حرفهای احساس برانگیز کریستیانو در دوبی
سایر منابع:
سایر خبرها
مشهورترین داستان های کریسمس
خواست. رودولف از این که به بابانوئل کمک می کند بسیار خوشحال شد. رودولف کوچک اما شجاع آن ها را در آن باد شدید و مه غلیظ برد و دیگر گوزن ها هم مثل یک تیم همه تلاش شان را برای سریع تر پرواز کردن انجام دادند. تا طلوع آفتاب و از بین رفتن مه، بابانوئل هدایای همه بچه های جهان را رسانده بود. بابانوئل برای شجاعت رودولف به او مدال افتخار داد، او جوان ترین و البته شجاع ترین گوزنی بود که
با این معلم افسانه ای ایران آشنا شوید
همراه خانواده اش زندگی می کرد. گرچه مأموریت خود را کشف روستاهای دورافتاده و شناسایی دانش آموزان جدید می داند اما گاهی هم دلش طاقت نمی آورد و دوباره به مدرسه های قدیمی برمی گردد؛ مثل سال 84 که برای بار دوم به روستای تنگ لیشه می رود: تعداد دانش آموزانم 20 دانش آموز شده بود. وقتی فهمیدم معلم ندارند، دلم نیامد بچه ها از درس و مشق عقب بمانند. به این مدرسه برگشتم و بعد از آن به روستاهای چال
وقتی حواس حاج قاسم به همه چیز هست/ ازدواج مجدد همسران شهدا خوشحالش می کرد
لبخند گفت: او را شهید کنی چه می کنی؟ گفتم: حاجی! خدا بزرگ است. گفتند بچه را بیاور می خواهم ببوسم. سفت و محکم می بوسید و چند بار بعد با خنده گفت: من عادت دارم بچه هرچه کوچک تر باشد محکم تر می بوسمش. محمد هادی فرزند شهید، کنارم گوشه ای نشسته بود. سردار نگاهش کرد و گفت: آقا محمد هادی ما چرا نمی آید جلو؟ محمد هادی برای اولین بار که کسی را ببیند، خیلی غریبی می کند، اما سردار گفتند: پاشو بیا
پس از نُه سال همچنان بایکوت ها ادامه دارد/متأسفم برای مسئولینی که جلوی این گستاخی ها را نمی گیرند
سرمنزل این کار صحبت کردیم. به این نتیجه رسیدیم که واقعاً دلش خون بود یک خواهر و برادر مثال بچه های این سرزمین، در روی هم بایستند و به صورت هم چنگ بکشند. واقعاً دلش می خواست کار را به یک آشتی ملی برساند. واقعاً فیلم در این راستا ساخته شد. به جای زنده باد مخالف من، فُحشِ ناموس دادند وی افزود: متأسفانه ندیده قضاوت و تحریم کردند. به من ناسزا دادند و هنوز هم اصرار دارند این فیلم را
اگر امید نباشد باید برویم و بمیریم/همسرم فرزانه کابلی به من گفت هادی متوجه هستی داری با خودت حرف می زنی؟
دلگرمی دادن به بچه های تئاتر بود که بدانند ما هنوز باهم هستیم و به زودی کار می کنیم، اما چند هفته که گذشت، یواش یواش باورم شد که این ویروس لعنتی فعلا با ما هست و نمی توانیم برایش کاری بکنیم. ساعت ها از صبح تا غروب می رفتم دفتر کارم و تنها می نشستم و مثل خیلی های دیگر، می رفتم سراغ کلی کتاب نخوانده ای که در کتابخانه و کلی فیلم ندیده ای که در آرشیو داشتم. بعد از مدتی دیدم کم کم از فیلم هم بدم می
آرزو دارم روستانشین شوم
قرار نیست هر سال چیزی جدید اضافه کنیم. هر سال عید کادو می خریم. کادویی که بابانوئل می آورد و زیر درخت می گذاریم و به بچه ها هدیه می دهیم. شیرینی های مختص سال نو و عید پاک مثل گاتا و نازوک که بیشتر مختص ارامنه است تهیه می کنیم. امسال که این جشن با حضور ویروس کرونا توام شده چه توصیه ای به هموطنان تان دارید؟ امسال شرایط کرونا باعث شده هر فردی در خانه خودش جشن بگیرد و همه باید پروتکل
مجسمه هایی برای ثبت رنج زنان و مردان کوله بر در ایران
است می پردازد. او خود در این باره به من می گوید: غم و درد در این سرزمین، تاریخی دراز دارد و رنج با زندگی مردمان ما عجین شده است. ولی من این درد و رنج را دوست دارم. چون آگاهی بخش است و فهم مضاعفی به انسان می بخشد و به قول آلبر کامو پیروزی در آگاهی است. برای من نیز در زندگی ام چنین بوده است. تلاش بسیار همراه با تجربه مسیرهای بیراهه؛ بیراهه نوردی و باز برگشت به راه درست. جز تجربه برای فهم
زندان زنان قرچک از نمای نزدیک
سالن زندان شدیم، سالنی با سقف بلند، نورپردازی خوب، تابلوهای قشنگی از آبشار و جنگل و مناظری که شاید آه حسرت به دل زندانی بنشاند. نگهبانان زن که گویا پاس یار نام دارند با کمی دستپاچگی به مسئولان خوشامد می گفتند. رئیس سازمان زندان ها از آنها سوالاتی می کرد و آنها مثل دانش آموزی که معلم از او درس می پرسد، بریده بریده و تند تند پاسخ می دادند. به خواست دبیر ستاد حقوق بشر به سمت سالن زندانیان
محمود فکری در آنتن - پاسخ به همه سئوالات
بازیکنان تازه واردی که در مورد آن ها صحبت کردید رشید مظاهری ملی پوشی است که در مسیر درستی قرار دارد و ازنظر شما کدام بازیکن فضای حضور در تیمی مثل استقلال را بیشتر درک کرده است؟ فکری- اکثر بچه ها که آمدند مثل حسین مرادمند، مهدی مهدی پور، محمد نادری خوب کارکردند. در مورد متین به هرحال بازیکن بسیار جوانی است و احتیاج به زمان بیشتری دارد اما بااین حال خوب کارکرده است. شاید تنها بازیکنی که تا حدی
داستان/نفس گیر
، کل آدم های عالم هم از پس اش برآیند. شرجی تنگ غروب، با غلظت همیشگی اش از میان هرچه هست و نیست عبور می کند وخودش را می چسباند به سطوح هر چه سرراهش باشد، بدجور هم می چسبد، صد رحمت به سریش. با پای راستم که نه، با پای چپم، قوطی فلزی نوشیدنی قُلُپ شده ای را لگد می زنم. یک متر ونیمی به جلو تر از خودم ،پرت می شود. صدای پرت شدن قوطی فلزی قلپیده، را نمی شنود. شاید هم می شنود وخودش را به کرگوشی زده است.
(گزارش ویژه) بازار گرمی همراه بیمار، در روزهای سرد کرونایی / از جبر روزگار تا ریسک مرگ و زندگی!
کار نظافت در منازل را انجام می دادم. اما بعد همراه بیمار شدم. شرایط اقتصادی امروز بسیار سخت است و سیر کردن شکم چهار بچه سخت تر. زهرا دستمزد کمتری می گیرد و به ساعتی 10 هزار تومان هم قانع است. می گوید: همه چیز که پول نیست. بعضی از خانواده ها دستشان تنگ است و من تا آنجا که بتوانم با آنها کنار می آیم. بعد از این گفتگوی تلفنی سری به ایستگاه پرستاری بخش می زنم و از پرستار بخش راجع
اظهارات جالب کریستیانو در دوبی/رونالدو: دلم برای هو شدن کریستیانو هم تنگ شده!
پایم به توپ می خورد صدای هو کردن بلند می شود، حتی این را هم دوست دارم. امیدوارم در سال 2021 بتوانند قوانین را تغییر بدهند و یک بار دیگر شاهد استادیومهای پر از تماشاچی باشیم". رونالدو که در مراسم گلوب ساکر در امارات به عنوان بازیکن قرن بیست و یکم انتخاب شده در ادامه صحبتهایش گفت:" وقتی آدم می بیند جوانها و بچه ها می خواهند مثل او باشند واقعا فوق العاده است. آنها مویشان را مثل موی من اصلاح
کاش بودند و مرا هو می کردند
دنیای اقتصاد : کریستیانو رونالدو، مهاجم فعلی یوونتوس و ستاره پیشین رئال مادرید با وجود همه دستاوردهایش بارها از سوی هواداران رقیب و حتی خودی هو شده است. او اما حالا آن قدر دلتنگ حضور مردم در استادیوم ها است که گفته کاش هواداران بودند و به او اعتراض می کردند: فوتبال بدون حضور تماشاگران کسالت بار است. حتی وقتی مردم مرا را هو می کنند هم خوشم می آید. وقتی به محض اینکه پایم به توپ می خورد صدای هو کردن بلند می شود، حتی این را هم دوست دارم.
کریستیانو رونالدو: می خواهم تا چند سال دیگر هم بازی کنم
موارد بدون یک تیم و مربی فوق العاده غیرممکن است. رونالدو همچنین در مورد بازی در شرایط کرونا تصریح کرد: بازی در ورزشگاه خالی خسته کننده است. ما بازیکنان به همه پروتکل ها احترام می گذاریم، اما آنها را دوست نداریم. من فوتبال را دوست دارم و برای خانواده، دوستان و هواداران بازی می کنم. به همین خاطر قوانین را رعایت می کنم، اما آن را دوست ندارم. امیدوارم در 2021 این قوانین تغییر کند و ورزشگاه ها پُر از تماشاگر شوند. چون فوتبال بدون تماشاگران هیچ است.
رکورد های کریستیانو رونالدو در سال 2020
سرزمین چکمه است. مطمئناً او کمی سرعت خود را از دست داده اما با سایر توانایی هایش آن را جبران کرده است. باور نمی کنید؟ فقط به تعداد رکوردهایی که کریستیانو رونالدو تنها در سال 2020 شکسته است، نگاه کنید. مثبت 50 پس از پیوستن به یوونتوس، در مصاحبه ای از کریستیانو رونالدو سؤال شد آیا دلتنگ لیونل مسی می شود یا خیر؟ گفت: شاید او دلش برای من تنگ شود. من در انگلیس، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال
جدایی؟ شاید وقتی دیگر
چند ساعت پس از اینکه کریستیانو رونالدو به عنوان بهترین بازیکن قرن21، رئال مادرید به عنوان بهترین باشگاه قرن و گواردیولا به عنوان بهترین مربی قرن در مراسم گلوب ساکر جایزه گرفتند، مصاحبه لیونل مسی با شبکه لاسستا به مناسبت پایان سال2020، بازتاب فراوانی در رسانه های بین المللی داشت. برای انجام این مصاحبه جوردی اِووله خبرنگار مشهور کاتالان به خانه مسی در کاستلدفلس بارسلونا رفت و هرچند نسبت به زمان
چگونه باید با یک کودک سوگوار رفتار کرد؟
که به دنیا می آیند، غذا می خورند، بزرگ میشوند روزی هم میرسد که می میرند و نمی توانند حرکت کنند، ببینند، بخورند، صحبت کنند یا هر کاری را انجام بدهند. ما در نبود آنها اندوهگین می شویم و حتی دلمان کمی برایشان تنگ می شود، ولی سرانجام فراموش می کنیم و به زندگی خودمان ادامه می دهیم. - درباره علت مرگ توضیح دهید برخی کودکان نسبت به سایر کودکان در مورد اتفاقی که برای بدن می افتد کنجکاوتر هستند
گفت وگو با سمیه خاوری، هنرمند و تصویرگر کتاب های کودکان
است. در این زمان ها سعی کردم از کارم کمی فاصله بگیرم و بعد گذشت مدتی و پذیرش واقعیت ها دوباره آن را ادامه دادم. درد ها وجود دارند، همیشه، به ویژه برای مردم افغانستان و مهاجران، ولی چاره ای نیست، باید ادامه داد. دوست دارم روزی را ببینم که بچه های تمام دنیا از یک زندگی شاد بهره مند باشند و دوران کودکی شادی را تجربه کنند. برای بچه های سرزمینم دنیایی عاری از جنگ و خشونت آرزو می کنم. به امید آن روز.
زلاتان: هیچ یک از 12 توپ طلای سوئدی ام را با توپ طلای فرانس فوتبال عوض نمی کنم!/ کاناواروی دیوانه با ...
همیشه در حال تمرین بود، مانند یک ماشین. برای میانه میدان، پاتریک ویرا و ژاوی را انتخاب می کنم که دو قهرمان بودند.ایبرا در یوونتوس با ویرا و در بارسلونا با ژاوی بازی کرد هرچند عمر هم تیمی بودنش با هر یک از این دو بازیکن طولانی نبود. او ادامه داد: تیم بارسلونایی که من به آن پیوستم واقعاً قدرتمند بود. شش ماه اول حضورم در آنجا فوق العاده بود اما بعد از آن دیگر احساس خوبی نداشتم و این هم به
کم حرف و پرکار بود
آن ها باشد. یقین دارم که عشق به زندگی نامه شهدا پای او را به این اردو ها باز کرده است. حالا پسرم با همان انسان های بزرگ محشور است و این تنها چیزی است که اندکی باعث آرام گرفتن من بعد از رفتن همیشگی او می شود. مادر محمد حسین این روزها دلخوش به همان چند عکس به جا مانده از پسرش است: ما عکس های زیادی از محمد حسین نداریم و این هم به خاطر همان علاقه اش به گمنامی و بینشان ماندن بود. حدود 9 سال از شهادت پسرم می گذرد و می دانم با وجود این که دوست نداشت کسی از او و کارهای خیرش حرف بزند هر از گاهی نام و یادی از او زنده می شود. همه این ها باعث دلگرمی من است و به داشتن پسری مثل او افتخار می کنم. ...
تصاویر | گذران زندگی با فروش دندان میت و کارتن خوابی | روایتی تکان دهنده از زندگی دختر 18 ساله در شوش
، اومدم مواد بگیرم و بروم. لیلا همچنان اصرار دارد که از آنها فاصله بگیریم، برای همین با باران به گوشه دیگری از پارک می روم و از او می پرسم چند سال دارد؟ می گوید؛ متولد 64 است و تا سوم راهنمایی درس خوانده و سپس ترک تحصیل کرده است. او ادامه می دهد: خانه ما بالای شهر است، بعد از اینکه ترک تحصیل کردم مادرم گفت برو یک هنری یاد بگیر، شاید بدردت خورد، اما من حوصله این چیزها را نداشتم و فقط با
لیونل مسی: با بارسلونا رابطه عاطفی دارم
. 10 نفر یا بیشتر. فرزندان: الان سه فرزندم باعث می شوند تا کمتر فرصتی برای استراحت در خانه داشته باشم. سه تا هستند و همیشه در خانه دنبال شان هستم و هر کدام هم شخصیت خاص خود را دارند که بیش از هر چیزی مرا تحت تاثیر قرار می دهند. ورزشکاران مورد علاقه و تحسین برانگیز: تعداشان زیاد است. رافا نادال، راجر فدرر، لبرون جیمز... خیلی ها. در فوتبال کریستیانو رونالدو را تحسین می کنم و هر ورزشکار برجسته ای در
مسی: دوست دارم در لیگ آمریکا بازی کنم/ حضورم در رئال مادرید غیرممکن است
این ناممکن را ممکن می کردند تا ما هدیه مورد علاقه مان را داشته باشیم. همچنین پیراهن تیم نیوولز اولدبویز را هدیه گرفتم. در مجموع بابانوئل کارش درست بود. کاپیتان آلبی سلسته درباره ورزشکارانی که تحسین شان می کند، اظهار کرد: رافائل نادال، راجر فدرر و لبران جیمز را تحسین می کنم. در همه ورزش ها یک ورزشکار برجسته وجود دارد که قابل تحسین است؛ کریستیانو رونالدو در فوتبال چنین است. تمام ورزشکارانی
مدرنیته بی حوصله مان کرده است!
تخیل یا ابتکار ندارید یا آنقدر خوشبخت نیستید که شغلتان با احساساتتان هماهنگ باشد، مثل زمانی که بچه بودید و غرولند می کردید که حوصله تان سر رفته و کاری ندارید که بکنید و آن وقت بود که بزرگ تر ها از کوره در می رفتند. آیا ملال قابل اندازه گیری است؟ تفسیر ملال یک چیز است و اندازه گیری آن چیزی دیگر. در دهه 1980، نورمن ساندبرگ و ریچارد فارمر، دو محقق روانشناسی در دانشگاه اورگون، یک
نگاهی به زندگی شهید پرویز رعایت کننده فلاح
سال 1356، پرویز راهی خدمت سربازی شد و در ادامه ی دوران سربازی هنگامی که فقط سه ماه به پایان خدمتش مانده بود به دستور حضرت امام (ره)، مبنی بر تخلیه ی پادگان ها، پرویز هم از محل خدمتش فرار کرد و به رامسر آمد: در دلش غوغایی بود. احساس می کرد اتفاق جدیدی در حال رخ دادن است. می دانست با حضور آن پیر و مراد با تدبیر و مهربان، کشورش آرامش واقعی را تجربه می کند و مردم ستم دیده و مستضعف روزگار خوبی پیدا
اشعار شهادت حضرت زهرا (س)_ فاطمیه اول
مرطوب شهر ما حس می شود حضور شما موقع اذان... این شعر را بگیر و برای فرشته ها با لهجۀ خدا و صدای خودت بخوان حسن بیاتانی: و قصه خواست ببیند یکی نبودش را بنا کند پس از آن گنبد کبودش را خدای قصه یکی بود و سخت تنها بود یکی نبود و خدا در دلش سخن ها بود یکی نبود که جانی به داستان بدهد و مثل آینه او را به او نشان بدهد یکی که مثل خودش
محمدرضا هدایتی و پسر بزرگش هامون / عکس + بیوگرافی
طور حتم اگر تکراری بود مخاطب آن را پس می زد. وی ادامه داد: البته خود من همیشه تلاش کردم که خیلی با روند بازار حرکت نکنم و اتفاقا سخت گیری های زیادی در این زمینه داشتیم، به ویژه اینکه بر سر تولید آلبوم اولم این سخت گیری بسیار زیادتر از حد تصور بود. این آلبوم وقتی در سال 87 منتشر شد زمانی بود که شیوه تکنو تازه وارد ایران شده بود و به نوعی خود را به عنوان یک مد در جامعه موسیقی مطرح کرد
خاطرات مسجدی از نهضت سوادآموزی
پشتمان زخمیمان می کرد. با این حال دو سال توی همان وضوخانه، به خانم های آن محل درس دادم. پاتوق پشتیبانی بار بسیج دوباره رسید. گذاشتیمشان گوشه مسجد تا پس از کلاس، بنشینیم پایشان. یکی از سوادآموزان پیشنهاد کرد همه خشکبار را قاطی کنیم و توی هر پلاستیک مقداری بریزیم. روز بعد درس که تمام شد، نشستیم به نوشتن نامه. حالا دیگر خانم ها نوشتن را یاد گرفته بودند. هر کس هر چه دلش می خواست