سایر منابع:
سایر خبرها
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم!
/> همسر شهید: از آقای اکبری، از آقای جوادی، از آقای سلطانی، از آقای درخشنده مشهد و... دفترچه مداحی شهید محمدرضا سیفی **: جواب آنها چه بود؟ همسر شهید: فقط می گفتند هستش، می آورندش؛ فقط می گفتند شهید شده و می آورندش. اما تا امروز پیکرش را نیاورده اند. یک شب خیلی بیقراری می کردم؛ خواب دیدم خواهرشوهرم جلوی خانه مان است و داخل جوب راه می رود، بعد سه نفر از مردم هم
فرار عروس 2 جنسه از حجله
، معمولاً در دفاتر قانونی انجام می شود.عروسی ریشه در اعماق پیش از تاریخ دارد. این جملات بخشی از اظهارات جوان 23 ساله ای است که با دلی پر درد اما قلبی مالامال از امیدواری و عشق به زندگی پا به دایره اجتماعی کلانتری شفای مشهد گذاشته است. او در شرح مشکلش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت : از همان دوران کودکی با دیگر همسن و سالانم متفاوت بودم. من دختر بودم اما روحیات مردانه و پسرانه
تحفه ای از خادمان مردم به عشق مردم
بستگان میت گوش هفت آسمان را کر میکند راستش کمی ترسم ریخته بود حالا که فهمیده بودم کجام و همنشین کیم شم خبرنگاریم گل کرد و دوست داشتم چندتا سوال بپرسم اقا رضا روزی چندتا جنازه میارن این سردخانه ؟ در ایام کرونا خیلی زیاد خیلی وقتا اینقدر سرمون شلوغ میشه که شبا از فرط خستگی و آرتروز زانوهام نمی تونم بخوابم حقوق مزایا چطوره خوبه کفاف میکنه ؟ خدا
زن مبارزی که همسرش مأمور شهربانی بود/بخاطر عکس امام، خانه ام را سنگباران کردند
کنار مبارزین بوده و جوانان را برای شرکت در راهپیمایی ها و مبارزه علیه حکومت ستم شاهی تشویق می کرده است. خلاصه ای از زندگینامه و بخشی از خاطرات دوران انقلاب او را مرور می کنیم: من در سال 1330 در یک خانواده مذهبی متولد شدم، دوران کودکی ام از آن جایی یادم است که عاشق دسته جات و هیات های حسینی بودم، وقتی در ماه محرم سنج و طبل محرم نواخته شده و شبیه خوانی اجرا می شد واقعا حس می کردم
نیمه بهمن ماه 57 به روایت اسناد| روزی که اجازه شلیک به مردم صادر شد و 30 اصفهانی به شهادت رسیدند
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان ؛ ما جوان ها روزهای پرالتهاب و سراسر شور و هیجان و شجاعت زمستان 57 را ندیده ایم و به ناچار برای درک آن روزها متوسل به اسناد و مصاحبه هایی می شویم که از پیشگامان انقلاب و یا از طرف مقابل نیروهای ساواک به جا مانده است. تقویم انقلاب اسلامی به 15 بهمن رسید و آنطور که پیشگامان این راه برایمان تعریف کرده و یا از اسناد به دست ما رسیده، پانزده بهمن ماه سال 57
رونمایی از خاطرات امیر عابدزاده از روز های حضورش در اروپا
مسیر می رفتم و تکاملم را طی می کردم. نشد و به ایران آمدم و چند سال در ایران بودم. شاید سال های عالی من نبود، اما سنم هم کم بود و آن قدر جا نیفتاده بودم که به دروازه بانی نوزده ساله در لیگ برتر بازی بدهند. می دانستم اتفاقات بزرگ از راه می رسند توقعات از من زیاد بود و البته خودم هم توقع زیادی از خودم دارم. راه آهن هم در سال دوم وضعیت عجیبی داشت و ساعت دو شب رفتیم قرارداد
روایت سردار اسحاقی از مبارزات انقلابی
؛ یعنی برای هدایت و فرماندهی سیستم های نظامی واکنش سریع خودش دایر کرده بود. قدرت این سیستم خیلی بالا بود. به هرحال نمی دانم چه شده بود که این ها برای راه اندازی مجدد آن آمده بودند. من آنجا فهمیدم که کارایی این سیستم ها در چه حدی است و برای چه منظوری در این مقرهای امنیتی نصب شده است. آمریکایی ها عمداً این سیستم را در ساواک نصب کرده بودند تا در داخل کشور کسی به آن دسترسی پیدا نکند. حتی می خواستند
مخالف سرسخت سوریه رفتن بود/ عروسی او زمینی نبود و آسمانی شد
اصلا جنگ این ها اشکال شرعی دارد. خودت که هدف مرا می دانی و می دانی هم که من جزو کسانی بودم که این دفاع را از پایه درست نمی دانستم و اما الان حقیقت برایم روشن شده است و تصمیمم را گرفته ام. برای پول هم نمی روم، چون همان پولی را که قرار است بدهند، می توانم از راه کار کردن به دست بیاورم. هر دلیل و برهانی آورد، اجازه ندادم برود. دلم رضا نمی داد. فکری به سرم زد. برایش نقشه کشیدم. ندای
به فرمانده ها می گویم باید با یک چشم بخوابید
انقلابی انجام می دادید؟ اتفاقاً من حضور داشتم. خاطره خوبی در زمان انقلاب دارم. ما در راهپیمایی ها شرکت می کردم، جزو انجمن اسلامی بودم. ما سینمای رفسنجان که یک سینما بود، یک محمد بت شکن داشتیم که به این دلیل بت شکن می گفتند چون وسط شهر رفسنجان مجسمه شاه بود و او طناب انداخت و مجسمه را پائین انداخت و تیراندازی کردند و به اسم محمد بت شکن شد، می خواست از کانال کولر بنزین به داخل سینما ببرد
ایران قطب ساخت شبیه ساز هواپیما در منطقه است
/> به صحبت های شما اشاره می کنم که گفته بودید قبل از انقلاب همه مستشاران خارجی بویژه امریکا برای ما کار می کردند. در صحبت های قبلی شما نیز وجود دارد که قبل از انقلاب بیشتر نیروی هوایی ما دست امریکایی ها بود. ما از جنگنده های آمریکایی و وسایل آمریکایی استفاده می کردیم. الان اوضاع ما چگونه است؟ آیا این چیزی که به نوعی الان می گویند به سمت شرق رفتیم، درست است یا اتکا به توان داخل زیاد شده است؟ الان
برنامه اکران نخستین روز نوزدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد چیست؟
در بستر یکی از حوادث مهم و ملتهب ابتدای انقلاب اسلامی را روایت می کند. این فیلم درباره یک عشق در دل حوادث سیاسی است که پس از سال ها دوباره شعله ور می شود. در خلاصه داستان آن آمده است: سعید جوانی سی ساله، از نیروهای حراست حزب جمهوری اسلامی است و پس از زخمی شدن در ماجرای 14 اسفند 59 دانشگاه تهران، راهی بیمارستان شده و در آن جا با بیتا مواجه می شود. مهدی نصرتی، لیلا زارع، نادر
خطبه های نماز جمعه شهرستانهای خراسان رضوی
سالم بهره مند نبودند. وی با تسلیت ارتحال آیت الله العظمی صافی گلپایگانی از مراجع عظام تقلید گفت: آن مرحوم به معنای واقعی یار و یاور امام خمینی (ره) و رهبری بودند و ضمن تالیف 150 عنوان کتاب هزاران شاگرد تربیت کردند که همگی خدمتگزاران واقعی به اسلام و مسلمین هستند. امام جمعه سبزوار نیز در خطبه های نماز جمعه امروز این شهرستان با اشاره به تسریع در جا به جایی مدیران ناهمسو با سیاست
گزارش های یک عاشق عوضی| رو چهارم؛ خدایا این خوشی ها را از ما نگیر
کنم. فقط یکسری کارت بانکی داخلشان بود و چند تکه کاغذ. عملا باید بگویم زرشک. کمی که در حال و هوای این جا گردش می کنم، چیزهای غربی برایم پدیدار می شود. اینجا چقدر عجیب است؟ همه راه می روند، می نشینند، حرف می زنند، می نویسند و تازه پول هم در می آورند. خیلی عجیب است. یکی را دوباره پیدا کردم که لباس های لوس و موهای بلندی داشت. عجیب و غریب تر از قیافه اش، حرف هایش بود. همه اش داشت
اکران اختصاصی ضد در مشهد برگزار شد
بگذاریم و از نظرات این قشر بهره مند شویم. فیلم ضد دومین ساخته سینمایی امیرعباس ربیعی پس از فیلم لباس شخصی است. ربیعی در اولین فیلمش هم فعالیت های حزب توده را در اوایل دهه 60 نشان داده بود. ضد از تازه ترین محصولات سازمان سینمایی حوزه هنری است که درامی سیاسی در بستر یکی از حوادث مهم و ملتهب ابتدای انقلاب اسلامی را روایت می کند. این فیلم درباره یک عشق در دل حوادث سیاسی است که پس از
خرید برای خرید
خیلی وقت ها لباس های داخل کمدهایشان را درمی آورم و چک می کنم که هنوز اندازه هستند یا نه اما این باعث نمی شود کمتر خرید کنم. سایت تمام فروشگاه های لباس بچه فروشی را دائم چک می کنم که ببینم چه اجناس تازه ای آورده اند. خودم را گول می زنم که فقط نگاه می کنم و نمی خواهم خرید کنم اما وقتی به خودم می آیم می بینم یا راه افتاده ام به سمت فروشگاه مورد نظر یا دارم آنلاین خرید می کنم. می دانم بهتر است این پول
در اسارت خاطره ها
جواد طوسی- منتقد 2روز قبل که برای دیدن یکی از فیلم های بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر امسال به سینما بهمن (کاپری سابق) در میدان انقلاب رفته بودم، فضای خلوت جلوی در و داخل سالن انتظار را مقایسه کردم با زمان نمایش فیلم تیغ و ابریشم مسعود کیمیایی در یکی از دوره های اول جشنواره فیلم فجر در همین سینما که جای سوزن انداختن نبود و جاتون خالی جلوی در ورودی من و دو، سه تا از رفقای همراهم از ماموران
آموزش نظامی برای تیم حفاظت از امام خمینی در بهمن 1357 / واکنش امام به شعار درود بر خمینی /کاخ های سلطنتی ...
یک مرتبه دیدم حضرت امام از درب مدرسه وارد شدند. اتاقی که برای امام در نظر گرفته بودند طبقه بالای مدرسه بود. امام از پله بالا رفتند و در پاگرد اول گفتند من چند دقیقه ای اینجا بنشینم. سریعاً برای امام صندلی آوردند. ما دور امام حلقه زده بودیم و شعار درود بر خمینی سر می دادیم. امام همان جا گفت: بسم الله الرحمن الرحیم . درود بر شما. خمینی چه کاره است؟ شماها بودید که رفتید مقابل تانک دشمن درود بر خود شما. حال حضار منقلب شد و اشک می ریختند.
نگاهی به زندگی زهرا دائمی ، یکی از زنان فعال اجتماعی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
برای پخش در محدوده نوغان و طلاب به دست من می سپرد. سواد خواندن و نوشتن را در خانه و مکتب یاد گرفته بودم. بعد که می خواندم، آن ها را زیر موزاییک های حیاط پنهان می کردم و هرروز صبح و بعدازظهر چندتا برمی داشتم و بین زن های محله پخش می کردم. البته، چون خیاط بودم، زنان محله به خانه ام رفت وآمد می کردند و بین لباس ها اعلامیه ها را به آن ها می دادم و می گفتم اگر شوهرتان مخالف آیت ا... خمینی
از پایان 3 روز تلاش برای پیدا کردن 2 ماهیگیر تا نقشه هالیوودی برای سرقت 89 گوشی
سقوط کرده و متأسفانه جان خود را از دست داده است. فرمانده انتظامی شهرستان ساوجبلاغ خاطرنشان کرد: جسد متوفی با تلاش نیروهای امدادی از داخل چاه خارج و برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی تحویل شد. وی با بیان اینکه در این خصوص پرونده تشکیل و به مراجع ذی ربط ارسال شد، ادامه داد: به شهروندان توصیه می کنیم همواره نکات ایمنی را مورد توجه قرار دهند تا شاهد وقوع چنین حوادث دلخراش و ناگوار
حسین آرزو داشت عصر استقرار نظام اسلامی را درک کند
تصمیم گرفتیم 150 دانش آموز با پوشیدن لباس مشکی جمله ای از امام حسین (ع) را روی پارچه بزرگی بنویسیم و راهپیمایی انجام بدهیم. جمله این بود: ان الحیاه عقیده و جهاد و در خیابان به صورت تظاهرات راه افتادیم. با بلندگو بنده قرآن می خواندم و شهیدحسین علم الهدی ترجمه می کرد. آیه 74 سوره نساء را انتخاب کرده بودیم. در فلکه اصلی شهر اهواز مجسمه شاه بود و دسته های سینه زنی که به این فلکه می رسیدند براساس ابلاغیه
گفتگوی تبیینی در گام دوم انقلاب،روزنامه سراج با حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید عبدالله حسینی+عکس نوشت
/> حجت الاسلام حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید عبدالله حسینی یادآور شد: ما از آغاز خلقت تا الان 2 راه بیشتر نداشته ایم، حق وباطل، حتی در طبیعت هم همینطور است. در زمین 2 قطب بیشتر وجود ندارد، شمال و جنوب، در جهان هم دو نیرو بیشتر نیست، خیر و شر، بر همین اساس در قیامت هم دو لاین بیشتر نیست. بعد از محاسبه، هم آدمها به دو جا هدایت می شوند، بهشت یا جهنم، مکان سومی وجود ندارد، نامه اعمال هم یا به دست راست
جمعه خونینی که نباید فراموش می شد + صوت
، گفتن و نوشتن بود. من قبلاً هم قصه نوشته بودم. دست به قلمم بد نبود. با خودم گفتم اگر بتوانم از زبان شعر استفاده کنم، عالی می شود. یواش یواش شروع کردم به چیدن کلمات در کنار هم. با وزن خاصی هم شروع کردم. کمی که پیش رفتم، دیدم دارد قشنگ تر می شود. این طوری شروع کردم: درود، درود، به روان پاک شهید راه خدا / درود، درود، به جوان که کشته شد به میدان شهدا / درود، درود به تمام شهیدان کرب وبلا
درباره سازمان امنیت و اطلاعات رژیم پهلوی در مشهد | سیاه مثل ساواک
، تبعید و محدود شد، رهبر معظم انقلاب است. ریشه آشنایی ایشان با امام خمینی (ره)، به سال 1337 بازمی گردد که در کلاس درس اصول و فقه امام (ره) شرکت می کند. این آشنایی در سال های بعدی از آیت ا... علی خامنه ای یک مبارز انقلابی می سازد؛ 6 نوبت زندان و تحمل شکنجه های گوناگون در مشهد و تهران، موید همین روحیه انقلابی است. *** توضیحات رامین رامین نژاد درباره بازداشتگاه پادگان مشهد که در دست
همرزم من دست قطع شده اش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
دریایی مازندران جزو اولین نیرو هایی بودم که وارد این یگان شدم. آیا زمان حضور در جبهه دانش آموز بودید؟ فعالیت انقلابی هم داشتید؟ بله، سال 62 دانش آموز دبیرستان بودم که به جبهه رفتم. برادرم بعد از تشکیل سپاه، پاسدار شد و بعد از ایشان من دومین فرزند خانواده بودم که به جبهه رفتم. قبل از انقلاب وقتی 13 ساله بودم، اعلامیه امام خمینی را پخش می کردم. برادر بزرگم با یک رابط از حوزه علمیه
جاسوسی که رئیس جمهور شد!
ای تبهکار از خودش بود و در این راه از همکاریِ دوستانِ دورانِ کودکی اش هم بی بهره نبود. تاکنون حجمِ زیادی از اطلاعاتِ زندگی نامه ای موثق که در مورد پوتینِ فعلی در دسترس است مربوط به درگیری های فراوانِ دوران کودکی و نوجوانی اش است. پوتین که از سایر لات ها و تبهکارهایی که دیده بود جوان تر و سبک وزن تر بود ظاهراً کوشید تا خود را به آن ها بچسباند. یکی از دوستان پوتین این گونه می گوید: اگر کسی
حسین برای من پدری کرد و من برای بچه هایش
لباس جهاد بر تن کند. حسین برای اولین بار سال 1392 به سوریه اعزام شد. شنیدن حرف های شهید حمید، حسین را به ذوق آورده بود. خانواده مخالفتی با حضورشان نداشتند؟ چرا، هم مادرم و هم همسرشان با او مخالفت کردند، اما حسین از تصمیمش دست برنداشت. طوری با مادرم صحبت کرد که رضایت ایشان را جلب کرد. حسین برای مادرم از صبوری حضرت زینت(س) گفت و مادر را راضی کرد. بعد از رضایت مادر، همسرشان هم راضی شد