سایر منابع:
سایر خبرها
اعترافات دختر آدم کش در سناریوی جدید
بولوار طبرسی مشهد ساکن است، دوست بودم و به عقد موقت او درآمدم. این در حالی بود که پدرم قصد داشت مرا به زور به فرد دیگری شوهر بدهد! به همین خاطر هم همواره پدرم و عمویم مرا اذیت می کردند و کتک می زدند. در این وضعیت از خانه فرار کردم تا مرا پیدا نکنند! این دختر جوان در ادامه اعترافاتش افزود: شب حادثه کنار خیابان شهید مفتح ایستاده بودم که راننده پژو پارس سفید رنگ مقابلم ترمز زد من هم سوار شدم و از او
اعترافات دختر آدم کش در سناریوی جدید
خودرو را با قفل مرکزی از درون بسته بود که شما نتوانید پیاده شوید؟متهم که پاسخی برای این سوال نداشت بعد از سکوتی طولانی و در حالی که بیان می کرد اگر من هم مانند دیگر دختران زندگی خوبی داشتم در این مخمصه نمی افتادم درباره چگونگی درگیری خود با راننده جوان گفت: راننده 35 ساله (تبعه خارجی) از خودرو پیاده شد و چند لگد به من زد بعد هم دستش را دور گردنم حلقه زد که من دست او را با دندان گاز گرفتم و به زمین
نیلوفر جلیلوند: پدرم می خواست از بدی های جامعه هنری به دور باشیم/ زنان در ایران امروز فرصت رشد فراوانی ...
. دلیل اینکه لیلا به او نزدیک است ،به این خاطر است که پدرم لیلای مرا بزرگ کرد (بغض)، و این دو سال ها رابطه نزدیکی داشتند. من در آنزمان هم دانشگاه می رفتم و هم کار می کردم و لیلا بیشتر با پدرم بود.الان زندگی خوبی دارم آنهم به خاطر پدر و مادرم. پدرم خیلی مدرن فکر می کرد و به من می گفت تو خودت به اندازه دوتا مرد هستی و هر کاری که می خواهی می توانی انجام بدهی و خودت را هیچ وقت دست کم نگیر. تنها چیزی که
سکوت قناری، راز مرگ زن 70 ساله را فاش کرد
تحقیقات گفت: مدت هاست که این دو برادر همسایه طبقه دوم ما هستند. یکی از آن ها 33 ساله و دیگری 35 ساله است و معمولاً آن ها میهمان داشتند و اگر هم از میهمان خبری نبود، صدای تلویزیون و حرف زدن هایشان را می شنیدیم. اما 24 ساعتی بود که هیچ سر و صدایی از آن ها نمی آمد و همین مسأله شک مرا برانگیخت. او ادامه داد: من بیرون رفتن آن ها را ندیده بودم و برای همین مطمئن بودم که آن ها در خانه هستند. برای اطلاع از
متهم: خودزنی کردم تا پلیس را گمراه کنم
صحت ادعاهای سعید راهی محل درگیری شدند و مشخص شد سینا وضعیت خوبی ندارد که بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردند و ساعاتی بعد او فوت کرد و سعید به اتهام قتل عمد بازداشت شد. پس از اعترافات متهم و تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهم محاکمه شد. در جلسه رسیدگی به این پرونده پدر و مادر مقتول خواستار صدور حکم قصاص شدند.
محاکمه دوباره قاتل وحید مرادی
ایران نوشت: این مرد جوان که سعید نام دارد دو بار در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به اتهام قتل وحید مرادی شرور معروف به قصاص محکوم شد اما رأی صادره در دیوان عالی کشور نقض شد و برای بار سوم سعید باید پای میز محاکمه برود. وحید مرادی مقتول این پرونده که 43 ساله بود و چندین سابقه کیفری داشت به اتهام قتل دوستش در خانه وی واقع در ولنجک دستگیر شده و به زندان افتاده بود اما در جریان یک
بازداشت شوهر بعد از مرگ آتشین همسر
درگیر می شدیم. روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟ گفت حق نداری به خانه مادرت بروی، اما من رفتم و وقتی برگشتم دیدم در خانه را از داخل قفل کرده است. بعد از مدتی در خانه را باز کرد و خودش به آشپزخانه رفت و با قیچی موهایش را کوتاه کرد. بعد هم تینر را برداشت ابتدا کمی روی من پاشید و بعد روی خودش تینر ریخت. بعد هم فندکی برداشت. از این رفتارش بشدت شوکه شده بودم. فندک را روشن کرد و ناگهان شعله
دختر 21 ساله قربانی خشم پدر شد
/> این در حالی است که یکی از دوستان مقتول درباره این جنایت خانوادگی به ایسنا گفت: او را شیدا صدا می کردیم، اما اسمش در شناسنامه اعظم بود. ما همشهری، همکلاسی و دوست بودیم و خانواده اش در روستای خیرآباد در بخش مهردشت از توابع شهرستان نجف آباد همسایه مادربزرگم بودند. هفته قبل وقتی از تولد دوستم به خانه برگشتم مادرم گفت که در خیرآباد یک دختر جوان را کشته اند و جسد او بعد از 3 روز پیدا شده
ابعاد و جزییات قتل عام خانوادگی در تویسرکان+عکس
خانواده هم هست، در گفت وگویی از ماجرا حرف زده است. موقع حادثه کجا بودید؟ من شغلم آزاد است و موقع حادثه شیراز بودم.در میان خواهر و برادرهایم فقط من متاهل هستم و فرزند ارشد خانواده هستم. پدرتان چند سال بود که گاوداری داشت؟ پدرم معلم بازنشسته بود.اما از همان زمان که به عنوان معلم خدمت می کرد، مجتمع گاوداری و کشاورزی هم داشت. چطور متوجه به قتل رسیدن خانواده تان
ابعاد و جزییات قتل عام خانوادگی در تویسرکان؛ انگیزه قاتل چه بود؟
که به عنوان معلم خدمت می کرد، مجتمع گاوداری و کشاورزی هم داشت. چطور متوجه به قتل رسیدن خانواده تان شدید؟ من ارتباط خیلی نزدیکی با خانواده ام داشتم و هر روز چندین بار با آنها تماس تلفنی می گرفتم.چون نوع کار و فعالیتمان هم با هم مرتبط بود و همین باعث می شد که نیازم به تماس و ارتباط با هم بیشتر شود. صبح روز حادثه با خواهرم تلفنی حرف زدم.قرار شد یک ساعت دیگر دوباره با من تماس بگیرد
جزئیات آتش زدن زن جوان توسط شوهرش / مقتول پیش از مرگ قاتل را لو داد
حال حرفی نزدم چون عاشقش بودم. تفاوت سنی ما نقشی در اختلاف ما نداشت و من او را دوست داشتم. روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟ آن روز می خواستم به خانه مادرم بروم که دوباره باهم درگیر شدیم. با این حال به حرف های او توجهی نکردم و به دیدن مادرم رفتم. وقتی برگشتم دیدم حفاظ آپارتمان بسته و قفلی به آن آویزان است. من کلید آن قفل را نداشتم و فقط کلید آپارتمان همراهم بود. وقتی کلید را در قفل
قتل و قصاص؛ نتیجه یک اختلاف جزئی
زدم. در آن درگیری بنیامین، وهاب و امید نیز قمه و چوب در دست داشتند. ضربه ای که به ساسان زدم کشنده نبود. من از ترسم با چاقو خودزنی کرده بودم تا پلیس را گمراه کنم، اما حالا می گویم اشتباه کرده ام. این پرونده سه متهم دیگر هم داشت که با قرار وثیقه آزاد بودند. آنها به شرکت در نزاع منجر به قتل و شرب خمر اعتراف کردند. در پایان جلسه، هیئت قضائی وارد شور شد و کامران را به قصاص، شش سال زندان و 80
سه قتل در یک پرونده؛ متهم قصاص می شود؟!
مردی که متهم است وحید مرادی را در زندان به قتل رسانده است با نقصی که ازسوی دیوان عالی کشور به رأی دادگاه وارد شد، برای بار سوم پای میز محاکمه می رود. این مرد جوان که سعید نام دارد متهم است دو سال قبل در یک نزاع دسته جمعی در زندان وحید مرادی، از افراد شرور معروف تهران را به قتل رساند. او دو بار در شعبه 4 دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت و به قصاص محکوم شد، اما هر دو بار رأی
بازداشت آشپزباشی به اتهام قتل همسر
من گفته بود که حق ندارم به خانه مادرم بروم. می گفت او مرا جادو می کند، به همین خاطر هر وقت به خانه مادرم می رفتم با هم درگیر می شدیم. البته او بعد از فوت تنها فرزندمان که نارس به دنیا آمده بود، مشکل اعصاب و روان هم پیدا کرده بود. فروردین امسال فرزند ما نارس به دنیا آمد و چند روز بعد در بیمارستان فوت کرد و برادر همسرم نیز به خاطر بیماری در همان روز فوت کرد. روز حادثه به خاطر همین با هم
سرنوشت سیاه زنی که عضو باند سرقت بود!
بیشتر از 15 سال است که خواهر دو قلویم را ندیدم فقط می دانم ازدواج کرده است و او هم دو فرزند دو قلو دارد! پدر و مادرت در قید حیات هستند؟ خیر از مادرم که چیزی به خاطر ندارم پدرم می گفت وقتی نوزاد شیرخواره ای بودم توسط یکی از بستگانش به قتل رسیده است! پدرم را نیز 9 سال قبل از دست دادم او بر اثر شدت مصرف مواد مخدر دچار عفونت ریه شد و از دنیا رفت. بعد از مرگ پدرت چگونه زندگی ات
قصاص نامادری برای قتل پدر
شدم. وقتی روی زمین افتاد، او را به قتل رساندم، البته قصدم کشتن شوهرم نبود وقتی اشک ها و ناله های دخترم را دیدم دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. پس از پایان اظهارات متهم قضات شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و همسر مقتول را به اتهام قتل عمدی و با توجه به درخواست یکی از اولیای دم به قصاص محکوم کردند.
نامه خواهر “آتنا” به رئیس جمهور/ اولین شب یلدای خوشحال بعد از سه سال
به گزارش آژانس خبری تبریزمن به نقل از رسانه های محلی، آتنا اصلانی دختر شش ساله اهل پارس آباد بود که در 28 خرداد 1396، توسط اسماعیل رنگرز به قتل رسید. در نامه خواهر خردسال آتنا آمده است: آقای رئیس جمهور سلام من آسنا اصلانی هستم خواهر آتنا اصلانی دختری از مغان آقای روحانی زمانی که خواهرم ناجوانمردانه آسمانی شد من مدرسه هم نمیرفتم و فقط ناراحت از دست دادن هم بازیم بودم اما
افشای اسرار یک جنایت پس از 2 سال در پزشکی قانونی
. چند روز بعد پزشکی قانونی اعلام کرد که علت مرگ قربانی مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است. اعلام این نظریه کافی بود تا متهم با قرار وثیقه آزاد شود. اما اولیای دم به نظریه پزشکی اعتراض کردند و اصرار داشتند که ماجرا قتل است. با اعتراض آنها پرونده در اختیار هیأت 3نفره کارشناسان پزشکی قانونی قرار گرفت و آنها نیز اعلام کردند مرگ به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است. بار دیگر اولیای دم
حکم قصاص برای زن متهم به شوهرکشی
.... بعد از مرگ پدرم هم می خواستم مادرم را از دست ندهم. من و خواهرم خیلی تنها شده ایم. بعد از پایان گفته های هر دو متهم قضات دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و متهم ردیف اول را به اتهام قتل عمدی با توجه به درخواست یکی از اولیای دم به قصاص محکوم کردند. دختر نوجوان را نیز به دلیل اینکه پدر او به قتل رسیده و مادرش در زندان است و یک خواهر کوچک تر دارد و زندانی کردن او باعث آسیب جدی به خواهر کوچک تر می شود و همچنین به دلیل اینکه قصد او میانجیگری میان پدر و مادرش بوده است، با استناد به اصل 37 قانون اساسی و ماده 4 از قانون آیین دادسری تبرئه کردند. منبع: شرق ...
شلیک پدر به 2 جگرگوشه اش در ارومیه
/> وی ادامه داد: مادرم و خواهرانم در لحظه تیراندازی حضور داشتند و ما چند دقیقه بعد از حادثه متوجه به قتل رسیدن بهنام و زخمی شدن شیر علی شدیم، همچنین همه در خانواده شان مشکل دارند. جاسم امین آذری در پایان گفت: پدرم پس از به زخمی کردن شیر علی و به قتل رساندن بهنام، خودش را همراه با اسلحه کلاشینکف به کلانتری و مراجع قضایی تحویل داد. فرار کردن پدرم و دستگیری او در مرز شایعه است همچنین شیر علی هم اکنون در آی سیو بیمارستان به سر می برد. منبع: رکنا انتهای پیام/
شرط جالب اولیای دم برای بخشش قاتل
شد. نمی دانم به قصد هواخواهی از دوستش به سمت ما آمد یا قصد میانجیگری داشت، اما هرچه بود پیاده شدنش باعث شد که در این درگیری به قتل برسد. قاتل گفت: چند روز قبل از این حادثه در داخل پارک نزدیک خانه مان یک چاقوی تزیینی پیدا کرده بودم که آن شب همراهم بود. دستم را داخل جیبم بردم و آن را برداشتم و ضربه ای به سمت دوست راننده پرتاب کردم. از بخت بد من تیغه چاقو به او اصابت کرد و جانش را گرفت. من
سرنوشت سیاهِ زنی که عضو باند سرقت بود
کرده است و او هم دو فرزند دو قلو دارد! پدر و مادرت در قید حیات هستند؟ خیر از مادرم که چیزی به خاطر ندارم پدرم می گفت وقتی نوزاد شیرخواره ای بودم توسط یکی از بستگانش به قتل رسیده است! پدرم را نیز 9 سال قبل از دست دادم او بر اثر شدت مصرف مواد مخدر دچار عفونت ریه شد و از دنیا رفت. بعد از مرگ پدرت چگونه زندگی ات را می گذراندی؟ نامادری ام به دنبال زندگی خودش رفت و من که چند سالی بود طلاق
درگیری مرگ بار با همسایه به خاطر صدای بلند
آمد من آنجا بودم. اما نمی دانم چرا من را چند روز بعد دستگیر کردند. چون متهم حالش خوب شد و به خانه برگشت من با وثیقه آزاد شدم؛ اما چهار ماه بعد دوباره دستگیرم کردند. این جوان در ادامه گفت: در مدتی که مقتول بیمارستان بود حالش خوب بود اما بعد زخمش عفونت کرد و به خاطر عفونتی که وارد خونش شد، جانش را از دست داد. ضربه من ضربه کشنده ای نبود. اگر کشنده بود که همان اول جانش را از دست می داد. او
متهم در دادگاه: نمی دانم چرا مرتکب قتل شدم
شروع به سر و صدا کرد. من از پنجره به او گفتم آرام تر حرف بزن، اما شروع به فحاشی کرد که بشدت عصبانی شدم. در همان حالت به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم تا او را بترسانم وقتی از خانه بیرون آمدم او به یک باره به من حمله کرد و من هم با چاقو 2 ضربه به او زدم که مجروح شد. من واقعاً قصد کشتن امیر را نداشتم. قاضی دادگاه از متهم پرسید انگیزه ات از درگیری چه بود که او چند لحظه ای سکوت کرد و پاسخ
بخشش قاتل در روز پرستار
که مهرداد با چاقو پسر جوان را به قتل رساند. دستگیری قاتل در کمد دیواری بدین ترتیب مأموران پلیس تحقیقات برای دستگیری قاتل فراری را آغاز کردند تا اینکه چند روز بعد از حادثه متهم را در حالی که در خانه خواهرش داخل کمد دیوار و بین رختخواب ها مخفی شده بود دستگیرکردند. متهم پس از دستگیری با اظهار پشیمانی به قتل اعتراف کرد و گفت: روز حادثه همراه دوستانم مشروب خوردیم و برای
پزشکی قانونی، راز قتل مرد موادفروش را فاش کرد
بازپرس جنایی جسد قربانی برای تعیین علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شد. همزمان مرد جوان که اعتراف کرده بود قربانی را کتک زده، بازداشت شد. چند روز بعد پزشکی قانونی اعلام کرد که علت مرگ قربانی مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است. اعلام این نظریه کافی بود تا متهم با قرار وثیقه آزاد شود. اما اولیای دم به نظریه پزشکی اعتراض کردند و اصرار داشتند که ماجرا، قتل است. با اعتراض آنها پرونده در اختیار هیأت
یلدای 99؛ تاریک ترین غفلت قرن
مادرم یک نویسنده است و بارها اجازه داده یادداشت های او را که برگرفته از اتفاقات و رخدادهای واقعی زندگی اش بوده، بخوانم، به طوری که من اولین مخاطب نوشته هایش بودم. وقتی به خانه قدیمی پدربزرگ رسیدیم، مادرم برای آخرین بار سیر تا پیاز خانه را ورانداز کرد. بعد از دقایقی در حال بازگشت به خانه بودیم که ناگهان مادرم مسیر خود را دوباره به سمت خانه پدربزرگ کج کرد، گویا نگران از دست رفتن چیزی بود. درست به موقع رسید، چون هنوز خانه پدربزرگ سرپا بود و تخریب، چند دقیقه بعد انجام می شد.
پیشه اش پرستاری بود چه در خانه چه در بیمارستان/ با وجود دو فرزند اتیسم از خدمت به کرونایی ها دست نکشید
. کل روزهایم با زهرا خاطره است و نمی دانم چطور می خواهم دوری اش را تحمل کنم . یک روز عید هنگام سال تحویل بیمارستان بود و شیفت، تقریبا تازه استخدام شده بود، همه خانه بودیم و سر سفره سال تحویل اما زهرا آنجا بود، پدر و مادرم گفتند که نمی شود زهرا تنها باشد بلند شو برو پیشش، آن سال من کنارش بودم و دو نفری عید را تحویل کردیم . آن روز برایم خاطره است و از ذهنم دور نمی شود. خواهرم