اعتراف عروس 12 ساله به قتل داماد دو زنه در تهران
سایر منابع:
سایر خبرها
زخم های قاتل، اسرار جنایت را فاش کرد
ماشینش را برای چند ساعت به من بدهد. صد تا بهانه می آورد که آن را به من ندهد. می دانید چرا؟ چون معتاد بودم و به من اعتماد نداشت. بارها مقابل دوستانم به خاطر عدم اعتماد او سنگ روی یخ شدم. چون نوبت به من می رسید که ماشین ببرم و با دوستانم تفریح کنیم، مادرم حاضر نمی شد ماشینش را بدهد. این رفتار او باعث شده بود که دلخور شوم و مدام با هم درگیری داشته باشیم. از روز حادثه بگو. روز حادثه هم دوباره
در جست وجوی برادرزن قاتل
پلیس در جست وجوی برادرزن کینه جویی است که 17 ماه قبل در یک درگیری دامادشان را به قتل رساند. درحالی که هنوز ردی از این مرد به دست نیامده، خانواده مقتول با حضور در دادسرای جنایی تهران خواستار قصاص قاتل فراری شده اند. به گزارش همشهری، صبح 24مرداد ماه سال98 درگیری خونینی بین چند مرد در خیابان استاد معین رخ داد. شاهدان 2مرد موتور سوار را دیدند که پس از پیاده شدن از موتورسیکلت، با مردی که در حال
تراژدی شاهرخ و سمیه؛ معمایی که خیلی ها هنوز دنبال آن هستند
شفاآنلاین سلامت برای آن ها که صفحه حوادث روزنامه ها را دنبال می کنند، نام خیابان گاندی عجین شده با تراژدی شاهرخ و سمیه است؛ جنایت هولناکی که این دختر و پسر 16ساله، دوازدهم دی ماه سال 75 در خانه شماره 19 رقم زدند تا مدت ها افکار عمومی را در شوک فروبرد. به گزارش شفاآنلاین : بعدازظهر آن روز، زمان برای شاهرخ و سمیه مفهوم دیگری داشت. آن ها یک سال قبل تر در یکی از پارک های تهران همدیگر را
درخواست قصاص برای قاتل فراری
شد، برادرش هم دخالت می کرد و پسرم را تهدید به مرگ می کرد. شب قبل از حادثه پسرم به خانه ما آمد و گفت که با همسرش دعوایش شده است. از آن ساعت به بعد بهمن تلفن می زد و پسرم را مدام تهدید می کرد و الان هم مطمئنیم که قاتل بهمن است. همسرم مقتول هم به مأموران پلیس گفت: شب قبل از حادثه من و شوهرم دوباره با هم مشاجره لفظی کردیم. وقتی درگیری ما بالا گرفت هاشم به خانواده ام فحش داد که من خیلی
فضای مصلای کرمان حال و هوایی عجیب
که تمام شد به من زنگ زد و گفت: دخترم کجایی من که همان روز ساعت هشت به مشهد رسیده بودم و حرم امام رضا(ع) بودم، گفتم من حرم هشتم هستم، گفت: خوش به حالت برای من هم دعا کن شهید بشوم چون دعای خانواده شهدا می گیرد و من هم همین دعا را برای ایشان کردم و سال 98، حاجی به آرزویش رسید. برادرم اولین شهید مدافع حرم کرمان هست سال 94 قبل از اینکه به سوریه اعزام شود، خیلی دوست داشت برای دفاع به حرم حضرت
زخم های قاتل، اسرار جنایت را فاش کرد
رفتار او باعث شده بود که دلخور شوم و مدام با هم درگیری داشته باشیم. از روز حادثه بگو. روز حادثه هم دوباره از مادرم خواستم که ماشین را به من بدهد اما او قبول نکرد. هر چقدر اصرار کردم فایده ای نداشت تا اینکه عصبانی شدم و با چاقو خودزنی کردم، اما باز هم فایده ای نداشت و با هم درگیر شدیم. از شدت عصبانیت در درگیری او را خفه کردم. بعد که به خودم آمدم خیلی پشیمان شدم. من قصد کشتن مادرم را نداشتم، اما از ترس زندان تصمیم گرفتم داستانسرایی کنم. سابقه داری؟ سابقه خرید و فروش مواد مخدر دارم، اما حالا اتهام قتل در پرونده ام ثبت شده است، آن هم قتل مادرم که سال ها برایم زحمت کشیده بود. ...
قتل مادر بر سر گرفتن خودرو
از اعتراف به قتل برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. گفتگو با متهم همایون سابقه داری؟ من فقط سابقه اعتیاد دارم. چند سال قبل از طریق دوستان ناباب معتاد شدم و الان هم همین اعتیاد مرا قاتل مادرم کرد. یعنی به خاطر اعتیاد به مواد مخدر مادرت را به قتل رساندی؟ نه، البته موضوع درگیری ما اعتیادم نبود هر چند که به خاطر
جوان مواد فروش جرمش را انکار کرد
اظهاراتش گفت: سال ها قبل پدرم تصادف کرد و از کار افتاده شد. او به خاطر آسیب شدیدی که در آن تصادف دیده بود توان کار کردن نداشت و خانه نشین شده بود. من تنها فرزند خانواده بودم به همین خاطر ناچار شدم در دوران کودکی به جای درس و بازی کار کنم و خرج زندگی خودم و پدر و مادرم را تأمین کنم. به خاطر سن کمی که داشتم صاحبکارم حق و حقوقم را نمی داد و همیشه دستمزدم پایین تر از آن چیزی بود که باید دریافت می کردم
عروس 12 ساله قاتل همسر جوانش بود!!!ماجرای هولناک قتل در ملارد
است.وی ادامه داد بعد از مدتی سرپرستی مرا خاله ام بر عهده گرفت که در این مدت سختی های فراوان کشیده و بسیار تحقیر شدم. سحر ادامه داد بعد ازادی مادر از زندان دیگر شرایط را برای زندگی در گلستان مناسب ندیده و به تهران مهاجرت کردیم. عروس نوجوان گفت : 5 سال پیش و زمانی که فقط کودکی 12 ساله بودم مادرم مرا در ازای مبلغ 7 میلیون تومان به دلاور که تبعه افغانستان بود و 15 سال از من بزرگت
خانه | دیگر رسانه ها 97 خوشگذرونی های مهراب قاسم خانی و خانواده در قشم
به گزارش شریان نیوز ،مهراب قاسم خانی این تصاویر را در صفحه شخصی خود منتشر کرد. مهراب قاسم خانی این تصاویر را در صفحه شخصی خود منتشر کرد. مهراب قاسم خانی 16 آذر 1350 در تهران متولد شد.او دو بار ازدواج کرده است. حاصل ازدواج اولش یک دختر به نام نیروانا است. پس از جدایی از همسر اولش، وی برای بار دوم در سال 1383 با شقایق دهقان ازدواج کرد. حاصل این ازدواج پسری به نام نویان است.
رفتار با پدر همسر ؛ خانم و آقا هر دو بخوانند
واقعی ” آن ها ارتباط برقرار کنید. بعد از ازدواج و وارد شدن به خانه همسر سعی کنید که از اخلاق والدین همسرتان شناخت به دست آورید.پس از این کار شما بهتر می توانید علل رفتارها را درک کنید و از برخی رفتارهایی که پدر و مادر همسر را تحریک می کنند، اجتناب کنید. اگر از خانواده همسرتان انتظار بیش از حد داشته باشید ممکن است به مشکل برخورید . شما نباید انتظار داشته باشید پدرشوهرتان یا
مدیریت زندگی را از سرطان یاد گرفتم
نگرانی مادرش به مراتب از نگرانی او بیشتر بود: آن روزها مادرم از من مراقبت می کرد و یکی از بزرگ ترین دغدغه هایش پرداخت هزینه های درمان بیماری بود. برای یک دختر، اگر قرار باشد زیبایی اش را حتی به موقت از دست بدهد، یک سال هم یک سال است. اما برای بزرگ ترها، سرطان بیماری سخت تری است و دغدغه پرداخت هزینه های درمان قبل از هر موضوع دیگری زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد. ما خیلی خوشحالیم که آن زمان با محک آشنا
عاقبت بخیری در بلاد کفر! / شهیدی که هنوز نمی توان همه چیز را درباره او گفت
، من علاوه بر نقش همسری برای شما برای خانواده ام هم نقش پدری داشته باشم و نمی توانم از آن ها دور باشم. مادر و یک خواهر و برادرش در خانه پدری شان ساکن بودند. من قبول کردم بدون اینکه درخواستی از او داشته باشم. راستش را بخواهید مجذوب سادگی و حیا و نجابت او شده بودم. شاید الان هم دیده باشید، دختر و پسر ها بعد از چند ماه رفت و آمد هم نتوانند شناخت درستی از هم برای ازدواج پیدا کنند، اما حس می
شهیدی که حاج قاسم را جای خود به مراسم عقد فرزندش فرستاد
گفتم: پس چرا کسی جای پدرم نیامد؟ نکند همش خواب و خیال باشد؟ در همین حالات مهمان ها را زیر چشمی نگاه کردم، ناگهان تلفن مادرم زنگ خورد، بلند شد و ادامه صحبتش را به یک گوشه ای برد. اولش جدی حرف زد، بعد لبخندی زد و در آخر هم، نشانی خانه را داد. خیلی خوشحال تر از قبل به نظر می رسید، انگار هر چه هست به این تلفن و زنگ مربوط می شد. از مادرم پرسیدم که بود؟ گفت هیچی خودت می فهمی، یکی از
پس از شهادت هم بخشنده بود
1360 در خانواده مذهبی و دوستدار اهل بیت(ع) متولد شد و در نوجوانی پدرش را از دست داد. او که تنها پسر خانواده بود، بعد از ازدواج مادر را تنها نگذاشت و زندگی مشترکش را در زیرزمین خانه پدری شروع کرد. برای شنیدن خاطرات همسر شهید به این خانه می رویم. خانه ای قدیمی که سر درش پوستر بزرگی از شهید با لبخندی بر لب به مهمانان خوشامد می گوید و همسر شهید در اتاقی ساده و بی آلایش که با چند قاب عکس
قاتل نوعروس اردبیلی در آستانه اعدام
با تائید حکم قصاص مرد فوق لیسانسه اردبیلی متهم به قتل نوعروس خود، از سوی دیوانعالی کشور،متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. برادر مقتول به نام پریناز در این خصوص به خبرنگار رکنا گفت: با تائید حکم قصاص قاتل خواهرمان در دیوانعالی کشور،پرونده به واحد اجرای احکام شعبه اول کیفری پارس آباد ارجاع شده است.اولیای دم پرونده یعنی پدر و مادرم با حضور در واحد اجرای احکام برای پرداخت تفاضل دیه اعلام
روبرت انتخابش را کرده بود/ خاطره آخرین دیدار در مهران
، خانواده هم موافق رفتن ش نبودند، ولی روبرت می گفت: این وظیفه ای است که همه باید آن را انجام بدهند . آن زمان روبرت می توانست مثل خیلی ها به جبهه نرود، ولی او انتخاب خودش را کرده بود. وی ابتدا به منطقه آموزشی لشکر 84 خرم آباد رفت و پس از یکماه به همراه پسر خاله ام در سال 64 به منطقه مهران اعزام شد و پس از 28 ماه خدمت سربازی، در حالی که چند بار مجروح شده بود،همچنان به حضورش در جبهه ادامه داد.
مادر طاهره، فقط مادر طاهره نیست
علی، عضو شورای اجتماعی محله که در جمع ما حضور دارد، می گوید: حاج آقا چایی بخور. آقای غیب علی می گوید: مگر به دعای شما حاجی بشویم. حاج خانم هم می گوید: ان شاءا... به مکه بری و مکگی بشی. به شرط اینکه به مکه رفتی مسلمون برگردی، گرگ و عقرب برنگردی و حَجَت درست باشد. قبل از اینکه خدا حاج آقا را از ما بگیرد ما با او مکه رفتیم، دو مرتبه هم کربلا. سال 94 حاج غلامحسین همسرش دارفانی را وداع می گوید. او
این انگشت ها می توانند دنیا را تکان دهند!
چیزیش نمیشه نگران نباش و سریع گذاشتش توی دستگاه. بعد خندید و گفت: از عروسک هم کوچیکتره.... مادر در ادامه داستان روزهای بعد از تولد رقیه را تعریف می کند: رقیه 39 روز بود که تو بیمارستان بود. دکتر گفت فردا اگر شرایطش همینطور باشد، ترخیص می شود و می توان او را به خانه ببری. خیلی خوشحال شدم. رفتم خانه به شوهرم اطّلاع دادم و وسایل دخترم رو آماده کردم تا فردا صبح به بیمارستان بروم. دقیقاً 40
این انگشت ها می توانند دنیا را تکان دهند!
چیزیش نمیشه نگران نباش و سریع گذاشتش توی دستگاه. بعد خندید و گفت: از عروسک هم کوچیکتره.... مادر در ادامه داستان روزهای بعد از تولد رقیه را تعریف می کند: رقیه 39 روز بود که تو بیمارستان بود. دکتر گفت فردا اگر شرایطش همینطور باشد، ترخیص می شود و می توان او را به خانه ببری. خیلی خوشحال شدم. رفتم خانه به شوهرم اطّلاع دادم و وسایل دخترم رو آماده کردم تا فردا صبح به بیمارستان بروم. دقیقاً 40
محاکمه دختر دانشجو به اتهام اسیدپاشی
قرار گرفت و با رد اتهام مطرح شده گفت: من از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده بودم مدتی با مهران در ارتباط بودیم و به اصرار او به خانه اش رفتم. تازه رسیده بودیم که زنگ در خانه را زدند مهران ادعا کرد یکی از همکارانش برای انجام کاری آمده و از من خواست تا به طبقه بالا بروم. من به پشت بام خانه رفتم و منتظر شدم. همکارش یک خانم بود و بعد از چند دقیقه رفت و من دوباره به داخل واحد برگشتم. همان موقع بود که
شهادت حضرت فاطمه (س) – فاطمیه اول و دوم| اعتبار کدام یک بیشتر است؟
در فاصله ای کوتاه از رحلت جانسوز رسول خدا(ص)، تنها یادگار ایشان یعنی حضرت زهرا(س) به شهادت رسید؟ آنچه اتفاق افتاد مسئله تازه ای نبود بلکه ریشه در حوادث چند سال قبل و زمان حیات رسول الله داشت. افرادی که در برابر سخنان پیامبر اظهار نظر می کردند به جایی رسیدند که در مسئله مهمی مانند جانشینی هم خود را صاحب نظر بدانند و حضرت علی(ع) را از حق خود باز داشتند. پس از این اتفاق، بنی هاشم به
اقدام وحشتناک سارا در خانه مجردی پزشک متجاوز
دانشجوی یک دانشگاه بودند با یکدیگر رابطه دوستانه داشتند و در یک ماجرا قربانی اسید پاشی شده اند. ادعای عجیب در ادامه بازجویی ها وحید گفت :مدتی است با سارا که دانشجوی فوق لیسانس پرستاری است و از کرمانشاه برای تحصیل به تهران آمده آشنا شدم. ما به یکدیگر علاقه مند بودیم و قصد داشتیم با هم ازدواج کنیم .سارا آن روز به خانه ام آمده بود که یک باره یک نفر مقابل در خانه آمد. وقتی در را
شیمیایی با یک عکس و رادیولوژی قابل تشخیص است
همسر جانباز10درصد - خدمت همه ی جانبازان عزیز با هردرصدی. همسر من جانبازشیمیائی و ده درصد جانبازی دارد، بدون یک ریال حقوق، اما با کوهی ازمشکلات و درد و غم و با چشمانی همیشه نگران و اشکبار! دو فرزند داریم که ازنظر روح و روان بهم ریخته هستند، چرا که از پدر فقط رنج، بیماری، تنگی نفس، خِس خِس سینه و عصبانیت دیده اند. سِرم، آمپول، اسپری سالبوتامول و ... و درکنج خانه ماندن، بی
7 کلید مهم برای بهتر شدن رابطه با همسر
أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ؛ ای مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید، هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. برخی از زوجین گله می کنند که بعد از گذشت چند سال از زندگی شان همه چیز عادی شده و حتی دیگر آن عشقی که ابتدا نسبت به همسران احساس می کردند را ندارند یا اینکه علاقه شان کمرنگ شده
تصویب لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت
شعار سال: هیات وزیران به منظور حفظ کرامت و منزلت زنان، حمایت از آنها در برابر خشونت و تحکیم مبانی خانواده و حفاظت از کیان آن، لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت را به تصویب رساند. در این لایحه، هر رفتار که به جهت جنسیت یا موقعیت آسیب پذیر یا نوع رابطه مرتکب، بر زن واقع شود و موجب ورود آسیب یا ضرر به جسم یا روان یا شخصیت، حیثیت و یا محدودیت یا محرومیت از حقوق و آزادی های
سلطنت زرنگار یکی از نخستین محصلان مدارس دخترانه مشهد
می شود، ضمن یادآوری خاطرات گذشته، مطالعه و جدیت در کار را مهم ترین دغدغه مادرش می داند. مادرم جدی و با پشتکار بود و از زمانی که یادم می آید، اغلب در حال مطالعه بود. در واقع، شازده فروغ مادر را تربیت کرد تا بعد از خودش، به راحتی مدرسه را اداره کند. زمانی که خانم فروغ به علت کهولت سن نمی توانست در مدرسه باشد، مدرسه فروغ که دختر های اعیان و اشراف شهر در آن تحصیل می کردند، توسط مادرم اداره می شد.
مادر ساجده راوی زندگی دخترک 15 ساله اش شد
بی خانمانی مان تکرار شد. مادر ساجده می گوید یک سال قبل، به تهدید همسر و در شرایطی که دیگر تحمل زندگی را نداشته است، مدتی آلوده مواد می شود اما بعد از زندانی شدن شوهرش، به کلینیک می رود. ترک می کند و توسط درمانگر حالش بهتر می شود. می خواهم برگردم تلخی زندگی چکه چکه روی صورتشان می نشیند. خانواده مادری ساجده که در آبروداری زبانزد خاص و عام بودند، او را طرد می کنند و
روایت هدیه سردار سلیمانی که گره گشایی می کند
بعد از دیدار با چند خانواده شهید سر میز ما نشستند، چند سوال و پرسش را انجام دادند پس از آن نیز تسبیح خود را به من هدیه دادند که اینجا من به شهید سلیمانی گفتم کرم شما ارزشش بالاتر از یک تسبیح است و تسبیح را به دخترم دادم. همسر شهید خوش محمدی ابراز کرد: گفتم من از حضرت زینب (س) زیارت خواسته ام، اما می دانم شما باید مقدمات کار را فراهم کنید و باز هم تاکید کردم کرم شما بالاتر از این حرف ها