سایر منابع:
سایر خبرها
خدای دست و دلباز برای بچه ها
به گزارش ایسنا، این کتاب با تصویرگری تهمینه خواجوی در 48 صفحه و قطع خشتی با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 32هزار تومان در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای مخاطبان بالای 9 سال (نونهال) به چاپ رسیده است. کتاب خدای دست و دلباز شامل 20 قطعه شعر با عنوان های فرشته ی سبیلو، لنگه جوراب عزیز، سنگِ پا، نقّاش بهار، خاله تابستان، بادبادک، درختِ پَر، شام، آقا خروس خانه ی ما، نوبرانه
دوچرخه، خانه ی همه است
هایم دوست داشت بازیگر شود، اما امکانش فراهم نبود. دیگری دلش می خواست معلم باشد، هنوز سنش نرسیده بود. آن یکی برای وکیل شدن باید دانشگاه می رفت. من اما از همان اول یکی از کارهایی که دوست داشتم انجام بدهم نویسندگی و روزنامه نگاری بود. تو برایم فراهمش کردی، آن هم دست و دلبازانه. به سمتی هدایتم کردی تا شعر و داستان ها و نوشته هایم را بهتر کنم. بنویسم و ناامید نشوم. گذاشتی خیالم را رها بگذارم و استعدادم
به نام غیرت...
لبخند به لب داشت، گویی فاتح جنگی سخت شده، سر همسر را به دست گرفته بود و در شهر می چرخاند و اسم این کار را غیرت گذاشته بود. احتمالا برخی هم برای او کف زدند و گفتند که احسنت که از ناموست فاع کردی اما مرد اهوازی با این کار آبروی هرچه مرد را برد؛ به نام غیرت وحشی گری کرد. اشتباه فهمیده ای ای مرد. معنای غیرت کشتن و زدن نیست. غیرت یعنی اینکه تو حامی زن و بچه ات باشی. غیرت یعنی اینکه دخترت و
مهدی جهاندار مرتد را به کتابفروشی ها آورد
شبیه شب پر از سخاوت سکوت لحظه های خستگی است مرا بگیر و شاخه ای بساز بدون ریشه بی جوانه بی هوا درخت های باغ من چه بی تفاوت ایستاده اند همین دو روز پیش بود که آسمان برای رود شبیه لقمه های باد کرده روی دست خاک چقدر آب، از آفتاب کرایه کرده بود ولی چه سود که طبع بستر لجوج بی تحرک غریب رود، خشک بود و این حکایت همیشه من و تو بود انتهای پیام/
نمایشگاه نقاشی فرزین فخر یاسری
1375 به بعد به صورت حرفه ای کار می کرد و در سبک ها و قالب های مختلف، نمایشگاه های گروهی نقاشی به راه می انداخت. روش کار وی، سبک اکسپرسیونیسم است. وی تاکنون چندین بار در شهرهای گیلان نمایشگاه های خصوصی برگزار کرده و در شهرهای دیگر ایران نیز در چندین نمایشگاه گروهی حضوری فعال داشته است. اما پیشه وی نقاشی نماند و از وی تاکنون یازده کتاب داستان و رمان منتشر شده است. رمان های لالایی ها ، چشم های باز سگ
روایتی از شوخی عارفانه رزمندگان با پیرمرد نمازشب خوان در جبهه
سنگر می خوابید و ساعت سه بامداد که همه خواب بودند، برای نماز شب بلند می شد. تا می آمد به دم سنگر برسد، ناخواسته دست و پای بچه ها را لگد می کرد. چند شب گذشت و ماجرا باز هم تکرار شد. بچه ها به خاطر احترامی که برایش قائل بودند، به روی خودشان نیاوردند. یک شب، ناخواسته تعداد بیشتری از جمله پای مرا لگد کرد. یکی از بچه ها به او گفت: حاج آقا! این طوری خدا رو خوش نمیاد. ما اذیت می شیم، تو این جوری ما رو از
فال حافظ امروز / با تفسیر دقیق + فیلم
امتحان کنید شعارتان این باشد که تا پیروز نشوم از پای نمی نشینم. ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می روم الله معک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک تعبیر فال حافظ: فال حافظ امروز شما نشان می دهد شما کسی هستی که تا زمانی که به هدفت نرسی، دست از تلاش بر نمیداری. با همین پشتکار و تلاش به همه
داستان زنان بی خانمان شهر؛ شب زنده دارهایی که فراموش شده اند
؛ به اندازه یک متر زمین تا او مثل هفت سال گذشته، همراه با 10 نفر دیگر برای بساط کشیدن موادش، سور و سات به پا کند: کشیدم که دردم کم بشه. شوهرم می گف بکشی بِیتَر می شی. قالی می بافتم با چار تا بچه قد و نیم قد. شونم سوز می داد. کشیدم. معتاد شدم. به چند ماه نکشید، این قدر کشید تا مُرد. بعدش دیگه آدم نشدم. رفتم دنبال ساقی. حالام اینجام. بچه هام پیش مادرمَن . ساکن فعلی خرابه های ارزنون، اشک توی
مریم معصومی و دسته گل زیبا
است.تا دلتان بخواهد. دوبار صدمه دیدم. یک بار وقتی داشتم برای خودم خوانندگی می کردم رفته بودم روی یک چهارپایه ایستاده بودم و شیشه عطر به عنوان میکروفون دستم گرفته بودم که یکهو چارپایه شکست به نحوی که چند روزی مهمان بیمارستان بودم. یک بار هم سرم شکست در حین تاب بازی. ماجرای تاب بازی هم از این قرار بود که سر سوار شدنش با بچه های عموم بحث مان شد و تاب از دست بچه ها رها شد و مستقیم خورد تو سر من و خلاصه
معجزه بالاتر از این!؟
- با سرکشی و انکار مستکبران عالم کاری نداریم. آنها تا چند قُلُپ از جام مرگ نچشند، تسلیم حق نخواهند شد. اما برخی چهره ها که زمانی با انقلاب همراه شدند و حالا بازیگر عملیات مرغ مقلّد شده اند و همان می گویند که ژنرال های اتاق جنگ روانی دشمن دیکته می کنند، چه!؟ آیا کم دست اعجاز الهی را دیده اند که از آستین فرزندان غیور ملت ما در عرصه های مختلف بیرون آمده و هیبت مستکبران را شکسته است؟ پس گرفتاری شان
قصه پرغصه انتفاضه نوجوانان فلسطین
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مجموعه داستان رسته سنگ اندازان روایت زندگی پرفراز و نشیب نوجوانان فلسطینی در مبارزه با اشغالگران صهیونیست است. نوجوانانی که دوشادوش بزرگترها، مسیر پرفراز و نشیب انتفاضه را شکل می دادند. سالیان سال بود که مردم فلسطین با دست های خالی در مقابل اشغالگران ایستادگی می کردند و تنها سلاح دفاعی شان سنگ بود. استفاده از سنگ و پرتاب آن به سوی اشغالگران، تنها یکی از اشکال
عکی دیده نشده از رضا رویگری
نام ببرید بی برو برگرد یاد رضا رویگری می افتید. رویگری چه در دهه شصت که جوان اول سینمای ما بود و چه حالا که خودش در گذار از شصت و چند سالگی اش قرار دارد همیشه مرد خوش تیپی بوده که همه می خواستند مثل او باشند. کیان ایرانی سریال مختار این روزها حالش خوب نیست.آنچه او را بیش از بیماری آزار می دهد روزهای کم کاری اش است و روزهای دوری از بازیگری یا به قول خودش آن شکل از بازیگری که دوستش دارد
کونچتا آنتیکو زنی که حدود 100 میلیون رنگ می بیند
مجاور ناپدید می شد. من همیشه احساس می کردم تو یه دنیای خیلی جادویی دارم زندگی می کنم. می دونم که بچه ها هم این تصورات رو دارن، اما برای من همه چیز بیش از حد شگفت انگیز و بیش از حد متفاوت بود. من همیشه در حال کاوش در طبیعت بودم، کندوکاو می کردم و سعی می کردم جزئیات و ریزه کاری ها رو ببینم، چون تو همه چیز جزئیات زیادی می دیدم. یه نفر ممکنه به یه برگ یا گلبرگ گل نگاه کنه، اما
تکبیر هایی که کارساز شد
وقتی که انقلاب اسلامی پیروز شد. وقتی برگشتم به روستا دیدم همه دست به سینه و مؤدب جلو مدرسه ردیف ایستاده اند. ترسیده بودند که آن ها را لو بدهم. تا مدتی بعد از آن جریان کدخدا با من قهر بود، اما بعد از چند وقت که دید واقعا انقلاب اسلامی پیروز شده است من را دعوت کرد به خانه اش. با رفیقم رفتم، چون ترسیدم من را چیزخور کنند. وقتی رفتم داخل اتاق پذیرایی، دیدم عکس شاه روی دیوار است. بلند گفتم ای
کارتن خوابی، معضل بزرگ کلانشهر ها
کیلومتر مربع کلان شهر اصفهان، سهم هفت سال زندگی طاهره ، دیوار خرابه ای است که از دود سیاه شده است. این دنیای هر شب اوست؛ به اندازه یک متر زمین تا او مثل هفت سال گذشته، همراه با 10 نفر دیگر برای بساط کشیدن موادش، سور و سات به پا کند: کشیدم که دردم کم بشه. شوهرم می گف بکشی بِیتَر می شی. قالی می بافتم با چار تا بچه قد و نیم قد. شونم سوز می داد. کشیدم. معتاد شدم. به چند ماه نکشید، این قدر کشید تا مُرد
موقعیت مهدی اعجاز هادی حجازی فر بر پرده سینماست
چهارم؛ شام آخر داستان های شب اختتامیه روی آنتن شبکه 3 و حرف های زشت و درخور شأن آن مثلاً دو منتقد برنامه هفت دنیا را بر سرم خراب کرد، صبح 22 بهمن نمی دانم چه اتفاقاتی افتاد اما میدانم که جشنواره هیچ جایزه مهمی به هیچکدام از بچه ها نداد و شام آخر من و بچه ها بعد از اختتامیه دور میز کبابی بهار بود! من از سینما رفتم و آن تیم برای خود راه های جدیدی را انتخاب کرد! پرده پنجم؛ داستان
برای مهربان تر شدن!
بار که جمله یا شعر یا ترانه ای را می شنیدم، یادم می ماند. خانه ما پر بود از رفت و آمد شخصیت های ادیب و هنرمند و اداره ای که دوست پدرم بودند. از هر کدام چیزی می آموختم. می پرسیدم: پس آن چند بیت فارسی چه ...( داشت عباسقلی خان پسری/ پسر بی ادب و بی هنری ...) که با لهجه می خوانی و می خندی و نوه هایت همه شان ازبرند؟ می گفت: من 6 ماه کلاس اول رفتم. مدرسه جدید بود؛ از اینها که تازه ساخته شده بود. از کتاب
مجموعه داستان ماهی دختر منتشر شد
یک دختر کافی است در قسمتی از داستان سنگ صبور چرا پس صبر نمی کند؟ از این کتاب می خوانیم. تمام دیشب باران باریده بود. ماهی صبح بعد از صبحانه چکمه های پلاستیکی اش را پوشید و رفت توی حیاط. زیر چکمه هایش صدای کلوچ کلوچ می دادند. همه جا پر از گل شده بود. زیر درخت نارنج که رسید هنوز از برگ ها قطره های آب می چکید. خم شد تا به سنگ صبور سلام کند، اما سنگ مثل همیشه نبود. سنگ صبور ترک
واقفان البرزی در سالروز شهادت امام هادی(ع) به سوگ نشستند + عکس
/> که زیر قبه برایت کمی دعا بکنند خدا کند که شبانه تو را دگر نبرند ز نام مادرتان لااقل حیا بکنند خدا کند که غریبانه دست و پا نزنی ملائک از پرشان فرش دست و پا بکنند دوباره از لب خشکت سلام می ریزد همین که روی تو رو سوی کربلا بکنند... سلام بر بدنی که سه روز بعد آن را ز دست نیزه گرفته که بوریا بکنند... عبدالرضا رمضانی انتهای پیام
دیو چو بیرون رود فرشته درآید/ روایتی خواندنی از آخرین حماسه دزفولی ها در چهارشنبه سیاه
برداشتم و در عطر نرگس هایی که از توی هال می آمد غرق شدم، تعریف های حاج آقا گل انداخته بود: انجمن دانشوران گفتن شما و همتتون، میتونید تو کوچه ی ساواکیا جلسه قرآن تشکیل بدید؟ ، اولش کپ کردیم اما زیاد طول نکشید، عزیز و حمید صفری شدن پشت صحنه و با پنجاه نفر جلسه رو تشکیل دادیم، می رفتن، میومدن، قرآن میخوندیم، دست همه قرآن بود؛ ساواکیا شصتشون خبردار شد، یه روز خلوتی ظهر اومدن و برادر بزرگم، حاج غلامعلی
اشعار شهادت امام هادی علیه السلام
/> مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است کلماتی که پر از رایحۀ غار حراست خط به خط جامعه آیینۀ قرآن خداست عقل از درک تو لبریز تحیر شده است لب به لب کاسۀ ظرفیت من پر شده است همۀ عمر دمادم نسرودیم از تو قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم عرق شرم به پیشانی دفتر دارم شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
کتابخانه های عمومی خراسان رضوی میزبان برنامه های متنوع فرهنگی شدند
بلند بی دست و پا اگر نشوی، پا نمیشوی اینجا نمیشوی ز درازی پا بلند کوتاهِ قصه اینکه بلند است زلف یار ورنه نبود اینقدر این ماجرا بلند گاهی قلم مرا به مسیر تو می برد اصلا چرا ردیف شد این شعر با بلند وقتی غرض ز شعر، سرودن ز حیدر است گردد ردیف شعر به مدحش ز جا بلند گر قدر دیگران به ثنا میشود بلند
راه و روش سفر به سریلانکا، سرزمین چای
. یه نفر وقتی داشتم بالا می رفتم ( اون داشت پایین می اومد ) بهم گفت به قله که رسیدی، ده دقیقه مسیر رو به سمت راست ادامه بده تا به یه منظره قشنگ برسی. من هم این کار رو کردم. دو سه دقیقه که رفتم دیدم فقط خودم هستم و خودم و یه مشت درخت که هی ناله می کردند. اصلا راه پیمایی زهر مارم شد! تازه هر چی جلوتر می رفتم مسیر پاکوب کمرنگ تر می شد. قید ادامه مسیر رو زدم و برگشتم. اصلا دلم نمی خواست گم بشم. برگشتم به سمت قله. یه کم روی صخره لب پرتگاه نشستم. یه کم آب و بیسکویت داشتم. یه سگ اومد کنارم انقدر آب دهنش رو قورت داد و سوت زد که مجبور شدم تمام بیسکویت رو بدم بهش. نذاشت از گلوم بره پایین! ...
3 دعای مشهور ماه رجب+ صوت
درخواستم از تو، همه ی خیر دنیا و خیر آخرت را به من عطا کن و با درخواستم از تو همه شر دنیا و شر آخرت را بازگردان، زیرا آنچه را تو عطا کردی کاستی ندارد و از احسانت بر من بیفزای ای مهمان نواز. راوی گفت: حضرت مَحاسن (موهای صورت) شریف خود را در پنجه ی چپ گرفت و این دعا را با حالت درماندگی و زاری همراه حرکت دادن انگشت اشاره دست راست خواند و پس از این گفت: یَا ذَا الْجَلالِ
تسلیت شهادت امام هادی (ع) 1400 + اس ام اس، متن پیام و عکس شهادت امام علی النقی (ع)
کریمان است عزیز فاطمه و بو تراب یا الله تمام عمر به زندان چو جد خود موسی کشیده محنت و درد و عتاب یا الله شهادت امام نقی (ع) تسلیت باد بی گمان بین آن همه غربت دل تنگ تو نینوایی شد روضه های کبود طشت طلا در نگاه ترت تداعی شد شهادت امام نقی (ع) تسلیت باد کد خبر 553339
تفال به حافظ 16 بهمن ماه 1400؛ فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد غبار راهگذارت کجاست تا حافظ به یادگار نسیم صبا نگه دارد شرح لغت: اهل خدا: بندگان روزی خوار خداوند
مادر بودن، با همه سختی ها و زیبایی هایش!
تو همه چیز خوب است و ساز زندگی هم کوک. از تمام دل تنگی ها از تمام اشک ها و شکایت ها که بگذریم لبخند تو فریاد می زند که من خوشبخت ترینم، من مادری دارم به صلابت کوه، به لطافت گل، به قداست بهشت و به فداکاری شمع که ذره ذره وجودش را بر من تابید. مادر چه کلمه سهل و ممتنعی، چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی، چگونه تو را وصف کنم که تو در وصف نگنجی! حضورت برکت است و جلوه پرنور نگاه حق تعالی به
زهرا پناه: پناه بارن را با عشق نوشتم
به گزارش روزپلاس ، نوقلم ها شاید کارهای زیادی برای ارائه نداشته باشند ولی حرف های زیادی برای گفتن دارند. پای حرف هایشان مینشینیم. خبرنگار روز پلاس با زهرا پناه، یک گفتگوی دوستانه میکند درباره احوال خودش و کتابش و سختی ها و شیرینی های روزهای نگارش کتاب. 1- خودتون و شناسنامه کارتون رو معرفی کنید. ناشر و سال نشر. زهرا پناه هستم دانش آموخته ی رشته ی
برنامه های فرهنگی و مراسم غبارروبی از مزار شهدا با هدف تجدید میثاق با آرمانهای امام راحل(ره) برگزار شد
دستگاه های اجرایی و فرهنگی واجب است تا این دستاوردها و فعالیتهای جوانان غیورمند این مرز و بوم را به صورت حقیقی به همه نشان دهیم. در ادامه حجت السلام و المسلمین حسین اسلامی، امام جمعه شهرستان مه ولات ضمن گرامیداشت ایام مبارکه دهه فجر گفت: از اقدامات دشمن یک واقعیت روشن و آشکار بدست می آید و آن این است که تفکر انقلاب اسلامی بعد از گذشت چهل و سه سال از شروع آن هنوز حرکت انقلابی و پویایی