سایر منابع:
سایر خبرها
پاسدار تاریخ شیعه
کاران و هواپرستان تلاش دارند در آن دست به تقلب و فریبکاری بزنند، چون زمینه های اعتقادی بسیار مهم و از جمله مسائلی هستند که به ناچار هرکسی به شکلی با آن سروکار دارد. همین اهمیت فوق العاده، دست اندرکاران و آگاهان را وامی دارد که همیشه اقدامات خصمانه اهل باطل را علیه حق و اهل حق زیر نظر بگیرند؛ اقداماتی که عقیده، فکر و ایمان آنها را مورد هدف قرار می دهد. باید با تمام تلاش هایی که در زمینه تحریف، هتک
فناوری نوظهور 2 و نیم میلیون شغل در منطقه ایجاد می کند
سیاست ها و خط مشی های خود را با توجه به پیشرفت دانش بشری تغییر دهیم و همگام با جهان در راستای دست یابی به پیشرفت و آخرین تکنولوژی ها حرکت کنیم. دبیر شورای عالی آموزش و تربیت فنی، حرفه ای و مهارت گفت: هفته پژوهش فرصت مغتنمی است برای جامعه دانشگاهیان تا در نشست های تخصصی، ارتباط حوزه دانش را با حوزه عمل بررسی کنند. دغدغه چگونگی آینده کار و آموزش سپهری تصریح کرد: در
نشاط موقت در پدیده بی حجابی
نکرده و آن ها با نصب این ماسک پوچ تنها موجب تغییر در ظاهر خود شده اند و این شادابی موقتی بوده و اثرات منفی نگاه نامحرم و ناپاک بر جسم و روح آن ها باعث می شود تا در مدت زمان نه چندان دور نشاط واقعی خود را از دست بدهند. وجود متن های نامتعارف که برازنده زنان مسلمان نیست، یکی دیگر از مواردی است که شعور آن ها را مورد هدف قرار می دهد اما متاسفانه بی توجهی بانوان ایرانی به این معانی موجب می شود
آیا حدیث رد الشمس در کتاب های شیعه با سند معتبر ذکر شدہ است؟ آیا این اعجاز منافاتی با بدیهیات عقلی ندارد؟
الشمس دو مرتبه برای حضرت علی( علیه السلام ) اتفاق افتاده است؛ یکی در زمان پیامبر اکرم( صلی الله علیه و آله و سلم ) و دیگری در برگشت امام علی( علیه السلام ) از جنگ نهروان. اصل رد الشمس به جهت شهرتی که در میان روایات دارد، قابل استناد بوده و باید بدان اعتنا کرد و این شهرت، به طریقی اشکالات سندی آن را بر طرف می کند، و حتی برخی آن را از متواترات می دانند. و غالب شبهات مربوط به واقعه رد
پیشگویی های امام جمعه بیرجند از روی یک تقویم جنجالی شد
شعار سال: کتاب به دست مقابل جمع نشسته است. خود نیز چفیه ای هم رنگ جماعت به گردن آویخته و با عبا و عمامه ای مشکی رنگ مقابل جماعتی سخنرانی می کند که روبرویش بر زمین نشسته اند. کتابی زرد رنگ به دست دارد و با عینکی که روی بینی اش گذاشته از شلوغی های اخیر ایران و روزهای پیش رو می گوید. منتظر باشید که چگونه در این فتنه، نتیجه نهایی یک بصیرت جدیدی خواهد بود که درنتیجه آن، آنهایی که در کشور
ابرچالش های جانسون برای تحقق برگزیت چیست؟
برای خارج کردن اسکاتلند از اتحادیه اروپا ندارد. او با صراحت گفت که اسکاتلند باید فرصتی برای انتخاب آینده خود داشته باشد. جانسون باید با سختی هایی دست و پنجه نرم کند که برگزیت برای روند صلح در ایرلند شمالی ایجاد کرده است. جلوگیری از ایجاد "مرز سخت" در مرز ایرلند ممکن است در دراز مدت به بریتانیا و حتی بعد از خروج از اتحادیه اروپا کمک کند. اقدامی که ایرلند شمالی را ملزم به تبعیت از قوانین
نگاهی به عناوین برخی روزنامه های جهان
/> روزنامه راسیسکایا گازتا - روس کاسموس از سال 2020 از روشی نوین برای ارسال فضاپیما به ایستگاه فضایی بین الملل استفاده می کند - کارشناسان روس: با استاندارد های جدید آموزشی، فشار بر روی کودکان افزایش می یابد روزنامه کامرسانت - روسیه چگونه آزمایش موشکی آمریکا را که پیشتر جزو اسرار فاش نشدنی بود، رصد کرد؟ - آتش بس در جبهه ی تجاری، آمریکا و چین بالاخره به توافق تجاری دست
نگاهی بر زندگی نامه زن موفق ایرانی ساکن لس آنجلس؛ ماریا خرسند؛ نابغه صنعت IT/عکس
تصمیم گرفت که او را استخدام نکند و او را از فرآیند مصاحبه کنار بگذارد. اما ماریا مانند بسیاری از افراد، تنها با برخورد کردن با یک مانع دست از تلاش کردن نکشید و تا امروز به مسیر رسیدن به اهدافش ادامه داد تا آنجا که امروز او را مادر بلوتوث جهان می نامند. نگاهی بر گذشته زن موفق ایرانی ماریا خرسند در شهرستان ساری و در سال 1337 خورشیدی به دنیا آمد. او در سن پانزده سالگی تصمیم به
گزیده اخبار ایران و جهان/اخبار اجتماعی داعش قرآن آمریکایی را برگزید
مرد عرب ازدواج و در دهه 1970 در دمشق شروع به یادگیری زبان عربی کرد. آنها بعدها به عربستان رفتند و یک شرکت انتشاراتی با نام Saheeh International در این کشور تأسیس کردند که به انتشار ترجمه کتاب های اسلامی از جمله قرآن به انگلیسی می پردازد.از آنجا که این سه نفر با پیشینه افکار وهابی و سلفی این ترجمه را انجام داده اند، اعضای انگلیسی زبان داعش آن را می خوانند. از ترجمه این قرآن در مجله تبلیغی دابق که از
شاید برای هر زنی اتفاق بیفتد...
سمیرا 34 ساله که در ماه دوم بارداری، مجبور به سقط جنین شده، پزشکم می گفت لقاح جنین کامل انجام نشده و به من و جنین دو ماه فرصت دادند، چون می خواستند از رشد جنین مطمئن شوند. هیچ وقت دلیل اصلی ناقص بودن بارداریم مشخص نشد، ولی شاید عوامل محیطی، عصبی و ... علت این اتفاق بود. در مدتی کوتاهی که جنین را در رحمم داشتم خیلی به آن وابسته شده بودم و بعد از تشخیص پزشک برای سقط جنین، فقط با گریه خودم را آرام می کردم. به سختی باردار
مهران زند؛ قهرمان معلولی که می خواهد کلیه اش را بفروشد
روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر [...] روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر و مادر دیگر آن کودک شاد نبود و بازی هایش از کوچه های دورود در استان لرستان به کنج خانه و همزبانی با مادربزرگی قصه گو و دلسوز کشیده شد. دوری از پدر و مادر، اما پایان تراژدی زندگی کودکی با آرزو های بزرگ نبود و روزگار برای مهران بازی های دیگری هم در چنته داشت. هر چه زمان می گذشت نرمی استخوان مهران هم بیشتر خودنمایی می کرد، اما او مصمم به زندگی و پر از امید و آرزو بود تا نوبت به آن صبح حادثه ساز رسید؛ در آن روز مهران پانزده ساله شال و کلاه کرده بود که به دیدن مادرش برود، اما خودرویی از پشت او را چنان نقش زمین کرد که پس از 13 سال هنوز برخاستن برای او دشوار است. بازی روزگار و خطای پزشکان هر دو پای مهران را به یغما برد و حالا چند سالی است که از آن کودک شاد و پرامید، جسمی ناقص و روحی پر از درد و دل نگرانی به جای گذاشته است. مهران زند لشنی در همه این سال ها در سر سودای ایستادگی و مبارزه داشت و پس از خداحافظی از نیم تنه پایین بدنش، بر فشار های روحی و جسمی مسلط شد. او این بار پرامیدتر از گذشته روی دو دست خود بلند شد و به والیبال نشسته روی آورد. چند بار روی سکوی قهرمانی ایستاد و درست در روز هایی که گمان می کرد امید و روشنی به زندگی اش رسیده است، مشکلات تازه سربرآوردند. مهران در 28 سال گذشته هر چه در توان داشت برای زندگی گذاشت، اما روزگار چندان روی خوشی به او نشان نداد؛ بدعهدی مسئولان و بی توجهی دوستان حالا مهران را به جایی رسانده است که می خواهد کلیه اش را بفروشد و همین چند روز پیش هم برگه اهدای کلیه را پر کرده است. با کِرمی که گوشت بدنم را می خورد، درد دل کردم 27 سال از نام گذاری سوم دسامبر، 12 آذر، به نام معلولان در سازمان ملل متحد و با هدف توجه به مشکلات این گروه از جامعه و آماده سازی زمینه رشد آن ها می گذرد، اما همچنان میلیون ها معلول در ایران و در بسیاری از کشور های دنیا برای ابتدایی ترین نیاز های خود تلاش می کنند. مهران یکی از همین افراد است که سال هاست در آرزوی یک خبر خوش شب و روز را به سختی پشت سرمی گذراند. او تک فرزند خانواده ای است که خیلی زود از هم پاشید و پدر و مادر هر کدام زندگی تازه ای را برای خود برگزیدند. دلتنگی مهران، اما هیچ وقت رهایش نکرد و پس از جدایی پدر و مادر، همواره دلش برای هر دو آن ها تنگ می شد هر چند حالا می داند که زندگی کاری با دلش ندارد: پدرم گاهی اوقات به من سر می زد، اما خودش ازدواج کرده بود و همسرش راضی نبود که من پیش آن ها زندگی کنم و مادرم هم همین شرایط را داشت. دلتنگی من یک چیز بود و واقعیت زندگی چیز دیگر. او، اما همه این روز ها را گذراند تا به پانزده سالگی رسید: 15 سالم بودم که تصادف کردم. صبح زود بیدار شدم که بروم مادرم را ببینم؛ ماشین از پشت به من زد، زمین خوردم و جفت پاهایم شکست، اعزامم کردند به تهران و بیمارستان شفا یحیائیان میدان بهارستان. همان روز سریع من را اعزام کردند. پس از آن روز و با آغاز دشواری های تازه، سختی های گذشته و دلتنگی های کودکی برای مهران تبدیل به روز های خوب زندگی شد: بیمه نبودم، وضع مالی خوبی نداشتم، پدر و مادرم سختی های خودشان را داشتند. سختی زندگی تازه شروع شده بود، ولی همه کمک کردند و به تهران اعزام شدم. گفتند باید پلاتین بگذاریم. برگه رضایت را امضا کرد و پلاتین ها هم به بدن نحیفش اضافه شد، اما درد و دل شوره مهران کم نشد: پلاتین خوب در بدنم جا نگرفته بود. باعث شد که پاهایم بی حرکت بماند و زخم بستر بگیرم. بعد از سه چهار سال فهمیدیم که این درد ها و مشکلات به پلاتین برمی گردد. او پس از عمل، سال های زیادی را روی تخت گذراند، پاهایش سیاه شده بود و نمی توانست قدمی بردارد و همین باعث شد زخم بستر بگیرد: شنیدن این دوران دل می خواهد، آن قدر تلخ و آن قدر سیاه است که هر کسی نمی تواند گوش کند. در همین حد که یک روز به پشت پایم دست زدم و دیدم کرم ها مشغولند. یکی را به دست گرفتم و با هم حرف زدیم. درد دل کردم، بعد هم سرجایش گذاشتم و گفتم بخور این روزی تو است. روز وداع با نیمی از بدن مهران هفت سال را روی تخت گذراند و در همه این سال ها هم مادربزرگش همراه و همدرد او بود: هفت سال آرزو داشتم برف را لمس کنم، باران را لمس کنم و بوی خوش بهار را بچشم، اما همه این تغییرات را فقط از شیشه پنجره می دیدم. سال 92، نوبت به روز دشوار و تصمیمی سرنوشت ساز رسید. مهران انتخاب کرده بود که با پا ها و نیمی از بدنش وداع کند: پاهایم سیاه شده بود و خودم رضایت دادم که قطع شوند. هفت سال روی تخت بودم؛ هفت سال که لحظه لحظه اش سخت و تلخ بود. خانواده می گفتند مهران را بگذارید کهریزک. من همه این ها را می شنیدم و ذره ذره آب می شدم و خجالت می کشیدم که چرا سرنوشت مهران باید این باشد؟ چرا یک اشتباه باید من را به اینجا برساند. اما مادربزرگم لحظه ای تنهایم نگذاشت. مهران تصمیمش را گرفته بود، اما پزشکان نظر دیگری داشتند: می گفتند اگر پاهایت قطع شود خونریزی شدید باعث مرگت می شود، چون زخم بستر هم داری و این خون اگر به بالا و قلب برسد حتما می میری، پزشکان متخصص زیادی به من می گفتند و به همین دلیل این پروسه هفت سال طول کشید و خانواده ام هم راضی نمی شدند. می گفتند همین جوری نفس بکشی هم خوب است، چون معلوم نیست بعد عمل زنده بمانی. جوان بیست ودو ساله آن روز، از هفت سال نفس کشیدن سخت روی یک تخت و زل زدن به سقف خسته شده بود: در نهایت خودم رضایت دادم که پاهایم قطع شود. زمانی که می خواستم بی هوش شوم برای قطع پا، آیت الکرسی را با خود برده بودم اتاق عمل. هیچ کس نبود و فقط من بودم و خدای خودم. فکر می کردم شاید دیگر دنیای من تمام شده باشد، اما زندگی راه و رسم خودش را دارد. باید بدون پا برمی خاستم مهران از آن عمل سخت هم جان سالم به در برد، اما دیگر دو پایش را از دست داده بود. جسم تازه با خود سختی های دشوار هم می آورد و روح انسان را آزار می دهد. افسردگی پس از عمل، مهران را رها نمی کرد، اما او تصمیم گرفته بود بدون پا برخیزد: گفتم این حق من است و باید زندگی کنم، با پا یا بدون پا. باید زندگی کرد. پیش خودم گفتم وقتی خداوند به من فرصت زندگی داده چرا من کوتاه بیایم؟ دوره سخت نقاهت، مبارزه با افسردگی و آشنایی با بدن جدید برای مهران چند ماه طول کشید و او این روز ها را هم پشت سرگذاشت و بار دیگر برای زندگی بلند شد. این بار می خواست با ورزش و والیبال به روز های آینده اش رنگ زندگی بپاشد: تصمیم گرفتم بروم در عرصه ورزش. عمه ام خیلی کمکم کرد. می دانستم باید تلاش کنم. رفتم سراغ والیبال. شرایط من از همه هم بازی هایم بدتر بود، اما می خواستم و انرژی زیادی داشتم. او دوستان تازه ای پیدا کرده بود و با هم شوخی و خنده های خود را داشتند. به نواقص بدن هم گیر می دادند و با هم می خندیدند و روزگار هم به آن ها چراغ سبز نشان داده بود. تمرین دوستانه برای مهران نتیجه داد: تیم خوبی شده بودیم و تمرین مان هم زیاد بود. توانستیم در والیبال نشسته چندین مقام بیاوریم. دو مدال طلا، یک نایب قهرمانی و یک سومی. در مسابقات شهرداری تهران قهرمان شدیم و خیلی خوب پیش می رفتم. تا همین سه ماه پیش و روی دیوار های خانه ای که حالا از بین رفته، مدال ها، لوح تقدیر و تصویری از مهران در کنار محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران، خودنمایی می کرد. حالا انگار سرنوشت آن مدال های افتخار هم شبیه آوارگی مهران است: خانه متعلق به یک خیّر بود. دو سه ماه به من داده بود که تا قبل از تخریب، آنجا زندگی کنم. خیلی لطف داشت، اما او هم زندگی خودش را داشت و برای خانه اش برنامه دیگری ریخته بود. خودم که آواره ام و وسایلم هم شبیه زندگی خودم. سختی های تازه از راه می رسد حضور در جامعه و گذران زندگی با ورزش برای هر معلولی در ایران با مشکلات فراوانی همراه است و پس از سال ها شعار و برنامه هنوز پایتخت ایران برای حدود 10 درصد از ساکنان مناسب نیست. اما برای مهران تهران شهر بهتری بود. او دوستان تازه ای پیدا کرد، چند قهرمانی هم کسب کرد و درست در روز هایی که به تیم ملی فکر می کرد، جسمش بازی تازه ای درآورد: بعد از چند سال عوارض بیماری باعث شد زمین بخورم و دیگر نتوانم ادامه دهم. جایی نداشتم بخوابم و شرایط مالی هم بد بود. دیگر نمی توانستم بروم خانه عمه ام. چند روزی پیش پدرم رفتم، ولی همسر پدرم راحت نبود و مشکلات روحی برگشت. هیچ کس را نداشتم. جوانی تنها حالا مزه زندگی و پیروزی بر مشکلات را چشیده بود. او نمی خواست تسلیم شود. مشکلات تازه او را به نهاد های دولتی و مستقل فراوانی کشاند، اما هیچ کس دست او را نگرفت: به هر نهادی برای کمک رفتم که حقوقی به من بدهند یا مسکن بدهند، ولی هیچ کس کمک نمی کرد. مجلس که رفتم من را راه ندادند. بنری همراه داشتم و روی آن نوشته شده بود: آقای لاریجانی من می خواهم با شما درد دل کنم. به هر جایی که فکر می کردم ممکن است موثر باشد رفتم. ناامیدتر از همیشه برگشتم. بعد ها دوباره به مراکز بهزیستی و همه جا رفتم، ولی هیچ کس کمکی به من نکرد. او حالا باید با دریافتی ماهی 160 هزار تومان از بهزیستی و ماهی 45 هزار و 500 تومان یارانه چرخ زندگی را بچرخاند، اما نمی شود: هزینه داروها، اسپری و کپسول تنگی نفس و چندین مورد دیگر را که برای تنگی تنفس باید استفاده کنم، ندارم. این دارو ها یک طرف، لباسم هم یک طرف. من غرور دارم، می خواهم در این مملکت نان بازوی خودم را بخورم. الان باید منتظر بمانم که آیا همسایه لباس جدید می خرد یا نه که لباس کهنه اش را به من بدهد. آوارگی: امید دادند و ناامیدم کردند مهران زند لشنی حالا تنهاست؛ نه خانه ای، نه حقوقی، نه همراهی. او که چندماهی در خانه یک خیّر زندگی می کرد، جایی برای زندگی ندارد: قبلا در تهران خانه عمه، دختر عمه و ... بودم؛ 10-15 روز یک بار خانه هر کدام از دوستان و آشنایان می روم و حتی هزینه ایاب و ذهاب هم ندارم. بعضی وقت ها هم می روم دورود، خانه عمویم. در همین سال ها مهران یک بار با رسانه ای حرف زد و یک بار هم به برنامه ای تلویزیونی رفت و وعده های فراوانی گرفت: از شبکه سه به من قول دادند، ولی الان حتی جوابم را هم نمی دهند. وقتی به من وعده دادند خیلی خوشحال شدم و یک لحظه دردم فراموش شد. گفتم مشکل خانه ام حل می شود و ورزشم را ادامه می دهم، ولی الان سردرگم هستم که چرا بعضی افراد به راحتی قول می دهند و فراموش می کنند همه این وعده ها و بدقولی ها روی روح و روان جوانی که تنها یک زندگی ساده می خواست، تاثیر گذاشته است و حالا مهران 28ساله ناامید است: وقتی می بینم اطرافیانم آینده خود را رقم می زنند خوشحال می شوم، اما وقتی به خودم نگاه می کنم، غبطه می خورم که مهران دلش پاک بود، برای کسی بدی نمی خواست، چرا به این روز افتاد. روزگار سخت مهران و بدقولی مسئولان، در چند ماه گذشته با مجموعه ای از خبر های بد تکمیل شد: پدرم چند ماه پیش فوت کرد؛ همان پدری که به من پیام می داد مهران، پسرم! فکر می کنی دوست ندارم پیش من باشی؟ پدرم می خواست، ولی شرایط مالی و شرعی اجازه نمی داد که من پیش او باشم. کاش پدرم بود و فقط به من می گفت پسرم، همین. همان پدر را هم از دست دادم. از هیچ چیزی بهره نبردم، نه از راه رفتن، نه از نفس کشیدن و نه از زندگی و ازدواج، اما شاکرم. سرماخوردگی، عفونت، آسم، مشکل ریه، بی پولی و در به دری از جوانی ورزشکار، مهرانی ناامید و خسته ساخته است. او هرچه فکر می کند هیچ راه و روزنه امیدی نمی بیند تا جایی که چند روز پیش تصمیم دشواری گرفت: آن همه قول و وعده ای که به من دادند و هیچ کدام اجرایی نشد، شرایط من را از قبل بدتر کرد. دیگر واقعا به بن بست رسیده ام و هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. نه کاری می توانم بکنم، نه درآمدی از خودم دارم. تصمیم گرفتم کلیه ام را بفروشم، هرچند دکتر ها من را از این کار منع کردند و گفتند ممکن است خطرناک باشد. می گویند شانس موفقیت چند درصد است، ولی چند روز پیش رفتم و فرم اهدای کلیه را پر کردم. تصمیمم را گرفتم و این کار را کردم. درست یا غلط آن را نمی دانم، اما این را خوب می دانم که هیچ کس اطرافم نیست و هیچ کس دستم را نمی گیرد. مهران حالا و پس از این تصمیم سخت، نمی داند چه روز هایی انتظارش را می کشد و حتی نمی داند چند روز دیگر زنده است، اما یک جمله برای مردم دارد: بدانید که آرزو داشتم تنها یک شب سرم را راحت بگذارم و بخوابم. روزگار سپری شده مهران، سرگذشت یکی از چندمیلیون ایرانی معلول است که با وجود تمام تغییرات همچنان بسیاری از حقوق ابتدایی آن ها نادیده گرفته می شود؛ جمعیتی که همین چند ماه پیش، همایون هاشمی نماینده مردم میاندوآب در مجلس تعداد آن ها را حدود 10میلیون اعلام کرد و براساس اطلاعات مستند، بهزیستی ایران تا سال 96، تنها یک میلیون و 415 هزار نفر از آن ها را تحت پوشش قرار داده است. درج شده توسط : ...
دروغ بگو و رأی بیاور!
می گفت میزان اعتمادپذیری اش هم بالاتر می رفت. آنها ویژگی های پیام رسان را شاخص هایی خواندند که بر موضع احساسی فرد و جامعه نسبت به یک کاندیدا تاثیرگذار است.کاندیداهایی که امتیاز بیشتری در ویژگی پیام رسانی نرم همچون ارتباط برقرار کردن و گرم بودن به دست آوردند، نظر گروه هایی را که امنیت روانی بیشتری داشتند، جلب کردند. در عوض [افراد متعلق به] فضاهای غیرمطمئن و هراس آلود، به پیام رسان های سختی چون جانسون و ترامپ علاقه نشان دادند؛ حتی زمانی که [آن کاندیداها] فاقد ویژگی های تاثیرگذاری چون تمایز و جذابی بودند. ...
باز هم سهم مان را از بازار نفت پس می گیریم
آن را نادیده می گیرند. ما توانستیم پتروشیمی ها را فعال تر و پالایشگاه های بیشتری را به مدار تولید محصولات دیگر وارد کنیم. 111 سال تاثیر تکنولوژی بر صنعت نفت 111 سال از زمان کشف نفت در مسجد سلیمان می گذرد. در این مدت صنعت نفت با تحریم های ریز و درشتی دست و پنجه نرم کرده است. شاید بتوان تحریم کشورهای غربی و سیاست های امریکا در سال های پس از ملی شدن صنعت نفت را مهم ترین دلیل عدم
برگزاری نشست کمیته دائمی امور فرهنگی و اجتماعی مجمع مجالس آسیایی
باشد و عقاید، دغدغه ها و خواسته های آنها را در موضوعات مهم منعکس نماید. مایلم اعلام کنم که مکانیسمها، ساختارها و چارچوبهای سیاستی و قانونی مبتنی بر عدالت جنسیتی، مسیر را برای زنان در دست یابی به فرصت های متعدد فراهم ساخته و همه بخش ها نیز برای اطمینان بخشی از حضور زنان در همه عرصه ها به ویژه عرصه سیاسی، تلاش و تعهد مسئولانه دارند. در زمینه ی استخدام زنان و بکارگیری مدیران زن به
با خودت رو راست باش!/ چه کاری مانده است که مقابل نامحرم نکرده باشید!؟/ حق الناس به گردن شماست
. این طور اظهارنظرها از این نظر باعث خوشوقتی و امیدواری است که بیش از هر چیز نشانه غیرقابل انکاری است بر تداوم حرکت انقلاب در صراط مستقیم و به سوی آرمان های بزرگ و متعالی و نشان می دهد این ملک و ملت کماکان در جبهه حق مداران موحد تاریخ حضور دارد. و البته از این هم حکایت می کند که دشمن از روبرو دست به حمله زده است و طی این سال ها هر کاری که از دستش ساخته و بر می آمده است علیه این سرزمین مقاوم و مردم
زنان و فصل جدید مدیریت سازمانی
دیگری در رهبری سازمانی نرم است که برای رهبر، ارزش و احترام دیگران را به دنبال دارد. تعهد به هدف و ارزشی که درست است، زمان زیادی می گیرد اما نتیجه آن شگفت آور است. به عنوان یک رهبر سازمانی، اگر تعهد خود را به یک هدف و ارزش سازمانی در تمام اوقات نشان دهید، اعتماد و احترام کارکنان را به دست می آورید و تبدیل به الگویی برای آنها خواهید شد. تعهد، حد فاصل بین حرف و عمل است و زمانی که یک سازمان متعهد به
خرید هایی که خوشحالی و خوشبختی نمی آورد
به گزارش دیار آفتاب ؛ به نقل از سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که پس انداز در زندگی شان معنا ندارد؟ آن ها که امروز حقوق نگرفته فردا جیبشان خالی است و تا آخر ماه به چه کنم چه کنم می افتند؟ آیا از آن هایی هستید که معتقدند هر چه پیش آید خوش آید؟ آن ها که متناسب با شرایط روز پول خرج می کنند و هیچ هدف و برنامه ای ندارند؟ آن ها که چشم و همچشمی برایشان مهم است و برای هر
چیستی مناسبت هنر و هوش مصنوعی
سنخیت قابل توجهی با علم برای آنها قائل شد؛ هوش مصنوعی یکی از همین فناوری هاست که ورودش به هنر کم شگفتی نیافریده است. هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) یا AI فناوری و شاخه ای در علوم رایانه است که به مطالعه و توسعه نرم افزار و دستگاه های هوشمند می پردازد. در مجموعه مطالبی می کوشیم تنها گوشه ای از تاثیر فناوری هوش مصنوعی را در دنیای هنر کشف کنیم و بدانیم چگونه از قابلیت های عظیم الگوریتم های آموزش
خود دانشگاه ها باید پژوهش محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند
کار سختی است. این برنامه ریزی میخواهد. البتّه خبر هایی که به من از بعضی از دانشگاه ها میرسد، این ها را نشان نمیدهد. کاری کنید فضا بیفتد دست جوانِ مؤمنِ انقلابیِ خوش روحیّه ی باانگیزه ی دارای احساس عزّت به نفس و متدیّن. یکی از بزرگ ترین مسئولیّتهای شما این است: کاری کنید که این مجموعه های مؤمن و سرشار از ایمان به انقلاب و به اسلام حرف اوّل را بزنند؛ فضای غالب دست این ها باشد؛ این جزو
راز هایی برای داشتن یک ازدواج موفق
دلیل غالب شدن هیجان هایی در زمان آشنایی، قادر به تصمیم گیری درست نیستند و بسیاری از خطا و ایراد هایی را که وجود دارد و بعد در زندگی زناشویی مشکل ساز شود را نمی بینند و تمایل دارند از فرد موردعلاقه خود ایده آل سازی کنند متخصصین و مشاوران هر دو نگاه را نگاه کامل و درستی نمی دانند؛ آن ها معتقدند گروه اول تنها به فراهم کردن مقدمات عروسی فکر کرده و خود را برای عروسی آماده می کنند تا ازدواج
تجارت در اینجا فقط در دست زنان است +عکس
(1) و نظام ریاستی خود را داراست که به عنوان مرکز اصلی برگزاری مراسم آیینی و جادوگری است. آکرا برجسته ترین شهر، قلب تپنده و پایتخت کنونی غنا است. پیشه مردمان گا در اصل کشاورزی است، اما امروزه به ماهیگیری و تجارت کالاهای وارداتی نیز اشتغال دارند. تجارت به طور کلی به دست زنان انجام می شود و مردان هیچ کنترلی بر روی پول و درآمد همسران خود ندارند. جانشینی نیز عمدتاً توسط زنان انجام می شود و
جهاد تمدنی جوانان زمینه ساز ظهور
اکنون برهه ورود نسل نو و جدیدی به عرصه تحولات است که باید به تناسب شرایط این علم را از دست نسل مجاهدان پیشین راه تثبیت انقلاب بستانند و با اقتضائاتی کاملا متفاوت با شرایط پیشین، تداوم حیات و شکوه انقلاب را به سمت افق کلان تمدنی با جهاد مؤمنانه به پیش ببرند | لذا انقلاب اسلامی در آغاز یک مرحله جدید از حیات خود ، منشور کلان حرکتی جدید را می طلبید . ابعاد کلیدی منشور گام دوم :
همکاری ملکه زیبایی انگلیس با داعش +عکس
فینالیست های مسابقه انتخاب شد. نور گفت در هجده سالگی، به دنبال قطع رابطه با دوست پسر فوتبالیستش در انظار عموم بیشتر روی مذهبش تمرکز کرده بوده است. او ابتدا به عقد اسلامی یک روحانی مسلمان در وِیوِر تری - محله ای که زندگی می کرد، در می آید. آنها قصد داشتند به عربستان سعودی مهاجرت کنند، اما ازدواج این دو پیش از عملی شدن برنامه شان به طلاق می کشد. چنان که در دادگاه گفته شد
ماه نهم بارداری، هول نکنید و بخوانید
- بیرون زدگی پلاگ مخاطی که به عنوان محافظی برای واژن عمل می کند، چند روز قبل از وضع حمل نشان می دهد که زایمان شما نزدیک است - دیواره های واژن و سرویکس، نرم می شوند که منجر به تخلیه مایعات واژنی بیشتر، با هدف جلوگیری از رسیدن باکتری به رحم، از طریق کانال وضع حمل خواهد شد. - رحم در حال رشد، فشار را به قسمت پایینی کمر شما می افزاید و باعث کمردرد می شود - فشاری که رحم در حال
از اجاره دوست تا هم صحبتی با روبات ها!
ها باخبر شوند یا فقط پیام های تشویق کننده بفرستند! بله، تنهایی یکی از دردهای عمیق آدم ها در این روزهاست. تغییرات سبک زندگی، نحوه کار کردن، کاهش میزان ازدواج و ارتباط با خانواده، مهاجرت برای کار و البته اختصاص زمان زیاد برای کار، باعث شده موضوع تنهایی حالا به معضلی جهانی تبدیل شود و محدود به اهالی یک شهر یا کشور نمی شود. عوارض این موضوع چنان گسترش یافته است که افراد در کشورهای مختلف حاضر به صرف
خطر از بیخ گوش مدافع استقلال گذشت
مدافع آبی پوشان که ممکن بود به خاطر آسیب دیدگی کارش به جراحی بکشد، به طور کامل مصدومیت را پشت سر گذاشت تا برای بازگشت به میدان آماده شود. به گزارش مهر، میلاد زکی پور مدافع چپ پای تیم استقلال که مدتی با آسیب دیدگی از ناحیه زانو دست و پنجه نرم می کرد، روز های اخیر در تمرین حضور یافت و رفته رفته به تمرینات گروهی اضافه شد. این مدافع که حالا در کنار همبازیانش تمرین می کند آسیب
صحنه سازی برای نجات قاتل
است، مأموران در تن پیمایی جسد متوجه آثار زخم روی سر، کتف و قلب مرد جوان شدند که حکایت از این داشت وی بر اثر اصابت جسم نوک تیزی به قتل رسیده است. در چنین شرایطی مأموران به دستور بازپرس برای روشن شدن زوایایی پنهان این حادثه دست به تحقیقات میدانی زدند. در نخستین شاخه از تحقیقات، نگهبان ساختمان نیمه کاره مدعی شد که ساعتی قبل زن همسایه ای درگیری بشیر با مرد دیگری را دیده است. پس از این مأموران از زن
چرا هواپیماهای جدید سرعت کم تری دارند؟
727 دست پیدا کند. با همه ی مزایا، دو مشکل در مورد موتورهای توربوفن وجود دارد که همه ی سازندگان هواپیما در جهان با آن ها دست وپنجه نرم می کنند. مشکل نخست سایز بزرگ تر این موتورها است به طوری که اگر 727 را در کنار یک 737 قرار دهید با وجود هم سایز بودن دو هواپیما متوجه سایز بسیار بزرگ تر موتورهای 737 خواهید شد. مقاله های مرتبط: چرا هواپیماهای هیبریدی آینده صنعت هوانوردی جهان خواهند بود؟ چالش
مدافع ملی پوش استقلال در آستانه جدایی
.... نماینده های باشگاه ترابزون بازی استقلال و شاهین را دیدند تا عملکرد روزبه چشمی را زیر نظر بگیرند و به زودی برای صحبت نهایی و عقد قرارداد با این بازیکن جلسه ای خواهند داشت. چشمی در جام جهانی روسیه نیز در ترکیب ایران قرار داشت و در بازی برابر مراکش برای ایران به میدان رفت. او در ابتدای فصل جاری با مصدومیت دست و پنجه نرم می کرد ولی توانست با به دست آوردن آمادگی در ترکیب ثابت استقلال به میدان برود. سید مجید حسینی اطلاعات خوبی از این بازیکن در اختیار ترابزون قرار داده است. ...
غایبان استقلال در دیدار مقابل ماشین سازی مشخص شدند
تیم فوتبال استقلال پنجشنبه هفته جاری در چارچوب هفته شانزدهم لیگ برتر در ورزشگاه آزادی به مصاف ماشین سازی تبریز خواهد رفت. استقلالی ها در این دیدار چهار بازیکن خود را به دلیل مصدومیت در اختیار نخواهند داشت. فرشید اسماعیلی، علی دشتی، سیاوش یزدانی و میلاد زکی پور چهار بازیکنی هستند که با مصدومیت دست و پنجه نرم می کنند و شرایط همراهی آبی پوشان را نخواهد داشت. دشتی بازیکن استقلال در دو