سایر منابع:
سایر خبرها
خلاصه داستان قسمت 12 سریال هشت پا از شبکه یک سیما | در قسمت یازدهم سریال هشت پا چه اتفاقی افتاد؟
که چه جوری اتفاق افتاد او بهش میگه که همون روز هم اونا اومده بودن داوود و مراد یعقوب، پسرش عرفان و خانمش خانم عارفه آصف پور اینجا با هم بحثشون شد و پدرم فشارش رفت بالا و حالش بد شد همه هول کرده بودیم و داشتیم به پدرم رسیدگی می کردیم، یکی ماساژش می داد یکی بادش می زد یکی زنگ زد آمبولانس یکی رفت داروهاشو آورد بهش داد اما تو مسیر بیمارستان دووم نیاورد و پدرمو از دست دادم. کسری می پرسه کی
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی ساناز سماواتی
سماواتی، ایشان گفته اند که آشپزی خیلی خوبی دارم و بسیار فرز هستم به طوری که در عرض یک ساعت می توانم سه مدل غذا درست کنم. آبگوشت، دلمه و آلبالوپلو را خیلی خوشمزه درست می کنم و همسرم هم این غذا ها را خیلی دوست دارد. در یک گفتگو با خانم سماواتی از دلیل کم کاریش سوال شد که در پاسخ گفت:” قبل تر ها ما در تلویزیون کد داشتیم و وقتی کارگردان می گفتم ساناز سماواتی را برای این نقش می خواهم؛ طبق آن کد
پدرش تلویزیون خرید از جبهه رفتن پشیمانش کند، اما نشد
مادر شهید قدرت الله زرآبادی پور ، می گوید: اصالتا اهل الموت رودبار هستم. 3 خواهر و برادر بودیم. پدرم دامدار بود، خانواده مذهبی داشتم و حاصل ازدواجم 6 فرزند شد که قدرت الله فرزند سوم بود و به شهادت رسید. وی با اشاره به اعزام فرزندش به جبهه بیان می کند: قدرت الله وقتی به سن سربازی رسید، گفت من می خواهم به جبهه بروم، مخالفت کردیم، از پسرم خواستیم بماند و به جبهه نرود. بهانه های مختلفی را می
مهدی هاشمی نسب: بعد از انتقالم به استقلال، مادرم را در بازار با لگد زدند؛ همان جا قول دادم تر و خشک را ...
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : فوتبال 360: مربی سابق استقلال در مورد مسائل مختلفی از دوران بازیگری و مربیگری اش صحبت کرد. مهدی هاشمی نسب بازیکن سابق سرخابی های پایتخت که البته سال گذشته به عنوان دستیار جواد نکونام روی نیمکت استقلال نیز نشسته بود، در برنامه لایو فوتبال 360 پیش از دیدار دو تیم استقلال ایران - النصر عربستان در لیگ نخبگان آسیا میهمان عادل فردوسی پور بود و با او درباره مسائل مختلفی صحبت کرد که در ادامه به بخشی از حرف های هاشمی
ناصر حجازی: واقعا سرسام گرفتم از دست این دخترها / تمامی این ها خواهان ازدواج با من هستند
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ، در آبان ماه 1352 خبرنگار سپید و سیاه با ناصر حجازی دروازه بان وقت تیم ملی که یکی از محبوب ترین چهره های ورزشی در میان جوانان بود گفت وگوی کوتاهی انجام داد. ناصرخان در این برهه حسابی از دست خیل دخترانی که صبح تا شب برایش نامه می فرستادند به ستوه آمده بود. این گفت وگوی کوتاه را را به نقل مجله ی سپید و سیاه مورخ آبان 1352 می خوانید: واقعا سرسام گرفتم، از دست
زندگی، عکس ها و بیوگرافی بهنوش طباطبایی (تصاویر)
رو بلدن و الهی که دنیا پر شود از این مردان ... پدر و مادر بهنوش طباطبایی خانم طباطبایی با اتنشار عکسی از پدر و مادرش در لباس محلی برای آن دو نوشت: مامان و بابا در لباسهای محلی کردستان امروز این عکس رو از سفرشون به سنندج برام فرستادن دلم براتون ضعف رفت آخه الهی من قربووووونتون برم دستتون رو می بوسم تنها سرمایه های زندگی من
برگ زرین بهترین فیلم به زیر سایه بلوط رسید/ دادرسی عنوان دار بهترین کارگردانی شد
نوید صادقی برای فیلم این خانه و جذام مادرم از تبریز تعلق گرفت. نوید صادقی پس از دریافت جایزه خود گفت: امروز برای من به شدت مهم است. چون مادر عزیزم این جا است. افتخار می کنم پسر خانواده ام هستم، از عوامل فیلم تشکر می کنم. مادر جذام فیلم خیلی برای ما عزیز است که از ایشان هم تشکر می کنم. لوح افتخار بهترین فیلم مستند به رایحه مظفریان و زهرا دشت بشی برای فیلم حلقه رسید.
ایدز داشتن بهناز جعفری بازیگر سریال نیسان آبی ؟! / واکنش تلخ خانم بازیگر ! + گلایه هایش
. الان که بعد از مدت ها با خانواده پدرم در رفت و آمد هستم، این حس مثبت را به خودم دارم که هیچوقت ناچار نشدم برای پول گرفتن به پدرم رجوع کنم و به این سوال همیشگی که این پول را برای چه می خواهی، پاسخ دهم و از طرفی دل نگرانی برای پر کردن حساب خالی همیشه با خودم بود. زندگی کنترل شده ای داشتم و مادرم به شدت نظارت داشت و فکر می کرد باید جور نبود پدر را هم بکشد و حتی وقتی می خواستم تئاتر ببینم، مادرم به شدت
فال حافظ امروز | فال حافظ آنلاین با معنی پنجشنبه 3 آبان 1403
- حضرت حافظ در بیت های چهارم، ششم و هشتم می فرماید: * چیزی جز نقد جان در دست ندارم. کجاست شرابی که آن را هم به ناز و عشوه ساقی هدیه کنم. * بر شعر من باده بنوش که ساغر گهرنشان تو با این گوهر شاهانه یکتا که سخن من است، زینتی جدید می یابد. * یقین دارم که روز قیامت تسبیح پیر عابد دلق قلندر می گسار در پیشگاه داوری حق همسنگ و برابر باشد. حال خود باید نیت خود را
هفته ای یک بار در جلسات قرآن شرکت کنیم
باشند تا آن ها هم علاقه مند به این موضوع بشوند. کمرنگ شدن فعالیت های قرآنی نسبت به سال های گذشته وی با اشاره به افول دوران اوج فعالیت های قرآنی از دو دهه قبل تا به امروز بیان کرد: متأسفانه از کیفیت و کمیت فعالیت های قرآنی نسبت به سال های گذشته بسیار کاسته شده است و یکی از علت های آن عدم تمایل و گرایش نسبت به حوزه قرآن است که من در دوران نوجوانی به یاد دارم که در شهرستان بیرجند قاریان
شهدا زنده اند
شوق و میل انتخاب کرده ام و به مقام مقدس جبهه اعزام گردیدم و بدانید که تنها آرزوی من اعزام به جبهه بود. در ضمن توصیه من به پدر و مادرم این است اگر من سعادت نصیبم شد و شهید شدم برایم گریه نکنید و برای من بر سر نزنید که این راه را خودم انتخاب کرده و خواهشم این است که مرا در هنگام تشییع جنازه سرافراز نمایید نه اینکه مقام شهید را پایین بیاورید و اجر خود را ضایع نمایید و دیگر فرزندان را ارشاد
روایت مریم کارگر عزیزی مادر، همسر، خواهر و فرزند شهید و مادر نمونه کشور
جزیره مجنون مفقودالاثر شد و سال 78 استخوان هایش و یک پلاک به کشور بازگشت. او قبل از رفتن به جبهه، در حالی که 7 فرزندش را می بوسید، به همسرش گفته بود: من یک بار به شهادت می رسم و تو هرروز شهید خواهی شد. از تو می خواهم هیچ وقت از کسی چیزی نخواهی. روز هایی که بی تو گذشت بزرگ کردن 7 فرزند قد و نیم قد در حالی که پدرش هم دیگر چشمی برای دیدن ندارد سخت است. همسرش قبل از رفتن گفته
خون های به ناحق ریخته تو را به ایستادگی واداشت
/> پنج فرزند شهیده کرباسی ظهر امروز(سه شنبه) همراه با پیکر مادر از لبنان وارد تهران شدند، جمعی از مسئولان نیروی قدس سپاه و ایثارگران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از خانواده شهیده کرباسی استقبال کردند. آخرین وداع با مادر فرزندان شهیده کرباسی قبل از شروع مراسم در اتاق خصوصی مجاور به حسینه معراج شهدا در حال وداع با مادرشان هستند. چند نفر که وارد اتاق می شود با صلابت می
نقویان: لوله نفت در جیب آخوندها نیست /حق ندارید کسی که نماز نمی خواند را ردصلاحیت کنید
مسجدی منبر می رفتم که خود آن آقا دعوت می کرد. وقتی بالای منبر می رفتم، امام جماعت که رفت و آمدی هم داشت فقط قرآن می خواند. یک روز روی منبر ناراحت شدم و گفتم عرایض ما به درد نمی خورد که حاج آقا گوش کنند. فردایش دیگر قرآن نخواند. گفتم انگار موثر بود. بعد از منبر که پایین آمدم گفت من عینکم را نیاورده ام. خب شما که روحانی محاسن سفید این جمع هستید و آنقدر شعور اجتماعی ندارید که باید به منی که بالای
روایتی متفاوت از درگذشت مصطفی خمینی؛ تسلیت های عجیبی که دل مادر را آتش می زد
بانو قدس ایران عادت داشت پسر بزرگش، مصطفی را به نام داداش صدا کند، همانطور که دیگر بچه های خانه او را داداش می خواندند. مرگ داداش برای خدیجه خانم ثقفی اتفاق سختی بود و بی تابی ها گاهی امانش را می برید. به گزارش سرویس فرهنگی تابناک بانو خودش ماجرای مرگ حاج آقا مصطفی را این طور تعریف می کند: صبح زود یکشنبه اول آبان ماه، هنوز از خواب بیدار نشده بودیم که آقا بالای سرمان آمد
نقویان: روحانیت دیگر صدای مردم نیست، این حقیقت را باید بپذیریم / پول دادن به برخی روحانیون حرام است
دیگر است. در تقسیمی که عرض کردم تمام روحانیت می گنجد. پول دادن به برخی روحانیون حرام است در مسجدی منبر می رفتم که خود آن آقا دعوت می کرد. وقتی بالای منبر می رفتم، امام جماعت که رفت و آمدی هم داشت فقط قرآن می خواند. یک روز روی منبر ناراحت شدم و گفتم عرایض ما به درد نمی خورد که حاج آقا گوش کنند. فردایش دیگر قرآن نخواند. گفتم انگار موثر بود. بعد از منبر که پایین آمدم گفت من عینکم
دختر تاریخ ساز پاراالمپیک ایران:عکس نگرفتم، جایزه ندادند!
شهریه اش بابت هر ترم بین 10 تا 12میلیون تومان می شود. ماجرای جایزه ای که بهزیستی اصفهان به دلیل نینداختن عکس به شما نداد، چه بود؟ به دلیل آسیب هایی که دارم هنوز تحت درمان هستم و فیزیوتراپی می روم به همین خاطر نتوانستم در مراسمی که در بهزیستی گرفتند، شرکت کنم. با اینکه از قبل اعلام کرده بودم، جایزه ام را (که مبلغ آن پنج میلیون تومان بود) ندادند و گفتند چون در مراسم شرکت نکردید و
از انقلاب اسلامی پاسداری کنید
نشکنیم که حضرت علی (ع) فرموده والخلف یوجب المقت عندالله والناس پیمان شکنی موجب خشم خداوند و مردم است برادر و خواهرم انتظار دارم که پشت جبهه را فراموش نکنید و همیشه در یاد خدا باشید نمازتان را بموقع بخوانید و سروقت بخوانید اگر جنازه من از کوچه ها می گذرد مبادا به تشییع من بیایید وقت تنگ است به جبهه بروید و جای خالی مرا در سنگر پر کنید. امام مرا ببخش که فقط یک جان دارم و فقط یک بار می توانم به جبهه بروم و یکبار شهید شوم، اما امام به خدا قسم اگر هزار جان داشتم همه را در راه تو و در راه میهن من و خداوند بزرگ فدا می کردم. انتهای پیام/ ...
دختر زنجانی سقا دلیسی شد! + عکس
می گویم: من به خاطر دوست داشتن تو هر کاری می کنم که تو فقط نگاهم کنی... . آرزوی پرواز تا نجف و کربلا از او سراغ خواسته هایش را گرفتم و گفت: خیلی آرزو دارم. یکی از آنها دیده ای خواهم که باشد شه شناس/ تا شناسد شاه را در هر لباس . دومین آرزویم این است آن قدر پول داشته باشم که با پرواز به سفر کربلا بروم . برای من که دختر هستم و تک وتنها ماهی یک بار به صورت زمینی و با اذیت فراوان این
به مناسبت درگذشت مرحومه حاجیه خانم زهرا بادامچیان/ بانویی فداکار و پای کار انقلاب
معنوی شهید اسلامی به این گونه است: اهل نماز شب بود و آن چنان نماز می خواند که گویی در این دنیا نیست و من همیشه به این حالت او رشک می بردم. احساس می کردم او شهید خواهد شد، هر روز با خودم می گفتم: او فقط یک روز دیگر پیش ماست . مدام از خدا می خواست تا شهادت را روزیش نماید و بالاخره نیز دعایش به اجابت رسید... پس از پیروزی به کمیته استقبال پیوست. همواره از طرف منافقین در معرض تهدید بود؛ حتی ما خانه
زندگی، عکس ها و بیوگرافی سلمان خان (تصاویر)
به سلمان خان علاقه دارد که همیشه می گوید: “دوست دارم پسرم همچون سلمان شود، او آدمی مثبت، خوش تیپ و ورزشکار است و کار های خیریه او از من بیشتر است”. هریتیک روشن نیز در مورد سلمان خان می گوید: “سلمان از دوستان من است. قبل از اینکه وارد بالیوود شوم او کمک های فراوانی به من کرد و من همیشه احترام فراوانی برایش قائل هستم. در واقع از لطف اوست که من هم اکنون در جایی که ایستاده ام قرار دارم. او
گفت وگو با خواهر شهید علی دهقانی از شهدای دفاع مقدس
خواهم امتحانت کنم. بعد گفت: می خواهم به جبهه بروم. مادرم با افتخار گفت، چون در راه خدا قدم برمی داری، برو. گفت: مادر مرا حلال کن که خیلی برایم زحمت کشیدی. مادرم گفت: حلالت باشد پسرم. علی به جبهه رفت و 28 روز بعد خبر شهادتش را آوردند و در امتحانش سربلند شد. وقتی مادرم جریان به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و یارانش را برای علی تعریف می کرد، می گفت چه خوب است انسان طوری بمیرد که مردم برایش گریه کنند
بی مهری و کم لطفی به زنان در ضرب المثل های ایرانی!
درد آمد به یک بار، خر لنگ و زن زشت و طلبکار. - خداوندا زن زشت را تو بردار، خودم دانم خر لنگ و طلبکار. *نازایی - زن نزاییده، بیگانه است. - بوریایی در گوشه خانه، به از زن نازاینده. *افول زیبایی پس از زایمان - زن تا نزاید(نزاییده) دلبر است، وقتی زاید، مادر است. *دختر زایی - زن جوان خوبی است، اما حیف که دخترزاست.
بازخوانی حماسه ومبلی در محفل قهرمان؛ ترکیب احتمالی رئال مادرید و دورتموند
طرفداری | رئال مادرید و دورتموند، فینالیست های فصل قبل لیگ قهرمانان اروپا، در استادیوم سانتیاگو برنابئو مقابل هم صف آرایی می کنند. تیم های رئال مادرید و دورتموند فردا در دیداری حساس از هفته سوم مرحله لیگ لیگ قهرمانان اروپا در فصل 25-2024 به مصاف هم می روند. دو تیمی که حدود 5 ماه پیش در فینال لیگ قهرمانان اروپا مقابل هم قرار گرفته بودند، خیلی زود دوباره به هم رسیدند و باید دید این بار
یک وجب از خاکمان را به دشمن ندادیم...
که همه او را مادر صدا می زدند. درگذشت او همراه بود با روزهای استقامت و پایداری جبهه مقاومت و پس از آن شهادت یحیی سنوار. به همین دلیل در روزهای گذشته حول محور موضوع مقاومت، گزارش هایی تهیه کردیم. امروز اما برای بزرگداشت این مام وطن و مادر همه رزمندگان، گزارشی تهیه کرده ایم درباره چند تن از زنان تأثیرگذار سال های دفاع مقدس، با محوریت مرحوم بی بی لوعه. این گزارش مستند است به مطالب خبرگزاری های حوزه
همسر شهید اسلامی: خانه ما پناهگاه مبارزین بود
غروب ماه رمضان بود. گفتم اگر ساواک پرسید، می گوییم مسجد می رویم. بخشی از اعلامیه ها را به منزل خواهرشوهرم بردیم. وقتی دوباره برگشتیم، باقی اعلامیه ها و اسلحه ها را هم برد، اما نمی دانم کجا برد. ما سحر میهمان داشتیم، برادر شوهرم از شمال آمده بود. او رفت برای ما نان بخرد. ساواک ریخت در خانه ما، من گفتم اسلامی رفته نان بخرد و مراقب مادر اسلامی و پسر بزرگم بودم که ماموران ازشان چیزی نپرسند
ولایت پذیری شهید حتی در سینه خیز رفتن
متولد شد. مزار وی در بهشت زهرا (س) قطعه26، ردیف77 قرار دارد. محمد جعفری درباره خاطرات خود با شهید اسکندرلو همرزمش چنین نقل می کند: 6 گردان از لشکر سیدالشهدا (ع) در مقابل سه تیپ مکانیزه و مسلح مستقر در منطقه و سه تیپ آماده برای تعویض دشمن قرار گرفتند؛ کربلایی دیگر داشت رقم می خورد. بیشتر از 90 نفر همان شب به شهادت رسیدند و تعداد زیادی از نیروها مجروح شدند. دشمن جهنمی از آتش درست کرده بود
محتوای کتاب آزادگان متفاوت است
. عبدالصمد حسین پور، جانباز آزاده ای که روایت او در کتاب نگارش شده در گفت وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با شروع جنگ تازه نامزد کرده بودم و برای اعزام به جبهه جزو اولین داوطلبین بودم اما متأسفانه مخالفت خانواده و همسرم مرا از این کار واداشت. وی افزود: یک سال پس از ازدواج به همسرم گفتم که شرایط امروز همان شرایط کربلای دیروز است و ما باید درصحنه حاضر شویم و تو از خداوند بخواه تا