سایر منابع:
سایر خبرها
80 روز و یک قلم که خم نشد ؛ روایت خبرنگاری بسیجی از سنگرِ بی خوابی و عشق به ایران
خاموش می شود، یعنی ضبط صدا با گوشی در میان بوق ممتد ماشین ها، یعنی از خانه زدن و دوری از خانواده، یعنی شنیدن جمله خبرنگارا برو پی کارت و لبخند زدن. سخت تر از همه، دیدن زخمی ها و شهیدانی است که گاهی چند قدمی تو روی خاک می افتند و تو باید بدون اشک، روایت کنی. گاهی آنقدر خسته ام که نمی توانم قهوه را تا ته بخورم؛ اما هنوز قدرت نوشتن دارم. گاهی آنقدر شب بی خوابی می گذرد که چشمم دود می کند، اما دوست دارم همین چشم ها مثل فانوس حقیقت بماند. من بسیجی ام؛ یعنی قبل از هر چیز، خودم را سرباز ولایت می دانم. من خالصانه پای نظام و کشورم هستم بگذارید صریح بگویم ، من از همان روز اول، بدون ...
حاج آقا هارداسان؟!
داده بود. یا فقط قول زود برگشتن به خانه را... و 1000 شاید دیگر که می توانیم تصور کنیم! زندگی، همیشه همین قدر عادی است؛ اما این عادی بودن ها به چشم نمی آیند تا وقتی که نبودن، مرگ، شهادت و جدایی، همه اینها را برای مان پر از معنا کند. انتظار و انتظار ساعت ها بعد، وقتی تلفن ها یکی یکی زنگ خوردند و بی پاسخ ماندند، تازه چیزی در دل مردم تغییر کرد. اول نگرانی بود، بعد تردید، بعد سکوتی که سنگین تر از هر خبر رسمی روی همه چیز افتاد. در آن فاصله، دنیا هنوز کامل نشده بود؛ انگار بین یک شاید و یک حتما معلق مانده بود. بی خبری یکی از بدترین دردهاست... در آن ساعات، هر کسی هر دعایی ...
زندگی ما همراهی و همرزمی بود
دست راست بابا را پیدا کردیم؛ همان دستی که انگشتر داشت. حاج آقا قبل از شهادت یک تصادف داشت. تصادفی که در آن آسیب دیده بود. حکمت و خیریت آن تصادف را ما بعد از شهادت حاج آقا و ماجرای تفحص او فهمیدیم. انگشت شست دست راست شان در آن تصادف به شدت آسیب دید؛ ناخن تقریباً از جا بلند شده بود و مدتی طول کشید تا خوب شود. حتی عفونت کرد و چرک کرد و بعد از بهبود هم دیگر مثل قبل نشد و کمی جمع شده بود. همین نشانه بعدها به شناسایی پیکرشان کمک کرد. وقتی تماس گرفتند و به ما گفتند؛ از او تنها یک کف دست پیدا شده، سؤال کردم که انگشت دست راستش چه شکلی است؟! وقتی دیدم همان انگشتی است که بر اثر جراحت ...
روایت یک روزنامه نگار از دفتر پرستاری مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) در روزهای جنگ
روز حادثه دقیقا چه شد و چطور متوجه شدید خانه تان آسیب دیده است؟ در حال حاضر ما هر روز شیفت هستیم و گفته اند شیفت های عصرتان در درمانگاه آف هستید و هر روزصبح ها بیایید. روزی که این اتفاق افتاد، صبح کار بودم؛ یعنی ساعت دو می توانستم بروم خانه اما خیلی کارهایم زیاد بود چون قرار بود کارگاه های توانمندسازی و تاب آوری در زمان بحران برای سرپرستارها برگزار کنیم. در حال فراهم کردن مقدمات بودم و می خواستم کارم را تکمیل کنم، ماندم و وقتی خواستم به خانه برگردم، فهمیدم دیگر خانه ای قابل سکونت وجود ندارد و اتفاقی که رخ دادنش را برای خودم خیلی دور از ذهن می دانستم، افتاده است. قرار بود ساعتی که این اتفاق افتاد، در خانه باشم اما سرنوشت طور دیگری رقم زده بود. بعد از اینکه ...
هنوز زیر این درخت بلوط از رییسی می گویند
رئیس جمهور اشک شوق می ریختند؛ عشایر گوسفند قربانی کردند و زنان کِل می کشیدند. یکی از پیرمردهای عشایر خودش را به شهید رئیسی رساند و گفت: آقای رئیس جمهور وقتی شما را دیدیم همه دردهایمان را فراموش کردیم. هنوز صدای آن پیرمرد در گوشم مانده است. موسوی می گوید شهید رئیسی آن روز فقط برای بازدید نیامده بود؛ آمده بود تا درد مردم را لمس کند. راه های اندیکا سخت و خطرناک بود. جاده ها پر از پیچ های ترسناک و پرتگاه بود اما شهید رئیسی آرام قدم برمی داشت. چوبی در دست گرفته بود و در همان مسیر، رو به محافظش کرد و گفت: “برو، من هوایت را دارم.” وقتی این جمله را شنیدم، فهمیدم این مرد چقدر دلش با مردم است. او می گوید ...
مخابره تصویری باشکوه از زنانگی به جهان
؛ اصلاً دلمان نخواسته بود فکرمان حتی سمتش برود. ما زندگی کردن بدون حضرت آقا را بلد نبودیم. توی سرمان یک رؤیا داشتیم از روز ظهور، که در آن حضرت آقا با همان دست جانبازشان پرچم رهبری را به امام زمان (عج) می دادند و بعد ما به اندازه همه دلهره هایمان نفس تازه می کشیدیم، بعدش هم راه می افتادیم پشت سر امام عصر (عج) و خودمان را به مسجدالاقصی می رساندیم و همانجا دلچسب ترین نماز عمرمان را می خواندیم. حالا انگار موشک خورده بود درست وسط بوم رویایمان و هیچ چیزی ازش باقی نمانده بود. آواره شدیم توی خیابان ها و هی صدای انفجار پشت انفجار. همه چیز با دفعه قبلی خیلی فرق داشت. آن موقع آقا گفته بودند بمانید و به زندگی ...
پوستر| شهدای خدمت
صبح نهم اسفند ماه، مدرسه شجره طیبه میناب مثل هر روز دیگر با قدم های کوچک دانش آموزان جان گرفت؛ اما چند لحظه کافی بود تا زنگ زندگی در آن مدرسه خاموش شود و دیوارها، جای خود را به آوار و گرد و غبار بدهند. روزی که قرار بود در تقویم یک روز معمولی باشد، در حافظه یک شهر به نقطه ای تلخ و فراموش نشدنی تبدیل شد. در همان ساعت ها، فرامرز پگاه، معلم مینابی، بی آنکه بداند مسیر زندگی اش در حال تغییر است، میان کلاس و تدریس ایستاده بود؛ اما فاصله ای کوتاه میان یک خبر و یک واقعیت، کافی بود تا او همسرش، شهید فریده جهانگیرنیا و دختر هفت ساله اش، شهید آدرینا پگاه را در دل همان حادثه گم کند. این روایت ...
نغمه های جاری در جان فرهنگ ایران/ به بهانه سالگرد تولد جلیل شهناز
مواجهه او با ساز مانند مواجهه بسیاری از هنرمندان دیگر با موسیقی است یعنی آمیزه ای از شوق کودکانه و جسارت هنری. در دوران خردسالی، جثه جلیل چنان کوچک بود که وقتی تار بزرگ برادرش، حسین شهناز، را در آغوش می گرفت، ساز از خودش بزرگ تر جلوه می کرد. او در غیاب برادر، پنهانی سراغ ساز می رفت و با ترس و لرز مضراب می زد، بی آنکه کوک کردن یا پرده ها را بشناسد؛ انگار دست های کوچکش خود راه سیم ها را پیدا می کردند. این پنهان کاری سرانجام به یک غافلگیری شیرین منجر شد و تشویق و شگفتی برادر روبرو شد و از همان جا یادگیری رسمی او شکل گرفت. مشق عشق بارزترین ویژگی سبک نوازندگی جلیل شهناز، آوازی ...
شهید رئیسی رفاه شخصی را فدای مصلحت عمومی کرد
آیت الله رئیسی در سانحه بالگرد و ویژگی های منحصربه فرد شهید رئیسی اظهار کرد: رهبر شهید بیش از 100 ویژگی برای شهید رئیسی برشمردند که در تاریخ انقلاب برای هیچ شخصیتی سابقه نداشته و ایشان در نخستین دیدار با دولت سیزدهم فرمودند بزرگترین سرمایه و بزرگترین پروژه دولت، ترمیم امید و اعتماد مردم است. وی با اشاره به عمقِ ایثار و فداکاری شهید آیت الله رئیسی، جان فشانی ایشان در مسیر خدمت به مردم را نه یک شعار، بلکه حقیقتی عینی و ملموس دانست و افزود: شهید رئیسی در راه اعتلای نظام و حل مشکلات کشور، تمام توان و هستی خود را وقف کرده بود، وزنِ به جا مانده از پیکر شهید رئیسی هنگام تدفین، تنها حدود ...
لحظات آخر پرواز؛ روایت شاهد عینی از سانحه بالگرد رئیس جمهور
برای نزدیک تر شدن به دردهایشان بود. سرانجام، در نهایت، در همان راهی که همواره در آن گام می زد راه خدمت و تلاش برای بهبود زندگی مردم؛ در تاریخ 30 اردیبهشت، در سفری برای افتتاح سد قیزقلعه سی در استان آذربایجان شرقی، در مسیر بازگشت، بالگرد حامل او در ارتفاعات جنگل های ارسباران دچار سانحه شد و جان خود را از دست داد. به مناسبت دومین سالروز شهادت شهید جمهور، آیت الله سید ابراهیم رئیسی، نگاهی به کتاب راز پرواز انداخته ایم. این اثر که توسط محمدمهدی اسلامی تالیف و به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده است، روایت مهدی مجاهد، معاون پیگیری های ویژه دفتر رئیس جمهور، از چهل روز آخر عمر رئیس جمهور شهید است. ...
پرچم ها همچنان بالاست
ایرانیان در مقابل همه متجاوزان متوهم،شوری با درک همراهی لشکر امام حسینی؛ چون ادامه راه حسین است لبیک یا حسین است در همین جا به همراه مداح فریادها شنیده می شود "هیات منا الذله" در این جماعت عزادارِ امام شهید،همه پرچم بدوش در خیابانند. این پرچم را سلاحی برنده در علیه دشمنان ایران اسلامی ،اما در عین حال منادی وحدت یک ملت با هموطنانش از هر جنس ایرانی و سلیقه مسلمانی. این بیرق امام زمانی، بر دوش مرد و زن ،کودک و بزرگسال چرخان و طوفانی نشان از عزمی مصصم و جهادی غیرت وار بر علیه همه کفر و نفاق و خشمی است در مقابل دشمن مکار آمریکایی صهیونیستی و اذناب منطقه ای و خائنان درونی آنان.وقتی در موج جمعیت ...
عباس جدیدی: با علیرضا دبیر پدرکشتگی ندارم، کاپیتان و بزرگ تر او هستم/در شورای شهر نه در لیست اصولگراها ...
هیچی بلد نبودم. می گویند "درس ادیب گر بود زمزمه محبتی، جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را" و من هیچوقت یادم نمی رود که آقای غلام نظری (خدا رحمتش کند) که همان اوایل جنگ به درجه رفیع شهادت نائل شد، رفت و یک دوبنده سبز برایم از درون کمدش آورد. من یک شلوار معمولی داشتم چون داشت می دید من با هرکسی که سرشاخ می شوم، 1 دقیقه ای او را زمین می زدم، گفت بیا پسر؛ لباس کشتی نداری؟ همه آنجا دوبنده داشتند. خدا شاهد است نمی دانید آن دوبنده سبزرنگی که به عنوان تشویق به من دهد، چه جرقه ای در ذهن من ایجاد کرد و بعد وقتی من آن دوبنده را پوشیدم، یکهو مثل موشک شدم (احساس قدرت کردم) و شاید سرعت و فرزی من 20 برابر ...
20 قاچاقچی بزرگ مواد مخدر به حکم خلخالی تیرباران شدند؛ 31 اردیبهشت 59
کوشش ماموران مبارزه با مواد مخدر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، ژاندارمری و پلیس گرفتار، محاکمه و به جزای اعمال خود رسیدند. این محاکمات باید با قاطعیت ادامه پیدا کند و اگر ما دنباله این کار را نگیریم، فاجعه دیگری مانند فاجعه کردستان در ایران تکرار می شود. دادگاه های انقلاب اسلامی به کمک و همکاری مردم مستضعف احتیاج کامل دارد که به وسیله نامه و تلگرام و تلفن و طومار عمل انقلابی را مورد تایید قرار بدهند و سرسختانه در همه جا با باندهای قاچاق و فروش و توزیع و پخش آن مبارزه کنند. اینجانب تقاضا دارم کسانی که همکاری می کنند با ذکر آدرس صحیح و خصوصیات فروشندگان و پخش ...
از دل راکتور تا چشم دوربین
.... آنجا عکاسی و فیلمبرداری کردم و متوجه شدم در این زمینه علاقه دارم. بعد از برگشت از آن سفر، جنگ شروع شد. روز اول جنگ، اوضاع روحی خیلی بدی داشتم و نمی توانستم خودم را آرام کنم و نمی دانستم باید چه کنم. حتی صبح در میدان نقش جهان نمی توانستم از مردم عزادار عکاسی کنم؛ لرزش دستانم و حال ناخوشم اجازه عکاسی نمی داد. شب به میدان بزرگمهر رفتم و دیدم مردم دارند آرام آرام جمع می شوند. همانجا تصمیم به عکاسی گرفتم و شب اول را ثبت کردم. به این صورت، عکاسی از خیابان از آن شب شروع شد. عکس هایم را در فضای مجازی داخل یک گروه رسانه ای می فرستادم تا حضور مردم را نشان دهم. به خصوص بعد از اتفاقات ...
هم تباران شیخ پیاده تاریخ ساز شدند
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی ، مدت زیادی از حماسه بختیاری های برنو به دوش در لردگان در جریان جنگ رمضان نمی گذرد که این صحنه ماندگار بار دیگر ثابت کرد همه ایرانیان نسبت به خاک و سرزمین خود تعصب دارند و حاضرند در راه دفاع از خاک خود، جان خود را فدا کنند. همچنان که در جریان نفوذ هواگردهای دشمن به خاک پاک میهنمان در مرکز کشور و آسمان لردگان، شاهد بودیم که بختیاری های غیور با تفنگ برنوی خود حماسه آفریدند و صحنه های تاریخی از مقابله با هواپیماهای دشمن را خلق کردند. 80 شب است که لردگانی ها دوش به دوش ملت مبعوث ایران در میعادگاه شبانه حاضر می شوند و در خونخواهی رهبر شهید و ...
قدرت ایمان؛ سلاح شهید رئیسی در سازمان ملل و در برابر دشمنان/ خدمت به مردم برای سید محرومان عبادت بود
نیاورد و بسیاری از آن تهمت ها را پاسخ نداد؛ از جمله اتهام شش کلاس سواد در حالیکه کسانی که این تهمت را زدند، خود راهنمای رساله دکتری شهید رئیسی بودند. او رساله دکتری خود را به من هدیه داد که کتابی عالمانه بود. وی افزود: شهید رئیسی همه چیز را به خدا واگذار کرد و خدا که خوب وکیلی است، چنان از او دفاع کرد که همه دهان ها بسته شد و همه سخن های ضد او تمام گشت. حتی برخی از همان تهمت زنندگان بعداً آمدند و عذرخواهی کردند؛ شهید رئیسی می فرمود دل من برای آنان سوخت. معاون فرهنگی قوه قضائیه در پایان گفت ما همه مردم ایران و مسلمانان باید این نوع مجاهدت را تمرین، گسترش و فرهنگ سازی کنیم. خوشبختانه مردم ما این روز ها و شب ها این کار را انجام می دهند و همه مجاهد شده اند. نزدیک به 32 میلیون نفر با نام و مشخصات و تلفن ثبت نام کرده و جان خود را فدای وطن، رهبر و این مکتب کرده اند. انتهای پیام/ ...
پوستر| شهدای خدمت
... میراثِ مهربانی و نجابت فائزه خانم با توصیف ویژگی های اخلاقی شهید اذعان داشت: حبیب تندیسِ صبر و مهربانی بود. او در تمام این سال ها حتی یک بار هم با حرفی، رفتاری مرا آزار نداد. رفتار او با مردم، سربازان و همکارانش زبانزد بود. علاقه و ارادتش به مادر، در میان تمام ویژگی هایش می درخشید. خاطرم هست زمانی که پای مادرش شکسته بود و در گچ قرار داشت، حبیب برای اینکه مادر کوچک ترین زحمتی نکشد، او را مانند طفلی خردسال بر دوش می گرفت، کول می کرد و با صبر و طمأنینه ای وصف ناپذیر به همه جا می برد. او با چنان عشقی به مادرش خدمت می کرد که گویی در حالِ عبادتِ خداوند است؛ پرستاری اش از مادر، درسِ ...
ماجرای عجیب قتل نوزادی 40 روزه
را هم می زنم! با آن که من ساکت شدم ولی او نوزاد را از روی تخت برداشت وبه زمین زد که دراین هنگام پسرم خودش را کثیف کرد اما کاظم همان کثافت ها را با انگشت خودش به دهان بچه ام فرو برد! وسپس فریاد زد،دوباره تخم مرغ درست می کنی یا با همین آرنجم بچه راخفه کنم! من هم که خیلی ترسیده بودم دوباره او بچه ام را کتک زد! من ازسردلسوزی پسرم را درآغوشم گرفتم و دیدم کبود شده است! گفت:پاشو بیرون برویم! ولی من نرفتم.او موهایم را می کشیدومی گفت:تورا نمی زنم چون اگرفردا رفتی طلاق بگیری !سندی نداشته باشی! من هم ازترس صدایم بیرون نمی آمد. چه زمانی متوجه مرگ پسرت شدی؟من خواب بودم .وقتی شب هنگام بیدارشدم پسرم را ...
فانوس های روشن در رهگذر طوفان
همکاری و مرهم گذاشتن بر زخمی که بودجه و قانون، نادیده اش گرفته بودند. سپس نوبت به جناب نصراللهی رسید؛ جوانی بااصالت که با صبر و حوصله، و با همان لهجه شیرین و صادقانه خود، چونان برادری دلسوز، تمام توانش را به کار بست تا دلی نلرزد و اشکی نریزد. امروز ساعت هاست که در خلوت خود به این حقیقت می اندیشم: نباید در مسلخ قضاوت های عجولانه، امید را سر برید. هنوز هم در تندباد مشکلات و محدودیت های اداری، انسان های بزرگی چون دکتر صمدی نیا، جناب بختیاری و جناب نصراللهی هستند که اجازه نمی دهند چراغ امید در دل های خانواده های ایثارگران خاموش شود. این عزیزان، همان ستاره های شبگردی هستند که راه را به مسافران خسته نشان می دهند. من به رسم ادب و حق شناسی، سر تعظیم در برابر این شکوه پنهان فرود می آورم. آنان بر کالبد نیمه جان عدالت، جانی دوباره بخشیدند و ثابت کردند که هنوز هم ایثار در این سرزمین، نفس می کشد. || داود گودرزی(آزاده ده ساله جانباز پنجاه درصد) ...
پایان پرونده جنایت 19 ساله | قاتل پدر و پسر از سوی اولیای دم بخشیده شد
به گزارش افق امروز به نقل از همشهری آنلاین – حوادث: ماجرای این پرونده به بهمن ماه سال 86 بر می گردد. در آن زمان گزارش ناپدید شدن مردی میانسال و پسرش به پلیس تهران اعلام شد. مرد میانسال مدیر یک شرکت خصوصی بود و پسرش نیز به عنوان معاون در همان شرکت فعالیت می کرد. آنها، آخرین بار برای انجام یک معامله کاری از شرکت خارج شده بودند. تلفن همراه هر دو خاموش بود و هیچ سرنخی از آنها نبود. تحقیقات اولیه برای یافتن آن ها آغاز شد تا اینکه 24 ساعت بعد، اتفاقی هولناک رخ داد. کشف اجساد درصندوق عقب چند راننده عبوری در بزرگراه تهران -کرج با مشاهده خودرویی رهاشده در حاشیه مسیر ...
یا لثارات الامام
شیعه اگر تا امروز زنده است، از برکت خون امام شهیدش در کربلا بوده و به تعبیر امام(ره) محرم و صفر او است که اسلام را زنده نگه داشته است. این خون خواهی و انتقام های بعدی حتی این اثر را داشت که خلفای بعدی جسارت قتل ائمه(ع) شیعه را از دست بدهند و از روش های مخفیانه ای استفاده کنند تا از انتقام مختارهای زمان در امان باشند. از ابتدای انقلاب اسلامی مردم ایران نیز خون شهدای ما بود که جان می داد به انقلاب و به بیان امام راحل، ملت را زنده تر می کرد و به تکاپو وامی داشت. امروز هم جریان زندگی در رگ های انقلاب اسلامی از همین خون های پاکی است که توسط شقی ترین افراد و رژیم های ناپاک جاری شده و ...
خودکشی یک جنگ زده در هتل لاله وسط کمپین انتخاباتی زاکانی | وزارت بهداشت: شهرداری روانشناسان ما را راه ...
نشان می دهد در روز های ابتدایی جنگ یک مرد جوان مجرد، از جنگ زدگان ساکن هتل لاله، در پی فشار شدید روانی ناشی از جنگ، آوارگی و بی خانمانی دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده است. اما آنچه این حادثه را از سطح یک اتفاق تلخ فردی فراتر می برد، ابعاد مدیریتی و سیاسی آن است؛ به ویژه نقش شهرداری تهران در پرونده ای که اساساً نیازمند مدیریت تخصصی روانی، درمانی و اجتماعی بوده است. اجازه ندادند تیم های ما وارد شوند بیشتر بخوانید: چگونه فکر مردن بدل به انتحار می شود | آناتومی روانی خودکشی روان ناآرام در سایه جنگ | چرا بار روانی بر دوش ایرانیان ...
شهرتش رئیسی بود؛ مرامش مردمی و خاکی
.... دنیا تنگ نظرانه و بی مروت است، همین که امیدی شکل می گیرد گویی دست تقدیر آن را از میان برمی دارد.روزهای پس از رفتن او، هجمه ای سنگین بر جان و روح مردم وارد کرد. دنیا با مردان بزرگ همیشه مهربان نبوده است. کسانی که بیش از همه برای مردم می دوند، گاهی زودتر از دیگران خاموش می شوند. نبود او، خلأیی است که تنها حضور انسانی با دل پاک می توانست پر کند. در وداع با او، حتی آسمان هم گویا همدردی کرد. باران آرامی که می بارید، نه تنها طبیعت، بلکه سوگ جامعه را بازتاب می داد. مردم میان اشک و ناباوری، مردی را بدرقه می کردند که سال ها نامش با امید، خدمت و تلاش گره خورده بود ...
خرده روایت های تهرانی ها از جنگ 40 روزه/ برخی هنوز ترس و رنج آن صداهای وحشتناک را به دوش می کشند
بتوانم بگویم خدا رو شکر خانه ما سالم است، اگر هم این را می گفتم عذاب وجدان می گرفتم، چون می توانستم جای کسی باشم که همه زندگی اش را از دست داده است. حتی به کارتن خوابی فکر کردم زندگی اما در ایران از همان زمان شروع جنگ کاملا متوقف ماند، همان طور که دو ماه قبل از آن در دی ماه، زندگی بسیاری از آدم ها روی یک عقربه ساعت ماند و دیگر جلو نرفت. برخی جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر کسب و کارشان به خواب رفت. حالا هم آتش بس است و سران کشورها در رفت و آمد هستند و زندگی متوقف شده است، بسیاری از کار بیکار شده اند و برخی هم که کسب و کار مجازی داشتند، کرکره هایشان پایین کشیده شده است ...
شوهر اولم 20 سال بزرگتر بود و شوهر دومم 16 سال کوچکتر و ...! / می گفتند جادویش کردم مرا بگیرد + نظر ...
به حرفهایم گوش بدهد او تنهایی به سفرهای خارجه می رفت ومن تنها درخانه می ماندم تا اینکه بچه هایم یکی پس ازدیگری به دنیا آمدند فکر می کردم اوضاع بهتر شود اما هر روز بدتر بدتر میشد . 21سال از عمرم زیر یک سقف با این مرد گذشت تا اینکه دیگر تصمیم خودم را گرفتم تا یکباربرای همیشه از او جدا شوم . این تصمیم با سه فرزند برایم خیلی،سخت بود ولی دیگر چاره ای نداشتم رفتارهای خودخواهانه همسرم هرروز بیشترو بیشتر می شد. در این مدت هم پدرومادرم در یک تصادف رانندگی جان باختند و من تنهاتر از همیشه سیاه پوش شدم.... فریدون مانع طلاق بود و دلش بیشتر به من می سوخت اما من ...
احمدرضا احمدی شاعر بی بدیل لحظه های ناب
می رفت که ما امروز او را در عالم سینما هم می شناختیم. به سینمای ایتالیا به ویژه سینمای نئورئالیسم و کارگردانان و هنرپیشگان بسیار علاقمند بود. آیا نکته دیگری هست که دوست داشته باشید بگویید؟ گاهی بسیار دلم برای احمدرضا تنگ می شود. گاهی دوست دارم مثل گذشته – به خصوص در سال های اخیر – تلفن خانه صبح اول وقت جمعه، بی وقفه زنگ بزند، اهالی نگران بشوند و من بگویم: نگران نباشید، حتما احمدرضا احمدی ست. با هم گپ بزنیم، خاطره بگوید، درد دل کند، و آخر سر انرژی منفی سمتت ساطع نکند، باری به تو اضافه نکند، و بعد از تلفن احساس کنی سرحال شدی. این روزها جای خالی اش برای من پررنگ شده است. ...
فرزند منگشت از برجسته ترین آثار ادبیات اسارت دوران دفاع مقدس است
...> سنگری در ادامه درباره نوع چهارم گفت: چهارمین نوع اسارت، که در فرهنگ ما متداول است، اسارت خاک است. همانگونه که درباره درگذشتگان می گوییم اسیران خاک . در کتاب به صورت موجز و خلاصه به سرعت به این موضوع پرداخته شده است که کاش به صورت تفصیلی تر این نوع اسارت را مورد بررسی قرار می دادند. وی افزود: خوانش متعدد ادبیات به ما کمک می کند تا چگونه نوشتن را بیاموزیم. طبق گفته محققین، شش ثانیه اول کتاب و فیلم، زمانی است که مخاطب را درگیر کند. اگر از این شش ثانیه طلایی گذشت، ممکن است مخاطب را از دست بدهیم. ما نباید از دوباره نگاری خسته شویم تا بتوانیم اثری مانا و پایا تولید کنیم، همانگونه که ...
وزیر فرهنگ: شهید رئیسی از نوجوانی تا ریاست جمهوری تغییری در تواضع نداشت
سنگینی بر دل ما نشست. مخبر در ادامه با طرح دو سؤال اساسی، به واکاوی ابعاد تاریخی و مدیریتی کشور پرداخت و گفت: سوال اول این است؛ از کشوری که در جنگ با روس ها بخش زیادی از خاکش را از دست داد و 20 میلیون روبل نقره غرامت داد، در جنگ جهانی اول با وجود اعلام بی طرفی بین 8 تا 10 میلیون نفرش از بیماری و قحطی از بین رفتند، و در جنگ جهانی دوم ارتش مقتدر رضاشاهی اش ظرف چند ساعت پاشید و سربازان پادگان ها را تخلیه کردند و برای پول سفرشان تفنگ ها را در خیابان فروختند و خود رضا شاه و محمدرضا را با یک تلفن جابه جا کردند؛ مدل حکمرانی حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری چیست که از چنین کشوری وزنه بزرگی ...