رضا نظری که بود و با غم های ما چه کرد؟/طنز پردازی برای تمامی فصول
سایر منابع:
سایر خبرها
پلکِ درشتِ بشارت؛ بازخوانی تطبیقیِ نگرش عرفانی مولوی و نگاه اگزیستانسیالِ سپهری
مترتب باشد. خواجه شیراز در نوع نگاه خود به این مسئله پراهمیت، نسبت به عارفان بزرگی چون مولوی، انضمامی تر و زمینی تر می اندیشد و می گوید: بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلبِ روزیِ ننهاده کنی آخرالامر گلِ کوزه گران خواهی شد حالیا فکرِ سبو کن که پر از باده کنی تکیه بر جایِ بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسبابِ بزرگی همه
خنده های الکی مجری جنجالی/ عکس
علی ضیا با انتشار این عکس نوشت: الکی علی ضیا سال 1364 به تهران آمد و از 19 سالگی به طور اتفاقی وارد رادیو شد و کار خود را در رادیو جوان با برنامهٔ طنز پسری از کاشانه آغاز کرد که به عنوان آیتم برتر انتخاب شد و پس از 5 سال گویندگی در رادیو، به دعوت علی زاهدی وارد تلویزیون شد و پس از پذیرفته شدن در تست گویندگی قرار شد اجرای برنامهٔ شروع خوب را به عهده بگیرد، ولی به دلیل فضای علمی ای که
از سانسور دنباله دار شهید سلیمانی در اینستاگرام تا طرح سوال رئیس فضای مجازی بسیج فارس از آذری جهرمی
. رضا رشیدپور هم در یک حرکت هوشمندانه اینستاگرام را به چالش دعوت کرد و با انتشار عکس ترامپ نوشت: ایشان به اعتراف خودش فرمان ترور صادر کرده، من فیلمی را منتشر کردم که در آن فقط صدای شهید این ترور وجود داشت که به مردم سلام می کرد و خودش را سرباز مردم می خواند. برشی بود از برنامه حالا خورشید که در آن با سردار گفتگو کرده بودم. اینستاگرام فیلم مذکور را به سرعت از صفحه من پاک کرد. حالا عکس
نکاتی درباره بزرگ ترین آفت موفقیت
/> 4- تنبلی و حسرت زندگی وقتی انسان در زندگی تنبل بوده و نظم و برنامه ریزی نداشته باشد، فرصت های زندگی از دست او می رود و وقتی وقتش به بطالت بگذرد به دنبال آن حسرت و ندامت در زندگی بر او حکمفرما می شود. امامان معصومین بسیار تأکید فرموده اند که از دست دادن فرصت و اقدام نکردن به کار در وقت مناسب باعث بروز غم و اندوه می شود. پس برای اینکه بعد از سال ها زندگی بر فرصت هایی که از دست رفته
تشریف بیاورید خیابان عین الدوله!
روانشناسی اجتماعی و مردم شناسی عجیب و غریبی دارد این که چرا در دویست سال گذشته بعد از عبور از گردنه های صعب العبور هر بحران بزرگی تا مدت های مدیدی آن همه کرخت و لال و تسلیم بوده ایم اما با این شناخت ناقصی که از نسل های جدید دارم به نظرم آنها اهل زدن به سیم آخر باشند و با وجود کم سالی شان آن قدر بحران ها از سر گذرانده اند که دیگر به بحران می گویند قاقالی لی. آنها هرگز کپی نسل های جنگ دیده و طاعون از سر
علم الهدی به مداحان: روضه نسازید زیرا این کار حرام است
مهم است و روضه خوان و مداح باید برای اهل بیت(ع) کار کند و خودش را نبیند. وی اضافه کرد: در دستگاه اهل بیت بازنشسته نداریم و در همه احوال باید تمام تلاشمان را برای عشق به ولایت به کار ببندیم. امام جمعه مشهد با بیان اینکه دهه فاطمیه امسال نسبت به سال های گذشته متفاوت و نیازمند همکاری مردم است از مداحان خواست در این ایام، شهر را عزاخانه حضرت زهرا (س) کرده و از آنجا که مظلومیت آن
اختصاصی / درگذشت رضا نظری تلنگری به برخی از مدعیان دوست داشتن هنرمندان است
کاشف اسرار- روز گذشته خبر جان سوز درگذشت رضا نظری از هنرمندان جوان طنز پرداز گیلانی که سالیان متمادی با اجرای نمایش های طنز با زبان شیرین گیلکی خنده را بر لبان نشاند به صورت گسترده بازتاب داشت و به بمب خبری تبدیل شد. با عروج ملکوتی او بسیاری از شهروندان ایرانی پیام تسلیتی نشر دادند، اما موضوعی تلخ هم چون مرگش موضع گیری یا سکوت برخی از هنر دوستان بود زمان حیات و اجرای نمایش ها حاضر
تسلیت دبیر جشنواره تئاتر فجر برای درگذشت هنرمند گیلانی
دل هایمان غم نشانده است اما هنرش ماناست و یادش تا ابد زنده و گرامی. رضا نظری متولد 9 تیر ماه 1355 در شهرستان انزلی بود و در رشته مدیریت خدمات بندری تحصیل کرد. وی از سال 70 وارد عرصه بازیگری شد و در نمایش های نخاله های دلباخته ، دزدان ناشی ، شب نشینی در گورستان ، من فیروز 25 سال دارم ، تموم حرفات دروغ بود ، این چند پدر 1 و 2 و جنجالی های 2 ایفای نقش کرد. کوچه خندان ، سرخوش ها ، کمیسر دل نازک ، بستنی سرای داغ ، عطر ترنج ، خانه پدری از سریال هایی است که نظری در آن به ایفای نقش پرداخته است. کد خبر 463909 ...
هیچ وقت از بنیاد شهید تقاضایی نداشتیم
پایان تأکید می کند: ما هیچ وقت از بنیاد شهید تقاضایی نداشتیم و طی همه این سال ها با وجود حرف های زیادی که برای حمایت از خانواده شهدا گاهی شنیده می شود، مادرمان را تا آخرین لحظه خودمان با افتخار پرستاری کردیم و همان سال های ابتدای شهادت برادرانم صحبت های مادی مطرح شد که پاسخ والدینم همیشه یک جمله بود، پسرانم جانشان را برای حفظ کشور اهدا کردند و هیچ هزینه ای برای شهادت آن ها تقاضا نداریم. تبلیغات سوء
فتنه اطرافیان، از منتظری تا امجد
نمایندهٔ امام خمینی(ره) در غرب کشور بود. این استاد اخلاق از اساتید مدرسهٔ عالی شهید مطهری، حوزهٔ علمیهٔ دماوند، مشهد، قم، اصفهان و ... بوده و امام جماعت مسجد کوی دانشگاه تهران بوده طلاب و دانشجویان بسیاری را در طول سال های حضور در مدرسهٔ عالی شهید مطهری و مسجد کوی دانشگاه تربیت کرده است. محمدعلی آهنگران فرزند صادق آهنگران که از روحانیون نزدیک به اصلاح طلبان و از شاگردان امجد است
خنداندن وخندیدن به چه قیمتی؟
قلمداد می نمایند. در حالی که شاد نمودن مومن مورد تاکید ضوابط عقیدتی بوده و تبسم یکی از اجزای چهره مبارک نبی اکرم (ص) درتاریخ ضبط گردیده است. متاسفانه همانند بعضی از مباحث، مرز بندی طنز و نشاط مجاز و خنده وشادی غیر مجاز در هم شکسته و بهم ریخته و تفکیک آنها فقط از عهده خبرگان و کارشناسان بر می آید. در این آشفته بازار، صاحبان استعداد و قریحه که توانایی تولید وعرضه اقلام طنز اعم از فیلم و
حاج محسن چطور با کلیپ های طنز خنده بر لب طرفدارانش نشاند؟
حاج محسن راننده یزدی کامیون که این روزها در فضای مجازی با انتشار کلیپ های طنز و خنده دار اوقات فراغت خود و طرفدارانش را پر می کند، فقط پنج سال است که روی کامیون کار می کند ولی اوضاع این روزهای حمل و نقل را بسیار سخت تشریح می کند. به گزارش شیرین طنز، به نقل از ایسنا، امروزه صنعت حمل و نقل یکی از اجزاء مهم اقتصاد ملی محسوب می شود و به دلیل داشتن نقش زیربنایی، تأثیر فراوانی بر فرآیند رشد
پژواک ماندگار شعر شیون در ایران/ شاعری که آفتاب بر دلش تابید
از زمستان سال 1325 در فومن چشم بر جهانی گشود که در آن آموخت، معلمی کرد و شعر سرود. او مفهوم عشق و زیستن و هستی را در اشعارش جاری ساخت و به روایت لحظات تلخ و شیرین زندگی مردمی نشست که در کنارشان عمر کوتاه اما پر ثمرش را پشت سر گذاشت. شعر او گاه اشک را بر چهره و گاه با طنز ظریفش لبخند بر لب می نشاند و در کنار تاثیرش بر احساس مخاطب، او را به تفکر وا می دارد. شیون در 52 سالگی به دنبال ابتلاء
خاطرات دمشق/ هوس تحویل زن ایرانی به ابوجعده !
مثل همیشه به رویم می خندید. اعجاز نجاتم مستش کرده بود که با لبخندی شیرین پیش چشمانم دلبری می کرد، صورتش به سپیدی ماه می زد و لب های خشکش برای حرفی می لرزید و آخر نشد که پیش چشمانم مثل ساقه گلی شکست و سرش روی شانه رها شد. انگار عمر چراغ چشمانم به جان برادرم بسته بود که شیشه اشکم شکست و ضجه می زدم فقط یکبار دیگر نگاهم کند. شانه های مصطفی از گریه می لرزید و داغ دل من