آخرین شعر شهید فتنه 88 (حدیث دشت عشق)
سایر منابع:
سایر خبرها
سرنوشت تکان دهنده دختر لاکچری تهران/ نیکو در کابوس اعدام
. شوهر دوستم آشپزخانه شیشه داشت و من هم در کار پخش مواد مخدر بودم. وقتی برای پخش مواد شب ها دیر به خانه می آمدم، شوهرم بو برد که ماجرا از چه قرار است. به اتهام قاچاق به اعدام محکوم شدم تو گفتی که وضع مالی بدی نداشتی. چرا به کار خلاف رو آوردی؟ خانواده ام نمی دانستند اعتیاد دارم. شوهرم هم بیکار بود. برای تامین مخارج اعتیادم مجبور شدم. بعد چه شد؟
حلب به فرماندهی شهید حاج قاسم چگونه فتح شد؟
بودم که خبر شهادت حاج قاسم را بشنوم، چون دیگر متعلق به این دنیا نبود. رفتارش هم این را نشان می داد. حاج قاسم خودش گفت من هروقت دلم می گرفت می رفتم پیش آقا روحیه می گرفتم. شک ندارم که اگر از آقا هم بپرسید هر وقت دلت می گرفت چه می کردی، می گفت: حاج قاسم را که می دیدم دلم باز می شد. حاج قاسم این گونه بود. در سخت ترین شرایط می رفت و دستورات حضرت آقا را اجرایی می کرد. تمام دنیا گفتند بشار باید
قیصر چگونه ساخته شد؟ / بهروز وثوقی: پیشنهاد کاراکتر قیصر را من به مسعود دادم
/> کیمیایی: کلیت این قالب ها موجود است. مسئله مهم تلفیق بین روان نگری ذهنی با آدم هایی است که گاهی شخصیتی نیمه افسانه ای دارند. قیصر ممکن است در حال حاضر موجود نباشد اما نمی توان منکر وجود او شد. او در حدی از واقعیت و افسانه قرار دارد. آقای بهروز وثوقی! به نظر تو شخصیتی که تو در قالب آن فرو رفتی (قیصر) برای تو بیش تر جنبه افسانه ای داشت یا حقیقی، یعنی فکر می کردی که خودت آدم ملموسی هستی
قیصر چگونه ساخته شد؟ / بهروز وثوقی: پیشنهاد کاراکتر قیصر را من به مسعود دادم
قالب های موجود را با آوردن حوادث به مسیری ک خودت می خواهی بکشانی؟ کیمیایی: کلیت این قالب ها موجود است. مسئله مهم تلفیق بین روان نگری ذهنی با آدم هایی است که گاهی شخصیتی نیمه افسانه ای دارند. قیصر ممکن است در حال حاضر موجود نباشد اما نمی توان منکر وجود او شد. او در حدی از واقعیت و افسانه قرار دارد. آقای بهروز وثوقی! به نظر تو شخصیتی که تو در قالب آن فرو رفتی (قیصر) برای تو بیش
گفت وگو با قاتل موبایل فروش اسلامشهری پیش از اعدام در ملأ عام + فیلم و عکس
لحظه که در مغازه موبایل فروشی بودیم فقط می خواستم زودتر آن نقشه لعنتی تمام شود و از آنجا برویم. خیلی ترسیده بودم. اولین بار بود دست به سرقت می زدم. حتی اولین بار بود که چاقو دستم می گرفتم. آن نقشه لعنتی را چه کسی کشیده بود؟ پیشنهادش را من به دوستانم دادم. یکی از دوستانم به اسم امید با من وارد مغازه شد و یکی دیگر جلوی در مغازه ایستاد تا کشیک بکشد. قرار بود از فروشنده بخواهیم
بزرگ ترین سیدجمال شناس ایران و جهان
قبل از انقلاب برمی گردد، کتابی خوانده بودم به رسم تحقیق در اربعین که نوشته آیت الله قاضی بود، نماینده امام در آذربایجان که بعد از انقلاب نخستین امام جمعه تبریز شد و توسط منافقین هم به شهادت رسید. این کتاب حدود 700 صفحه در قطع وزیری بود، من آن را خوانده بودم و سؤالاتی داشتم که دلم می خواست از خودشان بپرسم، یک بار که خدمت استاد بودم، موضوع را به ایشان عرض کردم؛ اواخر خردادماه بود، گفت
پنج شنبه های شهدایی| از وظیفه شناسی در اکران فیلم عمار تا شهادت در خان طومان
. و اینک باید از خودمان بپرسیم، رسالت ما در ایام فاطمیه و روزهایی که منتهی به شهادت سردار دلها و چهلمین روز شهادت دانشمند هسته ای شهید محسن فخری زاده و نیز ایام حزن از دست دادن شهیدی چون سردار استوار محمودآبادی و آغاز به کار یازدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار و شدت گرفتن خطر تحریف است، چیست؟ هرساله با قرار گرفتن در این ایام، یاد و نام شهید حمید قاسم پور در تمام برنامه های جشنواره
حاج قاسم دوست داشت شهادتش به دست کفار باشد/ گفتم مواظب خودت باش
شهید سلیمانی بسیار زیاد است. با حداقل تلفات و هزینه عملیات می کردند و بهترین نتیجه را می گرفتند. حاج قاسم مواظب خودت باش! من معتقدم در همه این سال ها با شهدا در ارتباط بود. تیپ دوم لشگر ما در سیرجان بود. در حال حرکت به سوی سیرجان بودیم. شهید فرمودند: دیشب حاج یونس زنگی آبادی که در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید را در خواب دیدم، سه بار خواب دیدم گفت: حاج قاسم مواظب خودت باش. گفتم
نقش بی قراری حاج قاسم بر بوم نقاشی/ از نذر نقاشی تا هدیه به سردار قاآنی
هدیه دهیم. اگرچه این مسیر سخت است اما اگر توفیقی باشد حتما راه باز می شود. طاوه ئی از نقطه عطف این طرح پرده دری می کند و می افزاید: انگشتر سردار نقطه عطف این نقاشی است به طوری که بعد از شهادت حاج قاسم عکس دست ایشان در فضای مجازی صدها بار بلکه هزاران بار منتشر شد بنابراین مصمم شدم انگشتر سردار در این نقاشی لحاظ شود. قبل از طرح سردار از شهدا طرح زده و نقاشی کرده بودم اما نقاشی سردار حس و
ناصر چشم آذر؛ در رگ هایش موسیقی جاری بود
رابطه ای که می رفت تا به عشق و عاشقی راه بدهد سخت پرهیز می کرد و تنهایی را خوش تر می داشت تا هم خانه شدن با همسری که همسر نباشد و وبال گردن باشد. اما سرانجام به قول استاد سخن همه عمر برندارم سر از این خمار مستی/که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. و سرنوشت این بود که ناصر اندکی پیش از پنجاه سالگی عاشق سینه چاک دختری شد که می توانست به سن و سال همان دختر رؤیاهایش باشد. بعد از سال
مرد فداکار چطور جوانی را از مرگ نجات داد؟
آن شرایط سخت به من داد. جثه او نسبت به خودت بزرگ تر بود یا کوچک تر؟ از من لاغرتر و کم سن و سال تر بود و آخرش هم نفهمیدم که چرا قصد خودکشی داشت. قبلا هم چنین اتفاقاتی برایت رخ داده بود؟ جوان تر که بودم ورزش های رزمی کار می کردم. عاشق عملیات نجات بودم و از 16سالگی، هر وقت آتش نشانی یا هلال احمر دوره های آموزشی می گذاشتند، شرکت می کردم. دوره های امداد و نجات را دیده بودم و
گفتگو با تنها مجری نوجوان افتخاری حرم امام رضا (ع)
، 6 جزء از قرآن را حفظ کردم. هدفم حفظ کل قرآن است. تا قبل از کلاس پنجم، ساکن قزوین بودم و کلاس چهارم در مسابقات حفظ قرآن در آن استان اول شدم. کلاس پنجم که به مشهد آمدیم، در ناحیّه ی2 آموزش و پرورش، مقام اوّل و در سطح استان خراسان رضوی، مقام دوم مسابقات حفظ قرآن را کسب کردم. از عروسک هایت برایمان بگو. از کلاس ششم ساخت عروسک روسی را از مادرم یاد گرفتم و بعد، با خلّاقیّت بیشتر، علاوه
داستان انار
برداشته بودم و در زیر برگها پنهان کردم. آنگاه رفت و انار را آورد و بهحضرت علی علیه السلام داد. آن حضرت چهار درهم به شمعون داد . او گفت: قیمتش، نیم درهم است. امام فرمود: همسرت این انار را برای خود ذخیره کرده بود تا روزی از آن نفع بیشتری ببرد. نیم درهم مال خودت و سه درهم و نیم هم مال همسرت. آن حضرت در برگشت به طرف منزل، صدای ناله درمانده ای را شنید، به دنبال صدا رفت، دید مردی غریب و بیمار
اگر امید نباشد باید برویم و بمیریم/همسرم فرزانه کابلی به من گفت هادی متوجه هستی داری با خودت حرف می زنی؟
قرار می دهیم و باید درآمد بهتری در نظر بگیرند اما وقتی بحث مالی پیش آمد دیدم میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. این شد که بازی در این سریال را نپذیرفتم و در خانه ماندگار شدم. گه گاه یکی از نمایشنامه هایی را که قبلا کار کرده بودم در خانه برای خودم شروع به بازخوانی می کردم. یکی دو بار فرزانه (کابلی- همسرم) به من گفت هادی متوجه هستی داری با خودت حرف می زنی؟ گفتم من دارم پی اس را از
ضرب شست پلیس به 670تبهکار
. بخت با من یار بود که او حالا زنده مانده است هرچند که در بیمارستان بستری شده و تحت درمان است. چند نفر را زخمی کردی؟ فقط همین یک نفر بود، من تازه دزدی را شروع کرده بودم. 3روز بود که سرقت می کردم و درست روز سوم گیر افتادم. انگیزه ات چه بود که در این سن و سال کم تصمیم به سرقت گرفتی؟ به خاطر تهیه قسط وام خانه خواهرم. او چند روز قبل حدود 2میلیون تومان پول از من خواست تا قسطش را
ماجرای 18 روز محاصره حاج قاسم در حلب
سپاه) و دوستان دیگر صحبت کرده بود. خلاصه با رفتن ما موافقت شد و من از دانشگاه امیرالمومنین (ع) تودیع شدم و دو سه روز بعد به سوریه رفتم. آقای اسدی در سوریه تصمیم گرفته بود تا از رسته ها استفاده کند و برای توپخانه هم بنده را پیشنهاد داده بود. * چه تاریخی بود؟ هشتم آبان سال 93. یادم هست وقتی به سوریه رسیدم، شب تاسوعا بود. * یعنی تقریبا 2 سال پس از ماموریت
میهمان سفره کارتن خواب ها
سعیده ساجدی نیا | شهرآرانیوز؛ سکته مغزی کرده بود و حافظه اش قطع و وصل می شد. روی مبل کنار من نشسته بود و با نگاهی سرشار از عشق و مهر مادری به من می گفت: فاطمه؛ من مُرده ام... الان فقط به خاطر تو نفس می کشم که تو احساس تنهایی نکنی! به او می گفتم: مادر، من چند سال خارج از کشور و دور از تو زندگی کرده ام و به تنهایی عادت کرده ام... می گفت فکر می کنی دخترم! اون تنهایی ها یک چیز هست، تنهایی بعد از من
با ورزش به جسم شیمیایی شده ام جان بخشیدم
جانباز جنگ تحمیلی روز های زیادی را به هنگام غروب دیده بان بوده و لحظه های غروب زیبایی را هم در خاطر دارد، اما در یکی از همین غروب ها دلش می گیرد و رو به آسمان می کند و با آسمان درددل می کند. اما خودش هم نمی دانسته که چرا چنین تلخ و گزنده با آسمان صحبت کرده. او در این باره می گوید: غروبی بود و سرپست دیده بانی بودم. لحظه غروب غم بزرگی به دلم نشست. رو به آسمان کردم و گفتم آسمان تو چرا خراب نمی شوی
کدام شهید به حاج قاسم بشارت شهادت داد؟
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو ، بامداد روز جمعه سیزدهمین روز از دی ماه سال 1398 بود که سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس و ابومهدی المهندس معاون سازمان الحشد الشعبی عراق به همراه 8 نفر دیگر در مسیر فرودگاه بغداد در اقدام تروریستی کاخ سفید و به دستور "دونالد ترامپ" رئیس جمهوری آمریکا و با شلیک از پهبادهای ارتش این کشور، به شهادت رسیدند. خبر شهادت حاج قاسم نه تنها مردم
اذعان فرماندهان آمریکایی به ابعاد مختلف شخصیتی سردار/ تغییر تاکتیک حاج قاسم سبب آزادسازی حلب شد
افزود: دشمن بیکار ننشسته است، بلکه شبانه روز در اتاق فکرهایشان برای ممکلت ایران و جوانان در حال پهن کردن دام هستند، بنابراین در چنین موقعیتی وظیفه ما این است که هوشیار و گوش به فرمان ولایت فقیه باشیم. وی اضافه کرد: فتنه های سال 88 به اقتصاد، معشیت مردم، بنیان فرهنگی و اجتماعی ضربه های زیادی وارد کرده است و اینکه امروز ما توانسته ایم روی پای خودمان بایستیم بیانگر این است که با انتخاب راه درست این
درباره رقیه چهره آزاد
مادر سینمای ایران در 10 دی 1373خورشیدی در 87 سالگی دیده از جهان فروبست. 1- محبی، حسین، فرهنگ جامع زنان بازیگر ایران، تهران: موسسه بهشت اندیشه، 1380، 148 2- اطلاعات هفتگی: سال شانزدهم، شماره 764، 7 اردیبهشت 1335، ص12 3- برای اطلاع بیشتر ر. ک:فرهنگ هنرمندان ایران: پژوهش و نگارش عبدالرفیع حقیقت (رفیع)، تهران، نشر کوهش، چاپ اول 1383، ص 147 و امید، جمال: فرهنگ سینمای ایران، تهران، انتشارات نگاه، چاپ دوم 1377، ص 142؛
روایت ساخت باران عشق
فکر بودم که چه کنم سر از قالب موسیقی پاپ درنیاورم؛ اما روند کار طوری باشد که بکر و تازه باشد. چند ماهی فکرم مشغول بود و در نهایت به این فضا نزدیک شدم. یکی از ملودی های قبلی ام را که در سال 66 برای فیلم محموله ساخته سیروس الوند ساخته بودم، پایه این کار کردم و کار را براساس آن چیدم. وقتی ملودی ها را می نوشتم دلم می خواست به موسیقی های 30، 40 سال پیش و فضا و درگیری های عاطفی آن زمان نزدیک شوم.
اعترافات تکان دهنده مردی که همزمان 4 نفر را کشت/ 2 نفر از مقتولین دختران جوانش بودند!
گرداند. اعترافات قاتلی که در جایگاه دفاع در دادگاه همه چیز را انکار کرده بود و حالا می خواهد پرده از راز جنایت هولناک خود بردارد باید شنیدنی باشد. از شب حادثه بگو. یک هفته ای می شد که همسرم از خانه قهر کرده بود. از او خبر نداشتم و نمی دانستم کجاست. جواب تماس ها و پیام های من را نمی داد. بعدا در پرینت تماس ها متوجه شدم که شب آخر به او حدود 300 پیامک زده بودم که جواب نداده بود
روایتی همسرانه از ابوزینب در سوریه و تهران +عکس
. ابوزینب در پاییز سال 1396 به شدت مجروح شد و تا مدت ها عوارض ناشی از جراحت در سوریه را تحمل کرد تا اینکه در روز هفتم دی ماه 1398 به همرزمان شهیدش پیوست. گفتگوی تفصیلی تسنیم با همسر شهید ابوزینب در نخستین سالگرد شهادت او در ادامه می آید: * شما و شهید ابوزینب چه زمانی به ایران آمدید؟ من از ابتدا ایران بودم. پدر و مادرم ایران ازدواج کردند. اما خانواده جعفر در سال 82، یعنی همان
خداونداتو راسپاس که به من اجازه درک وسربازی خمینی کبیر راعطا کردی/شکرگزارم که مرا درمسیر خامنه ای عزیزکه ...
چشمم، با اشک و آه یاد شدند. عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران. عزیزم! من از بی جاقراری و رسوای ماندگی، سر به بیابان ها گذارده ام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در
اصغر عبدالهی؛ قصه بازِ قهار و قصه نویسِ قَدَر
ای جذاب بود. عاشق داستان بودم، جوان و جویای نام. هر داستان خوبی که می خواندم، دلم می خواست نویسنده اش را ازنزدیک ببینم. عصر تابستانی بود. به گمانم سال 68، عصر تابستانی شیراز. رفته بود م چهارراه پارامونت، اول خیابان قصرالدشت. کتابفروشی بازار کتاب که آن روز ها مدیرش دوست دیرینم شاعر و مترجم معاصر کیوان نریمانی بود. کیوان نشسته بود پشت میز. مردی با مو های جوگندمی نشسته بود کنارش
چرا دوست پسر ، نه
دونی الان کجاست؟ درحالی که گریه می کند و اشک هایش آرام و قطره قطره روی گونه هایش می ریزد، می گوید: چند روز پیش که با دوستم تلفنی صحبت می کردم، می گفت که با دخترخاله اش عقد کرده و قرار است چندماه دیگر عروسی کنند. می گویم: پس معلوم می شود که چندان هم به تو علاقه نداشته. شانه هایش را بالا می اندازد و پاسخی نمی دهد. می گویم: چطور با هم آشنا شدید؟ می گوید: یک بار که به خانه دوستم رفته بودم با او آشنا شدم
زخمی های فتنه 88 که شهید مدافع حرم شدند/فتنه گران با چاقو به جان شهید صدرزاده افتادند
از حریم حرم به شهادت و جانبازی نائل آمدند و بیشتر شناخته شدند. در اتفاقات سال 88 شهدای مدافع حرم زیادی بودند که با واکنش نسبت به مسائل اتفاق افتاده در روز عاشورای 88 از ولایت و کشور دفاع کردند. در ادامه به معرفی تعدادی از شهدای مدافع حرمی می پردازیم که در روز عاشورای 88 در مقابل فتنه گران ایستادند. پیکرش را از زخم های روز عاشورا شناختیم بسیاری از شهدای مدافع حرم
مدافعان سلامت مانند رزمندگان دفاع مقدس، دست از عزیزان شان شستند و به میدان مبارزه رفتند
در بخش داخلی زنان مشغول به فعالیت شدم، سپس به آی سی یو داخلی منتقل شده و شش ماه در آن بخش مشغول فعالیت بودم. بعد به بخش post ccu بخش قلب منتقل شدم و به عنوان جانشین سرپرستار فعالیت پرستاری خود را ادامه دادم. نوید شاهد سمنان: از زمان شروع بیماری کوید 19 در کدام بخش از بیمارستان مشغول خدمت هستید؟ شریفی: از زمان شروع بیماری کرونا از سال 98 در بخش ایزوله عفونی و سپس در بخش آی سی یو