دلتنگی بی پایان مادر شهید حمید جهانشاهی
سایر منابع:
سایر خبرها
میثاق صادق روایتی از یک شهید روحانی که هنوز پیکرش مفقود است
آمده است: خدایا تو خود می دانی که سال هاست در انتظار شهادت به سر می برم و شکر می کنم که آن را نصیبم کردی... خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالص گشودی تا هنگامی که همه راه ها بسته است و هیچ راهی جز ذات و خفت و نکبت باقی نماند، می توان دست به این باب یعنی شهادت زده و پیروزمندانه به وصل خدائی رسید. نمی دانم چرا این دفعه با دفعات دیگر برایم فرق دارد. این بار جبهه برایم خیلی زیباتر شده. این جا دانشگاهی است که درس هایش را در هیچ جای دیگر نمی شود آموخت. این جا تصفیه خانه ای است که روح های سالم را از نفس های مریض جدا می کند. جبهه آن قدر زیباست که دلم نمی آید آن را ترک کنم. ...
بسیجی شجاع مقابله با اغتشاشات با موشک اسرائیل شهید شد
از دلاوری های پسر ارشد و تک پسر خانواده بگوید که با هم می خوانیم. مادر شهید گویا سیدمهدی را بعد از 12 سال زندگی مشترک خدا به شما هدیه داده بود؟ بله، ازدواج من با حاج آقا فامیلی بود و او پسرعموی مادرم هستند و خدا به ما دو فرزند یک پسر و یک دختر داد که بعد از 12 سال زندگی مشترک سیدمهدی را در سال 1378 در شب ولادت حضرت صاحب الزمان به ما هدیه داد. پس شهید
وقتی چند تا پله آدمها را به هم نزدیک می کند| همسایه بازی
گروه ایرنا زندگی ؛ سیده حکیمه نظیری: می خواستم عین همیشه سلام علیکی کنم و رد شوم. ولی خانم همسایه ایستاد و با سوال دومش من هم ایستادم. شما چند وقته اومدین؟! گفتم شش ماه و چشم چرخاندم دنبال بچه ها که داشتند می رفتند سمت در مجتمع. دختر او ولی کنارش ایستاده بود و با سوال توی چشمهایش به من نگاه می کرد. وقتی گفتم شش ماه بنظر خودم خیلی وقت بود که ما ساکن مجتمع شده بودیم و از بازکردن کارتن های موز و
دولت برای پیشبرد کارها و برنامه های خودش نیازمند آرامش جامعه است
به امام عسکری علیه السلام، امام صلاح دید که حوادث آینده را با مادر بزرگوارش در میان بگذارد و این بانوی با بصیرت را برای مأموریت سنگین ایشان در آینده آماده سازد. حضرت سلیل خود در بیانی فرمودند: یک روز ابومحمد به من فرمود: سال 260 سوزشی در دلم بر اثر زهر پدید می آید، می ترسم رنج و سختی به من برسد. اما در صورت سالم ماندن، قضا و قدر الهی در سال 270 محقق خواهد شد. با شنیدن این پیشگویی فرزندم از شهادتش
خلاصه داستان قسمت 17 سریال ترکی بی رحم gaddar + ویدئو
گفتم؟ گفتم ازش دور بمون! الان بلایی سرش بیاد چی؟ سپس میرن پیش بقیه که میبینن یامور نیست از بقیه میپرسن کجاست؟ که فاطما میگه رفت سرویس بهداشتی انور و آدماش میرن سریع سمت سرویس اما میبینن که یامور اونجا نیست و کلافه میشه از طرفی دوعان سریعا به سمت خروجی بیمارستان رفته که میبینه یامور را دارن به زور سوار ون میکنن او هرچی میدوعه که برسه اما نمیرسه و با انور فقط به رفتن ماشین نگاه میکنن..... بیشتر بخوانید: خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی بی رحم (مهاجم) + عکس مطالعه بیشتر: خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی بی رحم (مهاجم) + عکس ...
در وصف یک فرمانده گمنام
سردار شهید حاج داوود کریمی ، فرزند محمد، در روز 27 بهمن 1326 در محله سلسبیل تهران به دنیا آمد. پدرش مازندرانی و مادرش اهل قزوین بود. داوود اولین فرزند خانواده بود و پس از طی دوران طفولیت در سن 6 سالگی به مدرسه رفت. هشت سال داشت که پدرش درگذشت. مدتی بعد خانواده کریمی به محله نازی آباد نقل مکان کردند. داوود همزمان با درس در یک کارگاه تراشکاری کار می کرد. او از سنین نوجوانی نان آور خانه
دیدار با وارثان زمین؛گزارشی از اهالی جنوب لبنان در کوران جنگ
شرق لبنان می زنیم جایی که چندین بار در ماه های اخیر هدف حملات موشکی و فسفری صهیونیست ها قرار گرفته است. خسارات ناشی از بمباران های اسرائیلی علیه خانه ها و اماکن تجاری و تأسیسات آب و برق قابل مشاهده است و این جا گستره وسیع و بزرگ ویرانی ها بوده چراکه رژیم غاصب به عمد تأسیسات برق و آب روستا را بمباران کرد. عباس دیاب شهردار طیبه به خبرنگار تسنیم در جنوب لبنان می گوید: اقداماتی که ما این جا
طوری زندگی کرد که همه می دانستند شهید می شود
دانم نعره کشیدم یا نه. فقط دیدم یکی آمده دستم را گرفته. یک دفعه انگار جواد را دیدم. نگاهم می کرد و با نگاهش می گفت: خاک توی سرت مجید! آبروی من را داری می بری داداش . می گفت: آدم باش مجید . آرام شدم. خودم را جمع وجور کردم. یک استکان دادند دستم که چیز شیرینی تویش بود. ریختم ته حلقم و بلند شدم. گفتند: کجا می روی؟ گفتم: چیزی نیست، خوبم . از خانۀ حاج آقا زدم بیرون. کجا بروم؟! کجا را دارم بروم؟! آدمِ بی برادر کجا را دارد؟! دیگر بعد از جواد، فقط باید بروم سر مزار شهدا. رفتم سر مزار شهید مهدی اسحاقیان. افتادم روی قبر مهدی. داد زدم، گریه کردم، التماس کردم... انتهای خبر/ ...
مرگ گذرگاهی برای دگرگونی در زندگی انسان است
حیدری نیا: انسان یک روز به دنیا می آید و روزی هم از دنیا می رود و تنها کردار و اعمالش برجای می ماند. پس مرگ سرنوشت ما می باشد و چه بهتر که انسان در راه مکتب و هدفش کشته شود. از مرگ من نگران نباشید، زیرا نزد خدای متعال زنده هستم و روزی می گیرم و فقط جسم من از میان شما رفته مادر عزیزم! می دانم که از مرگ من نگران خواهی شد؛ اما این را بدان، کسانی که در راه خدا کشته شوند، زنده اند و
شهید حسین تنگبری را بیشتر بشناسیم
فعال داشت. دو سال بعد ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر به نام های زینب و فاطمه بود، پس از حضور در جبهه های مختلف به دلیل تسلط زیاد به امور دفاع مقدس و محبوبیتی که در بین رزمندگان داشت در جبهه روح الله قصرشیرین به عنوان معاون دوست و هم رزم همیشگی اش حاج محمد طالبی منصوب شد و دیری نپائید که به سمت فرماندهی گردان حنین تیپ نبی اکرم (ص) منصوب شد. در سال 1362 علی رغم اینکه تیپ مأموریتی
افراد مشهور مدفون در حرم امام رضا (ع)
مشهد بود و سمت امام جماعت مسجد صدیقی ها واقع در بازار بزرگ مشهد را نیز بر عهده داشت. نسب آیت الله خامنه ای به حضرت سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد(ع) می شود، می رسد . این عالم ربانی سرانجام پس از سال ها تلاش و کوشش در راه کسب مکارم اخلاقی و علمی و تربیت فرزندانی اصلح در 27 شوال 1406 ه.ق برابر با 15 تیر 1365 به لقاءالله پیوست و پیکر مطهرش در دارالفیض
خلخال؛ شهری جذاب با قدمت 12 هزار ساله
، جمعیت زیادی از این شهرستان به زبان ترکی آذربایجانی صحبت کرده و باتوجه به نزدیکی با استان گیلان و حضور قومیت های مختلف، بعد از زبان ترکی زبان تاتی زبان دوم این شهرستان بوده که بیشتر در روستاها از آن استفاده می شود. در تعداد معدودی از دهستان های این شهرستان زبان کُردی کُرمانجی هم استفاده می شود. جاذبه های گردشگری شهرستان خلخال شهرستان خلخال دارای جاذبه های فراوان در بخش گردشگری
روایت هایی از دلدادگی شهدا به امام رضا(ع)
و با نمرات خوب قبول شد و پس از آن با خانواده به زیارت حضرت امام رضا (ع) مشرف گشت. پس از بازگشت از مشهد برای سومین بار عازم جبهه شد و در عملیات والفجر 2 به شهادت رسید و پیکرش بعد از 10 سال به دست خانواده اش رسید. شهید علیرضا ربانی - نفر سمت چپ قبل از این که خبر شهادت علیرضا را بیاورند مادرش در خواب دید که حضرت زهرا (س) در جمعی هستند و به مادران شهدا گل می دهند، حضرت فاطمه (س
منت دار دستگاه اهل بیت (ع) هستم
نوحه سرا و نوحه خوان بوده ام و تا امروز که دیگر رمقی برای شعر گفتن و مداحی کردن در من باقی نمانده، بیشتر از شصت سال است که افتخار نوکری خانه اهل بیت (ع) را دارم. من برای حضرت سیدالشهدا (ع) فراوان نوحه گفته ام. من همه عمرم در این خانه نوکری کرده ام. برای شهدا هم خیلی شعر ساخته ام. هر شهیدی که می آوردند، من شعری برایش می ساختم. حیف که شعر ها را نمی نوشتم. نمی دانستم که روزی همه از یادم می
درباره بنیان گذار خیریه خجسته و حامی بیماران کلیوی خراسان رضوی | حاج محمد، دستش به خیر بود
توی تمام این سال ها ریال به ریال جمع کرده بود، همه بابت هزینه های درمان از کفش رفت. نه پولی مانده بود نه جانی. حاج محمد دستی از سوی خدا بود. روزی که پایش به بنیاد باز شد، انگار سایه یتیمی از سرش رفت. یکی پیدا شد، دست های رنجورش را بگیرد تا کمری راست کند. اما امروز هرقدر به سیاهی های سردر بنیاد خجسته نگاه می کند، باور نمی کند که برای دومین بار یتیم شده است. پای چرخ زندگی صدای
روایت زندگی کارخانه دار بزرگی که 700 مدرسه در ایران ساخت اما در سوئیس فوت کرد!
همشهری آنلاین : داستان زندگی حاج جلیل خسروشاهی دست کمی از افسانه های باورنکردنی ندارد با تفاوت که ماجراهای زندگی این مرد نیکوکار همگی واقعی و تنها شبیه افسانه هاست. یک روی زندگی او آن قدر عادی و معمولی است که آدم باور نمی کند روی دیگر این زندگی چنان مملو از اتفاق های بزرگ از جنس خیرخواهانه و نکوکارانه باشد. تولد و کودکی حاج جلیل مثل همه زندگی ها بود. او در سال 1298 شمسی در یک خانواده پرجمعیت در
خلاصه داستان قسمت 15 سریال غریبه از شبکه 3 سیما
حواستو خیلی جمع کن کسی تعقیبت نکنه و از من چیزی نگی تا یه راه حل پیدا کنیم، به هیچکی نباید بگی به هیچکی اعتماد نکن! فردای آن روز امیرعلی با ارغوان به طرف خانه پدر امیرعلی میرن ارغوان بهش میگه بریم داخل من باهاشون صحبت می کنم سپس ارغوان از پدر مادر امیرعلی می خواد تا او را باور داشته باشن و بهش اعتماد کنه چون امیرعلی الان بیش از هر چیزی احتیاج داره ما کنارش باشیم تا از این شایعه ها تبرئه
خلاصه داستان سریال داریوش قسمت هشتم
صفحه اقتصاد - سریال داریوش در ژانر اجتماعی در سال 1403 از شبکه خانگی و پلتفرم فیلم نت منتشر می شود، این سریال با بازی هادی حجازی فر، ژیلا شاهی، مهرداد صدیقیان، عباس جمشیدی فر، سحر دولتشاهی و ... است. خلاصه داستان قسمت هشتم سریال داریوش را در ادامه این مطلب می خوانیم. خلاصه داستان سریال داریوش قسمت 8 ساقی با اون آقایی که تو رستوران بود توی ماشین نشستن و میرن تو راه
خلاصه داستان قسمت 14 سریال غریبه از شبکه 3 سیما
زرد 2 و سوران را دارد و در شبکه نمایش خانگی سریال سیاوش کارگردانی کرده است که با سریال غریبه در سال 1403 تجربه جدیدی را به دست آورده است. 140 دانلود و پخش آنلاین قسمت 14 سریال غریبه خلاصه داستان قسمت 14 سریال غریبه زمان گذشته، سینا با یه روز تأخیر به خانه برمیگرده که آنا میگه کجایی تو دلم هزار راه رفت! سینا میگه داشتیم مدرسه میساختیم آنا میگه بیا برو الان بابات میاد. شاهمیری
حاج عبدالرضا هلالی صحن ایران را برای امام رضا(ع) خواند+متن شعر
جمع کرد امام رضا برد نزد فاطمه پرونده ی سینه زنیا و اشک ریختنامونو مستجاب کرد دعامونو ما با اشکامون دونه دونه مرآت شدیم ما مورد لطف و مرحمت مادر سادات شدیم منم منم منم منم منم منم منو به خاک سیاه نشوند تویی تویی که لطف تو منو شبیه قطره ای به سمت دریای حوض گوهرشاد کشوند در ادامه این نماهنگ را ببینید: تعداد بازدید : 21 کد ویدیو دانلود فیلم اصلی
تاریخچه زیارت پیاده حرم امام رضا(ع)؛ از شاه عباس تا زائران بحرینی
سابقه ای دیرینه دارد. شاید قدیمی ترین تجربه پیاده روی در فرهنگ دینی را در زیارت خانه خدا پیدا کرد که هر ساله در موسم حج، مسلمانان از راه های دور و نزدیک به سمت مکه حرکت می کردند و چون در فضیلت پیاده رفتن و سختی سفر روایات فراوانی وجود دارد، سفر با پای پیاده را بر سفر با مرکب ترجیح می دادند. پس از اسلام و در زمان پیشوایان دینی، ائمه اطهار نیز به دلایل مختلف پیاده برای انجام حج به مکه می رفتند
(تصاویر) بیوگرافی و عکس های شخصی رابعه مدنی و پسرش امیرشهاب رضویان
رابعه مدنی متولد 1320 در همدان می باشد. رابعه مدنی به مدت 30 سال معلم پیش دبستانی و کارمند آموزش و پرورش بود، بعد از بازنشستگی وارد عرصه بازیگری شد، دو پسر و یک دختر دارد. رابعه مدنی از کودکی به سینما علاقه داشت. وقتی که امیرشهاب (رضویان) پسرش به سمت حرفه ی کارگردانی رفت برای پایان نامه، الزام به ساخت فیلم بود. رابعه مدنی به نوعی به پسرش کمک می کرد. البته بازیگری هم به صورت افتخاری
ستاره ای که نامش ایزابلا ست | درباره کتاب ستاره پشت پنجره
عبور می کند، ستاره ای که مادر آن هاست. آنیا و نوآ مطمئن هستند که ستاره جدید مادرشان است. تنها آن ها می دانند که بعد از شنیده شدن صدای انفجاری عجیب، ستاره جدید در آسمان ظاهر شده و آن ستاره مادرشان است. هیچ کدام از ستاره شناسان رصدخانه سلطنتی از ماهیت ستاره جدید اطلاع ندارند، و به همین دلیل مسابقه ای برگزار می کنند تا همه در نام گذاری ستاره شرکت داشته باشند. آنیا می خواهد به
(تصاویر) بیوگرافی و عکس های شخصی مهرانه مهین ترابی
. اما در ایران دوست دارم غذاهای تازه ایرانی را بخورم اما در خارج از ترس اینکه دوست ندارم در غذایم چیزهایی که دلم نمی خواهد باشد با احتیاط غذایم را انتخاب می کنم. آیا خرید، تفریح شما حساب می شود؟ خرید کردن را دوست دارم، اما هیچ وقت تنهایی به خرید نمی روم و معمولا نمی دانم چطور است که وقتی چشمم به چیزی می افتد تازه می فهمم که ندارمش و بعد خرید می کنم، به طوری که اگر داخل خانه
امام رضا(ع) چه نقشی در گسترش تشیع در ایران داشتند؟
: بنی عباس این راه و روش را پیش گرفت و دشمنان امیرالمومنین علی(ع) را بر مسند حکومت نشاند و تمام یاران امیرالمومنین (ع) را از میان برد. اگر فردی نام علی را بر زبان می آورد و یا اسم علی را در خانه نصب می کرد، جرم بزرگی مرتکب شده و محکوم به مرگ بود. بنابراین این شرایط جو بسیار سنگینی بر علیه ولایت ائمه معصومین (ع) به وجود آورده بود. وی ادامه داد: پس از مرگ هارون الرشید؛ پسرش مامون با یک
لیله المبیت ،اوج ایثار ،آغاز هجرت
/> گفته شد ، پیامبر (ص) قبل از حمله مشرکان خانه را ترک کرد و از سمت جنوب از مکه خارج شد و در غاری به نام ثور استقرار یافت. مدت اقامت حضرت در غار را دوروز نوشته اند و مشرکان هم با شناسایی رد پا تا درب غار رفتند و تار عنکبوت و لانه کبوتر مواجه شدند . مشرکان تمام تلاش خود را برای دستگیری پیامبر ص بکار گرفتند . به همین دلیل از بی راهه و مسیری طولانی تر راه مدینه را در پیش گرفت و
روایتی از نحوه شهادت کودک چهارساله در اهواز + فیلم
دخترم مبینا که کوچک تر بود، برای دیدن رژه رفتیم. محمدطاها هم علاقه زیادی به این مراسم داشت. وقتی پدرش خانه بود، لباس او را می پوشید؛ کلاهش را بر روی سرش می گذاشت و در خانه رژه می رفت. ساعت 8 صبح همسرم با من تماس گرفت و گفت کاری برایم پیش آمده، شما بروید، من هم می آیم. محمد طاها با ذوق و شوق آماده شد و به مراسم رفتیم. وی ادامه داد: محمدطاها چند هفته قبل از شهادتش در حال دیدن کارتون بود که به
امام رضا(ع) تهدید ولایتعهدی را به فرصت تبدیل کرد
میراث دار علم نبوی می دانستند و اگر چه عباسیان حاکمیت ظاهری بر جامعه آن زمان داشتند اما قلب مردم با ائمه عصمت(ع) همراه بود. مردم برای کسب علوم به خانه امامان مراجعه می کردند و این مسئله ای بود که حاکمیت وقت(بنی عباس) نمی پذیرفت؛ لذا مأمون عباسی به دنبال نهضت ترجمه رفت و کتب فلاسفه یونان را ترجمه و در بلاد اسلامی به زبان عربی منتشر کرد و در ظاهر دستگاه علمی و عقلانی(عقل گرایی افراطی) و
مرثیه زنان نوغان بر تابوت غریب توس
به گزارش ایرنا ،در این آیین بانوان مشهدی با شاخه های گل به سمت حرم رضوی حرکت کردند و پس از ورود به بارگاه منور رضوی در رواق حضرت زهرا (س) گرد هم آمدند و به سوگواری و نوحه خوانی پرداختند. حکایت تابوت خالی که زنان نوغان در سالروز شهادت امام رضا(ع) بر دوش می گذارند به قرن ها قبل باز می گردد، به گواه تاریخ زنان محله نوغان که نخستین علم عزای غریب توس را به اهتزاز درآوردند، تا به امروز