سایر منابع:
سایر خبرها
◄ باید از اسنپ دفاع کنیم
1- در روزهای اخیر و پس از حواشی ایجادشده برای شرکت اسنپ، برخی از دوستان و همکاران می پرسیدند شما که منتقد سیاست های صنفی اسنپ هستید چرا درباره موضوع اخیر –بحث حجاب یک مسافر و عملکرد راننده اسنپ- سکوت کرده اید؟ طبیعتا این دوستان انتظار داشتند عملکرد این شرکت را نقد کرده یا حداقل راوی ماجرا باشیم و سکوت نکنیم. مسئله از این قرار بود که یک راننده اسنپ که ظاهرا بعدها مشخص شد چندان راننده معمولی هم
شلیک مرگ به همسر
نخستین تحقیقات میدانی همسر مقتول به نام نسرین به اتهام قتل دستگیر شد. این زن در بازجویی ها ادعا کرد پسرو دختر نوجوانش در قتلی که مرتکب شده است با او همدستی کرده اند. به دنبال اظهارات وی نسرین 42 ساله به اتهام مباشرت در قتل همسرش و دو فرزند او به نام های نیما وثنا به اتهام معاونت در قتل پدرشان صبح دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی اصغر عبداللهی وبا حضور قاضی واعظی
دختری که سرنوشت جنگ صد ساله فرانسه و انگلیس را رقم زد
کردند؛ جرم او ادعای ارتباط با غیب، جادوگری و اقدام به فرار از زندان بود. دادگاه او را محکوم به زنده سوزاندن در آتش کرد. اجرای حکم مدتی به تعویق افتاد، اما سرانجام، روز 30 می 1431 (8 خرداد 810 خورشیدی) ژاندارک را در میدان مرکزی شهر روآن ، زنده در آتش سوزاندند و خاکسترش را به رود سِن ریختند. 25 سال بعد و پس از آزادی فرانسه، به خواست مادر و برادران ژاندارک، دادگاه تجدید نظری برگزار شد و او را از اتهامات دادگاه روآن تبرئه کرد./ روزنامه خراسان
با فرزندی که محتوای غیراخلاقی می بیند، چگونه رفتار کنیم؟
گرایش نوجوان به سمت محتوای غیراخلاقی باید با یک هوشمندی از طرف والدین همراه باشد. بهتر است این وظیفه را والدین همجنس برای دختر یا پسر به عهده بگیرند یا آن را به نزدیکان همجنس مثل خاله و عمو بسپارند. به این صورت که در موقعیت هایی با نوجوان همراه بشوند و سر حرف درباره کنجکاوی های جنسی را باز کنند: من وقتی همسن تو بودم راجع به فلان موضوع سوالات زیادی داشتم . یک بار از مادربزرگت فلان سوال را پرسیدم و او
زن صیغه ای با همسرش به مشکل خورد،ادعای ربودن فرزندانش را کرد
در حالی بود که در شاخه ای دیگر از تحقیقات بچه ها در پارکی در نزدیکی خانه شان پیدا شدند و دو دختر هفت و پنج ساله گفتند: ما آن روز حوصله مان سر رفته بود برای همین از خانه بیرون رفتیم. در حال حاضر با وجود اظهارات متهم پرونده و پیداشدن کودکان که معلوم شد متهم در مفقودشدن آنها دخالت نداشته است، به نظر می رسد روند تحقیقات تغییر کند.
متهم: شوهرم به من توجه نمی کرد، شلیک کردم !
اتهام مباشرت و دختر و پسر وی به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخته شدند و پرونده بعد از صدور کیفرخواست به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. ابتدای جلسه بعد از اینکه اولیای دم درخواست قصاص کردند، الهام در جایگاه قرار گرفت و گفت: شوهرم به من بی توجه بود و بار ها به او اعتراض کرده بودم، اما او اهمیتی نمی داد. همین بهانه ای بود تا برای پر کردن اوقات فراغتم ساعت ها در فضای مجازی سرگرم باشم
مردی در شیراز که چیزی از رئیس جمهورهای دنیا کم ندارد + عکس
کارمندان متوسط شرکت متناسب کنم. با این که سال هاست از زاگرس جنوبی جدا شده ام، اما کارمندان همچنان درباره این سوابق صحبت می کنند و این بزرگ ترین ثروتی است که دارم. خدا کند نسل مدیرانی مثل شما زیاد شود! وقتی مدیرپشتیبانی بودم اختیارات بی حد وحصری داشتم. یک روز دخترم از مدرسه آمد شرکت و همان رستورانی که زیرنظرخودم بود دو پرس چلوکباب برای ما آورد. من سوال کردم اگر دختر بقیه کارمندان هم
دخترت نبودم، اما برای پسرت خواهری کردم
. همان روز با مهدی جاسبی زاده برادر کوچک تر شهید قرار ملاقات گذاشتیم؛ این خبر برای دینوی زاده که نزدیک به چهار دهه انتظار دیدار مادر شهید را می کشید، غافلگیرکننده بود. گزارش ما از دیدار با خانواده شهید حسن جاسبی زاده را پیش رو دارید. 39 سال تأخیر گرمای پیش از ظهر یکی از روز های خردادماه در محله افسریه تهران اندکی آزاردهنده است. پیش از خانم دینوی زاده به منزل شهید رسیده ام و
مربی پلید در اتاق بهاره 17 ساله چه می کرد!
را از خودم طرد کنم! اما این وابستگی و دلبستگی هرلحظه بیشتر می شد و من هم احساس دین بیشتری می کردم! وی در پایان ادامه داد: با همسرم رابطه معمولی داشتم ولی از روزی که متوجه ارتباط من و بهاره شد اوضاع کمی به هم ریخت! به گزارش خراسان، حاکی است: پس از بررسی ها و انجام تحقیقات گسترده، این مربی 46 ساله با صدور دستوری از سوی قاضی علی اکبر صفائیان(رئیس شعبه 118 دادگاه کیفری 2 خراسان رضوی) روانه زندان شد و پرونده در مراحل دادرسی قرار گرفت. برای خواندن اخبار اجتماعی اینجا کلیک کنید
بلای هولناکی که سر زن 32 ساله مشهدی در خیابان گرگان تهران آمد / بهاره طلاق گرفته بود !
سه متهم و به صورت مشارکت رخ داده است باید دو متهم فراری نیز شناسایی و دستگیر شوند و سپس مراسم قسامه اجرا شود. با طرح این ایراد اواخر سال 96 و برای شناسایی دو متهم فراری در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی داده شد ولی چون درج این اگاهی نیز کمکی به پلیس نکرد محمد بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد. در جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به
قبول ندارم که ارتش و سپاه به پادگان ها برگردند/ مقایسه هاشمی و روحانی قیاس مع الفارق است/ فسیل گرا شده ...
حجت الاسلام هادی غفاری عضو مجمع نیرو های خط امام(ره) تأکید کرد این موضوع را قبول ندارد که برخی می گویند ارتش یا سپاه به پادگان برگردند. به گزارش حوزه احزاب و تشکل های گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان ، حجت الاسلام والمسلمین هادی غفاری عضو مجمع نیرو های خط امام(ره) با حضور در برنامه دستخط شبکه پنج سیما به سؤالات مجری برنامه پاسخ داد. در ادامه متن گفت وگوی غفاری در این برنامه را می
گپ و گفت "تیتر1" با برنده جایزه بازیگری جشنواره "ایمجین ایندیای اسپانیا"/ وقتی رضا اکبرپور ماندگاری نقش ...
اما در ذهنم همچنان عشق به بازیگری را مرور می کردم، سال 90 به صورت کاملا اتفاقی با یکی از دوستانم مواجه شدم که باعث ایجاد ارتباط مجدد بین من و دوستان قدیمی ام درزمینه بازیگری و فیلمسازی شد. وقتی تله فیلم "زمانی برای ایستادن" جزء سه کار برتر سال تلویزیون شد آخرین تئاتری که آن سالها در آن ایفای نقش کردم "عیسی" بود و درست زمانی که از هنر فاصله گرفتم بودم، علی سرآهنگ همبازی من در
اعترافات هولناک دختر17 ساله مشهدی که مربی 46 ساله خودرا زیر تخت قایم کرده بود
ابتدا به خاطر شیطنت های دوران نوجوانی سعی می کردم به همراه دیگر دوستانم مربی آموزشی را به چالش بکشانیم اما او چنان اهل مطالعه بود که به راحتی ما را مغلوب می کرد. همین موضوع موجب شد به مربی 46 ساله ام علاقه مند شوم به طوری که احساس می کردم مرد رویاهایم را [...]
کشتن هویدا دروغی بود که به من نسبت دادند/ ماجرای دیدار با رهبر انقلاب در فتنه 88
مراجع وقت بود. وقتی به تهران آمدند آرام آرام سنی بود که من باید به مدرسه می رفتم. اولین بار که پای درس امام با پدر رفتید چه زمانی بود؟ سالی بود که... چند ساله بودید؟ من آن زمان 8-7 ساله بودم؛ هنوز مدرسه نمی رفتم. آن مباحثه امام با فرزند ایشان، حاج آقا مصطفی، در همان سن و سال بود. بله. این را بیان کنم؟ بله؛ جالب است.
روایت خانواده "هادوی" از ماجرای جنجالی زمین های دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات
برگزار شد، جایی که به گفته فرزندان او، سیاستمداران متعددی را در خود دیده است. ظاهراً برخی از فرزندان هادوی نیز هنوز در همین زمین ها سکونت دارند. زمین و ساختمان هایی که درهای ورودی آن، دست کمی از ساختمان های مهم و حفاظت شده کشور ندارد. البته به گفته خانواده هادوی تا قبل از درگیری با دانشگاه اینجا اصلاً دیوار هم نداشت و به خاطر مشکلات امنیتی با دانشگاه دیوارها به این شکل ایجاد شده است. وقتی به
دیه زن تنها از بیت المال پرداخت می شود
. آن مرد در توضیح به مأموران گفت: مدتی بود از این محل به محل دیگری رفته بودم و در خانه ای دیگری ساکن بودم. روز گذشته همسایه ها تماس گرفتند و گفتند خانه ام پاتوق معتادان افغان شده است. به خاطر گلایه همسایه ها تصمیم گرفتم به خانه ام سری بزنم که با جسد این زن روبه رو شدم. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مأموران در اولین بررسی های خود خودروی پرایدی را کشف کردند که مالک آن بعد از حضور در پلیس
قاتل آتیلا کوچولو اعدام شد
مدتی بعد به طور ناخواسته باردار شدم و آتیلا به دنیا آمد. به همین خاطر نتوانستم برای او شناسنامه بگیرم تا اینکه آتیلا چهار ساله شد و من با مردی به نام امیر ازدواج موقت کردم و آتیلا را به حسام سپردم. در این مدت از آتیلا خبری نداشتم که چند روز قبل متوجه شدم او به قتل رسیده است. حسام هم در بازجویی ها گفت: دوهفته قبل از حادثه کامران که از دوستانم بود به سراغ من آمد و گفت که بهنوش از او خواسته تا
پرواز در تاریکی!
گفتند ایشان نباشد و شما باشید. من اصرار داشتم که اینجا نباشم، چون در مشهد وضعیتم خوب بود و در قضیه نهضت امام در مشهد، تقریباً گرداننده خودم بودم! علاوه بر اینکه از نظر کار و زندگی هم، وضعیتم در مشهد بهتر بود و در تهران نهایتاً پیش نماز می شدم! آن روز آقایان اصرار کردند و آیت الله ربانی و آیت الله منتظری آمدند خانه ما به دیدن من و اصرار کردند که بیایید منزل دکتر واعظی و در آنجا از ما خواستند بمانیم
پدر و مادرم پاداش زحمات شان را با شهادت گرفتند/ فکر نمی کردم موشک به خانه ما اصابت کرده باشد!
ته پزشکی قبول نشد. به همین خاطر برگه اعزام به کردستان را در سال 63 گرفت و رفت. هشت ماه از وی بی خبر بودیم تا اینکه 20 روز بعد از شهادت پدر و مادرم به علیرضا خبر دادند. او برگشت. مدتی به خاطر این حادثه در شوک بود. باور نمی کرد که او زنده است و مادر و پدرمان شهید شده اند. مغازه پدرم را باز کرد و به شغل بزازی پرداخت. سرپرستی من و 2 برادر دیگرم را نیز بر عهده گرفت. مدتی بعد از دوستم برای علیرضا خواستگ
تحمل دوری افراد از موبایل به زیر 15 دقیقه رسیده
ندهم استرس می گیرم. البته خیلی ها برای بازی از موبایل استفاده می کنند و حتی یکی از دوستانم به خاطر اینکه ساعت های زیادی در گوشی موبایل مشغول بازی کلش آف کلنز بود بیهوش شد. خیلی از هم سن و سال های من برای اینکه تنهایی شان را پر کنند ساعت های زیادی در موبایل و تبلت یا کامپیوتر غرق می شوند . زهرا همه نگاه و حواسش به مانیتور است و توجهی هم به اطراف ندارد. هرچند لحظه یک بار صفحات مختلف را
رد پای سلطان اهداء خون در بین کودکان معلول+فیلم
مرجان شیخ الاسلامی دختر دکتر محمدحسن شیخ الاسلامی هم کلام شویم دختری که غم از دست دادن پدر حرف زدن را برایش سخت می کند پدرم خاطره اهداء خون در بیمارستان و بخش مامایی را چنان جذاب تعریف می کرد که همه شنوندگان را ترغیب می کرد که به سرعت خودشان را به یکی از مراکز انتقال خون برسانند . شیخ الاسلامی توضیح می دهد: پدرم علاوه بر این مهم یکی از اعضاء خیریه انجمن نرجس است اگر می گویم هست، چون
ماجرای زنی که همسر و 10 فرزندش را رها کرد و رفت!
پنجمین فرزندشان افسرده شد و برای اولین بار از خدا شکایت کرد که اینقدر به او بچه داده است. کاترین نتوانست بازیگر یا نویسنده شود کاترین زمان بین بارداری و زایمان هایش هنوز می توانست نشان دهد که مادر و همسر خوبی است. خانم دیکنز در نمایشنامه های شوهرش بازی کرد و حتی یک کتاب آشپزی نوشت که در سال 1851 منتشر شد. او طرزتهیه همه غذا های موردعلاقه چارلز، نکاتی درباره مدیریت خانه برای
مستقل و شجاع بودند و همیشه دنبال حق
فرزند شهیدش حبیب الله بود که در چهلمین روز شهادت ایشان خبر شهادت فرزند دیگرش را شنید. مجید بزرگ ترین پشتوانه زندگی مادرم بود. تکیه گاه پدر و به ویژه مادرم بود. مدیر بود و مدبر. برای باقی بچه ها مجید، بزرگی می کرد. آن زمان یک بچه چهار ساله داشت و منتظر تولد فرزند دومش بود. دخترش هر روز دقیقاً سر ساعتی که بابا از مدرسه می آمد، می رفت دم در خانه و منتظر آمدن پدرش می شد. منتظر بود بابا مجید بیاید و با هم
تأیید آقا برای دنیا و آخرت من بس است
: چه زمانی؟ به آقای محمدی اشاره کردند که کتاب را زودتر به ایشان بدهید. واقعاً بهترین روز زندگی ام در تقویم رقم خورد و 11 خرداد 1398برای من بهترین روز شد. همه این عنایت ها را مدیون خدای مهربان که لطف و محبتش بی اندازه است و همچنین عنایت شهید و دعای خیر پدر و مادرم هستم. کتاب را که می خواندم، این قسمت برای من جالب بود که همسر شهید می گوید در سفر به کربلا حلقه های ازدواج خود و همسرش را به
ریشه ی خیلی از روایت های منفی علیه اسلام، اروپای قرون وسطا است
یک ناشر معمولی بودم که به انتشارات Kennishuys برخوردم. اول نمی دانستم که اسلام گرا هستند. سبک نگارش کهن هلندی شان بلافاصله من را جذب کرد و ناخودآگاه این انتشارات را انتخاب کردم. بعدها دست خدا را در این اتفاقات دیدید؟ ها ها ها، نه، بیش تر دست گوگل را دیدم. زندگی تان الان عملاً چه تغییری کرده یا قرار است بکند؟ آیا در روز پنج مرتبه نماز می خوانید؟ تصمیم دارید اسم تان
بین ملیحه و سامیار در دانشگاه چه گذشت؟! / می خواستم از پلیدی پدرم فرار کنم !
خاموش شدن شمع زندگی مشترکش جلوگیری کند و سوسوی ضعیف آن را شعله ور سازد، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: از همان دوران کودکی هیچ گاه عاطفه و محبت را احساس نکردم چرا که پدر و مادرم با یکدیگر اختلاف داشتند و من از این موضوع رنج می بردم تا جایی که همواره این جمله مادرم که فقط به خاطر بچه ها تو را تحمل می کنم، در گوشم می پیچید و با خودم می اندیشیدم اگر من نبودم مادرم این همه
ملاقات با بازیگری که پشت هیولاهای هالیوود است
در نگاه اول شاید "خاویر بوتت" را نشناسید. گرچه او چهره معروفی در سینما نیست اما کارنامه اش، رویای بسیاری از افراد شاغل در صنعت سینما است. در سال های اخیر این اسپانیایی دو متری در تعدادی از بزرگ ترین محصولات ترسناک و فانتزی هالیوود حضور داشته است. از فیلم های ماما و اسلندرمن گرفته تا سریال بازی تاج و تخت، خاویر خودش را به عنوان یکی از معتبرترین نام ها تثبیت کرده است.
روایت دانشجوی بجنوردی که با گیاه دارویی و محصولات خانگی کارآفرین شد / شروعی بدون سرمایه اولیه!
که از اردوی جهادی به شهر و خانه خود برگشتم، متوجه شدم چقدر می شود از این نعمت هایی که خدا به صورت طبیعی و کاملا رایگان در اختیارمان قرار داده، شغل ایجاد کرد. از دوران کودکی همیشه شاهد این بودم که مادرم از طبیعت و حتی باغچه ای که در منزل داشتیم، استفاده می کرد و تمام احتیاجات از گیاهان دارویی و ادویه را خودش پودر و استفاده می کرد. از تجربیات اردو و کار های مادرم استفاده کردم و