سایر منابع:
سایر خبرها
مزار شهید لطفی در تهران باقی می ماند
شد. سرانجام به تازگی در آزمایشات DNA پیکر مطهر این شهیدوالامقام شناسایی و به خانواده وی اطلاع رسانی شد. این در حالی است که پدر شهید گرانقدر در سال 1396 به دیدار فرزندان شهیدش شتافت و مادر شهید هنوز در قید حیات و منتظر فرزند گمنامش است. برادر شهید محمد حسین به نام علی لطفی بهادرانی نیز که در سال 1361 به منطقه عملیاتی جنوب کشور اعزام شده بود، همان سال در عملیات رمضان
معاون اول روحانی در پیامی درگذشت آیت الله مصباح یزدی را تسلیت گفت
به گزارش سلام نو به نقل از ایرنا، اسحاق جهانگیری روز شنبه در پیامی درگذشت بنیانگذار و رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد برجسته حوزه علمیه آیت الله شیخ محمدتقی مصباح یزدی را به طلاب و علما حوزه های علمیه، علاقه مندان و شاگردان و بستگان به ویژه خانواده وی تسلیت گفت. معاون اول رییس جمهوری در این پیام از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان عزدار صبر و اجر مسالت کرد.
دلنوشته دختران شهیده مراسم تشییع شهادت حاج قاسم برای مادر؛ دعا کن در مسیر ولایت و شهدا بمانیم
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمان ، در آیین تشییع سردار دلها حاج قاسم سلیمانی در کرمان به دلیل ازدحام جمعیت تعدادی از هموطنان ما جان خود را از دست داده و به شهادت رسیدند. یکی از این شهدا شهیده زهرا افضلی ده زیاری بود. فاطمه و فاضله جعفری دختران این شهیده بزرگوار دلنوشته ای را برای مادر شهید خود نوشتند. سلام مادرم... سلام تاج سرم... سلام مهربانم. سلام بر تو که اکنون در جوار رحمت پروردگار
پیام تسلیت معاون اول رییس جمهور در پی درگذشت آیت الله مصباح یزدی
به گزارش ایسنا، متن پیام اسحاق جهانگیری به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم درگذشت بنیانگذار و رییس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد برجسته حوزه علمیه آیت الله شیخ محمد تقی مصباح یزدی را به طلاب و علمای حوزه های علمیه، علاقه مندان و شاگردان و بستگان به ویژه خانواده محترم ایشان تسلیت می گویم. از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان عزدار صبر و اجر مسالت دارم. اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور انتهای پیام ...
خاطرات شنیدنی جهانگیری از سردار سلیمانی، خاتمی، هاشمی رفسنجانی و کرمانی ها و موضوع حصر / واکنش سردار ...
زدم و یا اگر کار رسمی داشتم می رفتم. ولی ایشان مقید بود همان طوری که به خانواده شهدای دیگر سر می زند حتماً یکی از کسانی که سر می زد، خانواده و مادر من بود و مرتب سرکشی می کرد. نشان می داد که مثل یک عضو خانواده نسبت به خانواده شهدا یک چنین دلبستگی و وابستگی دارد و این دلبستگی و وابستگی نیز متقابل بود. یک عید نوروزی بود و من آنجا بودم. مادرم بعد از سال تحویل به همه فرزندان خودش یک اسکناس عیدی
تحریف سردار سلیمانی با هدف تطهیر سران فتنه!
کیهان: روزنامه اعتماد روز گذشته در مطلبی درباره اظهارات اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور درباره سردار سلیمانی نوشت: بنابر آنچه جهانگیری در گفتگو با پایگاه خبری-تحلیلی جماران گفته، سردار سلیمانی با خاتمی هم هیچ اختلافی نداشت و اتفاقا آقای خاتمی را دوست می داشت. سردار سلیمانی با توجه به روایت معاون اول رئیس جمهوری، با آیت الله هاشمی رفسنجانی هم رابطه بسیار حسنه ای داشته است؛ هر وقت با حاج قاسم
روایت شنبه بدون سردار+عکس
/> این جملات روایت یک دانش آموز دبستانی از روز جمعه و شنبه بدون سردار است. دانش آموزی که در دوره ابتدایی تحصیل می کند و سال گذشته در پایه چهارم درس می خواند. * فکرش را هم نمی کردم که بچه ها انقدر حاج قاسم را دوست داشته باشند آقای رضایی معلم مدرسه ابتدایی است؛ او درباره روز شنبه بعد از شهادت حاج قاسم، می گوید: روز شهادت حاج قاسم، جمعه بود. فردای آن روز که به مدرسه رفتم، با
از حضور در مهد کودک نوه ها تا تربیت فرزندان
مقرر کردند که زینب به عنوان نماینده فرزندان موضوعات را پیگیر کند، اما همه بچه ها در پیگیری امورات پدر بعد از شهادت مشارکت فعال دارند. احترام خاص حاج قاسم به والدین/دعای پدر برای شهادت پسر وی در ادامه از ویژگی های اخلاقی حاج قاسم صحبت می کند: برادرم از همان دوران نوجوانی از شجاعت و بی باکی خاصی برخوردار بود که باعث می شد از دیگر هم سن و سالهایش متمایز شود، حاجی به لحاظ حل مشکلات
حکایت طبابت دکتر مظفری
10 یا 12 هزار تومان را هم واریز نمی کند. منشی از بیمار می پرسد همان مقدار وجهی که در صندوق انداخته را می خواهد در چه زمینه ای هزینه شود این مریض است که تصمیم می گیرد مثلا به سیل زده ها کمک کند، خرج ایتام شود و... نه خانه دارم و نه ماشین بعد از فرمان رهبری در زمینه فرزند آوری 3 فرزند به خانواده 4 نفره دکتر مظفری اضافه شدند. اکنون دکتر مظفری 5 فرزند دارد، اما با وجود سال ها طبابت
تراژدی شاهرخ و سمیه
ازدواج گذاشته بودند اما وقتی اصرارشان برای ازدواج به نتیجه نرسیده بود، نقشه جنایت کشیده بودند؛ نقشه کشیده بودند که تنها مانع میانشان یعنی خانواده سمیه را از بین ببرند و حالا و در بعدازظهر یک روز سرد زمستانی، زمان اجرای نقشه شان فرا رسیده بود. عقربه های ساعت، 4:20 بعدازظهر را نشان می داد که مادر سمیه، دست دختر کوچکش را گرفت و سوار ماشین شد تا راهی آرایشگاه شود. موقع رفتن او همه چیز آرام بود
شهیدی که در سوریه انتخاب شد/ حاج قاسم گفت وحید بیاید
وحید در روز اول پاسداریش پر کرده بود بیندازم. دیدم وحید همان موقع که وارد یگان شده، در روزهای ابتدایی کارش این طور نوشته: در صورت فوت یا شهادت دوست دارم در بهشت سیدالکریم دفن شوم. شهدا این طور هستند همه کارهایشان را خودشان انجام می دهند. از آقای زمانی نیا در مورد دیدار با رهبر انقلاب می پرسم . ایشان دقیق جواب می دهد: اول بهمن 1398 بود. حال روحی مادرم بعد از این دیدار کمی بهتر شد. یادم
احتمال واکسینه شدن افراد با ریسک بالا تا پایان سال
محدودیت ها شاهد کاهش بار مراجعات هستیم، اما بسیاری از کسب و کار ها تعطیل شد و به هرحال صدماتی به خانواده ها زد، اما چاره ای جز آن نبود، الان اروپا با همه تکنولوژی ها و زیرساخت هایی که دارند در همین پیک با کمبود تخت مواجه شدند و این نشان می دهد آن چیزی که می تواند توازن را برهم بزند عدم رعایت پروتکل هاست. جان بابایی توضیح داد: افراد ناقل وقتی وارد منزل می شوند می توانند پدر ها و مادر ها و
تازه دامادی که همراه حاج قاسم شهید شد
صبح خبردار بودم، اما نمی دانستم چطور باید خبر شهادت وحید و سردار سلیمانی را به شما بگویم. اگر مدافعان حرم نبودند... مادر شهید هم در ادامه حرف های پدر شهید می گوید: من در بحث تربیت فرزندانم برنامه ریزی دقیقی داشتم. هرکاری باید به موقع انجام می شد. آقا وحید از اول یاد گرفته بود وقتش را به بطالت نگذراند؛ به موقع درس می خواند، ورزش می کرد، به مسجد و هیئت و زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) و
خاطرات و خصلت ها
فاتحه بخوانید و بیایید. بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت کرد و گفت: این مطلبی را که می گویم جایی منتشر نکنید. گفت: همیشه دلم می خواست کف پای مادرم را ببوسم ولی نمی دانم چرا این توفیق نصیبم نمی شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم که این جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا کردم و کف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فکر می کردم حتماً رفتنی ام که خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد. سردار در حالی که اشک جاری شده بر گونه هایش را پاک می کرد، گفت: نمی دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم. ...
دل نوشته ای برای سردار
سمت گوشی رفتم و اول به کسی زنگ زده بود توجه کردم یکی از فرماندهان دوستان سپاه بود بهش زنگ زدم جواب نداد و رد تماس زد تکرار کردم در حد دو ثانیه جواب داد و صدای گریه می امد و قطع کرد. هزاران فکر به ذهنم خطور کرد نمیدانستم موضوع چیست حواسم به پیامکهای ارسالی نبود تماس رو یک بار دیگر تکرار کردم و جواب نداد... در حالی که نگران آن عزیز بودم کمی صبر کردم که تلفن همراه ام باز زنگ زد بدون معطلی
اسحاق جهانگیری: تعبیر مقام معظم رهبری این بود که من آقای خاتمی را روحانی تمیزی می دانم که نه آلودگی مالی ...
ده و مادر من بود و مرتب سرکشی می کرد. نشان می داد که مثل یک عضو خانواده نسبت به خانواده شهدا یک چنین دلبستگی و وابستگی دارد و این دلبستگی و وابستگی نیز متقابل بود. یک عید نوروزی بود و من آنجا بودم. مادرم بعد از سال تحویل به همه فرزندان خودش یک اسکناس عیدی داد. بعد سردار سلیمانی به دیدن ما آمد و گفتم مادر به قاسم هم عیدی می دهی؟ گفت بله؛ او را که از شما بیشتر دوست دارم. یعنی واقعا این ر
حاج قاسم نهیب زد: فرزند شهید را از جایش بلند نکن!
دوران جبهه و جنگش و جبهه مقاومت از من سؤالاتی کرد و من برای آرام شدنش به تک تک سؤالاتش پاسخ دادم. او پرسید مادر امشب حاج قاسم کجاست؟ گفتم نمی دانم یا عراق یا سوریه و یا لبنان است. در ادامه از من قول گرفت که حتماً محافظ های حاج قاسم آدم های قوی هستند و وقتی مطمئن شد آن ها مراقب حاج قاسم هستند خوابید. صبح که از خواب بیدار شدم، متوجه شهادت سردار سلیمانی شدم. - من حال و احوال دخترم را در
خاطرات جالب جهانگیری از سردار سلیمانی
می رفت و من فقط در ایام عید نوروز به کرمان می رفتم و به مادرم سر می زدم و یا اگر کار رسمی داشتم می رفتم. ولی ایشان مقید بود همان طوری که به خانواده شهدای دیگر سر می زند حتما یکی از کسانی که سر می زد، خانواده و مادر من بود و مرتب سرکشی می کرد. نشان می داد که مثل یک عضو خانواده نسبت به خانواده شهدا یک چنین دلبستگی و وابستگی دارد و این دلبستگی و وابستگی نیز متقابل بود. یک عید نوروزی بود و
قتل فجیع زن مقابل چشمان فرزندش
فرزند به دنیا آورد و با همسرش مشکلاتی داشت، اما از او جدا نشد. دختر مقتول که بزرگ ترین فرزند خانواده است، به مأموران گفت: من و مادرم رابطه نزدیکی داشتیم. برادرم که دو سال از من کوچک تر است، کار می کرد، پدر و مادرم هم کار می کردند، با این حال ما نمی توانستیم خرجی زندگی مان را تأمین کنیم، چون پدرم اعتیاد داشت. من در خانه از خواهر و برادر کوچک ترم مراقبت می کردم. مدتی بود که مادر و پدرم
روحانی و جهانگیری به رئیس دولت اصلاحات تسلیت گفتند
، درگذشت مادر همسر وی را تسلیت گفت. به گزارش روز چهارشنبه ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی معاون اول ریاست جمهوری، اسحاق جهانگیری در پیام تسلیت به سیدمحمد خاتمی آورده است: درگذشت بانوی پرهیزکار و صبور سرکار خانم سیده منصوره صدر مادرهمسر گرامیتان و خواهر ارجمند عالم مجاهد و روحانی روشن ضمیر و روشن بین امام موسی صدر موجب تأسف و تأثر گردید. در ادامه پیام جهانگیری آمده است: مصیبت فقدان این
برای زندگی کردن تسلیم شرایط نشویم
به رو شده بود. مادرم بعد از چندباز زنگ زدن و رفتن دم خونشون موفق نشد آخرش گفتم مادر من بیخیال بشیم قسمت نیست چرا اصرار میکنید. چند ماهی گذشت من دیگه فراموش کرده بودم، یه شب تا دیر وقت مغازه بودم کارام خیلی زیاد بود،گوشیم زنگ خورد یه شماره نا آشنا بود، جواب ندادم، دوباره زنگ زد برداشت دیدم داره گریه میکنه و میگه: همیشه زود میکشی کنار؟ چیزی رو که سخت باشه رو دیگه نمیخوایی
رضایت به پدر بعد از قتل مادر
است. به این ترتیب اصغر به اتهام قتل عمد بازداشت شد اما وی تلاش کرد تا قتل را به گردن یکی از دخترانش بیندازد اما در بازجویی های بعدی اصغر به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: من سوسن را کشتم چون به من خیانت کرده بود. دختر مقتول که بزرگ ترین فرزند خانواده است به مأموران گفت: من و مادرم رابطه نزدیکی داشتیم. برادرم که دو سال از من کوچک تر است کار می کرد، پدر و مادرم هم کار می کردند، با این حال نمی
ماجرای منافقی که قصد قتل سردار سلیمانی را داشت
در یکی از روستا های اطراف حمیدیه اهواز مستقر شده بودیم. معاون آقای مهاجری که در همان عملیات از ناحیه دست مجروح شد، رزمنده ای به نام قاسم سلیمانی بود. حسنی سعدی که انگار مرغ خیالش به همان سال ها پرواز کرده است، به نقطه ای خیره می شود و پس از لحظاتی ادامه می دهد: عملیات کرخه نور، اولین دیدار من با حاج قاسم بود و این همراهی تا پایان حضور من در جبهه ها ادامه پیدا کرد. عملیات بعدی، عملیات
مرگ به دلیل تجویز غلط دارو! +عکس
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فرارو، آیناز امید گوینده 15 ساله برنامه کودک رادیو زاهدان چند هفته قبل برای درمان جوش های صورتش به یک پزشک متخصص پوست مراجعه کرد، اما پس از مصرف داروها به دلیل از بین رفتن کبدش جان باخت. مادر این دختر با بیان اینکه از پزشک معالج وی شکایت کرده اند، گفت: دخترم از چهار پنج سالگی در برنامه کودک همراه با خودم در رادیو اجرا می کرد و صدای وی برای کودکان استان