سایر منابع:
سایر خبرها
درگذشت سید مصطفی خمینی؛ طبیعی یا غیر طبیعی/ روایتی از پنج مرگ مشکوک
قرار است: چند ماه قبل از شهادت وقتی به عیادت آیت الله جزایری یکی از علمای نجف رفته بود حدود ساعت 10 یا 11 شب پسر مرحوم جزایری خدمت حاج آقا مصطفی می رسد و می گوید دو نفر ایرانی آمدند و می خواهند با شما ملاقات کنند. ایشان فرمودند بگویید بیایند بالا. آنها با حاج آقا مصطفی خمینی آرام صحبت می کنند و بعد از آن حاج آقا مصطفی برای دوستان نقل می کنند که آنها گفتند ما اعضای تیمی هستیم که ساواک این تیم را
هیچ کس به مادر اهورا تسلیت نگفت!
به گزارش پایگاه 598 ، فرارو در گزارشی درباره قتل اهورا کودک دو و نیم ساله نوشت: ظهر سه شنبه وداع با اهورا ی خردسال در مسجد آقا سید محمد زیر ده درشهرستان خمام رشت برگزار شد و این کودک 2 سال و 7 ماهه با بدرقه خانواده و اقوام و بی تابی های پدرش به خاک سپرده شد. پدر اهورا که از دو ماه قبل اجازه دیدن فرزندش را نداشته و برای اثبات صلاحیت نداشتن همسر سابقش برای سرپرستی فرزندشان
با پدرم و در زمان چرای گوسفندان تمرین می کردم/عشایری را به خانه شهری ترجیح می دهم
ماه را عشایر بودیم و هنگامی که در چادرهای عشایری بودیم، به پدرم می گفتم که بچه ها من را اذیت می کنند و با اصرار و گریه و زاری او را راضی کردم که بعد از اول راهنمایی در مدرسه شهر ادامه تحصیل دهم. مادرم با پولی که پنهانی جمع کرده بود با وجود مخالفت های پدرم من را در مدرسه شهر ثبت نام کرد و البته دلیل من برای تحصیل در شهر در واقع ادامه فعالیت های ورزشی بود و دوران تحصیل در شهر را در منزل
سنگ قبرها با نماد های ایرانی طراحی می شوند/ اسفراین؛ جولانگاه مقدونیان / "کلاغ های رفتگر" دست به کار می ...
أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ذلِکَ جَزاءُ الْکافِرین ؛ ترجمه: قطعاً خداوند شما را در مواضع بسیاری یاریکرده است، و [نیز] در روز حُنَین ؛ آن هنگام که شمارِ زیادتان شما را به شگفت آورده بود، ولی به هیچ وجه از شما دفع [خطر] نکرد، و زمین با همه فراخی بر شما تنگ شد، سپس در حالی که پشت [به دشمن ] کرده بودید برگشتید؛ آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد
2روز پیش از اعدام قاتل با خانواده ستایش
افغان نداره، با همه خوبیم. همه خواهر و برادر همدیگه ایم. حالا روایت خانه جدید، روایت قصه ای است که باید بارها خوانده شود؛ که ستایش برای آنها دختری با عکس های جامانده در سایت ها و روزنامه ها نیست. پارسال پدر همسرم (پدربزرگ ستایش) اومد ایران؛ ولی چون نمی دونست ما چندتا بچه داریم درباره ستایش هیچی نگفتیم. مجبور بودیم جلوی اون خوب و خوش باشیم و وقتی می خوابید عزاداری کنیم. بردیمش سر خاک
راه دراز و سختی در پیش داریم
همدانی فراهم کرده اند. مدافع حرم زیادی در کشور وجود داشت اما غوغایی که با شهادت محسن حججی در کشور پدید آمد، چیز دیگری بود؛ چرا که داعش بعد از تحرک بی فرجام خود در حمله تروریستی به مرقد امام(ره) و مجلس شورای اسلامی و ضربه محکمی که با موشک های سپاه خورد، خواست ذلتی را به ملت ایران تلقین کند اما این جوان با آرامش، چشمان خود را به دوربین دوخته و ایستاده به نشانه ایستادگی یک ملت و از طرفی استقبال ملت ایران
پدر اهورا نمی خواست پسر را دفن کنند! / آخرین اعتراف قاتل
کنم. ولی کارهایی در آن ساختمان کردند که در شأن و شخصیت ساکنان مجتمع نبود.اهالی آنجا با من در ارتباط هستند و حاضرند شهادت دهند که چه اتفاقاتی افتاده است. مدیرمجتمع یک هفته قبل به محل کارم آمد و گفت که صدای ناله های اهورا را می شنوند. این مسائل قبلاً اتفاق افتاده است و قابل توجیه نیست. همسرسابقم دو ماه بچه را به من نشان نمی داد فقط به این بهانه که من نفقه نمی دادم. مدیر ساختمان یک هفته قبل
تصاویر: اولین زن لژیونر دوچرخه سواری ایران
هستند.طوری که ماندانا می گوید اگر همسرش نبود او به این اندازه موفق نمی شد: متاسفانه زیاد شنیده ایم که برای بانوان ورزشکار مشکلات خانوادگی به وجود آمده است. اما خدا رو شکر برای من تاهل به شکل دیگری بود. همه پیشرفت های من بعد از ازدواج بود و این همسرم بود که باعث شد من بتوانم سطحم را بالاتر از کشور بکشم و به مسابقات برون مرزی بروم. واقعا فکر می کنم چنین مردی کم پیدا شود و کمتر مردی مانند همسر
روایتی همسرانه از مسیح بلوچستان +تصاویر
و آن قدر به او آبرو بده که حتی بعد از رفتنش با آبرو باشه. موقعی که دوباره همراه دخترم به طواف می رفتیم پرسیدم: با اون حرفی که زدی، آقاجان چی گفت؟ زهرا جواب داد: خندید و گفت: اینکه ناراحتی نداره، تو چیزی رو از خدا خواستی که من همیشه از ته دل می خوام. به توصیه بچه های حفاظت سپاه، قرار بود بدون محافظ جایی نرود؛ ولی خیلی وقت ها که کشیک حرم داشت با تاکسی یا اتوبوس به حرم می رفت. یادم
روایت یک طلاق عجیب
این مشکل را با روانپزشکان در میان بگذارد.بالاخره در کلینیک بود که فهمید اختر در دوران کودکی به خاطر تک دختر و کوچکتر بودن از برادرانش همواره تحقیر شده و بارها از آنها کتک خورده است.با این حال فرشاد با محبت کردن به اختر و تلاش در درمان او بالاخره توانست بله را از عروس خانم بگیرد و چند ماه بعد جشن عروسی شان برگزار شد. فرشاد در سال اول زندگی مشترک شان سعی می کرد با مسافرت های داخلی و خارجی
زندگی دانشجویان چگونه پاس می شود؟
به گزارش عطنا به نقل از ایران ، دانشجویان مقطع ارشد، دور یک میز در کلاسی در دانشگاه تهران نشسته اند و استاد برایشان از فرصت های شغلی از طریق ارائه مقالات بکر در همایش های بین المللی حرف می زند. یکی از پسرهای کلاس، با چهره ای پریشان به صحبت ها گوش می دهد، کمی بعد از کوره در می رود و می گوید: مایی که در اول هرم نیازهای انسان برای تأمین نیازهای اولیه مانده ایم، چطور به این چیزها فکر کنیم؟ پدر و مادر
بررسی شرایط زمینه ساز طلاق
های ترک را مهمترین مشکل می دانند. یکی از مصاحبه شوندگان درخصوص اعتیاد و مشکلات ناشی از آن می گوید: اعتیاد موجب ویران شدن زندگی ما شد. شوهرم به جایی رسید که هر روز مرا کتک می زد و مرا از خانه بیرون می انداخت. خدا شاهد است سه روز در اتاق انتظار بیمارستان خوابیده ام. شوهرم من و بچه هایم را دیگر نمی خواست، تنها چیزی که اون می خواست این بود که بساط مصرف موادش را پهن کند ... من مجبور بودم دست بچه هایم را
آیا یزید توبه کرد؟
دمشق، پدر خود را این چنین مورد توبیخ قرار داد: و همانا یزید، خاندان رسول خدا را کشت ؛[10] به طور کلی، شواهد تاریخی مبنی بر کشته شدن امام (ع) به دستور یزید، به گونه ای است که جای انکار را برای هیچ تحلیل گر منصفی باقی نمی گذارد. درباره نکته دوم (خشمگین شدن یزید از جنایت ابن زیاد) نیز شواهد تاریخی، گویای آن است که یزید در آغاز از شنیدن خبر شهادت امام حسین (ع) خوشحال شد و ابن زیاد را مورد تشویق قرار داد
انگیزه مرموز قتل کودک گیلانی به دست ناپدری
درشهرستان خمام رشت برگزار شد و این کودک 2 سال و 7 ماهه با بدرقه خانواده و اقوام و بی تابی های پدرش به خاک سپرده شد. پدر اهورا که از دو ماه قبل اجازه دیدن فرزندش را نداشته و برای اثبات صلاحیت نداشتن همسر سابقش برای سرپرستی فرزندشان شکایتی نیزبه دادگاه ارائه کرده بوده، گفت: مدتی بود همسایه های مجتمعی که همسر سابقم با قاتل زندگی می کرد از رفت و آمدهای افراد مشکوکی به ساختمان صحبت می کردند.حتی آنها حاضر
بیست و هشتم محرم؛ سنگ باران سپاه خولی
خداوند درباره ما گفته دروغ می انگارند. وای بر شما ای امت بد! بر رسول خدا کفر ورزیدید و عصیان کردید و گمراه شدید و راه های رستگاری را گم کردید. به نظر می رسد می رسد این اشعار از امام سجاد (ع) نباشد و زبان حالی باشد که در دوره های بعد به ویژه صفویه سروده شده باشد. گفتنی است به درستی معلوم نیست کدام روز، قافله به عسقلان رسید. عسقلان هم اکنون در جنوب سرزمین های اشغالی قرار گرفته است. قافله
من صدای بچه های سوریه را می شنوم/ مدافع حرمی که دوست داشت مَحرم حضرت زهرا(س) شود
هیچ جایی اعلام نکرد، مهدی هیچ تعلق دنیایی نداشت. از تولد فرزندتان برایمان بگویید؟ آقا مهدی بچه خیلی دوست داشت آرزوش بود پسری داشته باشه و به خاطر ارادت و عشقی که به امام حسین (ع) داشت نامش را علی اصغر بگذارد وقتی گفتم قرار است بچه دار شویم خیلی خوشحال شد. 25 مرداد ماه سال 92 پسرمان دقیقا روز تولد پدرش به دنیا آمد، زندگی مشترکمان سرشار از صفا و صمیمیت و توکل به خدا
7 روز اغما در سردخانه!
را بیدار می کند و می گوید: هرچه قسمت مان باشد همان می شود. خدا شیشه را کنار سنگ نگه می دارد. نمی خواهد بچه ها را بیرون ببریم. بعد می بیند که همسایه ها دارند بیرون می روند. مستاجر مادرم نیز که دو بچه 3 ساله و 9 ماهه داشتند که آن ها را داخل خانه گذاشته بودند. مادرم می گوید: تا با مستاجرمان به نزدیک در حیاط رسیدیم، هواپیماهای دشمن رسید. خودم هواپیما را دیدم که دارد پایین می آید ولی دیگر چیزی نفهمیده
تهدیدات آمریکا زمینه ساز هم پیمانی کشورها با ایران
شهادت طلبی داریم و دشمن نمی تواند با سخنان سخیف خود ایران را نشانه بگیرد و با برگزاری این جلسات و مراسم به دنیا اعلام می کنیم که دشمن نداریم؛ پیام ملت به دشمن نیز دست برداشتن از عناد و کینه توزی است. آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری هدف اصلی از برگزاری یادواره شهدا را انتقال پیام ایثار به نسل جدید دانست و گفت: هدف از برگزاری مراسم یادواره شهدای مدافعان حرم، انتقال فرهنگ ایثار و شهادت به
4 دلاوری که در یک روز کربلایی شدند
دو روز بعد از شهادت به همسرش رسید. او در دست نوشته کوتاهی که به عنوان تنها وصیت نامه شهید به یادگار مانده، نوشته است: اینک که به یاری خداوند و پیرو لبیک به رهبر عزیزمان قسمت شد که در مسیر الهی گام بردارم و به عنوان مدافع حرم بی بی حضرت زینب (س) قدم بردارم خوشحالم و به خود می بالم. هدف ما جلب رضایت خداوند، اولیا و انبیا الهی است. زیرا در این دنیا افراد و ملیت هایی هستند که
فلسفه پیاده روی اربعین چیست؟
به گزارش ایمنا ، پیاده روی و زیارت حرم مطهر امام حسین (ع) در روز اربعین ریشه تاریخی دارد چرا که جابر بن عبدالله انصاری و عطیه عوفی در سال 1281 قمری با پای پیاده از مدینه حرکت کردند و در صبح اولین اربعینی که از شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) می گذشت، به کربلا رسیدند. طبق آنچه که در منابع شیعه معتبر مشهود است در روز اربعین حضرت زینب کبری (س) و امام سجاد همراه با هشتاد و چهار نفر وارد کربلا
با شهادت زبانش باز شد+تصاویر
به سر مزار شهدای گمنام می رفتیم به من می گفت مادر این شهدا روزی مادر داشتند اما الان مادرانشان چشم انتظارشان هستند شما باید برای اینها مادری کنید. مادر شهید عزیزی در خصوص ماجرای شهادت فرزندش می گوید: مهدی عادت نداشت منزل بماند ولی در بار آخری که می خواست به سوریه برود 3 روز در منزل بود روزه گرفته بود و دائما با من صحبت می کرد و می گفت مادر خدا صبرت بدهد. بعد بحث امام حسین(ع) و حضرت
مشهورترین برادر در بین برادران جهانگیری
چند سال پیش در سیرجان زندگی می کرد و درگذشت او در تیرماه سال 89 یکی از مرگ هایی بود که مقام معظم رهبری برایش پیام تسلیت نوشتند ایشان در این پیام که حجت الاسلام محمدی گلپایگانی آن را ابلاغ کرد، درگذشت پدر دو شهید را تسلیت گفتند. اسحاق جهانگیری درباره پدرش این طور می گوید: زمانی که مسئول جهاد کرمان بودم، مسئولیت جنگ جهاد را برعهده داشتم و مدام باید به جبهه می رفتم. مادرم نگرانم بود که پس
معجزه سه شهید در زنده کردن مادر
خریده بود. من از اینکه در خانه تنها شدم کمی از گوسفند ترسیدم. وقتی محمد آمد انگار فرشته ای آمده است. وقتی به محمد گفتم من از گوسفند می ترسم خیلی ناراحت شد. دیگر من را تنها نگذاشت تا وقتی مادر به خانه آمد. من سن کمی داشتم که محمد به شهادت رسید، به خاطر دارم که مرتضی به خانه آمد و گفت محمد تیر خورده است، چند دقیقه بعد پدر وارد شد و گفت می گویند محمد زخمی شده است. من با مادر، خودمان را به
رزمندگان دفاع مقدس، جهادگران و شاهدان حق و حقیقت
به کردستان اعزام شد که از ناحیه پا مجروح شد و سه ماه در منطقه اشنیه بود که در ارتفاعات کله قندی بعد از فتح آنجا بطور نامشخص مفقود الاثر گشت. خاطره ای از پدر: هرگاه در مراسم کشتی می رفتیم همیشه پیروز و موفق بود ودر آخرین مرخصی خود که با حریف خود کشتی گرفت که وقتی بعد از شکست آن فهمید که حریف وی برادر شهید بوده چنان سخت پشیمان شد که او را بر دوش خود سوار کرد و در میدان کشتی چرخانید.
نخستین زائر امام حسین(ع) چه کسی بود؟
اُحد شرکت داشته اند، آماده تعقیب دشمن شوند. رزمندگان و مجروحان جنگ احد حرکت می کنند و کسانی که در اُحد پیامبر (ص) را یاری نکردند اجازه مشارکت نمی یابند. در این میان جابر به حضور پیامبر (ص) شرفیاب می شود و با آن که روز قبل پدرش در اُحد به شهادت رسیده بود و فرمان جنگ شامل او نمی شد، با خواهش و التماس از آن حضرت تقاضا می کند تا به او اجازه جهاد بدهند و پیامبر نیز می پذیرند. جابر می گوید: از غایبان در
سردار نمره یک مناطق عملیاتی غرب
است.همان که در 19 سالگی برای زنده یا مرده سرش دو میلیون جایزه گذاشتند و تا سال 65 قیمت سرش به رکورد دست نیافتنی هفت میلیون رسید. همان که به والدینش گفت، اگر به شهادت رسیدم مرا بین شهدا دفن کنید و زمانی که پیکر وی را جهت دفن به حرم امام رضا(ع) بردند، پدرش گفت؛ محمود از اول با بسیجی ها بوده، بهتره طبق وصیتش پیش آنها دفن بشه . و این شد که داخل مزارش را پر از بتن کردند و بالای مزارش تا ماه ها نگهبان
علی نصیریان: برای استقبال از مصدق تا مهرآباد دویدم
کند یک جور دیگری باید حرف بزند. چیزی که شما مقاومت کردید در مقابلش. من کلاس تئاتر جامعه باربد که می رفتم یک استادی آمده بود و گلستان سعدی درس می داد. در کدام دانشکده تئاتر الان گلستان سعدی می خوانند. در کدام دانشکده ما الان بوستان یا فردوسی یا حکیم نظامی می خوانند. این کمبود از آنجا شروع شد که ما وارد دوران تجدد شدیم و گفتیم گلستان و امثال آن دیگر قدیمی شده، اما زبانی که الان حرف می
اهورا خوابید؛ بدون لالایی و قصه/ محاکمه یک مادر در سینه ی قبرستان/ تصاویر
از اقوام پدری اهورا او را شناخت و فریاد زد که مادرِ،دختری که قاتل The Murderer اهورا شده را ازاینجا ببرید. ثانیه هایی بعد زن داغدار در میان فحاشی های بعضی از حاضران عصبانی و دچار تالم روحی، محوطه را ترک کرد. پدر اهورا اما از مزار کودکش فاصله نمی گیرد. او در مقابل اصرار اطرافیان برای رفتن به خانه تاکید می کند که زنش طی دو ماه گذشته اجازه ی دیدن اهورا را از او سلب کرده بود و او می خواهد تا صبح با
داستان گرم و دلنشین هستی+عکس
دختربچه شش ساله ای که عکس او این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می چرخد و در کنار پدرش به نظافت شهر دهدشت در استان کهگیلویه و بویراحمد کمک می کند. روز گذشته صدرا محقق روزنامه نگار اجتماعی تصویر این دختر و پدر را منتشر کرد و نوشت: دخترک شش ساله با پدر بیمارش که رفتگر شهرداری و مبتلا به دیابت است سر کار آمده و برای کمک به او زباله ها را جمع می کند. انتشار این عکس موجی از واکنش ها
تاریخ پرشکوه یک مدرسه
به بهانه کلنگ زنی یک مدرسه در بنک؛ چو خواهی که نامت بودجاودان *** مکن نام نیک بزرگان نهان ثلاث – احمد راشدی : درگذشته نه چندان دور بنک فاقد مکتبخانه و مدرسه بود بچه های کم سن و سال روستا بیکار و بلاجبار در کنار پدر به کارهای کشاورزی و یا عمله گری مشغول می گشتند تا حداقل از لحاظ اقتصادی کمکی به خانواده کرده باشند. از طرفی دیگر بعضی ها بر این باور بودند که سواد آموزی باید