سایر منابع:
سایر خبرها
کودکان، سالن ورزشی و یک حادثه؛ چرا نهم اسفند هنوز در لامرد فراموش نشده است؟
خانواده احمدی زاده بود. تک فرزند بود و رابطه بسیار عمیق عاطفی با پدرش داشت. وقتی خبر تمام کردن هلما را به پدر داده اند، عمویش که آنجا ایستاده بود، گفته هر لحظه منتظر بود پدر در لحظه جان دهد : لب های دخترم خشک شده بود. انگار تشنه بود. بطری آب ورزشی اش را بعد از سه ماه همین یکی، دو روز پیش برایم آوردند. در سالن باشگاه افتاده بود، اما من که دلم طاقت ندارد به آن محله بروم. هیچ وقت هم نخواهم رفت . هلما را به سردخانه بردند و مادر دیگر او را ندید تا روز خاک سپاری: پارسال یکی از هلما پرسید تو ازدواج کردی قرار است پدرت برایت چه کار کند؟ گفته بود تمام کوچه را برایم چراغانی می کند. همین هم شد. ما یک موکب ...
فیلم های سینمایی و تلویزیونی آخر هفته اعلام شد
می روند تا در آزمون استخدام پلیس شرکت کنند. در روز آزمون چاندان با دختری به نام سودها آشنا می شود. چاندان هم برای حمایت خانواده اش و هم تحت تاثیر قرار دادن سودها، عازم شهر برای خواندن درس در رشته اقتصاد می شود. سودها هم در همین رشته قبول و به او کمک می کند. با اعلام نتایج آزمون استخدام،چاندان قبول و شعیب پذیرفته نمی شود. چاندان تصمیم می گیرد درس را رها و پلیس شود اما سودها مانع می شود. او منتظر انجام مراحل استخدام می شود که طولانی است. از سوی دیگر شعیب ابتدا در شرکتی به عنوان کارگر مشغول و در شغلش موفق می شود اما وقتی صاحبان شرکت می فهمند مسلمان است با او بدرفتاری می کنند و او از شرکت خارج می ...
نبوغ و آینده نگری او نقشه های براندازان را خنثی می کرد
؛ نگران نباشید. من در کلاس چهارم با آقاسیدمحمد خامنه ای، برادر بزرگ رهبر شهید همکلاس بودم. همچنین به خاطر دارم که در سال 1332 که تازه از زندان آزاد شده بودم، یک شب پدرم به جمع ما در خانواده گفت: برویم منزل آسید جواد. من و برادرم و مادر دومم به منزل پدر آقای خامنه ای رفتیم. کرسی بود و همه دور هم نشسته بودیم. من کنار پدر آقای خامنه ای نشسته بودم، ایشان به بنده گفت: من دلم می خواهد خلیل طهماسبی را ببینم . گفتم خلیل طهماسبی را گرفتند و و به تهران بردند. خاطرم است که وقتی خلیل طهماسبی به تهران رسید، مرحوم سید عبدالحسین واحدی به من تلگراف زد و نوشت: طهماسبی با احترام به تهران وارد شد. به دشمنان ...
از زبان من، سوگل؛ عاشق فرشاد شدم و نفهمیدم چگونه همه چیزم را باختم
به ترم اول نداشتم، بشدت ناراضی و ناراحت بودند، اما چاره یی نداشتند چون از همان کودکی من هر کاری که دلم می خواست می کردم و در صورت مخالفت آنها داد و بیداد راه می انداختم، چیزی نمی خوردم و با آنها حرفی نمی زدم و به همین علت تسلیم می شدند و جز غصه خوردن کار دیگری نمی کردند. پدر و مادرم که سال ها شرافتمندانه زندگی کرده بودند، طاقت شنیدن حرف هایی را که مردم در مورد من و دوستانم می زدند، نداشتند. در یکی از پارتی های شبانه همیشگی که شرایط آن نسبت به پارتی های قبلی بدتر بود و تقریبا تمام افرادی که در آنجا بودند، مست بودند، پلیس سر رسید و همه را بازداشت کرد و به کلانتری برد. سپس به خانواده هایمان اطلاع ...
وحید جلیلی: کماندوهای فکری آمریکا در دانشگاه ها فعال اند
بگویند نه، ما در فلان جا از ترور دانشمندان ایرانی اظهار تأسف کردیم و اگر ترور را محکوم نکردیم، دست کم حاضر شدیم برای شهادت آن ها یا قتل خانواده هایشان ابراز تأسف کنیم. اما مسئله اینجاست که ما با دو جریان علمیِ کاملاً متمایز طرف هستیم. از نظر جریانی که تملق کدخدا را می گوید، هیچ کس حق ندارد در برابر نظام سلطه عرض اندام کند. به عنوان نمونه آقای سریع القلم، سی سال کینه و داغی را در دل خود نگه داشته بود؛ تنها به این خاطر که سال ها پیش یک جمله علیه وزیر خارجه وقت آمریکا گفته شده بود. ایشان سی سال بعد در مصاحبه ای با الفاظی بسیار غلاظ و شداد می گوید ببینید چه کسانی بر این مملکت حاکم شده اند. او شاکی ...
ناگفته هایی از ماجرای عبدا... خان سالاری به روایت حاجیه بی بی فیروزی
بود و از حاجی هم خواست که به اینجا بیاید. آن روز ها مادر حاج غلامعلی داودی غذا درست می کرد و از پشت بام آن را برای آنها می فرستاد تا عبدالله خان و حاجی غذا را بخورند. آنطور که بعدها حاجی برایم تعریف کرد سه ژاندارم به همراه حاجی و عبدالله خان در جیپ نشسته بودند و رئیس ژاندارمری هم پشت فرمان نشسته بود. در بین راه همه مشغول صحبت و خوش و بش بودند که اواسط راه و نرسیده به حسن آباد پشتکوه، یکباره ستوان ریگی اسلحه کمری اش را می کشد و به عبدالله خان شلیک می کند. عبدالله خان در جا کشته می شود و در ماشین می افتد. در یکی از روز های عید نوروز، ستوان ریگی می گوید من می خواهم برای ...
آمریکا، نَفَس را از این شهدا گرفت
نامه اش افتاد، دیدم نوشته: اموالی که از من به جا مانده ازجمله خانه و ماشین، به عنوان مهریه متعلق به همسرم است... *(لوح تقدیری که قرار بود از طرف بیت رهبری به شهید مجید شعبانی اهدا شود اما بعد از جنگ رمضان به دست خانواده اش رسید) من و جدایی از تو، خدا نکند... جنگ 12روزه، برای ما نقطه عطف بود. از آن مقطع به بعد دیگر هیچ چیز مثل سابق نشد؛ نه شرایط کاری آقا مجید و نه شرایط زندگی ما. آن جنگ، خیلی برای آقا مجید گران تمام شد؛ نه فقط به خاطر شهادت فرماندهان بزرگ کشور به ویژه سردار حاجی زاده که حکم پدر را برای او و تمام بچه های هوافضا داشت. آنچه غصه های آن جنگ را برایش سنگین ...
ناگفته های جنایت در دانشگاه
روزهای بسیار دشواری را می گذرانید. چرا این جنایت رخ داد؟ ما خانواده خوشبختی بودیم و به ناحق زندگی دختر ما را گرفتند. تمام زندگی ما شده به مزارستان رفتن. همه مرا ملامت می کنند که چرا تا این حد به مزارستان می روی اما مگر می توانم نروم؟! دخترم سمیرا در 18 سالگی در رشته میکروبیولوژی پذیرفته شد و دو سال بعد از آن هم پسرعمویش او را خواستگاری کرد. ( صدای مادر از شدت گریه گرفته است) من گفتم پسر عمویش است، او را می شناسیم، اهل هیچ برنامه ای نیست اما نمی دانستم قرار است روزی قاتل جان دختر عزیزم شود. همسرم پزشک است، دو فرزند دیگرم هم پزشک هستند؛ خودم وکالت خوانده ام. ما خانواده ای فرهنگی هستیم که تمام فکر و ذکرمان پیشرفت بچه های مان بود و برای این هم از هیچ کاری دریغ نمی کردیم. من هنوز هم بابت تصمیمی که برای ازدواج سمیرا و پسرعمویش گرفتم، خودم را ملامت می کنم. آنها سال 95 با هم ازدواج کردند و پس از مدتی سم ...
عزاداری رزمندگان اردبیل در دوران دفاع مقدس/ سری اوّل تصاویر
زندگی اش است. قصه پسری که می توانست دانشگاه برود، اما اصرار کرد اول سربازی را تمام کند. نوید شاهد استان قزوین: خودتان را معرفی می کنید. مادر شهید امیرحسین قاسمی: من منیژه جعفری، مادر امیرحسین قاسمی هستم. 42 سالمه. اهل روستای رادکان از توابع تاکستان هستم. پدرم 20 سال پیش فوت کرده. مادرم در قید حیات است. چهار خواهر و دو برادریم. خانواده اهل مسجد، نماز و روزه بود. از کودکی مسجد می رفتیم. مادرمان صبح ها بیدارمان می کرد تا روزه بگیریم. تا سوم راهنمایی خواندم؛ و در 15 سالگی ازدواج کردم. نوید شاهد استان قزوین: از ازدواج و نحوه برگزاری آن برایمان بگویید. مادر ...
سربازی که مأموریتش تمام نشد
عرض کنم، باید بگویم بسیار خودمانی بودند. با همه ی فعّالیّت ها و مسئولیّت هایی که داشتند، نقش پدری را به طور تمام و کمال ایفا کردند. جمع وجورترین واژه ای که در این لحظه می توانم به کار ببرم، همان پدر است؛ پدر خانواده. این تمام و کمال بودن نقش پدری آیا شامل این هم می شد که علاوه بر پدر بودن، دوست شما هم باشند؟ رابطه شان با شما به چه شکلی بود؟ پدر علاوه بر آن ویژگی های پدری و بزرگی و حمایتی ای که داشتند، همراهی شان در تمام مراحل زندگی برای ما همیشه یک نعمت بود. از دوران کودکی و نوجوانی گرفته تا سال های پایانی دبیرستان، سالی که قرار بود وارد دانشگاه شوم، سال های دانشجویی، سال ...
مجموعه اشعار منتخب مخصوص شب سوم محرم
...> از تو چه مانده است؟ بگویم که ای پدر از من چه مانده است؟ بگویی که دخترم اندازه ی لب تو لبم شد ترک ترک اندازه ی سر تو گرفتار شد سرم از تو نمانده است به جز عکس مبهمت از من نمانده است به جز عکس مادرم از تو سوال میکنم انگشترت کجاست؟ که تو سوال میکنی از حال معجرم دیدم چگونه سرت را به طشت زد حق میدهی بمیرم و طاقت نیاورم مرد کنیز زاده ای از ما کنیز خواست بیچاره خواهر تو و بیچاره خواهرم مرهم به درد این همه زخمی نمیخورد بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم ...
حکایت خبرنگار ایرنا، از غرفه روایت میدون در بوشهر
اقدام می کرد، سپس پرسش های خبرنگاران شنیده و پاسخ داده می شد، این کنش و واکنش های مدیر و خبرنگار به ساعت 9 می رسید درست جایی که آن طرف تر میدان داران سرود ملی میهنمان را یکصدا می خواندند، گفت وگو قطع می شد، زمان به احترام وطن می ایستاد و تمام خبرنگاران روی پاهایشان، دست بر سینه سرود ملی را تلاوت می کردند، گاهی در بهت مدیر دستگاه مربوطه یکهو همه خبرنگاران بدون هیچ گونه مقدمه ای رو به قبله پرچم جمهوری اسلامی ایران می ایستاند، این هم یک قرار نانوشته در قالب سمفونی همدلی بود که نواخته می شد. در آن چند دقیقه، روایت میدان به صحنه ای از احترام مشترک بدل می شد، احترامی به وطن، به تاریخ و به ...
این خانه امن نیست
گروه جامعه: ز ابتدای سال جاری تاکنون خشونت، ناامنی و همچنین بحران های سیاسی و اجتماعی در کشور در بروز حوادث مهم دخیل بوده اند. در کشور ما نرخ وقوع جرم در طول یک سال معمولا تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل خاص اقتصادی همچون تورم، بیکاری و نوسانات ارزی و فشارهای معیشتی، اجتماعی همچون طلاق، خشونت های خانگی، استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر، مهاجرت و حاشیه نشینی و مسائل سیاسی همچون جنگ و اعتراضات قرار دارد. به گزارش اعتماد، همچنین طبق دیگر بررسی ها بیشتر قتل های اخیر در کشور در محیط خانواده رخ داده است؛ زن کشی، برادرکشی، فرزندکشی و... . یک جرم شناس در همین راستا می گوید: مطابق مطالعاتی ...