سایر منابع:
سایر خبرها
مرد سالخورده به میز محاکمه رسید
تأکید می کند که نوید به خارج از کشور رفته است. احتمال می دهم پدرم از سرنوشت او خبر داشته باشد. با ثبت این توضیحات، پدر 80ساله آن مرد به نام اسد تحت بازجویی قرار گرفت، اما مدعی شد از سرنوشت پسرش اطلاعی ندارد. با این ادعا مأموران در روند تحقیقات خود با بررسی خانه پیرمرد لکه های خونی را در حمام و اتاق خواب کشف کردند که در آزمایشات انجام شده، مشخص شد متعلق به جسد مثله شده ای است که چند ماه قبل از
جسد یک مرد جوان در شهرک غرب تهران کشف شد
داد که روز پنجم بهمن ماه امسال خواهر مقتول نزد پلیس رفته و مفقود شدن برادرش را اعلام کرده است. تحقیقات مقدماتی حاکی از این بود که مقتول بعد از خروج از خانه در ساختمان مخروبه زندگی می کرده اما هنوز معلوم نیست توسط چه کسی و با چه انگیزه ای به قتل رسیده است و تحقیقات در این باره همچنان ادامه دارد.
دختر جوان: تکه هایی از گوشت تن مادرم از روی زمین جمع کردیم
ترک اعتیاد برد که خیلی به من سخت می گذشت و این اتفاقات دقیقا بعد از اینکه خانه را به نام پسرم زدم می افتاد.دیگر فهمیده بودم که همسر و فرزندم قصد جانم دارند.برای همین که فهمیدم پسرم میخواست من را بکشد به او گفته بودم فرزند من نیست.” متهم راجع به روز حادثه گفت:”به خاطر رفتار زن و بچه ام با دو پتو از خانه خارج شده بودم.چند بار عکس های همسرم را در فضای مجازی با وضعیت نامناسب دیدم و خیلی
اعدام برای قاتل اشتباهی / مستی پسر جوان به خون کشیده شد + عکس
. وی ادامه داد: آن شب از خانه بیرون آمده بودم تا زباله ها را بیرون بگذارم که متوجه حضور مشکوک دو پسر جوان مقابل خانه مان شدم . عرشیا و دوستش در ماشین نشسته بودند. من گمان کردم که آنها همان طرفین دعوای شبانه هستند که مرا تهدید کرده بودند .من جلو رفتم و به آنها گفتم مقابل خانه مان چه کار می کنند .که اشیا به من فحاشی کرد و همین موضوع باعث درگیری ما شد .من چون بعد از درگیری دو شب قبل مدام وحشت
هنر را فقط در تهران نبینید/سوژه مهم ترین بخش فیلم است
، وقتی من بچه بودم برادرم به من نقاشی کردن و عکاسی را آموخت و بزرگ ترین تراژدی زندگی من که عجین با شعر و ادبیات بود و راز و مرز واقعیت و هنر مرا افسون کرد، لحظه ای بود که خبر شهادت برادرم را به ما دادند و پدرم در ایوان خانه تنها زیر لب زمزمه می کرد: خون ریخت به کام کودکی چند برچید بساطی مادری را... فرزند مگر نداشت صیاد (شعر آشیان ویران مرحومه پروین اعتصامی) پدرم شکار می رفت و از
خلیل و شهروز نامجو
در سال 1357 که انقلاب شد، 14 سال سن داشت. او از همان کودکی فعال و کاری بود و در هنگام تحصیل، نزد برادرش کار می کرد. حجم کاری او زیاد بود و روزی سه شیفت را کار می کرد و فقط حدود 4 ساعت از شبانه روز را می خوابید. شیفت اول کاری او، مدیریت کارگاه برادرش بود. در شیفت دوم روز، خلیل نامجو کار تأسیسات یک هتل را بر عهده داشت. او پس از مدتی کار کردن نزد برادرش، تصمیم گرفت که در کارگاهی به صورت
افتخار می کنم از کودکِ کار بودن به فیلمسازی رسیدم
، اصلا شرایط عجیب و غریبی بر آن منطقه حاکم بود. یکی از دلایلی که برادرم در مسابقه مردان آهنین شرکت کرد این بود که ما تصمیم گرفتیم برویم باشگاه تا در صورت دعوا با این افراد توان مقابله داشته باشیم. باشگاه رفتن را باهم شروع کردیم، البته من چون علاقه نداشتم ادامه ندادم، اما برادرم ادامه داد و از 15 سالگی مسیرش تغییر کرد و در 17 سالگی به مسابقه قویترین مردان رفت، حتی برای یک مدتی خیلی در
افشای هویت مقتول در خانه مخروبه
مهم ترین اخبار حوادث و توصیه پلیسی امروز (چهارشنبه سیزدهم بهمن ماه سال 1400) را می توانید در این بسته خبری مشاهده کنید. آخرین آمار مبتلایان کووید-19 مجموع آمار مبتلایان قطعی در کشورمان به 6 میلیون و 446 هزار و 404 تن رسید. بیشتر بخوانید افشای هویت مقتول در خانه مخروبه جسد مرد جوان 7 روز پس از ناپدید شدنش در حالی پیدا شد که تیم جنایی در بررسی اطراف محل
سبیل پژمان جمشیدی سوژه عکاسان در جشنواره فجر شد | بی محلی پژمان جمشیدی به پدیده سریال جوکر
از نزدیک ببینم. شاید چون کم دیده می شدند. هدیه تهرانی؛ و پیمان قاسم خانی. خانم رهنما به من گفتند من می خواهم شما را یک شب دعوت کنم منزل مان تا با همسرم آشنا شوید چون همسرم پرسپولیسی است و فوتبالیست ها را خیلی دوست دارد. من هم که می دانستم ایشان همسر پیمان قاسم خانی هستند، خیلی خوشحال شدم و از خدا خواسته قبول کردم. بعد با دعوت به خانه آنها رفتم. فکر کنم یک نفر هم با من بود. اگر اشتباه نکنم برزو
فیلم بازسازی صحنه قتل عام خانوادگی کرمانشاه / قاتل خونسرد بود + عکس
اینکه قاتل پس از وقوع جنایت از محل حادثه فرار می کند و قصد خروج از کرمانشاه را داشته، عنوان کرد: طی بررسی های اطلاعاتی صورت گرفته از سوی پلیس آگاهی استان مانع از خروج قاتل از استان شدند و در کمتر از چند ساعت در یکی از محلات حاشیه ای در منزل یکی از آشنایان که مخفی شده بود، دستگیر شد. وی در خصوص انگیزه قاتل از این قتل عام فجیع گفت: متهم طی بازپرسی های صورت گرفته، قاتل انگیزه خود را مسائل
از کلاهبرداری 13 میلیاردی از 118 استاد دانشگاه تا درگیری مسلحانه دو طایفه
در طبقه ششم ساختمان جوان 40 ساله که به اتهام خرید و فروش لوازم سرقتی و مواد مخدر صنعتی توسط مأموران انتظامی دستگیر شده بود با بیان اینکه زندان خانه دوم من شده است، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد، گفت: در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم اما تک پسر بودم و برادری نداشتم به همین دلیل خیلی مورد توجه خانواده ام قرار می گرفتم. پدرم راننده کامیون بود
عکس خانم دکتر زیبای فریبا نادری / کدام جذاب ترند !
با او بازی می کردم و به همین خاطر شیطنت هایم هم پسرانه بود. من حتی یک عروسک هم نداشتم و بهترین اسباب بازی من توپ چهل تیکه بود، یادم می آید که با بچه های محل، کوچه را می بستیم و هفت سنگ یا فوتبال بازی می کردیم. زمانی که در دوران راهنمایی تحصیل می کردم، به طور اتفاقی به من پیشنهاد اجرای برنامه نیمرخ داده شد، اما مادرم مخالفت کرد. از این حکایت چند سالی گذشت تا اینکه یک روز با
اعتراف تلخ پسر بدهکار به قتل پدر | به سر او شلیک کردم اما پدرم زنده بود
. بعد از پدرم خواستم چند دقیقه ای داخل خودرو ام منتظر بماند تا من به خانه بروم و برگردم. او هم قبول کرد و من به داخل خانه رفتم اما وقتی برگشتم با جسد خونین پدرم مواجه شدم. گرچه پسر مقتول سعی داشت این جنایت را طوری نشان دهد که از سوی افراد ناشناس رخ داده است، اما در همان تحقیقات اولیه مدارک و شواهدی به دست آمد که انگشت اتهام به سوی آرش نشانه رفت. در تحقیقات مشخص شد که پسر مقتول
قاتل شوهر دخترخاله قصاص شد
مرد جوانی که به خاطر اختلاف مالی شوهر دختر خاله اش را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود در زندان رجایی شهر کرج قصاص شد. به گزارش جوان، شانزدهم آبان سال 96 بود که مأموران کلانتری 179 خلیج فارس با تماس تلفنی کارکنان بیمارستان فیاض بخش از مرگ مشکوک مرد جوانی باخبر و راهی محل شدند. مأموران پلیس روی تخت بیمارستان با جسد مرد 32 ساله ای به نام ساسان روبه رو شدند که با شلیک چند گلوله به پهلویش
مروری بر زندگی و دستاورد های دکتر میرسپاسی
ایشان رئیس هیئت نظارت بانک مرکزی بود. دوره ای هم دادستان مالیاتی بودند. خدارحمتشان کند. درایتالیا فوت کردند. ایشان بسیار مورد علاقه پدر ومادرشان بودند. برگردیم به سوال شما. من به این خاطرروان پزشکی را انتخاب کردم که همانگونه که عرض کردم از سال 5-6 پزشکی با پدر بودم. گویی باید روان پزشک می شدم. پدرم دوست نداشتند من در خارج تخصص بگیرم. من هم حرفی نداشتم، اما برادرم و استاد دکتر طریقتی و
پای درد دل معتادان بهبودیافته ماندگاریِ ترک اعتیاد، بدون شغل محال است
مصرف کننده ام. برای تهیه مواد رفته بودم که دستگیر شدم. بعد هم به همسر و فرزندانم خبر دادم که به اینجا منتقل شده ام. در یک مغازه کارگری می کردم. من اینجا جایم خوب است. هم کار یاد می گیرم و هم غذا و خوراکم آماده است. اینجا همه چیز برای من خوب است اما من که با همسر و فرزندانم در یک خانه اجاره ای زندگی می کردم نگران آن ها هستم. در این مدت که من اینجا هستم همسرم چه باید کند و با این گرانی خانه چطور
اعتراف به کشتن پدر به خاطر بدهی میلیاردی
باشگاه خبرنگاران جوان – شامگاه بیست وهفتم دی امسال جسد مرد 60ساله ای که از ناحیه سر با شلیک گلوله به قتل رسیده و آثار ضربه های چاقو روی بدنش بود، در خودروی پارک شده پژو206 پسرش دریکی ازخیابان های محله ستاری در غرب تهران پیدا شد. پسر مقتول در تحقیقات گفت: قصد رفتن به خانه خواهرم را داشتیم. پدرم داخل خودرو نشسته بود و من برای برداشتن مدرکی به داخل خانه برگشتم. وقتی به داخل خودرو برگشتم متوجه
از قتل یک مرد در دامداری تا همسرکشی در فسا
خود و دیگر مراجعان، در تیراندازی متقابل، پسر جوان از پا درآمد. دستگیری اعضای باند سرقت مسلحانه خانه های کرمان سرهنگ یوسف سلیمانی فرمانده انتظامی شهرستان بم اظهار کرد: نیروهای پلیس آگاهی در زمینه کشف یک فقره سرقت مسلحانه منزل که طی چند هفته قبل در یکی از نقاط این شهر بم اتفاق افتاده بود با انجام تحقیقات پلیسی و اقدامات اطلاعاتی، چهار متهم مرتبط با این سرقت و مخفیگاه آنان را
وای به حال کسی که کفش فوتبالی به پا یا عمامه به سر داشته باشد!
رو صدا زد و گفت بیاید که کار داریم باهاتون؛ جوان ها به خیالشان که آقای پیشوا صدا زده حمله را ول کردند و برگشتند داخل مسجد و به همین دلیل ارتش توانست وارد مسجد بشود، تیراندازی هم شروع شد و دو نفر همانجا زخمی شدند . یکی از زخمی ها پسر ده بزرگی بود، چند نفر دیگه هم تیر خوردند و احمد مفتاحی هم آنجا شهید شد . برادرم رو دیدم و سراغ مادرم را گرفتم؛ گفت رفته داخل شبستان ، یه عده تو شبستان همینجو
پدر بی رحم سر پسرش را برید و جسدش را تکه تکه کرد / در تهران رخ داد
نمی دانستم با جنازه چه کار کنم .من نگران بودم که فرزندانم سر برسند و به ماجرا پی ببرند. به همین خاطر سر او را از بدنش جدا کردم .من جسد را مثله کردم و آن را در کیسه های مشمایی گذاشتم و به سطل زباله انداختم.سر جسد را نیز در رودخانه صالح آباد رها کردم . با اعتراف های مرد خشن و در حالی که اثری از سر قربانی به دست نیامده بود برای وی کیفرخواست صادر شد تا به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کند .وی طبق ماده 220 قانون مجازات اسلامی که پدر یا جد پدری را در صورت قتل از قصاص معاف کرده ، پس از محاکمه به زندان محکوم خواهد شد. اخبار وبگردی را در اینجا بخوانید: ...
شلیک گلوله به سر مرد ثروتمند تهرانی / راز جنایت خانوادگی فاش شد
خانه خواهرم که در نزدیکی خانه من هست برویم. وسیله ای در خانه ام جا گذاشته بودم و از پدرم خواستم چند دقیقه در خودرو 206 منتظر بماند تا برگردم.وقتی برگشتم با جسد غرق در خون پدرم مواجه شدم." در حالی که آثار اولیه مشاهده شده حکایت از وارد آمدن ضربات داشت اما بعد پزشکی قانونی اعلام کرد که در سر مقتول گلوله ای کشف شده که از سمت راست سر وارد بدن مقتول شده است.به همین دلیل احتمال می رود عامله
قتل پدر به خاطر توجه به همسر دومش
. وی ادامه داد: شب حادثه وقتی باهم به مقابل خانه ام رفتیم، دوباره از پدرم خواستم بدهی مرا بدهد و به او گفتم که گرفتار شده ام، اما پدرم قبول نکرد، بنابراین عصبانی شدم و باهم درگیر شدیم. وقتی درگیری ما بالا گرفت با اسلحه ای که مدتی قبل از مرد دستفروشی خریده بودم، تیری به سرش شلیک کردم، اما فوت نکرده بود، بنابراین از ترس با چاقو ضرباتی به او زدم و بعد با صحنه سازی موضوع را به پلیس خبر دادم. متهم در پایان گفت: پول نزول مرا بدبخت کرد و الان هم که قاتل پدرم شده ام و امیدوارم خانواده ام مرا ببخشند. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. ...
قیمت خودرو
/> دقایقی بعد برادر کوچکم و مادر 80 ساله ام از راه رسیدند و جسد را با یک پراید تاکسی اینترنتی به خیابان ارشاد بردیم. آن جا من ظرف 4 لیتری بنزین را روی پیکر خواهرم ریختم و کنار فضای سبز به آتش کشیدم اما چند روز بعد هم دستگیر شدم و ... بنابر گزارش خراسان، در پی اعترافات این زن 45 ساله، بی درنگ کارآگاهان با دستور قاضی عارفی راد وارد عمل شدند و برادر و مادر متهم به قتل را نیز دستگیر کردند. هنوز بررسی های
ماجرای سارق مرده ای که زنده بود
روز بعد که به مقابل خانه اش رفتم، با دیدن اعلامیه فوت او شوکه شدم. روی در و دیوار خانه آن ها بنر تسلیت چسبانده بودند و عکس مهدی روی اعلامیه ها بود. پس از پرس وجو متوجه شدم که او با یکی از دوستانش به شمال رفته و هنگام شنا غرق شده است. باورکردنی نبود و من تا مدت ها خجالت می کشیدم که از خانواده اش سراغ طلبم را بگیرم اما پس از چند ماه به سراغ برادرش رفتم و موضوع طلب صد میلیونی ام را مطرح
فاجعه، “خواننده جوان” در جنوب تهران به قتل رسید!
های مقدماتی دست داشتن در قتل را انکار کرد. با این حال تحقیقات در این باره ادامه پیدا کرد. ماموران در این مرحله به تحقیق از پسر 9ساله مقتول پرداختند. او درباره روز حادثه گفت: آن روز وقتی به خانه برگشتم مادرم تنها بود و گفت پدرم از خانه بیرون رفته است. دستانش خون آلود بود و چند لکه را پاک می کرد. وقتی درباره خون ها پرسیدم گفت که دستم را چاقو بریده است. در این شرایط مأموران به
گره پیچیده در پرونده قتل پسر نوجوان
زندگی من هم شد. من وقتی دیدم خون از گردن محمدحسین فواره زده است، آن قدر ترسیدم که فقط به فرار فکر می کردم. من از اینکه گرفتار شوم می ترسیدم، ولی عاقبت گرفتار شدم و چند سال است درگیر پرونده ای هستم که اصلا نقشی در آن نداشتم. من هم از اتفاقی که برای محمدحسین افتاده است ناراحت هستم، اما در این ماجرا نقشی نداشتم. با پایان دفاعیات این متهم، قضات ادامه جلسه را به بعد موکول کردند تا