آتیلا پسیانی استعدادی بود که خوشبختانه شکوفا شد و به هدر نرفت
سایر منابع:
سایر خبرها
پایداری در ویرانه ها؛ تلاش دانشجوی فلسطینی برای ادامه تحصیل
به گزارش خبرگزاری آنا، به مدت یک سال، با تمام وجود سعی کردم تحصیلات دانشگاهی ام را در غزه ادامه دهم تا به زندگی ام معنا ببخشم. در سال 2021 تحصیل در مقطع کارشناسی رشته مهندسی معماری را در دانشگاه اسلامی غزه (IUG) آغاز کردم. بسیار از خودم راضی بودم چراکه توانسته بودم وارد دانشگاه شوم و در رشته ای که همیشه آرزویش را داشتم، تحصیل کنم. زندگی من برای پنج سال آینده بسیار روشن بود و برای آینده
کاشی هفت رنگ، هنر چشم نواز دهنو
دوران تحصیل و مدرسه با این کار آشنا شدم و در این حرفه وارد شده و آن را ادامه دادم، سپس برادران و تعداد دیگری از اقوام من نیز به این حرفه علاقه مند و وارد این کار شدند و هنوز هم در هنر کاشی سازی فعالیت می کنند. آن زمان بنده وارد این حرفه شدم. کار مردانه بود و شرایط به گونه ای بود که فقط آقایان کار می کردند، اما اکنون 15 سال است که خانم ها هم به صورت جدی وارد این کار شدند و در محله دهنو هفت کارگاه
آواز را با تلاوت قرآن آغاز کردم/ تا زمانی که زنده هستم هنر آواز را عاشقانه حفظ خواهم کرد
زهره قلی پور که هم اکنون با گروه موسیقی هم آوایان به سرپرستی استاد حسین علیزاده به عنوان خواننده همکاری می کند در گفتگو با خبرآنلاین، از علاقه خود به آواز موسیقی ایران که با تلاوت قرآن شروع شده بود و چگونگی آشنایی با استاد شجریان و بهره مندی از کلاس های آواز او، همراهی کنونی خود با استاد علیزاده، بیان مخالفت خود برای اجرای کنسرت ویژه بانوان، آرزوهای دست نیافته در حوزه آواز برای اجرا روی صحنه و برخی دیگر از موانع و مشکلات بانوان در حوزه آواز سخن گفت. مو
بخشش 2 قاتل در آستانه قصاص
قتل رساندم. سپس پشیمان شدم و تصمیم گرفتم خودکشی کنم اما زنده ماندم. دومین پرونده ای که به بخشش قاتل ختم شد، سال 95در دادسرای جنایی تهران گشوده شد. آن روز مردی در یکی از بوستان های تهران با ضربات چاقو به قتل رسید. با شروع تحقیقات پلیسی و کمک شاهدان، عامل جنایت شناسایی و چند روز بعد در جنوب تهران دستگیر شد. مرد جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: آن شب به جشن تولد دوستم دعوت شدم و متأسفانه
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
خلق عرب اعزام شدم و بعد به غرب کشور بازگشتم و زمان شروع جنگ تحمیلی در همان مناطق مرزی غرب کشور بودم. توفیق داشتم تا پایان دفاع مقدس در عملیات متعددی شرکت کنم. برادر های دیگرم بعد از من وارد بحث جبهه و جنگ شدند. پیش آمده بود در یک زمان همه برادر ها در جبهه باشید؟ بله، در مقطع عملیات الی بیت المقدس شش برادرم در جبهه بودند. یادم نیست همه برادر ها در این عملیات شرکت داشتند یا برخی در
شهیدی که مجرمان هم عاشق رفتارش می شدند
خدمت مردم و جامعه بود و زمان کمی را می توانست در اختیار خانواده باشد، خانواده هم انتظار داشتند که مانند دیگر خانواده ها به مسافرت و مهمانی بروند؛ اما ما می دانستیم که مسیری که شهید می رود مسیر درستی است هرگز اعتراض نکرده و با ایشان همراهی می کردیم. سرتیپ شهید علیرضا همایی فصیح رئیس یکی از کلانتری های محله نیروگاه بود یکی از کارمندان شهرداری قم نقل می کند: کارمند شهرداری قم بودم یک سال برف
نزاع خونین خانوادگی به خاطر کری خوانی در اینستاگرام!
، متوجه شدم که آنها مدام در اینستاگرام، فیلم و متن می گذاشتند و مرا تحقیر می کردند. این اتفاقات موجب شد تا آتش کینه در دلم روشن شود و در نهایت با کمک پسردایی ام و چند نفر از دوستان دیگر، نقشه انتقام را اجرا کردیم که خوشبختانه بخت با من یار بود وپسرعموهایم زنده ماندند و من از اتهام قتل نجات پیدا کردم. به دستور قاضی حمیدرضا کیاستی، بازپرس دادسرای جنایی تهران، تحقیق در این پرونده ادامه دارد.
زهره حمیدی که بود +بیوگرافی و عکس
دلاوران کوچه دلگشا که حسن هدایت کارگردانی آن را برعهده داشت، به من پیشنهاد شد، بدون اینکه کوچک ترین تجربه کاری داشته باشم، آن را قبول کردم و انصافا هم کار قابل قبول و خوبی از آب درآمد مربیگری مهدکودک بعد از ازدواج دوست نداشتم صرفا به خانه داری اکتفا کنم به همین خاطر تصمیم گرفتم مربی مهدکودک شوم، بعد از گذراندن آزمونی به مدیریت یک مهدکودک انتخاب شدم و 2 سال مدیر مهدکودکی خصوصی بودم
امنیت نی ریز در دوره قاجار و تأسیس امنیه در نی ریز
یاد دارید؟ * طبق گفته پدرم، از زمان قاجار جاده مال رو بوده. سال 1294 خورشیدی پلیس جنوب مشهور به اس. پی. آر که نیرو های انگلیسی و هندی بودند از طرف کرمان و از یک جاده مالرو به نی ریز می آیند و چند سال بعد یک دستگاه ماشین را از همین مسیر وارد می کنند. انگلیسی ها قلعه اس. پی. آر را می سازند و 6 سال می مانند. در همان موقع آنفلوآنزا می آید و تعدادی از مردم و نیرو های اس. پی. آر می میرند. انگلیسی
ماجرای سفر به کربلا و رونق کارم پس از بازگشت
به گزارش پایگاه خبری عصر خودرو به نقل از انتخاب، کتاب پیکان سرنوشت ما با گردآوری و نگارش مهدی خیامی توسط نشر نی در سال 97 منتشر شده است. این کتاب، خاطرات احمد خیامی، موسس ایران ناسیونال (ایران خودرو)، فروشگاه های کوروش و بانک صنعت و معدن است. شب قدر بود احساس می کردم در ها چه آسان به رویم گشوده شده اند. در آن موقع برعکس این روز ها معتقد و مذهبی بودم در مقابل دروازه خروجی بغداد، مردی
نادیده شدن ها همیشه از خانواده شروع می شود
های جلوی پایمان برداشته شود و راه مان هموارتر شود؛ تا به این واسطه بتوانیم اتفاقات خوب فرهنگی رقم بزنیم. مسئله بعدی همکاری ام با گروه خوب و حرفه ای خروس لاری بعد از پنج سال دوری از تئاتر است. کارگردان و تک تک بازیگران و عوامل نمایش همه عزیزان من هستند و خیلی خوشحالم که کنارشان نفس می کشم. برای تک تک شان بهترین ها را آرزو می کنم. انتهای پیام/
داستان شنیدنی نی ریز
حیرت انگیز به یاری مان آمد و مانند یک سینمای مستند، تاریخ زندگی در نی ریز را پیش رویمان به نمایش درآورد. آن زمان حاصل این گفتگو ها را در 6 شماره هفته نامه عصر نی ریز و 3 شماره هفته نامه نی ریزان چاپ کردیم که با استقبال خوب همشهریان و مخاطبان روبرو شد. 4 سال بعد از اولین دیدار و در مهر 1397 زنده یاد اشتیاقی تن به خاک و روح به افلاک سپرد و خاطرات و عکس ها و داشته های ذهنی اش را
لبنان بدون سید حسن نصر الله / گزارش خبرنگار تسنیم از ضاحیه
. این ظلمات را سال ها پیش در زمان جنگ سوریه در جاده حمص به دمشق تجربه کرده بودم. همزمان وزوز پهپادهای اسرائیلی مثل صدای بال مگس توی گوشمان بود. راننده کلافه بود و می خواست هر چه سریعتر از منطقه دور شود. در همان لحظه ای که به نظر از منطقه خطر دور می شدیم، یکباره به ساختمانی در حال سوختن رسیدیم. راننده از ترس فرمان را چرخاند. انگار با یک جسم سخت خورده باشد. جسم سختی در کار نبود. سریع خودش را جمع کرد
گفتگو با مصدوم جنایت روستای زاک در حوالی مشهد که دوستش مقابل چشمش به قتل رسید
خواست انتقام بگیرد. در ادامه حتما بخوانید دستگیری مردی که قصد داشت اعضای خانواده همسر سابقش در اطراف مشهد را قتل عام کند + عکس تو خودت هم با غلامرضا مشکل و خصومتی داشتی؟ نه. او برای کشتن مجتبی آمده بود که در آن لحظه من هم جلوی موتورسیکلت، روی جدول نشسته بودم. اگر مجتبی و موتورش نبودند، احتمالا من هم آبکش می شدم. چرا در آن لحظه آنجا نشسته بودی؟ ما
مجید دیوانی؛ شهیدی که بی قرارِ رفتن بود
سختگیری می شود. این سختگیری شامل حال مجید هم می شد و وقتی پیش ما می آمد از اینکه برای اعزام انتخاب نشده، اعصابش خرد بود، ولی باز هم لبخند می زد و می خندید. دوست و همرزم شهید دیوانی با بیان اینکه هر جا که خبر اعزام به منطقه اعلام می شد، مجید خودش را با سرعت می رساند، گفت: سال 94 هنگام عملیات نبل الزهرا، مجید به لشکر می رود و التماس می کند که او را هم اعزام کنند. همان موقع شهید امید نریمیسایی
چه شد که کتابخوان شدم؟!
می خواندم. کتاب منطق صوری نوشته احمد خوانساری را در همین نوبت های حمام یکی دو بار دوره کردم! کتاب زنده بیدار اثر ابن طفیل را در صف های طولانی نانوایی سنگکی به پایان رساندم. طی چند سال عصرهای پنجشنبه بعد از صرف ناهار، بلافاصله کتاب به دست راهی طبیعت بکر لواسانات می شدم. بر روی صخره ای زیر درختان در کنار رودخانه نشسته، ساعت ها به مطالعه می پرداختم. در آن شرایط دلپذیر نغمه پرندگان خوش خوان و صدای
مفقودالاثری که آزاده بود
به گزارش ندای برخوار ؛ بندهای پوتین را محکم بستند، با خانواده های خود خداحافظی کردند، از زیر قرآن رد شدند و عازم سفری شدند که ممکن بود برگشتی در آن نباشد. آنها از همه چیز دل کنده بودند، دل کندنی از جنس عشق به وطن. ممکن بود شهید شوند و ممکن بود به اسارت برده شوند، اسارتی که شاید نام آزاده دفاع مقدس بودن بر روی آن نام نمی گرفت. 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامی شاهد حضور اولین گروه آزادگان
متن کامل مستند سعادتمندان در شرح حال آیت الله عبدالقائم شوشتری
به گزارش اصفهان زیبا ؛ مستند سعادتمندان: در شرح حال مرحوم آیت الله عبدالقائم شوشتری ، توسط شبکه قرآن سیما به سال 1395 در 35 دقیقه، تولید و در زمان حیات معظمٌ له روی آنتن رفته است. آیت الله شوشتری (19 آبان 1325 قوچان– 1 اسفند 1402 اصفهان) از مجتهدین و عرفای بنام و ولایی بود که همواره نام و یاد امام زمان(عج) را در میان مستمعین و جوانان زنده نگاه می داشت. آنچه در ادامه می
خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی وحشی
زندگی اش بجنگد. همین موضوع سبب می شود که یامان سال ها در خیابان ها و همراه دوستان خود زندگی کند. داستان از آنجایی پیج و تاب پیدا می کند که یامان با پسری به نام آلاس و دوست دخترش، رویا، در یک کلوپ سرگرمی برخورد می کند. در ادامه سریال با داستان های مختلف و پر پیچ و خم یامان و زندگی اش همراه می شویم. پس از گذشت سالیان طولانی بالاخره یامان خانواده خود را پیدا می کند و به عمارت خانوادگی اش
نوجوانان کتاب خوان کم نداریم
می آمد می خواندم؛ اما بعد وارد گروهی شدم در تلگرام که هم خوانی کتاب بود. با مدیریت آقای محمدرضا ایرانزاده. خوانش و بررسی آثار نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی. سعادت بزرگی بود که بتوانم هدفمند آثار بزرگان را بخوانم و هر پنج شنبه، سر زمان مشخصی در مورد عناصر و مضمون و ساختار گفتگو کنیم. بله بسیار اتفاق افتاده کتابی را هم که دوست نداشتم تا انتها خواندم و تمام کردم. ساختار ذهنیم جوری است که تا کاری را
شوهرم از همان ابتدا گفت که مرا دوست ندارد
زن44 ساله گفت:آن زمان دختری نوجوان بودم پسر خاله ام با این جمله که مرا دوست ندارد و فقط بخاطر مادرش با من ازدواج کرده، قلبم شکست. زمانی که موضوع را برای مادرم بازگو کردم، او گفت:من با خاله ات صحبت می کنم این حرف ها را در آغاز زندگی جدی نگیر!ا گر به شوهرت محبت کنی!عاشقت می شود. هرچه به مادرم می گفتم او دختر دیگری را دوست دارد ولی باز هم مرا تشویق به ادامه زندگی مشترک می کرد
بانوانی که زنانه پای دفاع از میهن ایستادند
طوری که اثرگذار باشد، نسل امروزه حتماً الگوی خود را رزمندگان قرار خواهد داد. نسل جوان باید درک کند که دشمن با شروع جنگ نرم قصد دارد کانون خانواده را ویران سازد و ما باید با اقدامات صحیح خود جلوی آن را گرفته و زمینه ظهور صاحب الزمان (عج) را فراهم سازیم. از ادامه تحصیل در انگلیس گذشتم زهرا همافر در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی صبح قزوین ، اظهار کرد: در سال 1360 دیپلم
عمران صلاحی به روایت خودش!
خیابان استانبول. از سال 1345 عضو هیئت تحریریه روزنامه توفیق شدم و در آن مکتب پرورش یافتم. اسامی مستعارم در توفیق بچه جوادیه، ابوطیاره، ابوقراضه، مداد، زرشک، زنبور و چند امضای دیگر بود. من خود را مدیون برادران توفیق می دانم. چه روزگار خوشی داشتیم. در توفیق با پرویز شاپور آشنا شدم. از طریق شاپور با اردشیر محصص آشنا شدم. دوستی من با شاپور تا آخر عمر او ادامه داشت. سال 45 در زندگی
مراسم پاسداشت شهدای روایت فتح برگزار شد
ای به نام جهاد تلویزیون داریم و به آنجا بیا. در آن زمان من اواخر دوران دبیرستان را پشت سر می گذاشتم و به جبهه می رفتم و می آمدم. هر بار که رضا مرادی نسب مرا می دید به من می گفت بیا اما من نمی پذیرفتم. وی ادامه داد: به یاد دارم که یکبار شهید آوینی و ابعاد شخصیتی او را برای من تصویر کرد و به شدت راغب شدم که او را ببینم. همین شد که به روایت فتح آمدم. یکی دو ماه با نگاتیو و دستگاه سینک و
شهید فرهنگ دوست در جبهه نیز شاگرد نمونه بود
به گزارش گروه استان های ایسکانیوز از یزد، محمدمهدی فرهنگ دوست، با بیان اینکه حبیب الله برادر شهیدش فرزند هفتم خانواده بود و نسبت به پنج برادر و دو خواهرش بسیار درس خوان بود، گفت: نمرات درسی حبیب الله همیشه عالی بود و در دوره دبیرستان بود که عازم جبهه شد. وی ادامه داد: حبیب الله در عملیات محرم شرکت داشت که از ناحیه پا به شدت مجروح شد و عصب پایش مقداری مشکل پیدا کرد و کمی لنک می زد و پس
تاریخچه اداره تربیت بدنی نی ریز در گفتگو با محمدحسن جلالی
گرفتیم که خیلی سخت بود و گاه حتی بچه ها دچار بیماری سل می شدند. حسن ضیایی، احمد گلچین، عزیز نظری و خسرو مختاری از رقبای من در کشتی بودند. - چه شد که استخدام تربیت بدنی شدید؟ اوایل سال 55 در امتحان استخدامی تربیت بدنی شرکت کردم. آن زمان ما حدود شش نفر بودیم و من رتبه ام از همه بهتر شد و برای نی ریز قبول شدم. تیرماه 55 برای گذراندن دوره آموزشی دو ماهه به اداره کل تربیت بدنی فارس
در آخرین جشن تولد آتیلا پسیانی چه گذشت؟ آتیلا پسیانی درگذشت
مدرسه که عاشق می شدند، نامه عاشقانه می نوشتم. اوایل، این کار برایم دشوار بود ولی وقتی تعریف و تمجید می شدم، راحت می شد. اما دشواری آنجا بود که چند نفر عاشق یک نفر می شدند و نوشتن نامه برای آن یک نفر، خیلی سخت بود. حالا هم برایم دشوار است وقتی همه آتیلا را دوست دارند، درباره او چه بگویم. او با اشاره به حضور هنرمندانی چون آتیلا پسیانی، خسرو شکیبایی، رضا رویگری و ... در نمایش های تلویزیونی