سایر منابع:
سایر خبرها
مادر طاهره، فقط مادر طاهره نیست
فوت می کند، 2 فرزند داشته است. پدر بچه ها بعد فوت همسرش آن ها را ترک می کند. اکنون حاج خانم با یکی از پسرهایش و عروسش، دو نوه بازمانده از طاهره و دختر آخرش زندگی می کند. حاج خانم نوه هایش را هم فرزند خود می داند و می گوید: تا این دو نوه و دخترم را سروسامان ندهم و ازدواج نکنند آروم نمی شم. از او می پرسم از کی قابلگی را شروع کردی؟ می گو ید: از سر بچه سومِ صغری، آن زمان مردم روی بیمارستان
برزخ بی هویتی و غربت در جغرافیای وطن/ اینجا حاشیه نشینی و فقر برای بی شناسنامه ها پایانی ندارد
داشتند و یک دختر، که فرزند بزرگ آن ها 18 ساله بود، نامزد داشت و می خواست ازدواج کند، اما پولی نداشت، فرزندان خانواده برای تامین معاش به زباله گردی مشغول بودند و هر کیلوگرم زباله را 6 هزارتومان می فروختند. بطری های خالی نوشابه و دلستر، کارتون ها و مقواها را جمع آوری می کردند و آن ها را به مغازه های جمع آوری ضایعات می فروختند. همه وسایل زندگی شان را خیران آماده کرده بودند، چراغ
بازیگران سریال افسانه خورشید و ماه / عکس
ناکیونگ از آن دختر محافظت کند. آری اعدام می شود. بالاخره دختر مشاور هیو به دنیا می آید. او نام یئون وو (به معنی نم نم باران) را برای دختر خود بر می گزیند. یئون وو بسیار زیبا و دارای هوش و ذکاوت بسیاری بود. 13 سال می گذرد و برادر یئون وو یئوم دانشجوی ممتاز رشته ادبیات می شود. یئون وو به همراه مادرش برای جشن به قصر می روند. یئون وو هنگام ادای احترام به امپراتور تحت تأثیر پروانه ای قرار میگرد و آن را
مادر ساجده دختری که در یکی از مراکز بهزیستی خودکشی کرده بود لب به سخن گشود
دانم ریشه این حرف های دروغ از کجاست. ساجده دختر نجیبی بود. اگر می خواست بیراهه برود، همان پاتوقی که پدرش درست کرده بود کافی بود. او حتی زن مصطفی نشد. او زن مردسی و پنج ساله ای که با وجود 2 همسر، پدرش 2 سال قبل برایش لقمه گرفته بود هم نشد. منتظر بود به خانه برگردد. 2 روز قبل از خودکشی با او صحبت کردم. می خندید. تلفن را به دوستانش داد. مدام می گفت یکی از دوستانش را برای برادرش خواستگاری کرده اس
احساس می کرد کنار حاج قاسم به آرزویش می رسد
زندگی اش را در نهایت گرمی و صفا و صمیمیت در خانه خودش شروع کند باید وارد خانه ای می شدم که دامادی حضور نداشت. این وضعیت دو روز طول کشید تا آقاشهروز به خانه برگشتند و زندگی مشترک مان را رسماً آغاز کردیم. ما آبان ماه عروسی کردیم و تا آخر شهریور سال بعد دوران تحصیل ایشان ادامه داشت. درس شان که به پایان رسید، وارد فاز کار شدند و از همان موقع شیفت ها و مأموریت های طولانی مدت شروع شد. خلاصه آن که
بیگانه ای با من است ؛ و دورشدن از مسیر اصلی داستان
به عموم اعلام کند و حال با هویتی دیگر برای شرکت صوری آنها در تهران مشغول به کار شود البته کاری که مشروعیت ندارد. داستان نسا پیش می رود او از روز بعد از حادثه به یاد می آورد که در کودکی پروانه صدایش می زنند ولی از سنی به بعد به او نسا می گفتند. عملا نسا یا همان پروانه که حالا خود را مینو معرفی می کند دچار بحران هویت شده است. خانواده ی امیر علی که نسا در نقش مینو وارد خانواده شان شده است
اقدام وحشتناک سارا در خانه مجردی پزشک متجاوز
شانزدهم فروردین ماه سال 95 از بیمارستان مدرس به کلانتری 163 ولنجک خبر رسید پسر جوانی به نام وحید که از ناحیه سر و صورت با اسید سوخته به بیمارستان منتقل شده است .ماموران کلانتری به بیمارستان موردنظر رفتند و به بررسی پرداختند . وحید که دانشجوی پزشکی بود ادعا ناخواسته روی سر و صورتش ریخته است.پزشکان در حال درمان وی بودند که راننده یک تاکسی دختر جوانی به نام سارا به همان بیمارستان منتقل
خانواده بی خانمان منتظر یاری مردم نوع دوست
مادرم که این وسط ذره ذره آب می شد و کار آنچنانی هم از دستش بر نمی آمد... روزگار می گذشت و به هر سختی که بود، خواهر و برادرها ازدواج کردند و رفتند سر خانه و زندگی خودشان. این وسط من مانده بودم، پدر و مادرم و یکی از خواهرها که مشکل اعصاب داشت... مدتی بعد مادرم نتوانست این همه درد و رنج را تحمل کند و در یکی از عصرهای سرد زمستان چشمانش را بست و برای همیشه ما را تنها گذاشت. با رفتن
عاقبت بخیری در بلاد کفر!/ شهیدی که هنوز نمی توان همه چیز را درباره او گفت
از رفتن علی، شام منزل دختر بزرگم مهمان بودیم. عاشق این بود که یا به منزل او برود و یا او را به خانه ما بیاورد و بچه هایش را ببیند. تحمل دوری او یک طرف حرف هایی که بعضی از مردم جامعه می زنند هم یک طرف. اینکه می گویند خانواده شهدا از امکانات ویژه ای برخوردارند، این در مقابل عزیزی که از دست داده ایم چه ارزشی دارد؟ شغل همسرم طوری بود که من 30 سال شهید شدنش را دیده بودم تا وقتی که از ماموریت
پایان رابطه دختر و پسر جوان با اسیدپاشی
حادثه 24 - دختر دانشجویی که متهم است روی پسر هم دانشکده ای خود اسید ریخته و باعث آسیب شدیدی به وی شده در شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. رسیدگی به این پرونده از 3 سال قبل با گزارش حراست یکی از بیمارستان های تهران در خصوص اسیدپاشی مشکوک به دختر و پسری دانشجو آغاز شد. بلافاصله مأموران به بیمارستان مراجعه و تحقیقات را آغاز کردند. پسر جوان به نام مهران در توضیح ماجرا گفت: من
بررسی راه های مؤثر بر کاهش آلودگی هوا درجلسه هیات دولت
. به موجب آیین نامه مذکور، برای تعیین شهرستان های غیربرخوردار از اشتغال، از شاخص های نرخ بیکاری در سطح شهرستان، تغییرات نرخ بیکاری شهرستان در سال آخر دهه قبل و سال پنجم دهه جاری و مهاجران وارد شده در سطح شهرستان در مدت زمان پنج ساله اول هر دهه مطابق فرمول مندرج در مصوبه ملاک عمل قرار می گیرد. شهرستان های با نرخ بیکاری برابر یا بالاتر از “میانگین کشوری به اضافه 2 برابر انحراف
دانشجوی اسید پاش جرمش را انکار کرد
دانشجوی پزشکی و سپیده دانشجوی رشته پرستاری بود. او برای تحصیل از کرمانشاه به تهران آمده بود که با هم آشنا شدیم. مدتی با هم ارتباط داشتیم تا اینکه قرار شد با هم ازدواج کنیم. مدتی گذشت و سپیده هم به شهرستان رفته بود که من با دختر دیگری نامزد کردم. سپیده بعد از اینکه از شهرستان به تهران برگشت به خانه ام در ولنجک آمد. ابتدا پیشنهاد دادم به هتل برود، اما قبول نکرد و در خانه ام ماند. همان روز نامزدم
خودکشی مرد جوان پس از قتل همسر و فرزند/ او زنش را به خاطر رابطه با رفیقش کشت
حادثه 24 - خانواده زن جوانی که به دست شوهرش کشته شده بعد از خودکشی قاتل دخترشان از دادگاه درخواست دریافت دیه از بیت المال کردند که دیوان عالی کشور با این درخواست موافقت کرد. آخرین روزهای سال 96 گزارش دو قتل فجیع به پلیس گزارش شد. مرد جوانی که با پلیس تماس گرفته بود گفت: همکارم به نام کیوان دقایقی پیش برایم پیامکی ارسال کرد که شوکه شدم. او نوشته بود همسر و پسر 8 ساله اش را کشته و می
ماجرای لبخند ماه صنم/اشتغال زایی بنیاد برکت در مناطق محروم
دکتری بخواند و برگردد روستای خودشان یا خانه پُرش، سیریک و مریض ها را معالجه کند. حالا خانم دکتر آینده دفتر نداشت که مشق هایش را بنویسد و همین، روح پدر را می خراشید. ماه صنم از دور می آمد. می دانست خانه این و آن کار می کند، اما به او چیزی نمی گوید. ماه صنم رسید. _ این جا نشستی؟ _ همین طوری. کلافه شدم توی خونه. _ چرا خودخوری می کنی مرد؟ دق می کنی آخرش. _ میگی چکار کنم؟
قطره ای از دریای فضائل حضرت فاطمه زهرا(س)
) (پس از زینب، رقیه و أم کلثوم) بوده و نام مادر گرامی اش، أم المؤمنین خدیجه دختر خویلد بن أسد [1] نخستین همسر خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) است. فاطمه زهرا(س) پنج سال پس از بعثت رسول گرامی اسلام(ص) در شهر مکه دیده به جهان گشود و در کنار پدر بزرگوار و مادر گرامی اش تربیت یافت و دوران کودکی خود را سپری نمود. خدیجه دختر خویلد که نخستین بانوی مسلمان بوده و یار و مشاوری فداکار برای پیامبر اکرم(ص
دختر مدل: شهرام یک ماه در ویلای شمال شکنجه ام کرد
به من پیشنهاد ازدواج داد. چون از او خوشم آمده بود پیشنهادش را پذیرفتم. یک ماه حبس در ویلا دختر 24 ساله گفت: شهرام به بهانه اینکه خانواده اش قبل از ازدواج باید مرا ببیند از من خواست با او به ویلای پدر و مادرش در شمال برویم من هم قبول کردم و او مرا به ویلایی برد که می گفت خانواده اش ساکن آنجا هستند، اما وقتی پایم را در آن ویلا گذاشتم تازه فهمیدم در چه دام وحشتناکی افتاده ام. نه
خاطرات وکیل/ بخشش17سال حبس سارق مسلح با یک لیوان
پیش از آشنایی با مهندس،آنقدر تحت تاثیر توصیفات گوته از حافظ و شیراز قرار گرفته بودم که بلافاصله پیشنهاد ازدواج دانشجوی شیرازی دانشگاه را پذیرفتم وبار سفر از مونیخ به شیراز را به عشق او و به هوای تنفس در محیطی که حافظ غزل سرایی کرده بستم.حال و احوال چهل سال زندگی کنار همسرم عطر و بوی بهار نارنج وطراوت غزل های حافظ را داشته،من و مهندس در شیراز زندگی آرام و با عشقی داشتیم تا اینکه ....
زندگی آقازاده خاص ترین رهبر جهان چطور گذشت؟
شناختی که از خانواده ایشان داشتند با این وصلت موافقت کردند. مرحوم مادر سیدمصطفی در خاطره ای از در این ازدواج گفت: یک وقت شایع شد که ما با آقا مرتضی حائری وصلت کرده ایم، به طوری که مصطفی می گفت: وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می آید، رفقا می گویند که پدر زنت آمد. این شایعه به گوش آقا رسیده بود. یک شب آقا از من پرسید که دختر آقای حائری را دیده ای؟ من هم کمی توضیح دادم. آقا گفت: چطور است
خودکشی بعد از قتل همسر و فرزند
قاتل شناسایی نشود؛ چون در این پرونده قاتل شناسایی و دستگیر شده بود، درخواست را نپذیرفتند. بر اساس محتویات پرونده مردی اسفند سال 96 با مرکز فوریت های پلیس تماس گرفت و گزارش یک قتل فجیع را به مأموران داد. وی گفت: همکارم به نام محمود دقایقی پیش برایم پیامک ارسال کرد که از خواندن آن وحشت کردم. محمود نوشت زن سابق و پسرش را کشته و خودش هم قصد خودکشی دارد. او حرف هایی به من زد که شوکه
شروع امیدوارکننده باخانمان در شبکه سه
، باخانمان شروع مناسبی داشته است. شروع قصه با راز زندگی مسعود شخصیت اصلی سریال جوانی به نام مسعود با بازی حسام محمودی است که مدت هاست قصد دارد با دخترعموی خود سمانه با بازی مارال فرجاد، ازدواج کند، اما اختلافات خانوادگی و مخالفت مادر سمانه مانع این وصلت شده است. در قسمت دوم دیدیم که پدر مسعود از راز مهمی پرده برداشت و به او گفت که فرزند واقعی خانواده نیست و به سرپرستی گرفته شده است
افشای راز قتل شوهر پس از 8 سال
ساله در ابتدا با تناقض گویی منکر دخالت در این جنایت بود تا اینکه سرانجام لب به اعتراف گشود و راز 8 ساله را فاش کرد. وی مدعی شد شوهرش مردی خلافکار بوده و او را وادار می کرده با مردان غریبه ارتباط داشته باشد و پول بگیرد. به همین خاطر وقتی از دست او و رفتارش خسته می شود با پسر 22 ساله ای به نام بهمن تصمیم می گیرد شوهرش را به قتل برساند. فریبا درباره نقشه قتل شوهرش گفت: نخست قرار
چالش های والدین و فرزندان در ایام امتحانات
خانه بودن، این فقدان امنیت است. طبیعتا نوع رفتار با نوجوانان سخت تر است، زیرا در مرحله بلوغ هستند و کم کم از کودکی و متکی بودن خارج می شوند و تعامل بیشتری با جهان بیرون از خانه دارند و در یک کلام، در حال ساختن شخصیتشان هستند. شخصیتی که طبیعتا مرزها و خواسته هایی دارد و نمی خواهد تحت تسلط قرار بگیرد و در جواب کنترل و توهین، مقابله به مثل می کند و سعی می کند که خود را از اسارت خارج کند
چه نیاز به پا دارم، وقتی می توانم پرواز کنم!
/> پدر فریدا، یک عکاس اهل آلمان بود. او به مکزیک مهاجرت کرد و در آنجا ازدواج کرد. شاید بتوان گفت از آنجا که فریدا اغلب سوژه دوربین پدرش بود، از کودکی شوق به چهره نگاری و خودچهره نگاری آموخت و یاد گرفت که بی حرکت بنشیند و با نگاه نافذ و مقتدرانه خود به دوربین خیره شود؛ همان نگاهی که در سال های بعد در اغلب خودنگاره هایش تکرار شدند. فریدا کالو، حدود سال 1926 او که از کودکی به بیماری
2 متهم به قتل از چوبه دار فاصله گرفتند
/> در جلسه رسیدگی به این پرونده فرزند بزرگ و مادر مقتول درخواست قصاص کردند. مادرزن متهم گفت: دختر من همسر دوم این مرد بود. متهم همسر اول داشت، با این حال با دختر من ازدواج کرد و به وعده هایش درباره جدایی از همسر اولش عمل نکرد. دخترم از او سه فرزند داشت و نمی توانست جدا شود، این اواخر خیلی با هم درگیری داشتند، او خیلی دخترم را اذیت می کرد؛ به همین خاطر هم دخترم تصمیم داشت از او جدا شود که دامادم او
نگاهی به زندگی نیما یوشیج پدر شعر نوی فارسی
به دنیا می آید. این شاعر بزرگ، درحالی که به علت سرمای شدید یوش، به ذات الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تاثیری نداشت و در تاریخ 13 دی ماه 1338، نیما یوشیج، آغازکننده راهی نو در شعر فارسی، برای همیشه خاموش شد. او را در تهران دفن کردند؛ تا اینکه در سال 1372 طبق وصیتش، پیکرش را به یوش برده و در حیاط خانه محل تولدش به خاک سپردند. از جمله آثار یوشیج می توان به موارد زیر اشاره کرد: انتهای پیام/
2 متهم به قتل از چوبه دار فاصله گرفتند
قتل اتفاقی همدست با اسلحه آمریکایی در دومین پرونده که آن هم در شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران رسیدگی شد، پسری که همدستش را اتفاقی کشته بود، محاکمه شد.آبان سال 97 پسر جوانی جسد نیمه جان مرد 28 ساله ای به نام حامد را به بیمارستان منتقل و فرار کرد. حامد که گلوله خورده بود، تحت عمل جراحی قرار گرفت اما به خاطر شدت خونریزی جان سپرد. پلیس به تحقیق پرداخت و خانواده حامد را شناسایی کرد . پدر حامد
دختران رضا صادقی در حال ساز زدن / عکس
های گوناگون تصمیم به ابداع روشی به اسم خود کرد و نخستین تجربه خود در موسیقی را تحت عنوان آلبوم راز عشق در سال 1372 ارائه کرد. بعد از آن همکاری خود را با گروه هنری کیمیا آغاز کرد و آلبوم های گل لاله، رویای شیرین و مستانه و دیوانه را ارائه کرد. چندی بعد برای ترقی در کار به تهران آمد. علاقه او به هنرمندانی مانند چشم آذر و بابک بیات سبب گردید تا آثار او تحت تأثیر آن ها قرار گیرد
تشویق به کودک همسری در سایه رهاسازی سی چهل ساله های مجرد!
/> در سال های اخیر مشکلات اقتصادی روی همه جوانب زندگی اثر گذاشته است مقوله ازدواج نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تشکیل خانواده نیز به خیل ارزوهای دست نیافتنی جوانان پیوسته است. این مشکلات در ابتدا لاکچری بازی و گرفتن جشن های آنچنانی را از صحنه حذف کرد و در ادامه با تشدید مشکلات، اجاره یک خانه نقلی هم غیرممکن شد و حتی صرف نظر از برگزاری جشن عروسی نیز نتوانست گره کور ازدواج را برای
شهیدی که همراه حاج قاسم به آرزویش رسید
دیدار برادرش شتافته است.از این شهید والامقام دو دختر به نام های هانیه و محیا به یادگار باقی مانده است. شما چند فرزند دارید و هادی چندمین فرزند خانواده شما بود؟ من 9 فرزند داشتم 3 فرزند دختر و 6 فرزند پسر. فرزند اولم جواد بود که در 15 سالگی به جنگ رفت و در عملیات خیبر به شهادت رسید. پیکر ایشان بعد از 11 سال به میهن اسلامی بازگشت. در سال 1373زمانی که پیکرشان به کشور بازگشت