مراسم افطاری
سایر منابع:
سایر خبرها
کارگرانی بدون قرارداد و بیمه!
. این طور بود که شدم کارگرموقت یا به قول تهرانی ها کارگر فصلی. هر روز از صبح خروس خون تا گرگ و میش هوا کنار چهارراه می ایستم کنار مردانی که بیشترشان از جنس خودم هستند و زخم روزگار خورده اند. چشممان به ماشین هایی است که می گذرند. هرکدام بایستند به سمتش می دویم انگار شرطی شده ایم. هرکه زودتر برسد می تواند شانس بیشتری داشته باشد برای کار . از درآمدش می پرسم و سرپناهی که در آن شب ها را به صبح
بقیع؛ نیمه پنهان خورشید/ ریشه ها و دلایل جنایت فراموش نشدنی تخریب بقیع + تصاویر و نظر مراجع عظام تقلید و ...
انگاری با شماست چرا که اگر خود شما متصدی تخریب قبور آبا و اجداد خود باشید ممکن است یک آثاری از این قبور باقی بگذارید که به طور کلی با خاک یکسان نشود اما اگر این تخریب بخواهد با دست دیگران انجام شود حتی این مقدار هم قابل تضمین نیست البته طبیعی بود که پدرم قبول نکند ولی شب سه بار خوابی را می بیند که اما حسن(ع) به او می فرماید فرزندم قبول کن تا اثری از قبور ما باقی بماند بنابراین رییس سادات نخاوله
نور قرآن در خانه تاریخی امام خمینی(ره) در جماران
الْمَغْفِرَهِ ، ماه رمضان با برکت به سوی شما روی آورده است. وی افزود: پس وقتی کنار ماه رمضان اسم برکت آمد، نتیجه ماه رمضان ماه با برکت و مبارکی است، پس وقتی مبارک شد، باید به یکدیگر تبریک بگوییم و از خدا طلب برکت کنیم. پس وقتی ماه مبارک رمضان، ماه با برکت است، نتیجه اش این است که خواندن یک آیه در این ماه ثواب یک آیه خواندن را ندارد، بلکه یک آیه ثواب آن مانند یک ختم قرآن است. مبارکی
کنگره 5400 شهید کردستان| شرافت ایزدی؛ شهیده ای که خشم ضدانقلاب را برانگیخت
امامشان دفاع می کردند. از نحوه شهادت مادرتان بگویید؟ ضدانقلاب کوردل که به شدت از پدر و مادر مسلمان و انقلابیم هراس داشت و آنان را مانعی در برابر خود می دیدند، در روز بیستم خردادماه سال 1362 بزدلانه شب هنگام به منزل ما حمله ور شدند و آنها را به شهادت رساند، مادرم اولین کسی بود در روستایمان که لباس سپاه را به تن برادرم پوشاند و او راهی مبارزه با ضد انقلاب کرده هنوز بغضی در
برگرد به عقب
، حرکت کردند و بعد پشت سد آهنی بزرگی روی هم انباشته شدند. از شهر یک اتوبوس و چند آتش نشان فرستادند تا ما را ببرند. آنها طنابی در عرض پارکینگ کشیدند تا بچه ها را از روی آب عبور بدهند که شامل من و استیوی هم می شد. بزرگ ترها و برادرم بعد از ما آمدند. طناب را محکم گرفته بودند. مادرم نگران پدرم بود که با قایق بادی اش روی رودخانه واباش بود. آن شب پدر به خانه نیامد اما موفق شد تماس
رسول خادم در دیدار با هما گل گلاب: ای ایران از مرزهای سیاسی و محدودیت های زمانی گذر کرده است
آذربایجان از تجاوز قوای شوروی،در سال 1324 خورشیدی،سرود آذربادگان را با همکاری روانشاد روح الله خالقی ساخته اند که به بهانه مستند مرز پرگهر بازسازی شده است.اما نکته شگفت آور این است که از میان همه آثار پدرم،سرود ای ایران همواره توسط مردم در مراسم های مختلف خوانده می شود که شاید یکی از دلایل آن،همدلی روح الله خالقی و غلامحسین بنان و رهبری کلنل علینقی وزیری بوده است. همچنین هما گل گلاب گفت: دغدغه
همه هیولایی در دست داریم به نام موبایل/ گفت وگو با مهدی پاکدل
ماه، چون گروه از ماه های قبل درگیر نمایش بودند و بعد به آنها اضافه شدم. همیشه متاسفم که چرا وقت بیشتری نداشتم. روزی هم که با آقای کوشکی و خانم هستی صحبت کردم، گفتم درست است که این نقش زمان کمی در نمایش حضور دارد ولی نقش سختی است. گفتند تو می توانی بیا. تمرین کردیم، خوشبختانه کمک هایشان خیلی مثمرثمر بود. خوشبختانه مدیا درباره این نوع کاراکترها زیاد است و فیلم های زیادی هم درباره استبداد آن دوران
اشتباهاتی که "طرح تحول سلامت" را زمین زد
مختلف و آقای قاضی زاده هاشمی که می گفت "اگر در آذر ماه دور بعدی تحریم ها اعمال شود، دچار بحران می شویم"، فضا را ملتهب کردند تا 500 میلیون یورو را بگیرند که البته این مبلغ صرف پرداخت بدهی ها شد . * این موضوع به عنوان یک تخلف آشکار قابل پیگیری است؛ پیرصالحی رئیس سابق سازمان غذا و دارو نیز گفته بود دانشگاه های علوم پزشکی در بحث هزینه کرد این 500 میلیون یورو سهیم هستند ! رسولی
از دل پُر نوجوانان...
حساب کردم، پدرم از پول هایی که کار می کند فقط 50 هزار تومان برایش می ماند که در خانه خرج کند و الان من همه دندان هایم عصب کشی لازم دارد، ولی پدرم پول ندارد. من می خواهم 3 ماه تعطیلی سال بعد بروم و بقیه دندان هایم را خودم از پول خودم درست کنم و حتی لباس ها که برای عروسی آبجی ام بود، خودم توی 3 ماه تعطیلی کار کردم و خریدم و الان هم همه جنس ها و خوراکی ها رفته بالا و زندگی بسیار الان برای پدرم سخت است
ادعای برادر میترا استاد درباره ی نجفی و یک فایل صوتی
بخواهم هماهنگی اش را انجام دهم. دوم اینکه بعد از اینکه حتی احضاریه برای آقای نجفی آمد درب منزل، من تازه آن موقع متوجه شدم که جریان از چه قرار است.یعنی بعد از آمدن احضاریه که به قول خودشان 10:30 شب آمد، من تازه آن ساعت متوجه شدم که جریان از چه قرار است. بنده اگر صحبتی می کنم دال بر مستندات است. اگر به فرض مثال می گویم دست خواهرزاده ی بنده شکسته، یا می گویم ناخن خواهر من شکسته و کتک کاری
چهل یادداشت عاشقانه سرهنگی برای چهل کتاب خاطره نگاری
از مقدمه کتاب کوچه نقاش ها برداشته ام. همان کتابی که از صفحه 177 آن خاطره گنجشک را برداشته ام. راوی کتاب آقا سید ابولفضل کاظمی است. او از بچههای پایین شهر تهران است کهخ با لحن خاص خودش روزهایی از حادثه های انقلاب و جنگ را بیان کرده است. حفظ این لحن شیرین در متن از کارهای به یادماندنی بانو راحله صبوری است که چند سال زحمت گفت وگو و تدوین این خاطرات را به عهده داشته است. 16- کتاب
حلقه های ازدواجمان را نذر حرم امام حسین(ع) کردیم
این روزها حال عجیبی دارد؛ چند روزی بیشتر نمی گذرد از روزی که او همراه نویسنده کتاب دلتنگ نباش ! به دیدار رهبر انقلاب شتافته در حالی که باورش نمی شده مقدمات چنین دیداری به سرعت فراهم شود. او در این باره به می گوید: پیش از اینها کتاب را برای بیت حضرت آقا فرستاده بودم. راستش را بخواهید امیدوار نبودم به دست شان برسد و بخوانند. چهارشنبه آخر ماه رمضان بود که از دفتر حضرت آقا تماس گرفتند و گفتند
بازگویی تاریخ شهر از خلال سطور روزنامه ها
تحقیقات مختلف مورد مراجعه قرار خواهد گرفت. مولف امیدوار است نشر نوع کتاب ها زحمت بازیابی و بازنویسی داده های مطبوعاتی را از دوش پژوهشگران اصفهان و محققین این شهر بردارد و با عرضه این قبیل داده های خام، پژوهش های بیشتری برای پر کردن گسست ها یا نقاط تاریک و کار نشده تاریخ شهر به انجام رسد. از آنجا که به قول بزرگی، تاریخ گفتگوی بی انتهای گذشته و حال است باشد که از پرتو این کتاب، نسل حاضر
افشای پشت پرده های جنجالی از انتخاب و استعفای شهردار سابق تهران
سؤال کردم. آن دوست محترم از توانایی و مدیریت قابل قبول ایشان یاد کرد. . اما نجفی این توصیه را به کار نبست. عبدالله رمضان زاده عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، توصیه موسوی خوئینی را اخلاقی خواند که در واقع معنای تلویحی آن این بود که چنین توصیه ای لازم الاجرا نیست و این پرسش را مطرح کرد که آیا آقای قالیباف قول می دهند که طلبکار نشوند؟ استعفا پس از جشن تولد رفته رفته امور
اعضای بدن برادرم را می بریدند تا اطلاعات بگیرند!
رفتند؛ برادرم هم راهش را انتخاب کرده بود. شهادت مسعود غم بزرگی برای تمام اهل خانه به خصوص مادرم بود. تا مدتها هیچکدام باور نمی کردیم که دیگر مسعود به خانه نمی آید. هر گاه صدای در منزل می آمد آرزو می کردیم مسعود پشت در باشد. پدر و مادرم از این غم خیلی صدمه دیدند ولی با این حال هیچ گاه در برابر مردم اظهار نارضایتی نکردند و حتی در مراسم ختم مسعود به مردم می گفتند: امام حسین (ع) برای اینکه دین
رزمنده دفاع مقدس، کارآفرین همه فن حریف و بنده راضی خدا!
بماند! جابجا شد و شد مسئول آموزش و پرورش استان کرمانشاه. بعد از آن روزها کم کم هی می رفتم بسیج و درخواست عضویت می دادم. پدر و مادرم می گفتند تو خیلی کوچکی! با اینکه پدرم خیلی انقلابی بود ولی... بعد مرا به تهران فرستادند برای کار. چون در تهران هم خانه برادر بزرگم بود و هم عمویم. فاش نیوز: چرا درس را رها کردید و برای کار رفتید تهران؟ - تقریبا مجبور شدم چون در روستای ما مقطع
در اینستای ستاره های خارجی؛ از نیکولِ زیبا تا مارگو رابیِ اسکیمو!
. رایان رینولدز در کمپین تبلیغاتی جدید برند آرمانی ؛ تیم تبلیغاتی آرمانی یکی از بهترین گزینه های ممکن را برای این کار انتخاب کرده است. تیموتی شلمی در برابر دوربین مجله ی دبلیو ؛ گویا جناب شلمی هم علاقه ی خاصی به خاص بودن دارند. نیکول کیدمن آماده برای شرکت در مراسم گلدن گلوب 2019؛ او درست یک سال قبل و در همین روز صفحه ی اینستاگرام خود را راه اندازی کرده بود.
چارلی چاپلین؛ دیکتاتور غمگینی که می خنداند
سالی 670 هزار دلار به او دستمزد می داد و باعث شد که او ثروتمند شود، ولی انگیزه های هنری اش کمرنگ نشد و در مدت 18 ماه وی 12 فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع، از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم هایی که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. از آن میان می توان به ساعت یک بامداد (1916)، سرسره بازی (1916)، خانه به دوش (1916) و خیابان
علامه حیدر جوادی؛ چهره ای مقبول العامه در شبه قاره
هم کلاس بودند. پدر ایشان هم روحانی بود که از همان مدرسه فارغ التحصیل شد و بعد به نجف رفت و یکی از شاگردان محمدباقر صدر شد. هشتم آوریل شهید محمدباقر صدر به شهادت رسید. نزد استاد خودش مشغول ترجمه بود و اغلب کتاب ها را خود ایشان ترجمه کرده است. می توان گفت که علامه جوادی هم مباحثه پدرم و شاگرد پدربزرگم و پسرش هم مباحثه من بود. پسر علامه حیدر جوادی زودتر از من به ایران آمد و تا قبل از آن در هندوستان