سایر منابع:
سایر خبرها
وقتی شیرمحمد به خیرمحمد پیوست!
دادند؛ اما او با مقاومتی بی نظیر شکنجه ها را تحمل می کرد. بعد از یک هفته آزاد شد. درسن 18 سالگی با دختر یکی از اقوام مادرش ازدواج و زندگی مشترکشان را شروع کردند. برای گذران زندگی و کسب روزی حلال، چند وقتی به شغل بنایی مشغول شد. در همین زمان جنگ تحمیلی شروع شد. با آغاز حمله ی رژیم بعثی عراق در سال 1359 وارد نیروی مقدس سپاه شد و لباس رزم را به تن پوشید؛ و درحالی که همسرش باردار بود
گفت وگو بادکتر احمد خنجری قمی ، جانبازقطع عضو(بخش نخست) ابر و باد و مه و خورشید و فلک تلاش کردند شهید ...
وسایل مرا نگه داشت. زمانی که برگشتم، دیدم پدرم گریه می کند. قرار بود امروز صبح اعزام من و بعدازظهر اعزام برادرم جواد به جبهه باشد. جواد دو سال از من کوچک تر بود. او هم از نیروهای فعال بسیج بود، گویا زمانی که از محل کارش برمی گشت که به منزل برود و بعد از ناهار و نماز او هم اعزام شود، دچار سانحه تصادف می شود و به رحمت خدا می رود. من هم مهیای اعزام بودم که پدرم این خبر را داد و باعث شد رفتن من به تاخیر
فریبرز همنام محمدعلی شد و به او پیوست
فریبرز پایبند به احکام دینی بود. نماز اول وقت و جماعت او ترک نمی شد. فریبرز جوانی خوش برخورد، مهربان و باگذشت بود. همواره خواهر و برادرانش را به درس خواندن تشویق می کرد. هر وقت فریبرز برایمان نامه می نوشت، در نامه ذکر می کرد اگر من شهید شدم شما نباید گریه کنید. نباید خودتان را بزنید، اگر این کار ها را بکنید، من راضی نیستم. امید است امت حزب الله کمافی السابق پیوسته یاری دهنده این رزم آوران باشد و بدانید که اگر در این امر مهم کوتاهی کنید، هر آیینه عذابی دردناک به دنبال خواهد داشت.
38 سال چشمم به در بود، مادر!
به اندازه بود. از آن نوجوان های ترکه ای قدبلند که مادر وقتی نگاهش می کرد دلش غنج می زد برای دامادی اش. حاج محمد در کارخانه چیت بافی کار می کرد و دستمزدش آنقدری نبود که بچه ها خوب بپوشند و خوب بگردند، ولی ناصر و برادرهایش با هنر خیاطی و بافتنی مادر زحمتکش شان همیشه ترگل و برگل می چرخیدند. آقامحسن پسر بزرگ خانواده صدقی بود، بعد از او هم خدا شهید ناصر و آقاصابر و صمد آقا و حسین آقا را به حاج محمد و
نگاهی به زندگی شهید محمود ظفری
آن حوالی بود، ترکش خمپاره به پیشانی مبارک و نورانی او اصابت کرد و به مقام والای شهادت نائل آمد. با آب وضو جبین من آذین شد از ترکش خصم به خون من رنگین شد ناگه به ضیافت خدا رفتم من مهمانی حق برای من شیرین شد انتهای پیام/
برای خدا و رضای او بکوشید
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، شهید محمدرضا حاجی عبداللهی 5 بهمن 1346 در شهرستان یزد به دنیا آمد و تا دوم راهنمایی تحصیل کرد. با آغاز جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی و تک تیرانداز راهی جبهه های حق علیه باطل شد. سرانجام 18 فروردین 1366 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای خلدبرین به خاک سپرده شد. در ادامه وصیت نامه شهید بزرگوار را از نظر
پیرزنی که روز قیامت سربلند خواهد بود+عکس
فرزندان این زن به شهادت رسیدند تا روز جزا خون شان گواهی باشد بر خلوص پدر و مادری که همه چیزشان را گذاشتند برای پروردگارشان. به گزارش یاشهید ، کجا از مرگ می هراسد آن کس که به جاودانگی روح در جوار رحمت حق آگاه است؟ و اینچنین، اگر یک دست تو نیز هدیه ی راه خدا شود، باز هم با آن دست دیگری که باقی است به جبهه ها می شتابی. وقتی که اسوه ی تو آن تمثیل مطلق وفاداری، عباس بن علی (ع) باشد، چه باک
مسلمی پور: منشا از زبان فارسی فحش هایش را خوب یاد گرفته است/ علیزاده و سهرابیان با مهری برخورد فیزیکی ...
اصلی تراکتور بود. متاسفانه بیش از این چند بار قرار بود بازی کنم ولی به دلایلی این اتفاق نیافتاد. مثلاً در بازی با سپاهان قرار بود بازی کنم ولی به دلیل ابتلا به کرونا 2 هفته از تمرینات دور بودم. خدا را شکر در این بازی فرصت پیدا کردم برای تراکتور بازی کنم و نتیجه هم گرفتیم. مدافع چپ تراکتور در مورد عملکرد خودش هم عنوان کرد: خدا را شکر فکر می کنم عملکرد خوبی داشتم و توانستم جواب اعتماد
نقش مادران شهدا در جنگ؛ همچون حضرت زینب (س)
مادر دو شهید بچّه هایش را خودش ببرد داخل قبر بگذارد و گریه نکند! یا بخواهد از دوروبری هایش که گریه نکنند، بگوید من بچّه هایم را در راه خدا داده ام، خوشحال هم باشد؛ این ها آن آرمان است. 1395/07/05 زن مگو، مردآفرین روزگار بار ها من این را گفته ام؛ در زیارت خانواده های شهدا، اغلب اوقات مادران شهید را شجاع تر و مقاوم تر از پدران شهید یافتم. مگر محبت مادر را می شود با محبت پدر مقایسه کرد
نوری حکم جانشینی راه آهن سراسری را به خاطر جبهه ماندن پاره کرد
بهمن ماه 1365 پیش رو دارید. از کجا با شهید نوری آشنا شدید؟ حدود سال 62 بنده مسئول عملیات سپاه منطقه 10 کشوری یا سپاه تهران بودم. شهید نوری هم فرمانده ناحیه ابوذر را که یکی از ناحیه های اصلی تهران بود، برعهده داشت. به لحاظ کاری با هم ارتباط نزدیکی داشتیم و از همان زمان با ایشان آشنا شدم. البته بعد ها فهمیدم شهید نوری مقاطعی هم در لشکر 27 حضور پیدا کرده بود، اما این حضور به صورت
می گفت سرباز امام حضور در جبهه را وظیفه می داند
عبور کنند، جلوی دید دشمن قرار گرفتند و با اصابت ترکش در 22 دی 1365 در کنار شهید عباسعلی به شهادت رسید. زمان شهادت حسین، شما در جبهه حضور داشتید؟ بله، آن زمان من در دزفول بودم. یکی از برادران سپاه به من گفت که به مرخصی برو! وقتی پیگیر قضیه شدم، متوجه شدم که برادرم و برادر همسرم عباسعلی شهید شده اند. آقای حاج سیدعلی مهدی نژاد خبر شهادت بچه ها را به خانواده ها داده بود. روستای
برگزاری یادواره شهید غلامرضا سمائی فیض آبادی همراه با رونمایی پلاک افتخار
اولین خط تماس را از نیروهای بومی در مقابل صدام فراهم کرد ایشان به مدت 2سال در سپاه خوزستان در اولین عملیات فرماندهی کل بعد از عزل بنی صدر و حصر آبادان، فتح المبین و طریق القدس شرکت داشت. در سال 62 در فیض آباد ازدواج کرده و از سپاه خوزستان به سپاه مشهد انتقالی میگیرد و بعد 4ماه دوباره به جبهه اعزام و درلشکر 5 پیاده نصر واحد اطلاعات عملیات مشغول خدمت می شود و در عملیات های والفجر 3، والفجر 4
پاکدل: شکست پرسپولیس برای آلومینیوم افتخار است
حامد پاکدل بعد از پیروزی آلومینیوم مقابل پرسپولیس در هفته دوازدهم لیگ برتر درباره گلی که به ثمر رساند بیان کرد: این خواست خدا بود که پیروز شویم و من هم گل بزنم. همیشه خداوند لطفش شامل من می شود. این را به فال نیک می گیرم که جواب زحماتم را خدا به من می دهد و همیشه او را شکر می کنم. وی ادامه داد: برد امروز نتیجه کار گروهی و همدلی و غیرت بچه ها است. همه پشت هم هستیم و خوب بازی می کنیم و
خط ویژه ای که مخصوص مدیر سپاهی جمهوری اسلامی بود
و استراتژیک غرب کشور به خدمت پرداخت و سپس به جبهه های جنوب بازگشت و تا سال 1367 تمام مدت را در تیپ قمر بنی هاشم و جهادسازندگی فعالیت می کرد. این دوران ها در فعالیت های برون مرزی نیز شرکت جسته و به همراه نیروی دریایی سپاه پاسداران در کنار رزمندگان حزب الله به نبرد با دشمن صهیونیستی پرداخته است. در طول این دوره ها مورد اصابت تیر مستقیم و ترکش خمپاره ها واقع شده و دو مرحله نیز بوسیله بمب های شیمیایی
شهیدی که نام خود را تغییر داد +عکس
الهی و پیرو خط امام عزیزمان قرار دهید که بدون امام، هیچ عملی روح ندارد و قبول نخواهد شد. به قرآن مجید زیاد توجه کنید. راضی نشوید که روز قیامت قرآن در محضر خدا از ما شکایت کند. هر روز لااقل چند آیه قرآن بخوانید. بر شما باد نماز نماز، بر شما باد نماز شب... پیوند خود را با خدا قطع نکنید و هیچگاه ناامید نباشید. هیأت های امام حسین (ع) و مجالس روضه را پر رونق کنید که ما هر چه داریم
درخواست عجیب شهید مدافع حرم قبل از آخرین اعزام
کن بمیرم، مرا اذیت می کند. من هم می گویم دعا کن من بمیرم. آن وقت تکلیف این سه تا بچه چه می شود؟ گفت: کلی! بگذار یک چیزی به تو بگویم، نمی دانم چرا احساس می کنم خیلی عمرم به دنیا نیست. حس می کنم آخر های عمرم است. با گریه گفتم: علی! تو را به خدا این حرف ها را نزن! گفت: دلم می خواهد تو قوی باشی، دوست ندارم کسی به شما زور بگوید، حواست به بچه ها باشد. من در این زندگی کاری کردم که تو بتوانی از پس خودت
دروغ و دروغگو
سبلت بنگرید کین گواه صدق گفتار من است وین نشان چرب و شیرین خوردن است اشکمش گفتی جواب بی طنین که اباد الله کید الکاذبین لاف تو ما را بر آتش برنهاد آن سبال چرب تو برکنده باد گر نبودی لاف زشتت ای گدا یک کریمی رحم افکندی به ما سوخت ما را ای خدا رسواش کن کانچه پنهان میکند پیداش کن ای خدا رسوا کن این لاف لئام تا بجنبد سوی ما رحم کرام
نگاهی به زندگی تنها شهیده زن شهرستان مهریز
و نیرو های هوایی می آمدند و غذای آماده را می بردند تا اینکه مواد غذایی در خانه تمام شد و او نگران و ناراحت بود که دیگر نمی توانست غذا بپزد تا اینکه از طرف نیروی دریایی مواد لازم را برای او آوردند و او مشتاقانه برای رزمندگان غذا تهیه می کرد و روح و جسم آن ها را برای مبارزه تقویت می کرد تا اینکه روزی عراق بیرحمانه خرمشهر را زیر توپ و خمپاره قرار داد و نعمیه نیز با اصابت ترکش خمپاره مجروح و سپس به
مادر شهیدان خلخالی: شهدا ناظر بر اعمال همه مردم و مسوولان هستند
در تاریخ هفتم مرداد ماه 61 در پاسگاه زید در خاک عراق در هنگام درگیری با نیروهای بعث به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید محمد رضا خلخالی در 15 مرداد ماه سال 62در جبهه کانیمانگا در یکی از مناطق غرب کشور بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر و صورت به شهادت رسید. حسن خلخالی در سوم مرداد 64 در منطقه مجنون بر اثر اصابت ترکش خمپاره متجاوزان بعثی به درجه رفیع شهادت نایل شد. دشت ورامین در طول دوران هشت سال دفاع مقدس یک هزار و 400 شهید تقدیم اسلام کرده است. ورامین با 300 هزار نفر جمعیت در 35 کیلومتری جنوب شرق تهران واقع شده است. منبع: ایرنا ...
عارفی که دلش را در جبهه ها جا می گذاشت
بچه داشت، اما دلبسته دنیا نبود. برای برادرم زن عقد کردیم. مادرم گفت حالا که زن گرفتی به جبهه نرو. محمدمهدی می گفت نمی توانم از جبهه دست بکشم و رفت. امروز عقد کرد، فردایش به جبهه رفت. دوستانش می گفتند آقامهدی ما شنیدیم عروسی ات است پس اینجا چه کار می کنی؟ محمد مهدی گفته بود رفتم با یکی از نوادگان خانم فاطمه زهرا (س) محرم شدم آمدم؛ چون خانمش سیده بود. بعد از سه ماه از جبهه برگشت. وقتی آمد با خانمش به
روایت جانبازی دست حاج قاسم
ثارالله را برعهده گرفت. وی در گفت وگویی با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس درباره فرماندهی حاج قاسم سلیمانی در روز های جنگ به نکاتی پرداخت که در ادامه آمده است. ایران نژاد اظهار داشت: هنر فرماندهی، تلفیقی از علم و قریحه ذاتی است، قدرت رهبری در ذات سردار سلیمانی وجود داشت. این موضوع زمانی مشخص شد که در عملیات ثامن الائمه (ع) بچه های استان کرمان در حد یک گردان بودند. هنوز حاج قاسم در جبهه نبود
نامه شهید: دوست داشتم دکتر شوم ولی...
اعزام و در تاریخ 26 خرداد 1365 در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و شکم مجروح و به تهران انتقال یافت. ایشان پس از کمی بهبودی مجدداً در تاریخ 25 دی 1365 بار دیگر به منطقه شلمچه اعزام و در عملیات کربلای 5 در سن 17 سالگی به شهادت رسید. پس از گذشت 3 سال یعنی در تاریخ 12 تیر 1368 از او نشانی آمد و تشییع و در بهشت زهرا (سلام الله علیها) به خاک سپرده شد. دلنوشته ای دیگر
وقتی تیر و ترکش هم نمی تواند جلوی حضور در خط مقدم جبهه را بگیرد
مسئولیتی که داشت خیلی کم به مرخصی می آمد به طوری که در مدت 10 ماه و چند روزی که بعد از آخرین مجروحیت در جبهه بود تنها سه بار آن هم به مدت خیلی کوتاه در مرخصی بود. سرانجام عشق به خدا و مبارزه در راه او که با وجود شهید شبان آمیخته شده بود و در این راه از زندگی دنیا با تمام تعلقات و دلبستگی های آن چشم پوشید و با علاقه فراوانی که به سرورش امام حسین (ع) داشت همچون او جنگید و در کربلای ایران در در منطقه سومار در تاریخ دوم دی ماه سال 1365 شربت شهادت را نوشید. جسد این شهید والا مقام مفقود است. ...
بردن استقلال و پرسپولیس حس خوبی دارد
باخت ناراحت خواهیم بود چون بعد از آن باید خودمان را برای بازی های بعدی جمع و جور کنیم که خدا را شکر بچه ها الان دیگر همه فکر و ذکرشان را روی بازی های بعدی گذاشته اند. درست است که این بازی هم مثل بقیه بازی ها 3 امتیاز داشت، اما شکست دادن تیم صدرنشین استقلال واقعاً متفاوت با هر بازی دیگری است و حس خاصی دارد. بله؛ بردن تیم های بزرگی مثل استقلال و پرسپولیس و دیگر تیم های پرطرفدار
شهیدی که در خوشرویی زبانزد بود
علاقه شدیدی که به روحانیت و برنامه های مذهبی داشت، تصمیم گرفت که به کسوت مقدس روحانیت درآید و وارد حوزه علمیه شد و بعد از کسب علم و فضیلت و تهذیب نفس در پشت جبهه نماند و در عملیات والفجر8 شرکت نموده و مجروح می شود و بعد از استراحت به قم برگشته و به تحصیلات ادامه می دهد. از طریق قم به جبهه اعزام و در عملیات نصر7 در منطقه سردشت در تاریخ چهاردهم مرداد ماه سال 1366، بر اثر اصابت ترکش به سرش
سرتیپ اکبری از پادگان بیرجند به چزابه می رود
کند و می گوید: یکی از روز های سال 60 در شرق کارون مستقر بودیم. من فرماندهی گروهان دوم را برعهده داشتم. برای هماهنگی های عملیات به سنگر شهید ابراهیم ثابت رفتم، از گروهان خبر دادند سربازی مجروح شده و او را به بهداری می برند، هر دو به بهداری رفتیم. فرد مجروح یکی از سربازان ترخیصی سال 56 بود که به جبهه ها فراخوانده شده بود. در بهداری متوجه شدم ترکش به قفسه سینه اش اصابت کرده است. وارد
پرسپولیس امسال هم می تواند قهرمان شود
این روند را در پرسپولیس حفظ کند. او در پایان در خصوص بیماری پیشکسوتان پرسپولیس تاکید کرد: شنیدن این خبر ناراحتم کرد و امیدوارم این عزیزان و همه کسانی که در سراسر دنیا با این ویروس کشنده دست و پنجه نرم می کند، خیلی زود به سلامتی کامل دست پیدا کنند. در روزهای اول خبرهای خوبی از وضعیت آنها به گوش نمی رسید اما خدا را شکر گویا رفته رفته شرایط شان بهتر شده و ان شاءالله که به زودی با سلامتی بیمارستان را ترک خواهند کرد.
سیدرضا و زیلوی بمب گذاری شده در نماز جمعه!
اطمینان می داد که اتفاقی برایش نمی افتد. سید رضا بعد از مدتی حضور و فعالیت در جبهه در حالی که آتش عشق به شهادت در دلش بیش از پیش زبانه می کشید، در عملیات کربلای 5 شرکت کرد و در تاریخ 1365/11/2 با اصابت ترکش به بدنش به آرزوی دیرینه خود رسید. شهید عزیز نوجوانی پرشور و حساس با روحیه ای قوی و شجاع بود. او بسیار متین و مودب با چهره ای بسیار زیبا و نورانی بود. یکی از