و به شما صبر عنایت کند و شما ناراحت نباشید، چون ما کشته شدن در راه خدا را از مکتب اسلام و از مکتب حسین بن علی علیه السلام آموخته ایم آن را افتخار می دانیم انشاءالله میدانم دلتان برای اسلام و امام عزیز می سوزد پس من در مقابل این راه ارزشی ندارم که برایم ناراحت باشید. به کلیه شما توصیه می کنم نماز را اول وقت بخوانید نماز جمعه را فراموش نکنید قرآن بخوانید
خاطرات آیت الله منتظری از دوران آیت الله العظمی بروجردی / مرارت های طلبه ها
اش را نگه داشته و گفتند بیا بالا من که سوار شدم فرمودند: آشیخ حسینعلی را می بینی ؟ گفتم امری داشته باشید بفرمایید، گفتند: بله شما به آشیخ حسینعلی بگویید این کتاب تا هر جایش که چاپ شده همین طور بگذارید باشد هرچه هم خرج چاپش شده بیایند از من بگیرند فعلا بگذارید به همین شکل باشد! من به آقای مقدس گفتم به چه مناسبتی این مطلب را فرموده ؟ گفت دیگر من نمی دانم، خودت بیا به آقای بروجردی بگو که حاج آقا محمد
ناگفته های آیت الله یزدی / منتظری گفت همه اش تقصیر آقای خمینی است
معظم رهبری مستقیم شنیدم. ایشان گفتند من در یکی از ملاقات های آقای منتظری با امام حضور داشتم که امام رنگ شان تغییر کرد، یک مقدار عصبانی و ناراحت شدند و آقای منتظری دوباره اصرار می کرد (برخی نمونه هایش را همین جا شما آورده اید این را من از خود رهبری شنیدم) بعد می گفت من هر چه دیدم که امام ناراحتند و ایشان هم مدام دارد تکرار می کند به تعبیر خودشان اشک در چشم های من آمد و بعد گفتم آقای منتظری می دانید
ارادت سردار دلها به فاطمه بنت اسد ...
زار مادرش رفت. وی افزود: فردای آن روز سردار سلیمانی دوباره بعد از نماز صبح برای زیارت مزار مادرش عازم شد، من هم با ایشان همراه بودم، حاجی مرا صدا کرد و پرسید، ابراهیم، خوابت را بار دیگر برای من تعریف کن و من دوباره خوابم را تعریف کردم. وی گفت: حاج قاسم رو به من گفت، زمانی که مادرم را به تهران می آوردم، بیشتر از سه یا چهار روز در تهران نمی ماند و همیشه برای برگشتن به رو
زندگینامه حضرت زینب (س)
ام زینب در تمام شب عاشورا در محل عبادتش ایستاده بود و به پروردگار خویش استغاثه می کرد. ارتباط حضرت زینب (س) با خداوند آن گونه بود که امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگام وداع، به خواهرش فرمود: خواهرم! مرا در نماز شب، فراموش نکن. ازدواج حضرت زینب (س): زینب کبری پس از آن که به سن ازدواج رسید، به همسری برادرزاده علی (پسرعمویش)، عبدالله بن جعفر بن ابی طالب که 5 سال از او
پرستاری از منظر اسلام
جویای حال من می شد و با نگاه کردن به من از وضعیت بیماری ام اطلاع می یافت و شیوه پیامبر تا طلوع صبح این چنین بود. پس از آنکه حضرت با اصحاب نماز گزاردند در حق من دعا کردند که خدایا! علی را شفا ده و سلامتی بخش که به خاطر بیماری اش تا صبح نخوابیدم .(5) حضرت علی(ع) از امام حسین(ع) نقل شده است: وقتی فاطمه زهرا(س) دختر گرامی رسول خدا(ص) بیمار شد به علی(ع) سفارش کرد بیماری او را پنهان کنند
چند روایت کوتاه و خواندنی از زندگی زینت پدر حضرت زینب سلام الله علیها
و توکل حضرت زینب به خدا فرمودند: هیچ گاه چیزی از امروز برای فردای خود نیندوخت(6) پی نوشت ها: 1. محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت زینب(س) فروغ تابان کوثر، تهران، انتشارات برهان، چاپ دوم، 1375ش، ص19 به نقل از الخصائص الزینبیه. 2. مستدرک الوسائل , ج ٬2 ص 626 3. ریاحین الشریعة ، ج 3، ص 64 4. وفیات الائمه، صفحه 431 5. مجلسی، محمد باقر
ماجرای سوء قصد به جان آیت الله یزدی
برداشتم و پرسیدم کیست ؟ صدایی که از پشت آیفون آمد، شبیه صدای همان فردی بود که من با او درگیری لفظی پیدا کرده بودم و از امام هم خواستم که از ورودش به دفتر ایشان جلوگیری کند. فرد مزبور از من خواست که دو سه دقیقه دم در بیایم . من گفتم : این موقع شب که وقت صحبت نیست . آن شخص همچنان اصرار داشت که مرا حضوری ملاقات کند و من هم هر چه بیشتر اصرار او را می دیدم ، قاطع تر می شدم که این پیشنهاد را
مخالفت نهضت آزادی با تسخیر لانه جاسوسی بعد از انتشار اسناد شروع شد
: بر اساس اسناد و مدارک و خاطراتی که وجود دارد و تصریحاتی که خود حضرت امام در این مورد داشتند، چند نکته اساسی بوده که تعبیر حضرت امام این بود که خطا شد و بعداً هم امام فرمودند که اشتباه بود و حتی سال 67 گفتند که بعد از 10 سال هنوز هم ما از آثار این اشتباهی که صورت گرفته رها نشدیم و تعبیر خطا و اشتباه را امام چند بار در این مورد به کار بردند. وی افزود: حتی جایی می فرمایند که من باید جواب
ویژگی های حضرت زینب سلام الله علیها
پرستاری از امام سجاد علیه السلام نقش بسزایی در حفظ جان امام بر عهده داشت . امام سجاد علیه السلام فرمودند: در شبی که پدرم صبح آن به شهادت رسید عمه ام زینب پرستاری مرا بر عهده داشت. ( یاران خورشید ، ص 114) نتیجه : عملی نمودن فضیلت های اخلاقی در زندگی و تقویت و پرورش ایمان انسان را در برابر حوادث ناگوار و سخت ایمن نموده و فرد را به آرامشی الهی می رساند . نیروی ایمان و عبادت و اُنس با پروردگار تنها عامل ایجاد آرامش پایدار در زندگی است . نگارنده: ز، فیاضی