سایر منابع:
سایر خبرها
رشد شاعران جوان نتیجه جلسات ماه رمضان با رهبری است
بودند، گفتند این حرف دل ماست که شما در قالب شعر بیان کردید. اینجا آقا تشویق کردند. یادم می آید یک بار با توجه به اینکه شب میلاد بود، خواندم: عشق امشب پرده بر در می زند، دل به شوق دیدنش پر می زند عالم دل در هوای دیگر است، مطرب امشب ساز دیگر می زند مشک می سایند حوران چون قدح، در جهان سبط پیمبر می زند بعد آقا اینجای شعر که رسیدم، فرمودند می نهد، من هم گفتم بله ولی به
خانم معلمی که لباس عروس می دوزد/ ماجرای درآمدزایی دانش آموزان
نشد و تصمیم گرفتیم، در کار خیر تأخیر نیندازیم و آنها را به خانه خودشان فرستادیم . در این هنرستان، معلمان دیگر هم آمدند و در حال آماده سازی محتوای درس هایشان هستند؛ سمیه حاجی شفیعی هنرآموز کامپیوتر است؛ او هم مانند همکارانش وقتی با ایام تعطیلی مدارس ناشی از شیوع کرونا مواجه شد، برای دانش آموزان کلاسش در یک پیام رسان، گروهی ایجاد کرد و درس می دهد. خانم شفیعی درباره استقبال دانش
وعده سالانه دیدار شاعران در نیمه رمضان؛ این بار در حوزه هنری
افراد پیشکسوت را نخواهیم داشت و جمعی حدود 15 نفر مقابل دوربین رسانه ملی شعرخوانی خواهند داشت و این مراسم به صورت زنده و مستقیم روز جمعه 19 اردیبهشت از ساعت 21:15 از شبکه چهار سیما پخش خواهد شد. تیزر مراسم امسال را اینجا ببینید: گفتنی است، هرسال همزمان با نیمه ماه مبارک رمضان تعدادی از شاعران از سراسر کشور در محضر رهبر انقلاب شعرخوانی داشتند و شعرا از طیف ها و سلیقه های مختلف و
از مکتب خانه تا آموزش مجازی
معلم هایمان ما را دعوا می کنند و می گویند فارسی بخوان. متأسفانه در آموزش و پرورش این طوری است. معلم ها در مدرسه دارند قرآن را فارسی درس می دهند، ولی قرآن که فارسی نیست قرآن عربی است. وقتی بچه ای فارسی بخواند بعد دیگر نمی تواند عربی بخواند. خواندنش می شود مثل روضه خوانی. لحن عربی فرق دارد. معلم ها خودشان اشتباه یاد گرفته اند. این ها همان هایی هستند که بعد از سال 70 سراغ یادگیری آمدند. مشکل ما، مربی
نگاهی به تاریخچه دیدار شعرا با رهبر انقلاب در نیمه رمضان
انقلاب در آن جلسه به آقای زم فرمودند که بد نیست جلسه ای باشد و شاعران حوزه هنری حضور داشته باشند. روزی به همراه چند تن از شاعران که حدود هشت نفر بودند، مانند استاد سبزواری، آقای رشاد، استاد اوستا، آقای شاهرخی، زنده یاد مشفق و... به محضر ایشان رفتیم. نزدیک دفتر که از ماشین پیاده شدیم، گفتند کتاب هایتان را اینجا بگذارید. جلسه برگزار شد، ایشان بعد از احوال پرسی از همه شاعران، فرمودند که شعر
روایت بانوی کارآفرین از روزهای سخت کسب و کار خانگی
افزود: بعضی شب ها با دیدن گریه بچه هایم آنقدر گریه می کردم که با همان حال به خواب می رفتم، تصمیم گرفتم دنبال کار بگردم، گشتم و حتی چند کار کوچک هم به من پیشنهاد شد اما من اصلا سواد نداشتم که بتوانم این کارها را انجام بدهم. چند ماهی از همسایه ها فرش و پتو و این جور چیزها را می گرفتم و می شستم و درآمد ناچیزی به دست می آوردم، همسایه ها خودشان هم وضع آن چنان مناسبی نداشتند برای همین پول زیادی نمی
کارنامه ی پربار حسین دهلوی به روایت شاگردانش
تا تار هم با خودمان بردیم. بعد خانم احمد زاده را آوردند که روی آن رقص بگذارند و بعدهم برای مارشال تیتو اجرا شد. رهبری از تنها موردی می گوید که به حرف استاد گوش نداده است: یک چیز دیگری هم هست که من به حرف شان گوش ندادم. ما اخلاق مان با همدیگر خیلی فرق داشت. وقتی تقریباً 18 سالم شده بود، به من می گفتند که تو درآمدت خیلی زیاد شده. چه کار می کنی؟ گفتم راستش من همه را می دهم به
طی 26 سال 50 هزار شاگرد داشته ام/ خاطره ای از پرداخت حقوق برای درس خواندن
/> خاطره ای جالب از دورانی که معلم بودید هم بگویید: دو دل هستم که این خاطره را بگویم یا نه، بیم آن دارم که خودبینی به حساب آید... راحت باشید. ما بدون قضاوت درباره شما شنونده خاطره خوبی که در ذهنتان مانده هستیم. به یاد دارم دانش آموزی که از نظر درسی ضعیف بود از طرف جمعی از معلمان به مسؤولان مدرسه معرفی شد. این دانش آموز را فراخواندم و از او پرسیدم که چرا درس نمی
قصه پرغصه شاد برای دانش آموزان خراسان شمالی
به شیروان آمدم، اما در این روزها هم بیش از 200 کیلومتر تا مراوه تپه رفت وآمد می کنم تا تکالیف انجام شده را بگیرم و درس های جدید را به بچه ها برسانم چون این دانش آموزان هیچ تلفنی برای اتصال به شبکه شاد ندارند. این خانم معلم اضافه می کند: این روزها کلاس ما در مراوه تپه برپاست، کلاس را در فضای باز زیر آسمان آبی برگزار می کنیم و کف کلاسمان پوشیده از گیاه های تازه رسته دشت و کوهستان است، اما
در سوگ نجف دریابندری؛ مترجمی خودآموخته با ترجمه هایی از دل برآمده
فراتر از بسیاری متقدمان، متاخران و هم دوره ای های خود رفته است. غلامرضا امامی ، مترجم و نویسنده، معتقد است: دریابندری مترجمی بود یگانه، به مدرسه نرفت و دانشکده ای ندید اما دانشجویان رشته ترجمه می توانند از وی درس ها بیاموزند. وقتی در آغاز جوانی به زندان افتاد از پای ننشست، این خودآموخته زبان دست به کاری سترگ زد تاریخ فلسفه غرب برتراند راسل را به فارسی برگرداند. دریابندری به
آرزوی مادر شهید مدافع حرم در کارگاه تولید ماسک برآورده شد
یی که انجام داده اید، متضرر نمی شوید؟ گفتم: ضرر به جان نخورَد. مال، مهم نیست. اینطور بود که به عنوان اولین آموزشگاه رانندگی در کازرون، داوطلبانه تعطیل کردیم تا سلامتی هنرجویان و مربیان به خطر نیفتد. باقی آموزشگاه ها 2 هفته بعد تعطیل کردند. حالا 4، 5 روزی است که بعد از بیش از 2 ماه تعطیلی، آموزشگاه رانندگی حاج خانم توفیقی بازگشایی شده. این شروع مجدد هم با اتفاقی جالب همراه بوده. مادر ش
انتشار سه کتاب توسط نویسندگان گیلانی
از این رمان را از نظر می گذرانید: کتاب را گرفت و بدون اینکه کادویش را باز کند گذاشت داخل کیفش. گفتم: دوست نداری بدونی کادوت چیه؟ با دو دلی گفت: مگه همون کتابی نیست که به زور مجبورم کردی انتخابش کنم! گفتم: چرا، ولی الان نمی خوام زورت کنم بازش کنی! لبخندی زد و کادو را از کیفش بیرون آورد. کاغذ کادو را باز کرد، کتاب را بیرون کشید و ورق زد. پشت جلد کتاب نوشته بودم تقدیم به
روایت معلمی که طلای همسرش را برای تعمیر مدرسه فروخت
توجه به اینکه خودم از اهالی همین مناطق بودم پای کار آمدم. معلم شدم مانند پیامبر بعد از پایان تحصیلات دانشگاهی و حوزوی در سال 89 به استخدام آموزش وپرورش درآمدم اما قبل از آن تمام فعالیت های فرهنگی من در مساجد بود و چون میدیدم که از لحاظ آموزشی توجه خاصی به این منطقه نمی شود و استعداد خیلی از دانش آموزان مستعد به دلیل ضعف مالی نادیده گرفته می شود محرومیت بچه ها به دغدغه شب و روز
سامانه شاد ارتباط معلم و شاگرد را در دوران کرونا ایجاد کرد و این کار مهمی بود
تربیت و اخلاق، تقویت زبان فارسی و همچنین سلامت دانش آموزان را بسیار مهم برشمرد. متن سخنان رئیس جمهور به این شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم روز خوبی برای من بود به دلیل اینکه در این هفته بسیار مبارک معلم، فرصتی شد تا نظرات برخی از معلمین عزیز و برخی از مسئولین را از نزدیک یا از طریق ویدئو کنفرانس استماع کنیم و وزیر آموزش و پرورش اینجا حضور داشتند و شنیدند و حتماً در حد توان و امکان
روایتی غمبار از رنج های بی حساب در مدارس مناطق محروم
دیگر بحث بهداشت، نبود نظافت چی و سرایدار در بسیاری از مدارس است، صبح شنبه که وارد مدرسه می شوی میبینی دانش آموزان مشغول جارو کردن و تمیز کردن مدرسه و کلاس ها هستند، و حجم گرد و خاک و آشغال به حدی است که تا حدود نیم ساعت نمی توانی تدریس را شروع کنی. مشکل دیگر مشکل فرهنگی و بومی آن منطقه است. یعنی در این منطقه مناسبات ارباب رعیتی همچنان حاکم است و این نابرابری به مدرسه نیز کشیده شده، بچه
راه زیادی برای عبور از کرونا در پیش داریم
منتقل شود همه تلاش کردند گفت: ملت ما به صحنه آمدند و آنهایی که در اقتصاد و زندگی مردم وارد شدند و توانست اقدام بسیار بزرگی را انجام دهند. وی با بیان اینکه بعد نوبت دانش پژوهان و عزیزانی بود که در شرکت های دانش بنیان وارد عمل شدند، تصریح کرد: اینکه ما توانستیم کیت تشخیص را بعد از مدتی خودمان بسازیم و کیت پادتن را خودمان در اینجا درست کنیم و الحمدالله امروز کیت آنتی بادی را صادر می کنی
کرونا سال آخر تدریس را غمگین کرد/ بغض خانم معلمی که امسال بازنشسته می شود + فیلم
مرا به خاطر داشت؛ وقتی می بینم شاگردانم بعد از سال ها مرا فراموش نکردند و حتی تکه کلام هایم را به خاطر دارند، وجودم سرشار از شادی می شود . خانم مغیثه در این سال ها عاشقانه تدریس کرده است و حالا در آخرین سال کاری اش احساس می کند، دوست ندارد این سال به این شکل پایان پذیرد. او به عشق دانش آموزانش، هر روز به هنرستان می آید تا کار جهادی کند ولی در کنار آن، در کلاس های درس اکسیژن ذخیره می کند تا بتواند سال های بازنشستگی را بدون حضور دانش آموزانش، نفس بکشد. گزارش از مریم عابدینی انتهای پیام/ ...
شاگردی که در کربلای 5 از معلم خود پیشی گرفت
... مثلاً من معلم بودم و سیدمحمد شاگرد... حالا اون از من جلو زد... . دو روز بعد، داخل سنگر که نشسته بودم، یکی از بچه ها آمد و گفت : بگو کی شهید شده . هر کدام از بچه های گردان را می توانستیم حدس بزنم؛ اما ترجیح دادم خودش بگوید. با بغض گفت : آقا معلم هم شهید شد ، گفتم کی؟ ، گفت: برادر غلامی ... غلامی چیمه. همون که دلش می سوخت سیدمحمد هاتف ازش جلو زده . 10 یا 12 سال بعد، شهیدان محمد غلامی چیمه و سیدمحمد هاتف (آقا معلم و شاگرد) هر دو باهم بازگشتند. تکه استخوان هایی در تابوت های چوبی سبک. انتهای پیام/ 113 ...
چهل سال قابله بودم و بیش از 300 نوزاد به دنیا آوردم/ فقط زایمان طبیعی را قبول دارم
خانم ایستاده اید من کلی بچه دنیا آورده ام. حالا نمیتوانید بچه را در شکم مادرش درست کنید. دست هایم جون ندارد وگرنه نشانتان می دادم. دکتر نگاهم کرد و گفت: دوباره بگو که گفتم دیگر جان ندارم حرف بزنم. اول انقلاب از بیمارستان آمدند و به من گفتند بیا و در زایشگاه چند بچه به دنیا بیاور تا به تو مدرک تجربی بدهیم. گفتم: دیگر پیر شده ام. من مدرک نمی خواهم. سواد آن را ندارم. خدا را شکر هیچ بچه ای در دستم فوت
او یک فرشته است
تخته سیاه، نیمکت، همکلاسی ها و معلمی که با لبخند وارد کلاس می شد؛ خاطره هایی روشن از روزهای درس و کتاب، روزهایی که با لبخند معلم خوشحال می شدیم و با اخمش در خود فرو می رفتیم، چون می دانستیم کاری که نباید انجام داده ایم ولی این روزها همه چیز تغییر کرده و معلمان برای حفظ سلامتی دانش آموزان شان کلاس درس را در فضای مجازی برگزار می کنند و هر روز دانش آموزان و معلمان برای برگزاری کلاس های درس آنلاین می
خاطرات جالب خبرنگاران لرستان از معلمان خود در دوران تحصیل اینبار خاطره ابراهیم شریفی
ابرو بیاورد هر روز شاداب تر، تخته سیاه کلاسمان را با عشق سفید می کرد. بگذریم قلم ناتوان و زبان قاصر از بیان خوبی های معلم. اول راهنمایی بودیم و معلمی داشتیم به ظاهر ترسناک و خشن اما با دلی پاک. بیشتر دانش آموزان از او ترس عجیبی داشتند و آرزویشان این بود که یکشنبه بعدازظهر مدیر مدرسه بیاید و بگوید که کلاسش تشکیل نمی شود. یکشنبه های دلهره آور، یکشنبه هایی که ما بعداً
روایت یک معلم از تدریس آنلاین؛ در شبکه شاد هر دانش آموز خود را بازیگر صحنه کلاس تصور می کند
بودنِ مجازی برای بچه ها دوست داشتنی است رجبی درباره تفاوت ایام تدریس آنلاین در مقایسه با روزهای حضور در مدرسه گفت: در این روزها بچه ها نه تنها دیگر تنبلی نمی کنند، بلکه حتی از روزهای حضور در مدرسه راغب تر شده اند و خود را مشتاقانه درگیر کلاس های آنلاین و فعالیت های آن می کنند. وی درباره علت اشتیاق دانش آموزان به آموزش آنلاین از طریق شبکه شاد گفت: بچه ها بعد از مدت ها خانه نشینی و
سامانه شاد ارتباط معلم و شاگرد را در دوران کرونا ایجاد کرد و این کار مهمی بود
ی در درجه اول از آن خداوند بزرگ است و بعد هم از آن پیامبران عظیم الشأن، چه پیامبر اسلام(ص) و چه دیگر پیامبران؛ و یعلّمهم الکتاب و الحکمة که یکی از وظایف شان تعلیم کتاب و مسیر خرد و حکمت بود که به مردم خودشان می آموختند؛ بنابراین پیداست این جایگاه بسیار والایی است و هر چند به زبان بگوییم و از معلم تجلیل کنیم، اما این در توان ما نیست که از خدمات، کار عظیم و بزرگ آنها بتوانیم به خوبی قدردانی کنیم
روحانی: شاید هفته ها و ماه ها گرفتار کرونا باشیم
نیفتند. این درست است و مسأله درس مهم است، اما اگر ارتباط فضای مجازی و ارتباط معلم و شاگرد نبود، ببینید به این بچه ها چقدر سخت می گذشت و شما بخواهید بچه هایی را برای 2،3 ماه در داخل خانه نگه دارید. وی بیان داشت: از آن اول حساب کنیم که مدارس ما از اول اسفند و از روز های آخر بهمن بخاطر انتخابات بسته شدند و بعد بخاطر بیماری همه اسفند، فروردین و الان نیمی از اردیبهشت ادامه پیدا کرد یعنی 2.5 ماه
چاپ 190 عنوان کتاب دفاع مقدس در استان سمنان
/> این مقام مسئول با بیان این که ترجمه کتاب دفاع مقدس نیز از دیگر اقدامات استان در سال قبل بوده است، افزود: 2 عنوان کتاب (کودک و نوجوان) در سال 98 به انگلیسی ترجمه و منتشر شد و 2 عنوان نیز در سال جاری به زبان اردو برای (بزرگسال) و عربی برای کودک و نوجوان در دست ترجمه است و امید است تا پایان سال چاپ شوند. مدیر ادبیات اداره کل حفظ آثار سمنان خاطر نشان کرد: در یک ایده ابتکاری و تعامل با
شهید مطهری از مولدهای اصلی انقلاب اسلامی بود
کرد: مخالفین زیادی علیه دین وجود داشتند و شهید مطهری در برابر همه این هجوم ها، یکه و تنها ایستاد و تلاش کرد تا در همه ابعاد به خوبی از اعتقادات اسلام مرزبانی و مراقبت کند. استاد برجسته حوزه های علمیه با تأکید بر خرافه ستیز بودن شهید مطهری اظهار داشت: شهید مطهری با جاهلیتی که به نام اسلام بر مردم متدین تحمیل می شد، درگیر و از خرافات بیزار بود، در عین حال از تجددپرستی خام به شدت احتراز
بدیع الزمان فروزانفر؛ ادیب و استاد مسلم ادبیات فارسی امیرحسین دولتشاهی
زبان و ادب فارسی در روزگار معاصرند که رساله دکتری خویش را زیر نظر استاد فروزانفر گذرانده اند. به هر روی، امروز سال روز درگذشت بدیع الزمان فروزانفر است و به همین مناسبت، پسندیده است اگر چند خاطره کوتاه از تنی چند از شاگردان وی نقل شود؛ شاگردانی که خود جزو استادان نامدار زبان و ادب فارسی بوده اند و دریغا که بیشتر آنان نیز در پیِ استادِ خویش رفته اند و امروز سایه شان از سرِ جامعه ادبی ایران
روح الله زم: برخی عبارات اشتباه بوده و پشیمانم/ یکسری از مطالب کپی بود و فردی به من زنگ می زد و می گفت ...
متهم روح الله زم در چهارمین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهاماتش درباره نوع رفتار بازجویان با وی گفت: رفتار بازپرس شرعی، قانونی و انسانی بود، با بهترین روش رفتار می کردند و هرجا که خود می خوابیدند من نیز انجا می خوابیدم، همان غذایی که خودشان می خوردند به من می دادند. به گزارش تیترامروز به نقل از ایرنا؛ چهارمین جلسه رسیدگی به اتهامات روح الله زم در شبعه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی