سایر منابع:
سایر خبرها
شکیرا جواب پیکه را داد: نمی دانستم چنین آدمی هستی!
بگوید. اما برخی از اظهارات پیکه به خوبی بر شکیرا تاثیر نگذاشت. او در مصاحبه اش گفت: متوجه شدم که دوستی از عشق پایدارتر است. من نمی دانستم که او این طور است. زندگی شوهرم را از من گرفت، اما دوستان زیادی به من داد. شکیرا ادامه داد: هرگز قبلا احساس نکرده بودم که این قدر مورد محبت و توجه دوستانم قرار دارم. باید کارهای درست در زندگی انجام داده باشم تا این همه آدم اطرافم داشته باشم
آیت الله جمی: مردم خرمشهر بعد از خدا چشم امیدشان به امام است
؛ اما در این موقع بحرانی باید سعی کرد با یک نوع آرامش به فکر چاره جویی افتاد و در حد توان سعی ام بر آن است که در حد خودم خود را نباخته، به خدا پناه برم. ساعت 9:30 است آقای موسوی به اتفاق فرزندش آقا باقر به هنگ ژاندارمری رفتند. بعد از ساعت 9 تا حالا که ساعت حدود 12 است، ماجرا از این قرار است بعد از رفتن آقای موسوی و فرزندش، قدری با آقای فرخی به صحبت درباره خرمشهر مشغول شدیم. تلفنم که اختلالی
آغاز اکران یک فیلم کردی عاشقانه در هنر و تجربه
کنارم بودند و خیلی حمایتم کردند تا توانستم این کار را به نتیجه برسانم ممنونم. تحسینی تدوینگر پس از خوشآمد گویی به حضار گفت: امیدوارم که از تماشای این فیلم رضایت داشته باشید. تدوین این اثر با من بود و حقیقتا یک فیلم بسیار چالش برانگیز بود و من واقعا فکر نمی کردم که با چنین فیلمی روبرو شوم. زمانی که بحث سینک صداها و تصاویر شد در بخش هایی به کمک دستیارم خانوم رضایی می رفتم با اینکه سالهاست
قدردان خود باشیم + فیلم
را انجام دهیم. اگر من حواسم به خودگویی های خودم نبود و نمی توانستم آنها را مدیریت کنم یا برای تعدیل آن خودگویی ها و تغییر آنها از افراد دیگر مثل روانشناس ها یا والدین کمک نمی گرفتم امروز نمی توانستم خودگویی های مثبت داشته باشم؛ پس باید حسابی قدردان خود باشم. کد ویدیو دانلود فیلم اصلی می توانم از نویسندگان کتاب هایی که خواندم و از والدین و دوستانم قدردانی کنم
دوستی پسر 22 ساله با دختر دانشجوی پزشکی
چه وقتی می توانم از دستم استفاده کنم. او هم بدون تامل پاسخ داد شاید دیگر نتوانی از دستانت استفاده کنی! با این جمله شکستم و طوری دچار شوک شدم که تا یک هفته چیزی نفهمیدم! ولی آن روز مادرم بسیار آغوش مهربانی برایم گشود و با نصیحت های دلسوزانه اش دیگر اجازه نداد به آن خانه مجردی بروم. پدرم نیز لوازم منزلم را بارکامیون کرد و به خانه آورد. یک هفته بعد به خودم آمدم و تصمیم گرفتم
(تصاویر) بیوگرافی، عکس های شخصی و زندگی خصوصی حسین سلیمانی
شیمی انصراف داد. حسین سلیمانی از سال 1376 تا کنون مشغول به فعالیت است و با بازی در فیلم مهر مادری وارد دنیای سینما شد. او از انتخاب شدنش برای این فیلم می گوید: “ مثل همه خردسالانی که علاقمند به بازی در آن فیلم بودند تست دادم و از بین سه هزار داوطلب قرعه به نام من درآمد و توانستم با همراهی و راهنمایی های کمال تبریزی و فاطمه معتمدآریا کاراکترم را آن طور که کارگردان می خواست بازی کنم. ”
ناصر حجازی: واقعا سرسام گرفتم از دست این دخترها / تمامی این ها خواهان ازدواج با من هستند
مثل این که بو می کشند و مرا هرجا که هستم پیدا می کنند. بعد از این که از استرالیا برگشتم در خانه مان با کوهی از نامه روبه رو شدم. اول گمان می کردم که نامه ها از طرف دوستانم فرستاده شده اما وقتی شروع به گشودن آن ها کردم دریافتم که همه ی این ها از طرف دخترانی فرستاده شده که از سراسر کشور برایم نوشته اند. و عجیب این که تمامی این ها خواهان ازدواج با من هستند! بسیاری شان از به هم خوردن نامزی من ابراز
تجربه نزدیک به مرگ یک زن نجات یافته از سکته مغزی: من مُردم و به بهشت رفتم
حال، امبر می دانست که هنوز زمان مرگش فرا نرسیده است. چشمانش را بست و ناگهان احساس کرد که به بدن خودش بازگشته است. خیلی سخت بود که بپذیرم باید از این مکان پر از نور و محبت جدا شوم. او تنها چند ساعت پس از به هوش آمدن شروع به صحبت و حرکت کرد. پزشکان هنوز هم توضیحی برای این موضوع ندارند. پزشکم مرا بیمار معجزه آسا می خواند، چون حتی به جراحی که برنامه ریزی کرده بودند هم
نجات 16 گروگان خارجی در مشهد
سراغ دارد که هم حقوق بالایی دارد، هم کار آسانی است. من هم که دنبال چنین کاری بودم، بلافاصله راه افتادم و به مشهد آمدم. به شماره ای که دوستم تماس گرفته بود زنگ زدم و با او قرار گذاشتم. او مرا به بولوار طبرسی شمالی برد و با هم وارد خانه ای شدیم، اما همین که وارد خانه شدم، عده ای روی سرم ریختند و گوشی ام را گرفتند و بلافاصله سیم کارتش را درآوردند. هر چه داد زدم، تأثیری نداشت. وقتی گوشی ام
نصری: شهداب با دروغ از پدرم امضا محضری گرفت / به مراجع قضایی شکایت می کنم/ پارسال رای برای من بود وحالا ...
مرا ثبت کرد و هم کارت بازی صادر کرد و با پایان لیگ و ITC من صادر شده و حالا رای دیگری می دهند؟ فدراسیون باید جواب دهد. درباره این مساله توضیح بدهند. * درست است که فدراسیون تلاش کرد تو به ارومیه بروی؟ نه. همان موقع هم گفتم که میثم صالحی، رامین خانی، شهروز همایون فرمنش و جواهری بلندزن های شهداب بودند. من بازیکن 19 ساله چطور می توانستم با وجود آنها در ترکیب اصلی شهداب قرار بگیرم
حسادت مرگبار به فامیل خوشنام
رفتن به سر کار از خانه بیرون آمدم، آقای وکیل وقتی خودرواش را از پارکینگ بیرون آورد، رفت که در را ببندد، همان لحظه سه سرنشین یک خودرو به سمت او شلیک کردند. مرد همسایه که مشغول آب دادن باغچه کناری بود به سمت آقای وکیل رفت تا کمکش کند که مردان ناشناس به سمت او هم شلیک کرده و فرار کردند. من نتوانستم پلاک ماشین را ببینم و آنها رفتند، همه این اتفاقات کمتر از یک دقیقه رخ داد. اظهارات شاهد حادثه را ثبت
(تصاویر) زندگی خصوصی، عکس های شخصی و بیوگرافی ریما رامین فر
تمام تلاش خود را می کنم تا پسرم از هر گونه تنش و درگیری دور باشد. همه سعی ام این است که پسرم را از هر گونه آسیبی که خودم آن ها را تجربه کردم، محافظت کنم. به جوانان توصیه می کنم برای ازدواج عجله نکنند و سعی کنند شناخت بیشتر و بهتری نسبت به طرف مقابلشان بدست بیاورند و بعد ازدواج کنند. “ خانم رامین فر در سال 1371 در رشته تئاتر وارد دانشگاه می شود و در همان دوران دانشجویی درگیر تئاتر می شود و
من پناهنده نیستم ؛ یکی از مهمترین رمان های مربوط به فلسطین از زبان نویسنده آن رضوی عاشور
می تابم اما تخیل در این رمان مثل بقیه ی رمان های من و سایر نویسندگان برای دستیابی به معادله ای که خالی از پارادوکس نیست تلاش می کند. سوال به جا و در عین حال سختی است. به نظر می رسد او دست مرا گرفته و می برد در حالی که من تصور می کنم خودم او را هدایت می کنم. شاید هم مساله برعکس باشد. خیال می کنم بخش قابل توجهی از نوشتن در جای ناخودآگاه و پیچیده و مبهمی شکل می گیرد و تنها کار نویسنده این
بهترین شعرهای پاییزی از شاعران مشهور ایران
br/> سنگچینی از اجاقی خُرد، اندرو خاکستر سردی. آن قدر نیامدی که از چهره ام بهار برگ به برگ ریخت پاییز شدم دیگر نیا آشفته می شود خواب های رنگی ام مرا چون برگی پژمرده با خود میبرد من در رنگ باخته خود و رودخانه نزدیکمان غرق میشوم این برگ های زرد به خاطر پاییز نیست
کودکان را بشناسید؛ آن ها آینده هستند و ما نیز بخشی از این آینده هستیم
آید. نمی توانستم اقدام مؤثری انجام دهم و حال خوبی نداشتم. فعالیت های من به حالت رکود درآمده بود. یک روز، در حال ورق زدن کتاب های کودک بودم و متوجه شدم این کتاب ها به نوعی برای من نجات دهنده هستند. در آن لحظه فکر کردم این دقیقاً کاری است که می توانیم با دنیای خود و جامعه مان انجام دهیم؛ یعنی وارد کردن داستان و کتاب به زندگی کودکان. آنجا بود که به این نتیجه رسیدم اگر من این کتاب را برای کودکی بخوانم
علائم اولیه اسکیزوفرنی را بشناسیم
شدم که اگر از این اختلال آگاه نبودم، تنها به آنها نگاه گذرا می کردم. به عنوان مثال، شنیدن صدای روشن شدن موتور ماشین پارک شده در حالی که در پیاده رو راه می رفتم، بدون دلیل منطقی باعث عصبانیت من می شد. افکار من واکنش هایی را در پی داشت. غریزه من برای درک احساساتم شاید در حالت هوشیاری، منطقی نبود. صدای موتور چه معنی دارد؟ در ابتدا نمی توانستم از خودم بپرسم که چرا متوجه صدای موتور به این
حیاط کودکی مان که سنگر جنگ شد
مقداری تکه از خانه برداشت و در آن سوراخ پهن کرد و دو سه کوزه آب و مقداری غذا و همه ما را به آن سوراخ برد و در آن نشست. سپس زن عمویم و پسرانش حسن و ابراهیم به ما ملحق شدند و من ناراحت شدم که چرا به آن مکان باریک و تنگ، بی دلیل انباشته شده بودیم. مادرم مرا داخل کشید و مرا به جای خودم نشاند و هر از گاهی یک لقمه نان و چند عدد زیتون به من می داد. خورشید شروع به غروب کرد
مجازات سنگین برای باند سرقت مسلحانه خودرو
شکایت از باند سرقت اولین بار در سال 1401 به ماموران داده شد و صاحب یک خودروی گران قمیت به پلیس گزارش داد ماشینش سرقت شده است. او گفت: یک پژو از پشت سر به خودروام کوبید. من کنار کشیدم تا ببینم ماشینم چه شده است. وقتی پیاده شدم، یکدفعه دو نفر با اسلحه به سمتم آمدند و از من خواستند که مقاومت نکنم. من هم خودم را کنار کشیدم. آنها ماشین مرا برداشتند و بردند. به گزارش اعتماد، در حالی که
شهدا زنده اند
شوق و میل انتخاب کرده ام و به مقام مقدس جبهه اعزام گردیدم و بدانید که تنها آرزوی من اعزام به جبهه بود. در ضمن توصیه من به پدر و مادرم این است اگر من سعادت نصیبم شد و شهید شدم برایم گریه نکنید و برای من بر سر نزنید که این راه را خودم انتخاب کرده و خواهشم این است که مرا در هنگام تشییع جنازه سرافراز نمایید نه اینکه مقام شهید را پایین بیاورید و اجر خود را ضایع نمایید و دیگر فرزندان را ارشاد
بلوغ درخشان وزارت علوم
کنم و از پنجره پرتش کنم کف خیابان و فریاد بزنم "نامرد اگر دفاع مقدس و ارزش های آن برای تو یک لقلقه زبانی و فرصتی برای چریدن است، بهشید کوه های کردستان تا دماغه ی فاو را جنگیده و بدن مجروحش گواه شجاعت و مردانگی است، نیم خیز شدم اما برای اولین بار در چنین شرایطی که یک جنگ ندیده ادعای ارزش های جنگ را می کند و مدعی بچه های جنگ میشود، توانستم خودم را کنترل کنم، فهمیده بودم که وزارتخانه سرزمین کوتوله
60 سال حبس و دیه و شلاق مجازات سارقان خودرو
می کردم. من حتی نقشی در عوض کردن پلاک های سرقتی که روی خودروی پژو 405 می گذاشتند، نداشتم. هاشم هم در دفاع از خودش گفت: من نقشی در سرقت ها نداشتم، فقط سند یک ماشین را جعل کردم و بقیه خودروها را به دوستانم فروختم. در مجموع برای چهار خودروی لندکروز 6 میلیارد و سیصد میلیون تومان پول گرفتم و یک خودروی پرادو هم زیرپای خودم بود که آن را تحویل دادم. با پایان اظهارات متهمان، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و بر اساس مدارک موجود در پرونده، متهمان را به پانزده سال حبس، ردمال، پرداخت دیه به مجروحان و شلاق محکوم کردند. ...
تیر فدراسیون بر قلب قهرمان
وجود حمایت هایی که از جانب کمیته ملی المپیک و پارالمپیک شدم و تلاش ها و دلسوزی های پدرانه آقای خسروی وفا و آقای کارگری برای بازگشتم به میادین ورزشی، اما نتوانستم شرایط روحی خودم را بهبود ببخشم. شعبانی بهار، پاراتیروکمان را نمی خواست! نعمتی ادامه داد: مدیریتی که کار را در فدراسیون تیروکمان پیش می برد کار را پیچیده کرده بود. شعبانی بهار بارها گفته بود که تیم پاراتیروکمان را نمی خواهد
از مکانیکی شندآباد تا طلای پاریس
در تبریز کلید خورده است. * مردم شندآباد همیشه مرا شرمنده کرده اند آناج: پس از بازگشت هم استقبال بسیار خوبی از شما شد، می توان گفت افتخارات تیم ملی والیبال نشسته باعث شده تا مردم علاقه زیادی به این تیم پیدا کنند و با عرق خاصی بازی های این تیم را پیگیری می کنند . وقتی وارد فرودگاه شدم، همشهریان و دوستانی را دیدم که با عشق و علاقه به استقبال آمده بودند، قوت قلب گرفتم
قتل هولناک همسر با نخ بادکنک؛ رازی که زیر تخت پنهان شده بود
شرایط بسیار ناراحت شد و من از خجالت و عصبانیت نمی توانستم به چشمانش نگاه کنم. متهم ادامه داد: همسرم با لحنی تند و تلخ گفت: من از خودم خجالت می کشم که فکر می کردم تو آدم می شوی. سپس در را کوبید و از اتاق خارج شد من نیز که از این برخورد ناراحت شده بودم مشروب زیادی خوردم و در اوج مستی درگیری ما شدت گرفت. در یک لحظه تحت تأثیر عصبانیت و الکل تصمیم به اینکار گرفتم و در ان لحظه مدام می گفت اگر
اصول صحبت با همسر درباره دوران مجردی
/> در ابتدا بررسی کنید که چرا این موضوع مرا ناراحت می کند و چه عواملی باعث این رنجش شده است؟ اگر شرایط گذشته خودتان را بپذیرید و صادقانه برخورد کنید، همسرتان هم می تواند آن موضوع را بپذیرد. اگر مسائلی از زندگی گذشته تان به زندگی مشترک منتقل می شود و همسرتان را ناراحت می کند، حتما راجع به آن مسائل با هم صحبت کنید. بگذارید همسرتان احساسش را بگوید گاهی که با همسرتان درباره
دردسر مرگ یک گربه برای دختر جوان/ ربوده شدن به جرم کشتن گربه
وارد خانه شدم دیدم دو مرد جوان و صاحب گربه فوت شده آنجا هستند، آنها با من درگیر شدند. خواستم فرار کنم که با دستور آن زن، دو مرد به شدت کتکم زدند. لباس هایم را درآوردند، فیلم غیراخلاقی از من گرفتند و بعد گوشی و پول ها و مدارک و همین طور طلاهایم را به سرقت کردند. آنها تهدید می کردند خانواده ام باید برای آزادی من 100 میلیون تومان پول بدهند. بعد از آن زن گفت این بلا را به خاطر مرگ گربه ام
گردشگری هنر در موزه مهم کشور
باعث شد وقتی خبر افتتاح نمایشگاه چشم در چشم به گوشم رسید، وقت را تلف نکنم و خودم را برسانم به این فرصت ویژه تماشا! پرتره؛ راوی جهان پنهان روح سوژه در استیتمنت نمایشگاه عنوان پرتره در هنر مدرن و معاصر منتشرشده و در ادامه، متن استیتمنت آمده که به این شرح است: تصویری حاوی بازنمایی خصوصیات فردی سوژه ؛ این عمومی ترین تعریف ارائه شده از یک پرتره است؛ درحالی که تاریخ پرتره نگاری مشتمل
پاییز آمد بهارگونه است
بگیرم و نهایتاً خودم دکور و صحنه را بچینم، ولی تمام آنچه را که در این دکور مورد استفاده قرار می گیرد از خود راوی می گیرم به واقع متریالم آن چیزی نیست که از ذهن و تخیل من بیرون آمده باشد، بلکه تمام آن ها را با زحمت زیاد از خود راوی می گیرم. یکی از دلایلی که باعث شد نوشتن کتاب پاییز آمد یک سال و نیم طول بکشد و بار ها به شهر زنجان سفر کنم و با راوی زندگی کنم، به خاطر گرفتن همه جزئیات و توجیه کردن خانم
نگاهی به نمایش کمپانی فیلم سازی آقای داتان | جستجوی حقیقت در دنیای پیچیده ذهن انسان
د همراه کند. کمپانی فیلم سازی آقای داتان با تمرکز بر احساسات انسانی، تجربه ای غنی برای تماشاگران فراهم می آورد. کارگردان مؤثر این نمایش نه تنها داستان را به خوبی روایت می کند، بلکه به تحلیل عمیق تری از رفتار ها و انگیزه های انسانی می پردازد که این امر باعث شده است تا تماشاگران نه تنها درگیر داستان شوند، بلکه به تأمل در مورد خود و جامعه شان نیز بپردازند. در نهایت، این تئاتر جنایی و معماگو
دوست ندارند در تلویزیون کار کنم/ مِهر از تئاتر ایران برداشته شد!
بازی شما روی صحنه تئاتر هستیم؟ ما با تمام وجودمان، با تمام احساسات فیلترنشده مان، با تمام انسانیتی که از ما باقی مانده، با همه عشقی که به تئاتر و یکدیگر داریم در شب های طهرون حضور داریم سوسن پرور: وقتی ماه چهره خلیلی عزیز را از دست دادم در مراسم خاکسپاری با فلورا سام از نزدیک آشنا شدم. همیشه ماه چهره خلیلی به من می گفت که ترکیب شما با هم ترکیب خیلی خوبی می شود. وقتی فلورا سام پیشنهاد