سایر منابع:
سایر خبرها
هرجا از آقای سیفی کمک خواستم، تنهایم نگذاشت +عکس
/> همسر شهید: من خیلی ناراحت می شدم که می گفتند شوهرت برای پول رفته؛ همین الان هم زخم زبان می زنند. من خودم با زن شهید حججی رفته بودم مشهد؛ برای خادم یاران انتخاب شده بودیم؛ بعد گفت خانم سیفی شما انتخاب شدید برای خادمی. بعد از تهران زنگ زدند و انتخاب شدیم برای مشهد. من آمدم، گفتم شما چرا آمدی؟ گفت برای زخم زبان مردم! گفتم شما را چرا زخم زبان می زنند؟ گفت خانم سیفی من وقتی می روم به نانوایی اینقدر زخم
بخاطر عکس امام، خانه ام را سنگباران کردند
بانوان مراغه ثبت شد، من هم مقنعه و هم چادر سر کرده بودم یکی از خانم ها بدون حجاب بود که من مقنعه ام را از سرم باز کرده و به آن خانم داده و گفتم تو اصلا حجاب نداری و موهایت نمایان است این مقنعه را تو سر کن او هم پذیرفت و تشکر کرد. بعد در حالی که شعار می دادیم به سمت امام زاده محمد حرکت کردیم یکی از برادران انقلابی که راهپیمایی را مدیریت می کرد به خاطر حضور خانم ها در راهپیمایی تشکر کرد و گفت
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم!
هستند، مردهای ایرانی بودند، آن طرف 5، 6 تا از فاطمیون هم بودند، می گویند خانه آقای سیفی کجاست؟ من گفتم خانه آقای سیفی اینجاست. مادرش داخل جوب راه می رفت، بیقرار بود. به مادر سیفی گفتند بیا بالا پیکر بچه ات آمده. به خواهرشوهرم گفتم بیا با شما کار دارند. این خواهرشوهرم از داخل جوب بلند شد آمد بالا گفت چی شده؟ گفتند حاج خانم بچه ات شهید شده حالا پیکرش می آید، درِ خانه تان را باز کنید. ما درِ خانه را
بانگ آزادی آقای گلریز تمام نشدنی است/ خاطرات آقای محجوب موسیقی
روی پشت بام ها الله اکبر، خمینی رهبر می گفتند. همان زمان بود که احساس کردم باید شعارهای مردم را وارد موسیقی کنیم، به همین منظور در یکی از دیدارهای حضرت امام با گروهی از مردم ساری که به تهران آمده بودند همراه شدم... جمعیت 5 هزار نفره ای از مازندران به دیدار امام آمده بودند از میدان ژاله دور می زدند که از احمد علی راغب این آهنگساز پیشگام موسیقی انقلاب از آن دسته هنرمندانی است که طی سال ها فعالیت
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
به گزارش قدس آنلاین ، انسیه شاه حسینی پس از اکران اولین فیلم دفاع مقدسی در جشنواره چهلم با اشاره به تجربه فیلم سازی و کارنامه آثار دفاع مقدسی خود، بیان کرد: همیشه هر موضوعی را بهانه می کنم برای حرفی که قرار است بزنم. کارگردان فیلم شب بخیر فرمانده ادامه داد: خودم خبرنگار جنگی بودم. اگر به من می گفتند موضوع خانوادگی بساز پاسخ می دادم برای من فیلم جنگی راحت تر از فیلم خانوادگی است. چون با
بدون تعارف با خانم معلم مبارز رژیم طاغوت
در قصر بودم. مجری: شما را ممنوع التحصیل کردند؟ مهمان: ممنوع التحصیل و ممنوع التدریس و ممنوع الخروج بعد سزای عمل من چی بود، بهم گفتند که اینها کتاب خواندند اینها گمراه بودند، بعضی ها میگن زمان شاه همه چیز بود و فلان بود ما مشکلی نداشتیم ولی اصلا هم این طوری نبود و اختلاس و اینجور مسائل را الان مردم می فهمند اصلاً اون موقع نمی فهمیدند اختلاس می شود. نمی فهمیدند این مملکت داره
بدون تعارف با دانشجوی مبارز
به گزارش تابش کوثر، مجری: حاج خانم خیلی ممنون که فرصت گذاشتید که ما در خدمتتان باشیم مهمان: بزرگوارید مجری: اومدید اینجا یاد چی افتادید مهمان: یاد اون زمانی که ما رو آوردن اینجا و چون تقریباً حجابمان را از ما گرفته بودند خیلی لحظه سختی بود واقعا احساس می کردم تمام بند بند وجود من را به برق وصل کرده اند مجری: چطور مبارزه می کردید مهمان: من زمانی که در دانشکده
با خورشید انقلاب(خاطراتی از رهبر معظم انقلاب)
با ولادت یکی از ائمه(ع) مصادف می شد، من و آقای هاشمی رفسنجانی و حاج احمد آقا اصرار کردیم که ایشان در حسینیه جماران با مردم دیداری داشته باشند. امام استنکاف کردند و قاطع گفتند: حالش را ندارم. من در ایام نوروز به مشهد رفته بودم و آقای هاشمی هم از جبهه دیدار داشتند. در همان روزها، ناگهان قلب امام مشکلی پیدا می کند و چون حاج احمد آقا - که حق بزرگی بر گردن همه ملت دارد و امام را در این چند سال حفظ کرد
همیشه دست یک زن در میان است
، بمب و توپ و موشک آن وسط منفجر می شد اما اینها دخترها هیچی شان نمی شد و همینطور هی می رفتند جلو. یاد پدرم افتادم. خیلی کوچک بودم که از خانه رفته بود. ننه ام می گفت فقط یک یادداشت کوتاه از خودش برای ما به جا گذاشته و رفته. ننه ام می گفت من که سواد ندارم اما زری خانم می گفت روی پشت کاغذ بسته تاید نوشته بوده: بچه های عزیزم، من از دست ننه تان در رفتم. مواظب خودتان باشید شوهر شخصیت اصلی فیلم هم یک جورهایی
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
انسیه شاه حسینی کارگردان آثاری چون دل نمک (1368)، آب را گل نکنید (1368)، اوینار (1370)، مجروح جنگی (1377)، غروب شد بیا (1383)، شب بخیر فرمانده (1384) در پاسخ به این سوال که چرا فیلم نمی سازید، اظهار داشت: زمانی که شروع به کار کردم با خودم گفتم با اندوخته ای که دارم حداقل دو سال یک بار می توانم فیلم خوب بسازم. در هشت سال دفاع مقدس بودم و مدتی هم در عراق و سوریه بودم و پربار برگشتم. وی
روایتی از آخرین ساعات حیات رژیم پهلوی + تصاویر
، امروز از ساعت 4:30 بعدازظهر برقرار است. صحبت این بود که امام چه دستوری می دهند؟ تشخیص من این بود که امام حکومت نظامی را قبول نمی کنند! چون مسئولیت تدارکات را داشتم، به بچه ها گفتم بروید و به همه مینی بوس های مدرسه علوی و رفاه، بلندگو ببندید! گفتند برای چه؟ گفتم مطمئن باشید که امام حکومت نظامی را قبول نمی کنند! بروید آماده باشید که هر وقت گفتند، معطل نشویم!... بعضی از آقایان معتقد بودند
اعترافات شاه و درباریان بهترین سند برای حقانیت انقلاب است / داستان فرار بازجوهای ساواک + فیلم
/> ایکنا براساس همین مطالعات قرآنی تا چه اندازه نظام پهلوی از نظر شما یک نظام طاغوتی و باطل است و این شما را در مسیر مبارزه ثابت قدم کرد؟ اگر من دقیقا آنچه را قرآن می گوید فهمیده باشم، بسیار باید با اعتماد و اطمینان و استقامت می بودم که بحمدلله به نوعی بودم و بالاخره با انقلاب از زندان آزاد شدم. من خودم را نمی گویم و از حضرت امام(ره) می گویم. حضرت امام(ره) به دلیل بینش قرآنی که داشت مسائل دنیا
دل کندن از خواب شیرین صبحگاهی با غرش جنگنده ها
شد و مسیر پروازها به سمت شرق بود. یک روز در دفتر نشسته بودیم و نمی دانم شماره مستقیم دفتر ما را از کجا پیدا کرده بودند، خانمی پشت تلفن بود. تیک آف های ما صبح زود بود. پروازها برای تمرینات انجام می شد. این خانم گفت چرا این موقع صبح پرواز می کنید و ما را از خواب بیدار می کنید؟ من هم خیلی آرام گفتم من از فردا می گویم پرواز نکنیم، اگر ما پرواز نکنیم امکان دارد غرش هواپیمای دیگران روی سر شما باشد. گفت
آیت الله روحانی کلامش و عملش برای خدا بود/برخواستن موج انقلاب اسلامی از بابل
روحانی خدمت یکی از روحانیون آن زمان در یکی از شهرهای مازندران برده بودم و گفته بودم هم در شهرتان و هم در جلسه ها حاجی را یاری کنید که این روحانی در پاسخ گفتند:" من مثل برخی از روحانیون (مرحوم روحانی) نیستم که عمامه من را یک سمت بکشند و عبا را یک سمت دیگر و دنبال دردسر نیستم." همین فرد بعد انقلاب به من گفتند اگر شما حاج آقای معلمی بخواهید من امام جمعه این شهر می شوم که من آنجا گفتم آن حرف تان را به
مخالف سرسخت سوریه رفتن بود/ عروسی او زمینی نبود و آسمانی شد
برگرداند. داعشی ها عصبانی شده بودند و حمله دیگری در پیش رو داشتیم که ازقضا نوبت گروه ما بود. برای حمله آماده بودیم و منتظر دستور فرمانده. فرمانده ساعت دوازده شب با من تماس گرفت که نیازی نیست شما حمله کنید، نوراحمد حمله را آغاز کرده. کمی تعجب کردم و گفتم: نوبت ما است، نوراحمد دیروز حمله کرده و نیروهایش کم شده است. فرمانده گفت: برنامه عوض شده. از فرمانده اطاعت کردم و لباس رزم را درآوردم. از
فرمانده نیروی هوایی ارتش : به فرمانده ها می گویم باید با یک چشم بخوابید
شهدای هواپیمای 707 بود که حاج قاسم شهید قجاوند ما را یک شهید بابائی دیگر خواندند چون با این خلبان ها در پروازهای مختلف بودند. ایشان در مراسم تشریف آوردند از جلوی مسجد با امیرنصیرزاده به استقبال ایشان رفتم. به ایشان گفتم من کرمانی هستم. گفتند ما خلبان شکاری هم در کرمان داریم. حتی دست من را گرفتند و تا داخل مسجد با هم آمدیم. حضور ارتش و کمک ارتش به نیروهای جبهه مقاومت را امیرنصیرزاده در این
مهمترین سیستم های جنگنده توسط صنعتگران ایرانی به علم روز دنیا تجهیز شده است/ دشمنان، فکر تهدید آسمان ...
امیرنصیرزاده به استقبال ایشان رفتم. به ایشان گفتم من کرمانی هستم. گفتند ما خلبان شکاری هم در کرمان داریم. حتی دست من را گرفتند و تا داخل مسجد با هم آمدیم. * حضور ارتش و کمک ارتش به نیروهای جبهه مقاومت را امیرنصیرزاده در این برنامه عنوان کردند. چه کمک هایی شده است؟ عنوان می کردند شهید حاج قاسم خیلی نقش نیروی هوایی ارتش را در این زمینه موثر دیده بودند. بله. طبق فرمایشات حضرت
رمزگشایی از اقدامی که شاه با آن پرونده خودش را بست
شهیدی گفتم: این ها دیوانه شده اند! مگر ممکن است چنین مطلبی را چاپ کرد؟ گفت دو روز است این را فرستاده اند و اصرار دارند که فورا چاپ شود. البته من موافقت نکرده ام، ولی چون فشار زیادی می آورند، باید عقل مان را روی هم بریزیم و راه فراری پیدا کنیم. گفتم: این قبیل مطالب معمولا از مغز یونیفورم پوش های کله پوک تراوش می کند و الا هرکس یک جو عقل در سر داشته باشد، به آسانی می فهمد این کار دیوانگی است. عقیده
واکنش امام به شعار درود بر خمینی
تسخیر کنند. وسیله ای نبود که به سمت خیابان ایران برود. تمام ماشین ها به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند. چند تا ماشین سوار شدم تا به مدرسه رفاه رسیدم. من آن روز سخنرانی امام را هم گوش ندادم چون در مسیر بودم. سخنرانی امام تمام شد، ما هم منتظر امام بودیم تا به مدرسه رفاه بیایند. شب شده بود و امام هنوز نیامده بودند. تعدادی از بچه های حفاظت با وجود حکومت نظامی به سختی به منازلشان رفتند تا استراحت
مروری بر خاطرات انقلاب؛ شهید باهنر به مسئولیت های سیاسی علاقه مند نبود/ تبعیض در عملکردش جایی نداشت/ ...
حوادث رخ داد، انقلاب به میدان تبیین و ساخت ملت رفت. حضرت امام(ره) یک جمله مشهوری دارند؛ زمانی که ایشان را دستگیر کردند و از قم به تهران می آوردند که بعدها منجر به تبعید ایشان شد، مأمورین ساواک از ایشان سوال کرده بودند شما که می خواهید انقلاب کنید و حکومت تشکیل دهید، سربازان شما کجا هستند؟ حضرت امام در یک جمله معنادار فرموده بودند که سربازان من در گهواره ها هستند. قابل انکار نیست که وقتی
بدون تعارف با جانبازی که شکنجه های ساواک زندگی را برایش سخت کرده
سال محکوم شدم ، بعد هم محکومیتم که تمام شد، آزادم نکرد، گفتند شما آزاد نمی شوید. خدا کمک کرد و بعد از این که 9 ماه در زندان ماندم، آزاد شدم. مجری: شما را که می بینیم آثار آن روزهای سخت، تحمل شکنجه ها در چهره و جسم شما هنوز مشخص هست. مجری: چقدر شکنجه تحمل کردید؟ آقای حدادی: سخت بود، برای همه ، برای همه زندانی ها شرایط سختی بود. مجری: حاج آقا چرا از
آموزش نظامی برای تیم حفاظت از امام خمینی در بهمن 1357 / واکنش امام به شعار درود بر خمینی /کاخ های سلطنتی ...
یک مرتبه دیدم حضرت امام از درب مدرسه وارد شدند. اتاقی که برای امام در نظر گرفته بودند طبقه بالای مدرسه بود. امام از پله بالا رفتند و در پاگرد اول گفتند من چند دقیقه ای اینجا بنشینم. سریعاً برای امام صندلی آوردند. ما دور امام حلقه زده بودیم و شعار درود بر خمینی سر می دادیم. امام همان جا گفت: بسم الله الرحمن الرحیم . درود بر شما. خمینی چه کاره است؟ شماها بودید که رفتید مقابل تانک دشمن درود بر خود شما. حال حضار منقلب شد و اشک می ریختند.
وقتی پیشنهاد آیت الله صافی گلپایگانی در قانون اساسی ماندگار شد
در حمایت و پشتیبانی از امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی ایفا کرد. به گزارش بولتن نیوز، به همین مناسبت مرکز اسناد انقلاب اسلامی شعبه قم طی گفتگویی با آیت الله سید احمد خاتمی به بررسی سیره و منش آیت الله صافی گلپایگانی پرداخته است. آنچه در ادامه می خوانید، ناگفته ها و خاطرات آیت الله خاتمی پیرامون شخصیت حضرت آیت الله صافی گلپایگانی است. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی
مظلومیت علمی امام خمینی (س) به روایت مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
/> یادم هست در مهمانی شامی در قم به حاج احمد آقا گفتم پدر شما با این که شهرت جهانی پیدا کرده و فکر نمی کنم کسی روی زمین باشد که اسم ایشان را نشنیده باشد ولی از نظر علمی یک محرومیت و مظلومیت عجیبی دارد، چون برخی می پندارند که نظریات ایشان علمی نیست و از این نظر باید اظهار تأسف کرد. البته اگر این گرفتاری های امام نبود و فقط در جنبه ی علمی متمحض بود حوزه از وجود ایشان استفاده ی زیادی می توانست بکند لکن
روایت ناطق نوری از حضور مخفی امام در حرم حضرت عبدالعظیم(س)
حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری، از همراهان نهضت امام خمینی (س) در خاطرات خود از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی روایت کرده است که در ایام دهه مبارک فجر به مرور بخشی از این خاطرات را منتشر می کنیم. این خاطره مربوط به زیارت و حضور امام در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی سلام الله علیه است. در همان شب های سوم و چهارم ورود امام، مرحوم عراقی آمد و به من گفت: "امام فرمودند که من چند
مریم افرافراز : دادخواهی طبق قانون به رسمیت شناخته شود
اول بازداشت خود اضافه می کند: شب اول انفرادی، من گفتم به دارو و تماس با خانواده نیاز دارم که حدود یک ساعت و نیم بعد که در انفردای منتظر بودم به من پاسخ دادند شما حق تماس ندارید، من هم گفتم حکمی که در آن آمده من حق تماس ندارم را نشان دهید که بعد از نیم ساعت گفتند می توانم زنگ بزنم، اما باید بگویم که در خانه دوستم هستم. این در صورتی بود که ساعت 12 شب بود ولی من باز با مامورها صحبت کردم و اجازه دادند
نگاهی به زندگی زهرا دائمی ، یکی از زنان فعال اجتماعی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
(ره) است، اعلامیه ها را به آن ها نشان ندهید. من که آن روز ها پرشور بودم، به عنوان یکی از زنان پرشور در جمع کردن زنان طلاب برای راهپیمایی شناخته می شدم. همان پاییز یا زمستان سال 1357 بود که در بیت آیت ا... شیرازی گفتند با حدود 7 خانم هماهنگ کنم تا گروهی به زندان وکیل آباد برویم. فردای آن روز من و حدود 10 زن و نیز خانم دیگری از اهالی پایین خیابان که هفت هشت خانم همراهش بودند، به بیت آیت ا
قرائت زیارت جامعه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”
قرائت زیارت جامعه کبیره در شب شهادت امام هادی علیه السلام جمعه 15 بهمن ماه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”برگزار می شود. قرائت زیارت جامعه کبیره در شب شهادت امام هادی علیه السلام جمعه 15 بهمن ماه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”برگزار می شود. به گزارش بقاع خبر، این مراسم با کلامِ حجت الاسلام و المسلمین ماندگاری و قرائت زیارت نامه توسط حاج احمد زین العابدین و حاج مرتضی خلیلی جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار خواهد شد. انتهای پیام/خ