سایر خبرها
فیلمساز بود و از اهالی شعر و موسیقی
/> سخنان خسرو سینایی درباره ارتباط تنگاتنگ شعر، سینما و هنر های دیگر با یکدیگر در همایش حافظ به روایت ادب و هنر که در مهرماه سال 91 توسط مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد، از دیگر جلوه های به جامانده از دیدگاه های او در عرصه ادبیات و هنر است. او در این همایش گفته بود: در محدوده فرهنگ هایی که کم و بیش شناخته ام، برای من، سه اوج دست نیافتنی وجود دارد: در موسیقی: یوهان سباستین باخ؛ در هنر های تجسمی: میکل
چهره ها
کردند. شخصیت ها و روابط سینمایی آن دو در خلال 27 فیلم کوتاه بین 1926 تا 1929 شکل گرفت. بعد از بازی در فیلم سوپ اردک این دو به بهترین زوج کمدی تاریخ سینما تبدیل شدند. الیور هاردی در 7 آگوست 1957 درگذشت. بدون شک علاقه مندان سینما نام زوج معروف تاریخ سینما؛ لورل و هاردی را هرگز از یاد نخواهند برد. لطفا نظر خود را درباره این مطلب بیان نمایید
سید عباس مجابی: ششمین اجلاس جهانی شاعرا هم سُرا یک حرکت فراملی است
: برای حضور شاعران عزیز به اجلاس ششم و مهمانان گرامی آنان ، کارتهای عضویتی صادر شده است که علاوه بر اطلاعات و مشخصات هر یک از این شعرا ، تمامی جوایز و مقامهایی که دریافت کرده اند درج شده است و امتیازاتی در نظر گرفته شده است که متعاقباً اعلام می شود. مهمتر اینکه چون تاکنون هیچ مرکزی رسماً تولیت خدمات شعر و شاعری را در ایران تقبل نکرده است ، عموم شعرا برای رفع نیازِ خود به صندوق های پست
پدرم هیچ وقت با فروش نوشت افزار در کتابفروشی موافق نبود
مرتب عرضه می کرد و در کنار آن کتاب های فلسفی شامل فلسفه کانت، فلسفه مشا، فلسفه تکثیر جنسیت و... را هم همیشه سفارش می داد؛ چون این آثار مشتریان خاص خودش را داشت. علی باشی با اشاره به عرضه همیشگی آثار فاخر ادبیات کهن ایران در کتابفروشی سبحان گفت: دیوان شعر شاعرانی چون سعدی، حافظ، شاهنامه، مثنوی مولانا، صائب تبریزی و ... از علاقه مندی های مرحوم پدرم بود و اهتمام ویژه ای در عرضه آن ها داشت
درس ششم: شر مزاحم ها را دفع کنید
چیزی که نگارنده در انتخاب غزل ها متکی به آن بوده چیزی نبوده است مگر مصلحت وقت. تمام همت بر آن گماشته شد تا غزل ها و بیت هایی گزینش شود که پیش و بیش از هرچیز وقت شما را خوش کند. به همین منظور چندی از غزل های شاخص هر شاعر چه از لحاظ محتوا چه از لحاظ فرم که بیانگر سبک شخصی اوست در این گزیده دیده نمی شود. فی المثل در باب حافظ، غزلِ در سرای مغان رفته بود و آب زده... که از غزل های خاص خواجه است در
پایان آخرین چهارپایه خوان
گرم می کرد. خودش را به اسم و فامیل معرفی نمی کرد و در وصف خودش می گفت: نام و نشان من چه به درد می خورد؟ من را پیرغلام امام حسین (ع) بشناسید. از مهاجران کردستانی و متولد 1303 بود: بیش از 150 سال است که اصل و نسبم در خراسان به دنیا آمده اند و زندگی کرده اند، اگرچه جدم مهاجر کردستانی است. به همین دلیل فامیلی مان را کرده می گویند. پدرم کربلایی رمضان صابری کرده بود که دم حرم کفن می فروخت و تا
دفتر خاطرات
. وقتی مادرم در جوانی سکته کرد و در همان خانه تمام کرد پدرم زنگ زد اورژانس و آمدند او را بردند. چه می دانستم کرونا با سکته فرق دارد. اصلاً این ویروس یکهو از کجا سر و کله اش در زندگی مان پیدا شده بود؟ چرا حالا که همه چیز خوب بود و من داشتم رنگ آرامش به خود و زندگی ام می دیدم. حالا چرا؟ این روز ها کارم شده جلوی قاب عکسش بنشینم و دور از چشم بچه ها از ته دل گریه کنم. تا حالا اینجوری به دوست داشتنش فکر
نیایش هایی برای بچه ها در یه تکه نون داره میاد و فرشته های برف
دید بزرگسال، شعر می گویند نمی توانند در جذب مخاطب موفق باشند زیرا اشعار آنها صرفا آموزشی است. سوژه و پردازش آن نیز باید مورد توجه شاعران قرار گیرد. وقتی شاعر با نگاهی تازه به مسایل بپردازد، کودکان مشتاق می شوند اما کلیشه ها و تکرار کودکان را خسته می کند. شعر کودک باید به گونه ای باشد که کودک با خواندن آن به کشف جدیدی برسد. در شعری با نام دکتر خوب از کتاب فرشته های برف می خوانیم:
حمایت خواننده کهگیلویه و بویراحمدی از پویش کمک مومنانه
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ شهریار کریمی در گفتگو با پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس گفت: در شرایط شیوع بیماری کرونا که تمامی شغل ها به لحاظ در آمدی در وضعیت خوبی به سر نمی برند مخصوصاً حوزه های فرهنگی هنری که در آمد آن ها به صفر رسیده است؛ اگر در این شرایط صاحب خانه ها، صاحبان املاک تجاری و مسکونی و صاحب فروشگاه ها و همه اصناف مختلف به فکر همدیگر نباشیم و به هم دیگر کمک نکنیم به
درس را باید در جبهه در دانشگاه عاشقان الله فرا گرفت
هزاران هزار جان در رگم بود و برای دین و اسلامم فدا می کردم. آری می دانم شما برای بنده حقیر زحمات زیادی کشیده اید. شما را دوست می دارم ولی اسلام و مکتبم را بیشتر دوست می دارم. می دانم در آن نیمه های شب در آن هنگام که همه در حال خواب بودند شما بودید که بلند می شدی. تا بنده به این سن و سال رسیدم هر لحظه برایم می گذشت دلم پرخون تر می شد و مرغ دلم بسوی کربلا پر می زد. تا اینکه روانه جبهه نور
محاکمه مردی که برادر معتادش را کشت
نصف درآمد پدرم را می گرفت و دود می کرد و پدرم همیشه پول کمی برای زندگی داشت. متهم در پاسخ به این پرسش که چرا وارد درگیری شد، گفت: پدرم در حمایت از همسر من با برادرم درگیر شده بود؛ چون برادرم اول که وارد خانه شده بود، چاقو کشیده و همسر باردار من را گروگان گرفته بود. پدرم برای نجات جان همسر من، خودش را به خطر انداخته و بعد هم برادرم گفته بود اگر پول ندهید شما را می کشم. پدرم
اویغورها در چین و وضعیت ما!
کیانگ و شهرهایی، چون ارومچی و کاشغر است، اما در سال های اخیر از نظر فرهنگی و نژادی و مذهبی این ترکیه است که دست بالاتر را دارد. این منطقه با زبان و ادب فارسی آشنا بوده و ساکنانش تا ترکیزه شدن ارومچی تابعی از ایرانیان شرقی بودند. جایی که در قدیم سکا ها و سغدیان هویت آن را معنا می کرده اند. در این سرزمین زبان فارسی رایج بوده و ادبیات طبقه الیت محسوب می شد. در دوره انقلاب چین هم این زبان
دستمزد امین حیایی در برنامه عصر جدید فاش شد + جزئیات
از بازیگرها دوست دارند اجرا را هم تجربه کنند. اتفاقاً پیشنهادات خیلی خوبی هم مطرح شد و حتی وقتی رد کردم، می خواستند با مسائل مالی نظر من را جلب کنند. با این حال من دوست نداشتم اجرا کنم و حتی فکر می کردم ممکن است به اعتبارم لطمه بزند. واقعاً اعتبار مساله اصلی تان بود؟ من ترجیح می دهم نردبان کاری خودم را بالا بروم و داوری هم را به خاطر عشق به این بچه هایی که از سراسر
14 مرداد روزی به یاد حسین پناهی؛ ورق بزن مرا و به آفتاب فردا بیندیش
خبرگزاری فارس - طیبه سادات سعادتی نیک -14 مرداد یادآور سالروز درگذشت حسین پناهی شاعر و هنرمندی از دیار سوق است؛ روستازاده ای از دژکوه که با سادگی و صفایش در دل ها ماندگار شد. حسین پناهی هنرمندی که شعر و سینما را در آهم آمیخت و هنر بازیگری اش از او سینمای تک نفره ساخت. او با وجود کارنامه سینمایی و تلویزیونی بیشتر شاعر بود این شاعرانگی در ذره ذره وجودش نفوذ داشت اما وجه
از پشت بام نشینی و چادرنشینی تا کیسه خوابی
از ذهن نمی داند. او که دو فرزند بزرگ در خانه دارد، 17 سال است که به قول خودش فرزندانش را با دندان گرفته و بزرگ کرده و می گوید: از همان ابتدای زندگی مشترک مستاجر بوده ام، در حال حاضر یک سوم حقوق مستمری پدرم را که 580 هزار تومان است دریافت می کنم و چون این مبلغ برای گذران زندگی با دو فرزند کافی نیست لازم است کار کنم تا درآمد بیشتری داشته باشم ولی کاری متناسب با شرایط من وجود ندارد.
مهرداد اسکویی: سینایی از قطار زمستانی که سخن می گفت امید در جانش شعله می کشید
حقوق انسانی باور دارد . همچنانکه مستندهایش گزارشی از مهم ترین اتفاقات دوره خود را به ما ارایه می دهد. این هنرمند اما از یک دلخوشی آرامش بخش هم صحبت می کند: او همانطور که دوست داشت، زندگی کرد. در هر زمینه ای، اگر چیزی با باورهایش مغایر بود، به آن می تاخت ؛ از شعر و رمان و فیلم و موسیقی و نقاشی... او یک هنرمند چند وجهی بود. او با ابراز تاسف از اینکه این روزها همه چیز به سرعت به
شکوه شعر خراسان
خصوص جناب صفری زرافشان، روحانی شاعر والامقامی که همواره در کنار این شاعر بوده است. من خوب به خاطر دارم که آنگاه که مجموعه شعر آهی بر باغ آینه مرحوم شکوهی در دست انتشار بود، جناب صفری خود پیگیری آماده سازی کتاب را بر عهده گرفته بود. ویرایش و صفحه آرایی کتاب در دست من بود و ایشان بارها شخصاً برای رد و بدل کردن نسخه های تایپی و نمونه خوانی کتاب به محل کار من آمد و با جدیت خاصی در پی امور آن کتاب بود. خداوند روح شکوهی را شاد بدارد و سایه جناب صفری زرافشان را بر سر شعر و شاعران خراسان حفظ کند. انتهای پیام/ ...
مضحکه سعادت در جهان سرمایه داری | گفت وگو با محمود حدادی به مناسبت انتشار ترجمه های تازه اش از دورنمات و ...
، به همراه هر شعر یک یا چند تفسیر هم ترجمه شده است. ترجمه سکونت شاعرانه به مناسبت دویست وپنجاهمین سالگرد تولد هلدرلین انجام گرفته است. به مناسبت انتشار این دو کتاب، با محمود حدادی درباره ویژگی های مختلف رمان دورنمات و همچنین ویژگی های جهان شعری هلدرلین گفت وگو کرده ایم. حدادی در جایی از این گفت وگو درباره رویکرد انتقادی دورنمات نسبت به جهان مدرن می گوید: دورنمات متولد سال 1921 است، و این یعنی که
گام به گام با شعر نو، از نیما تا قیصر امین پور
عصر کنونی را شکل داده اند. سال ها قبل وقتی اخوان ثالث فوت کرده بود مصاحبه ای با همسرشان خواندم، در آنجا از همسر ایشان پرسیده بودند در اواخر عمر، اخوان چکار می کرد! و همسر وی پاسخ داده بود: اخوان سال های آخر عمرش کتاب های فلسفی فیلسوفان معاصر جهان را جمع آوری می کرد و می خواند و می گفت شاعر باید با جریان های فکری عصر خودش آشنا باشد، همچنانکه مولانا و حافظ با متفکران و فیلسوفان روزگار خود
دنیای منهای تو یعنی قرنطینه !
است و هیچکس به چنین کاری نقد ندارد. این شعر دقیقا نقطه مقابل ما که به خانواده احترام میگذاریم قرار دارد. اینهمه بودجه فرهنگی به جای حمایت از آثاری که در تکریم خانواده است، در جاهای خیلی پرتی خرج میشود و این واقعا قابل قبول نیست که ما با سختی کار میکنیم. * البته به خاطر قوت اثار شما نقدها به شما کمتر بوده و بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفته اید. فکر میکنم نقد شما به عدم حمایت است.
شاعر و مداح پیشکسوت: آیین های عزاداری اصیل اند نه قدیمی
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، حاج محسن عسکری، شاعر، مداح و پیرغلام حسینی سال 1322 در یک خانواده مذهبی تبریزی متولد شد. او که تنها فرزند خانواده ای ثروتمند بود، مادرش را در کودکی از دست داد و زیر نظر پدربزرگش، حاج مهدی، یکی از تاجران و هیأت داران بزرگ تبریز بزرگ شد. حاج محسن با توجه به اینکه علاقه خاصی به ادبیات داشت و با این ذهنیت که نوکر دستگاه امام حسین (ع) باید تحصیل کرده باشد، درسش را ادامه داد
سیستم ممیزی ها خیلی تابع سیاست گذاری دولت ها نیست!
مارکتی قرار می گیرد. مارکت موسیقی هم حق دارد که خودش را به بازار ارائه کند و ما حق نداریم که جلوی آن را بگیریم، بلکه ما باید یک مارکت دیگر درست کنیم تا آن مارکت را کم فروغ کنیم. روش درست عرضه هنر این طوری است. وقتی جامعه پر از شاعر بد است، شما با یک شعر خوب می توانید همه را کنار بزنید. شما نمی توانید به مردم توهین کنید و بگویید مردم نادان هستند. وقتی شما موسیقی را درست توزیع نمی کنید و گوش ها را
تبعید ابدی پیرمحمد احمدآبادی
منظورتان محافظت من در مقابل مردم احمدآباد است، نیازی به محافظ ندارم. ما احمدآبادی ها سال ها با صلح و صفا کنار یکدیگر زندگی کرده ایم اما اگر قصد دارید، مرا تحت نظر بگیرید، مطلب دیگری است(3). اگرچه محمد مصدق به احمدآباد تبعید شده بود و می بایست حکومت از او مراقبت می کرد اما هنوز چند روز از سکونت او در آنجا نگذشته بود که یک کامیون با تعدادی از مزدوران وابسته به شعبون بی مخ به احمدآباد رفتند و
تحقیق از 17 مظنون در قتل طلافروش معروف تهران
پدرم فوت کرده است و الان هم از عاملان حادثه شکایت دارم. آخرین ملاقات همزمان با ادامه تحقیقات، مأموران پلیس سراغ دوستان مقتول رفتند که برای آخرین بار با او تماس داشته اند یا او را ملاقات کرده بودند. یکی از دوستان مقتول گفت: من و مقتول هر دو در کار خرید و فروش طلا و جواهرات بودیم. آقای مظفریان با توجه به سابقه و حرفه ای بودنش، اشیای عتیقه و طلا و جواهرات قدیمی را هم
شغلی با آهنگ زیبا ولی با تلخی های ناگفته بسیار
حافظ جنگل ها هستم و با جان و دل و سلامت و تمام وجودم در برابر تمام متخلفانی که قصد آسیب رساندن به این نعمت های خدادادی و انفال را داشته باشند تمام قد می ایستم. نام، شغل و وظیفه من از دور بسیار زیباتر از چند سطری است که در نوشته ها می آید. همه دوست دارند جای من باشند؛ عنوان جنگلبان را یدک بکشند؛ با لباس من در عرصه های طبیعی عکس بگیرند و در فضای مجازی منتشر کنند؛ اما نزدیکتر که بیایی می بینی تلخی
دو همسفر
امروز نه آغاز و انجام جهان است/ ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است هر هفته در ستون گام زمان یادداشت هایی درباره پدر ومادرم که اسطوره زندگیم بودند و فرزندانم که امیدهای زندگیم هستند و سفرهایم که بهترین آموزگار من است و... خواهم نوشت. امیدوارم مقبول طبع مشکل پسند شما خوانندگان روزنامه وقایع استان واقع شود. زهرا سلیمی دو همسفر به نام لوح و قلم سوگند به
روایت تلخ زنان کولبر و غم برنگشتن مادر
را ننویسید. بچه هایم دوست ندارند درباره کارم صحبت کنم. آن ها راضی نیستند، اما چه کنم؟ چاره ای نیست. زندگی نمی چرخد. 2 پسر دارم که یکی خرج زندگی خودش را هم به زور درمی آورد. آن یکی پسرم هم بیکار است و هیچ جا استخدامش نمی کنند. لیسانس دارد، اما چند سال است که یک کار خوب پیدا نمی کند. قبل از این که کولبری کنم، چند تکه طلا برای جهیزیه دخترهایم کنار گذاشته بودم، اما یک شب که مهمان بودیم، همه را بردند
اختصاصی/ گفت وگوی زنده یاد همایون خسروی دهکردی با خسرو سینایی/ سه میلی متر، راه زندگی من را عوض کرد!
ورودی آکادمی قبول شوم. همان سال هم در رشته معماری در دانشکده فنی وین نام نویسی کردم. سه سال من معماری و آهنگ سازی را با هم ادامه دادم. طی آن سه سال، نزد رئیس بخش آکاردئون کنسرواتوآر وین هم به طور خصوصی آکاردئون یادمی گرفتم. پس معماری هم می خواندید. بله. 4 سال خواندم. تا مقطع لیسانس. شهرت شما بیشتر به خاطر موسیقی است. خیلی ها اصلاً می گویند که من موسیقی
مردی که آمده بود نگذارد باران مرثیه ای گمشده را بشورد و با خود ببرد/ سینماگران اصیل (بخش هشتم)/ خسرو ...
لهستانی آمده به ایران در زمان جنگ جهانی دوم، وارد سینمای او شد. این کلام هم اما به شعر آمیخته بود. چیزی بود که نوستالژی تصاویر فیلم را عمیق تر می کرد. از سینماگری حرف می زنیم که تجربیاتش در کار با فرم در فیلم مستند را به فیلم داستانی آورده و چیزی خلق کرده که خاص سینمای او شد و خارج از این سینما معنا نداشت و غیر قابل تقلید بود. فیلمسازی که شناخت کاملی داشت از ریتم در یک اثر تجربی. ریتم