فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
سایر منابع:
سایر خبرها
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
تهران- ایرنا- انسیه شاه حسینی کارگردان فیلم شب بخیر فرمانده گفت: فیلم نامه ای در دست تولید دارم که حاج قاسم سلیمانی حامی آن بود و حتی به ابومهدی المهندس هم گفته بود که نقش شخصیت قصه را بازی کند.
وقتی عشق به نوید محمدزاده، به کمک فرشته حسینی آمد
من از رابطه خودشان با همسرشان می گفتند تا به من کمک کنند، چون در یکی از سکانس ها که من باید کلاه را روی سر شخصیت حسین می گذاشتم و او بند کفش من را می بست، هر چه تلاش می کردم، نگاه هایم عاشقانه نمی شد، کاملا قفل شده بودم. خانم قیدی به من گفتند در مقابل خودت نوید (نوید محمدزاده) را تصور کن؛ آن زمان من و نوید عقد بودیم، زمانی که نوید را تصور کردم، سکانس عالی از آب در آمد و کار درست شد. فریدون جیرانی در ادامه حرف فرشته حسینی گفت: این سکانس، شاه سکانس فیلم است. 57244 منبع: khabaronline-1600029 ...
اعترافات شاه و درباریان بهترین سند برای حقانیت انقلاب است / داستان فرار بازجوهای ساواک + فیلم
به گزارش ایکنا، رهبر معظم انقلاب در طی چند سخنرانی اخیر بر مسئله جهاد تبیین و جنگ روایت ها تأکید کرده اند و در سخنرانی به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) مهم ترین عرصه جهاد را عرصه تبیین و روشنگری دانستند. طی سال های اخیر و به واسطه افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم رسانه های معاند تلاش فراوانی کرده اند که با سوء استفاده از این وضعیت و نارضایتی مردم با سیاه نمایی و بزرگنمایی مشکلات کشور پروژه تطهیر رژیم پهلوی را پی
راویان تاریخ در سریال های تلویزیونی
کردید به دلیل شباهتی که دارید، بتوانید نقش محمدرضا شاه را بازی کنید و رکوردار ایفای چنین نقشی باشید؟ راستش همه در مقطعی که نوجوان یا جوان بودم به من می گفتند شباهت زیادی به شاه دارم. به همین دلیل بار ها شنونده این موضوع بودم. تا این که قرعه به نامم افتاد و نقش شاه را بازی کردم؛ بنابراین وقتی این نقش به من سپرده شد، خیلی غافلگیر نشدم؛ چون می دانستم این اتفاق برایم رخ می دهد و به دلیل این
دوچرخه، خانه ی همه است
شانه اش و حرف هایمان را می زدیم و به طرز معجزه آسایی، بعد از آن، حال بهتری داشتیم. اولین نامه های کاغذی زندگی ام را برای دوچرخه نوشتم و فرستادم، نامه هایی که هر کدام، دو یا سه بار نوشته می شدند و هنوز چرک نویس هایشان را دارم؛ نامه هایی که با خطی بد، اما قلبی گرم نوشته می شدند. روز آخری که ایران بودم و داشتم چمدانم را می بستم، رسیدم به تی شرتی که 13سال پیش، دوچرخه به من هدیه داده بود و هنوز
گذر از گردنه های برف گیر لرستان با فرمان یک زن/ روایت متفاوت تسنیم از نخستین بانوی راهدار ایران +فیلم
اجازه این کار را به شما نمی دهند اما از آنجا که دید مصمم و علاقه به این کار دارم کلی رایزنی و نامه نگاری کرد تا اجازه این کار را برای من بگیرد. با تلاش و دوندگی زیادی اولین راننده زن حمل مواد گازی از پالایشگاه شدم این بانوی راهدار گفت: من عاشق کارهای سخت و نشدنی هستم و همیشه مصمم می شوم که من باید آن کار را انجام دهم و هر هدفی داشته باشم تا به آن نرسم دست بردار نیستم. برای حمل
تکبیر هایی که کارساز شد
(ره) را فراهم کند. در سال 59 این اتفاق افتاد و امام (ره) یک روز جمعه را به دیدار معلم ها اختصاص دادند. در آن سخنرانی معروفشان در جمع معلم ها گفتند: معلم امانت داریست که انسان امانت اوست. دهه فجر همان سال یک رساله امام (ره) را که خیلی سخت پیدا می شد خریدم و هنوز هم آن را یادگاری نگه داشته ام. انداختن مجسمه شاه سخت بود، اما اتفاق افتاد مرتضی مظفری اصل پیروزی انقلاب اسلامی را
خاطرات نویسنده به نام همدانی از فعالیت های انقلابی/ به عوامل شاه می گفتم بگو مرگ بر شاه
برگزار می شد که موسس آن مرحوم حاج محمدرحیم مسکین بود و ما به جلسات ایشان می رفتیم. متاسفانه آقای مسکین چند سال پیش فوت کردند. ایشان جلساتی به نام سجادیه، حسنیه، علویه و... در همدان برگزار می کردند. جلسات حسنیه صبح های جمعه و به صورت سیار در خانه های مختلف برگزار می شد و تلاوت قرآن و آموزش احکام داشت. من کلاس دوم ابتدایی بودم که در این جلسات شرکت می کردم. این کلاس ها که سال های 53 برگزار
روایت پسرخاله فرح از دزدی ثروت ایران توسط خاندان پهلوی
/> من حدود یک ماه قبل از پرواز شاه از کشور خارج شده بودم. اما به خاطر دارم یک سال بعد از فوت شاه وقتی تصمیم داشتم برای شرکت در سالگرد فوت شاه و دیدار و صحبت با رضا پهلوی که مدام سراغم را می گرفت از آمریکا به قاهره سفر کنم ، حدود 160 چمدان توسط سرهنگ محمدی از اعضای گارد شاهنشاهی به اسم بنده در هواپیما بارگیری کردند که به قاهره ببرم؛ البته باید بگویم من از محتوای داخل چمدان ها اطلاعی ندارم که چه
پهپاد های کمان 19 و 22 نهاجا در مرحله تست عملیاتی هستند
/> چه شد که فرمانده نیروی هوایی ارتش شدید؟ دو سال جانشین بودید. من سه سال جانشین بودم. امیر نصیرزاده که عرض سلام دارم خدمت این فرمانده دانشمند و عالم که الان مسئولیت بسیار بزرگی دارند، ایشان خودشان پیشنهاد به فرماندهی ارتش پیشنهاد کردند. بعنوان جانشین ایشان بودم. سه سال جانشین بودم و امیرنصیرزاده که به جایگاه بالاتر ارتقا یافتند، با پیشنهاد ایشان و تصویب فرماندهی محترم ارتش جمهوری
مروری بر خاطرات انقلاب؛ شهید باهنر به مسئولیت های سیاسی علاقه مند نبود/ تبعیض در عملکردش جایی نداشت/ ...
، ساواک این کتاب ها را با دقت خوانده بود و پنج ششم مطالب کتاب را مشخص کرده بود و به اصطلاح تأسف می خوردند و می گفتند که ما بعد از 10 سال متوجه شدیم که اینان چه نفوذی کردند و مطالب مخالف رژیم را در کتب جای دادند؛ هر جا گفتند یزید مقصودشان شاه است و هر جا گفتند امام حسین، مقصودشان امام خمینی است. البته شهید باهنر در کنار وظیفه آموزش و پروش، درگیری هایی را هم متحمل شدند. مرحوم شهید باهنر سال 42
پشتیبان و رهرو فرامین رهبر معظم انقلاب هستیم
/> حجت الاسلام خمینی ادامه داد: این را مقایسه کنید با شهریور 1359، وقتی به کشور حمله شد همان ارتشی که در شهریور 1320 چند دقیقه ای مقاومت نکرد، در دفاع مقدس در کنار نیروهای مردمی که بعد تبدیل به نهاد مقدس سپاه شد هشت سال جنگید و مقاومت کرد تولیت آستان مقدس حضرت امام خمینی(ره) تأکید کرد: حضرت امام خمینی (ره) هنگامی که از ستاد مشترک ارتش خبر حمله را دریافت کرد، سخنرانی کردند و طی آن
مریم معصومی و دسته گل زیبا
/> جلوی من یک مسیری باز شد و آن هم این بود که دوست داشتم وکیل بشوم و حقوق بخوانم و اینکه حقوق هم در کنکور سراسری قبول شدم ولی چون در شهرستان اراک قبول شده بودم خانواده ام اجازه نداد که بروم. برای همین رشت علوم سیاسی را که در دانشگاه آزاد زده بودم، رفتم. هر چه که پیش می رفت احساس میکردم علوم سیاسی را دوست دارم انهم به خاطر هیجانی که داشت برای همین ادامه اش دادم و در گذر زمان به منصب سیاسی گرفتن
امید شمس: افتخار می کنم از کودکِ کار بودن به فیلمسازی رسیدم
شیلنگ! خیلی جثه لاغری داشت وقتی با هم می رفتیم پشت صحنه مردان آهنین را می دید می گفت دوست دارم یک روزی در این مسابقه شرکت کنم و واقعا همینطور هم شد. تقریبا هر ماه می رفتیم و پشت صحنه بسیاری از فیلم و سریال ها را با وسواس تماشا می کردم، ولی به جهت شرایط مالی که داشتیم اصلا آن زمان نمی توانستم به این فکر کنم که بخواهم وارد سینما بشوم و خوب من IT خوانده ام و از دبیرستان شروع کردم به کارهای
دو فیلم در “جشنواره فجر” داد مخاطبان را درآورد!
نویسندگان، یکی از تهیه کنندگان و بازیگر اصلی این فیلم فعالیت کرده است. مهرزاد دانش منتقد سینما درباره این اثر نوشت: مدت ها بود فیلم بد در این حد شگفت آور ندیده بودم. ضعف های بازی و داستان و دیالوگ و منطق با یکدیگر رقابت تنگاتنگ دارند. اعضای هیئت انتخاب واقعا بر اساس چه سنجه ای این کمدی ناخواسته را برای بخش مسابقه جشنواره برگزیده اند؟ ماهان به کارگردانی حمید شاه حاتمی نیز دیگر
روایتی از آخرین ساعات حیات رژیم پهلوی + تصاویر
حرف دارم، اگر می خواهید اعدامم کنید، دیرتر اعدام کنید تا حرف هایم را بگویم یا بنویسم!... که متأسفانه عجله کردند. من معتقد بودم که هویدا باید می ماند و حرف می زد، چون بالاخره 13 سال نخست وزیر کشور بود و نباید زود اعدام می شد. البته آقای فردوست هم زود مُرد. ما اصلاً کاری با او نداشتیم. او هم اطلاعات جالبی داشت، اما سکته کرد و مرد. ما هم هنوز نفهمیدیم که اعدام هویدا با آن سرعت، کار چه کسی
وقتی جای زندانی و زندان بان عوض شد
: یه کم صبور باش محمدحسین! ان شاءالله خبرهای خوبی توی راهه! جای هیچ نگرانی نیست! من الان توی حبس خیلی راحت ترم تا زمانی که آزاد بودم. آدم آزاد باشه و نتونه حرفاشو بزنه، سخت تره تا توی زندون باشه! الان جسمم اسیر این بازداشتگاهه، اما روحم آزاده! حرف هایش مثل همیشه برایم سنگین بود. دست خودم نبود! واقعاً برایم چنین حرف هایی قابل هضم نبود. به هرحال از این که توانسته بودم حسین را ببینم خوشحال
هرجا از آقای سیفی کمک خواستم، تنهایم نگذاشت +عکس
؟ همسر شهید: چرا خیلی این حرف ها را می زدند. **: این طعنه ها چطور بود؟ به چه نحو برخورد می کردید؟ همسر شهید: من خیلی ناراحت می شدم که می گفتند شوهرت برای پول رفته؛ همین الان هم زخم زبان می زنند. من خودم با زن شهید حججی رفته بودم مشهد؛ برای خادم یاران انتخاب شده بودیم؛ بعد گفت خانم سیفی شما انتخاب شدید برای خادمی. بعد از تهران زنگ زدند و انتخاب شدیم برای مشهد. من آمدم
بررسی دلایل تشکیل دولت موقت
شب گذشته تا روز هفدهم با ارتشی ها جروبحث داشته است، ارتشی ها گفتند که آمده اید و همه تخم مرغ ها را در سبد بختیار گذاشته اید و بختیار نیز موضع گیری کرد و گفت نه با امام خمینی سازش می کند نه با شاه. بختیار ازنظر روانشناسی فردی، شخصیت خودشیفته دارد یعنی حتی وقتی یک مداد دستش باشد فکر می کند که روان نویس است. بختیار می گفت نمی دانم چرا 10 سال پیش نزد من نیامده و از من خواهش نکردند که من نخست وزیر شوم و
روایت سردار اسحاقی از مبارزات انقلابی
در حال حاضر خارج از کشور باشند. من اول در صف این هایی که می خواستند به گارد بروند، نرفتم. بعد دقت کردم و دیدم که در شناسنامه متولد ایران هستم. دوم اینکه من دفتر اقامت در عراق نداشتم؛ پدرم دفتر اقامت داشت. سوم اینکه من با گذرنامۀ مرزی وارد ایران نشده بودم که این ها اطلاع داشته باشند که من بیرون از ایران بوده ام. با خودم گفتم توکل به خدا، بروم ببینم اینجا چه خبر است. اینکه این قدر می گویند گارد، گارد
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
. هشت سال بیکار بودم ولی راضی ام. در این مدت شاید خروجی نداشته ام ولی در اصل به عمق رفتم. برنده جایزه ملی از سی ویکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم زیباتر از زندگی (1391) با اشاره به این که در حال حاضر فیلمنامه ای برای تولید دارد، خاطرنشان کرد: فیلم نامه ای دارم که خیلی دوستش دارم. یکی از حامیانش شهید حاج قاسم (فرمانده فقید سپاه قدس) بود که وقتی فیلم نامه را خواند حتی به ابومهدی المهندس
ایران تهدید اصلی ما در منطقه است
استفاده از خشونت برای بیرون راندن آمریکا از خاورمیانه (غرب آسیا) است. شهید سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرمانده سابق نیروی قدس سپاه و ابومهدی المهندس معاون سازمان الحشد الشعبی عراق به همراه 8 نفر دیگر از همرزمانشان بامداد جمعه 13 دی 98 در مسیر فرودگاه بغداد در اقدام تروریستی کاخ سفید و به دستور مستقیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و با شلیک راکت از پهپاد های ارتش این کشور، به شهادت
فرمانده نیروی هوایی ارتش : به فرمانده ها می گویم باید با یک چشم بخوابید
دادید؟ نه، برای اولین اورهال را در تبریز انجام ندادیم. اورهال میگ 29 در دو مرحله انجام می شود. مراحل آخر که 1600 ساعته بود که از زمانی که فرمانده پایگاه بودم، امیر شاه صفی فرمانده بودند و گفتیم می خواهیم اورهال 1600 را می خواهیم اینجا انجام دهیم. گفتند خیلی مراقب باشید چون حال سنگینی است. آذری ها واقعاً توانمند هستند. این اورهال 1600 را انجام دادند و اولین پرواز بعد از اورهال بدون هیچ
آخرین توصیه امام به بانوان قبل از عمل جراحی
دمیده شد سال 65 بود و من علی را باردار بودم. امام هم خیلی مراقب بودند و مراقبت خاصی از من می کردند. هر وقت به دیدارشان می رفتم، سیبی را که ضمن تلاوت قرآن و رسیدن به سوره یوسف دعای خاصی را خوانده و به آن سیب می دمیدند، آن را به من می دادند. اگر می خواستم استکان بلند کنم، می گفتند: سنگین نباشد . ضمنا آن روز ها برای کنترل اوضاع و احوال مریضی حضرت امام به دستور حاج سید احمد آقا
نامه جمعی از قانونگذاران مجلس آمریکا به بایدن
دهند. جمهوری خواهان افزودند: اما نگرانی و محکومیت کافی نیست؛ اقدام لازم است. آنها ادعا کردند که 16 موشک بالستیک که ایران در رزمایش ماه دسامبر پرتاب کرد، مغایر مذاکرات توافق هسته ای در وین بوده است. این قانونگذاران آمریکایی همچنین به گزارش کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی آمریکا و چین اشاره کردند که حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکا در عراق در واکنش به ترور سردار شهید حاج قاسم سلیمانی را به
نقش آفرینی نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس/ درس نیروهای نظامی ایران به رژیم بعث
با رژیم صهیونیستی را نداشته باشد اما مرد میدان وارد میدان شد و با استفاده از جوانان منطقه گروه مقاومت را تشکیل داد و سرمایه آمریکا در منطقه را به باد داد. وی در ادامه بیان کرد: دشمن تصمیم به یک ترور گرفت اما خون شهید از جان شهید پرخیر و برکت تر است و برای اولین بار همزمان در ایران و عراق اجتماعاتی علیه آمریکا شکل گرفت. فرمانده پایگاه هوایی شهید بابایی یادآور شد: دست قطع شده حاج قاسم سلیمانی باعث شد دستان پلید آمریکا از منطقه قطع شود و امیدواریم به برکت خون شهید حاج قاسم سلیمانی در کل دنیا این اتفاق بیفتد. انتهای پیام/63125/ح/ ...
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم!
کردند، که مثلا خانمت ناراحتی قلبی دارد (من ناراحتی قلبی داشتم) گفتند باید خانمت بیاید بیرون. خود دکتر به من گفت باید بیرون کار کنی. دیگه من پیش دکترها کار می کردم. آقای سیفی راضی نبود بروم، چون دکتر خودش گفت ناراحتی قلبی دارم باید بیرون باشم، بهش زنگ زد، بعد اجازه داد. بعد دکتر که رفتم، کار فرهنگی را شروع کردم. **: بچه هایتان را هم درگیر کار فرهنگی کردید یا نه؟ همسر
حضور پردیس پور عابدینی در جشنواره فیلم فجر +عکس
. آقای توفیقی بازی من در تئاتر قصه ظهر جمعه به کارگردانی خانم نسیم ادبی را دیده بودند بعد از حدود دو ماه تماس گرفتند و برای تست رفتم. تست های مختلفی داد و میدیدم که خاتنم های دیگری هم تست داده بودند. تا آخرین لحظه برایم قطعی نبود که در پروژه باشم. به من می گفتند حالا خیلی مطمئن نباش. ممکن است تغییرکنی. یک ماه مانده بود به کار که من برای این نقش قطعی شدم. آن طور که بعدها آقای توفیقی به من و عوامل گفتند