ناگفته هایی دردناک از مرگ کوچکترین قربانی زلزله
سایر خبرها
زلزله در میهمانی اما و اگرها
می آیند و کنارمان می نشینند، همه داغ عجیبی از رفتن آرمان دارند، همه با هم فوتبال بازی می کردند. بوگاتی و فراری و بنز می خواهند. می پرسند اسم ماشین بابای تو چیه؟ یکی دیگر می گوید ما ساینا داشتیم، یکی می خندد و می گوید ما تراکتور داریم، ما هنوز تراکتور داریم. کمی آن طرف تر خانه خانواده آزادی است که در زلزله 4 نفر را از دست دادند؛ هاجر آزادی و دو دخترش و همسرش امین مرادی. یک خانه در کوئیک حسن
من مادرم را نکشته ام؛ اعتراف قبلی ام از روی اجبار بود
میانسال در راه پله های طبقه سوم مواجه شدند. با پیدا شدن جسد زن 45 ساله به نام حمیرا موضوع به بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد. کارآگاهان در ادامه دریافتند، این زن میانسال از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و بدون اینکه طلاق بگیرد با دخترش زندگی می کرد. از آنجا که همسایه ها صدای درگیری این مادر و دختر را در شب حادثه شنیده بودند فرضیه درگیری و قتل قوت گرفت. بدین ترتیب
پس از زلزله
شیرین زبانی بود که اگر امروز زنده بود حتما داشت به همه کمک می کرد، دختر کوچکش زل زده به چشمان پر از اشک مادرش. می گویم با زهرا هم کلاس بودی می گوید: دوست بودیم کلاسمان یکجا بود اما هم سن نبودیم. زهرا با بعض ادامه می دهد: ما در این روستا یک کپسول اکسیژن نداشتیم اگر بود شاید همسایه مان شاید زهرا امروز زنده بود. از شب های سرد میانه از او می پرسم و می گوید: خانه ما
خواهرم را دار بزنید!
نکرد.من که نگران مادرم شده بودم با آتش نشانی تماس گرفتم و بعد از بازکردن در با جسد مادرم روبه رو شدم. قصاص خواهر در حالی که تحقیقات پلیس نشان می داد این مادر و دختر به شیشه معتاد بودند پزشکی قانونی علت فوت را ضربه مغزی و خونریزی اعلام کرد. با اعلام نظر پزشکی قانونی برادر لیلا و پدربزرگ و مادربزرگش علیه وی شکایت کردند و گفتند او مادرش را به قتل رسانده است. با این شکایت، لیلا
آن مرد با کاپشن قرمز و دلی پُر آمد/ گل به خودی برخی خبرنگاران
همان خانه محقر و کوچکشان را از دست داده اند و غیرت و عزت نفسشان نمی گذارد هرشب خانه همسایه و فامیل بمانند. برخی هایشان کانکس می خواهند و برخی دیگر از آنها وام بلاعوض برای ساخت خانه. فلک اِوین یئخلسن! سخنگوی دولت راهی خانه زهرا می شود تا از پدر و مادرش دلجویی کند، صدای روضه از یک بلندگو می آید اما با رسیدن ربیعی آن را خاموش می کنند و خبرنگار و عکاسان به همراه وی وارد خانه می
اینجا هنوز می لرزد...
می شد عمق فاجعه را دید. تل های خاک گوشه گوشه شهر قد علم کرده. تل هایی که روزی خانه ای بودند و پناه خانواده ای، اما حالا به گورستانِ ساکنانشان تبدیل شده بودند. حال و روز بیمارستان زلزله زده هم شبیه مردمان دشت ذهاب وخیم بود و خسارت های فراوانی دیده بود. همه نیروها و کادر بیمارستان برانکارد به دست این طرف و آن طرف می دویدند و آمبولانس ها پشت سر هم زخمی و مجروح می آوردند. وانت
سخنگوی دولت: کمر همت بسته ایم تا خسارت های زلزله را در اسرع وقت جبران کنیم
چند روز آینده تمام می شود و پیمانکاران بنیاد مسکن بلافاصه عملیات بازسازی را شروع خواهند کرد. وی با تاکید بر این که جهادکشاورزی نیز بعد از اتمام آواربرداری، برای دامداری هایی که از بین رفته اند، عملیات جبرانی آغاز خواهد کرد، گفت: طبق مصوبه هیات مدیره اشتغال و کارآفرینی برای تمامی دام های تلف شده وام های قرض الحسنه و اعتبار تخصیص می یابد. تمامی مشاغل از دست رفته در جریان زلزله نیز در این
کانکس نشینی به امید زمین
ها وام داده تا بتوانند خانه هایشان را بسازند؛ خیلی ها که قبل از زلزله، خانه هایشان به زور یک طبقه بود، حالا صاحب خانه های 2یا3 طبقه هستند. گناه ما چیست که مستأجریم؟ دولت نمی تواند کاری کند ما هم صاحبخانه شویم؟ حتماً می تواند! دختری جوان که به همراه مادرش در کانکسی کوچک زندگی می کند، جلوتر می آید و حرف های مرد را ادامه می دهد: موقع زلزله مسئولان زیادی برای بازدید به این مناطق می آمدند
زلزله زیر خاک ماند، لبخند رضایت جوانه زد
خالی کردن غم دل شان از سوی دیگر، موجب شد که زلزله زدگان با ذکر صلوات از سخنگوی دولت استقبال کنند. در مسیر حرکت علی ربیعی، پیرمردی که داغ دیده بود به سخنگوی دولت خوشامد گفت و یکباره امان از دست داد و به گریه افتاد؛ ربیعی علت نارحتی پیرمرد را پرسید و زمانی که فهمید دخترش را در زلزله از دست داده، هم آوای گریه مرد داغدار شد و دقایقی همدیگر را در آغوش کشیدند تا اشک های آنها در هم آویزد.
اگر رئیس جمهور در مورد فساد به کسی تلفنی زده اعلام کنید
است. ربیعی توضیح داد: من معتقد هستم که ریحانه و زهرایی که زیر آوار ماندند را نباید بگذاریم رویای ساختن مملکت آنها زیر آوار بماند؛ پدر زهرا صحبت هایی از دل دخترش می گفت، که خواسته اش این بود که آرمان ها و آرزوهای کودکان، زیر آوار نماند و قطعاً بیش از هر دوره دیگری نیاز داریم تا در کنار هم قرار بگیریم تا از فشار ظالمانه تحریم عبور کنیم و ایرانی آباد بسازیم. وی ادامه داد: در چند
اگر رئیس جمهور در مورد فساد به کسی تلفنی زده اعلام کنید
است. ربیعی توضیح داد: من معتقد هستم که ریحانه و زهرایی که زیر آوار ماندند را نباید بگذاریم رویای ساختن مملکت آنها زیر آوار بماند؛ پدر زهرا صحبت هایی از دل دخترش می گفت، که خواسته اش این بود که آرمان ها و آرزوهای کودکان، زیر آوار نماند و قطعاً بیش از هر دوره دیگری نیاز داریم تا در کنار هم قرار بگیریم تا از فشار ظالمانه تحریم عبور کنیم و ایرانی آباد بسازیم. وی ادامه داد: در چند
اگر رئیس جمهور در مورد فساد به کسی تلفنی زده اعلام کنید
است. ربیعی توضیح داد: من معتقد هستم که ریحانه و زهرایی که زیر آوار ماندند را نباید بگذاریم رویای ساختن مملکت آنها زیر آوار بماند؛ پدر زهرا صحبت هایی از دل دخترش می گفت، که خواسته اش این بود که آرمان ها و آرزوهای کودکان، زیر آوار نماند و قطعاً بیش از هر دوره دیگری نیاز داریم تا در کنار هم قرار بگیریم تا از فشار ظالمانه تحریم عبور کنیم و ایرانی آباد بسازیم. وی ادامه داد: در چند
30 میلیون تومان تسهیلات برای مسکن زلزله زدگان
، اقدامی که هم فرصت دیده شدن و انعکاس مشکلات مردم زلزله زده از سوی رسانه ها را فراهم می کند و هم نشان می دهد که دولتمردان از مردم رنجدیده جدا نیستند. ورنکش روستای محل زندگی ریحانه و زهرا بود که در زلزله اخیر جان خود را از دست دادند. پیش از این ویدئویی از زهرا در تلویزیون پخش شده بود که او در آن، خواستار تلاش همگان برای آبادی ایران شده بود. براین اساس بود که سخنگوی دولت نیز سخنان خود درباره اقدامات
منتظر کمک دیگران بودن از مرگ بدتر است
نشده است به دست چاپ می سپریم. همه آنچه اینجا می خوانید واقعی است. راستی راستی 64 نفر را در گورهای دسته جمعی بدون غسل و کفن دفن کردند و تنها توانستند نمازی برایشان بخوانند. راستی راستی جمشید روزها سر جاده می رود و از غم هاوژین می خواهد خودش را زیر ماشین بیندازد و هاوژین تنها یک قدم کم آورد. واقعا شهاب یک شبه خواهر و پدر و مادرش را از دست داد یا یکی دیگر زن و دو پسرش را. شبی که زلزله
لوایح اف ای تی اف تصویب نشوند، وضع مردم خراب تر می شود
مادران آنان را شنیدیم و باید توجه کنیم شیرین زبانی زهرا در پیامی که او در یک مصاحبه تلویزیونی قبل از فوتش به همه ایران داد، این است که باید عصبانی شویم تا ایران را بسازیم. او با اشاره به اینکه در چند روز آینده جزییات برنامه های دولت برای آبادانی مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی در شهرستان های میانه و سراب اعلام خواهد شد، گفت: زمین لرزه روستای ورنکش این پیام را داد که هر خانه ای که مقاوم سازی شده بود
معجزه ای که عباس را برای شهادت زنده نگه داشت
فایده ای ندارد، در راهپیمایی همه چیز هست، مردم چایی و غذا پخش می کنند، کسی گرسنه و تشنه نمی ماند. اهل خانه تحت تاثیر روح بزرگ فرزند کوچک بودند عباس با اینکه بچه بزرگ خانواده نبود اما روح بزرگش همه اهل خانه را تحت تاثیر قرار می داد، برادر می گوید همه ما را عباس نصیحت می کرد. شب های جمعه اکثرا دستم را می گرفت و برای خواندن دعای کمیل به مهدیه تهران می برد. رفتنش را به یاد دارم و
خانه امید، از نی و گچ و گل
زهرا جعفرزاده| سقف پناه است و دیوار پناهگاه. پنجره دریچه است به آفتاب، به افق و شب؛ شبی مثل بیست و یک آبان دو سال پیش که پناهگاه ها بر سر عده ای ترک خورد، فروریخت و آنها که زیر همین سقف ها پناه گرفته بودند، آواره شدند. از همان شب بود که زنان سیاهپوش شدند و شهر رخت سفید به تن کرد؛ سفید از چادرها، از کانکس ها. خانه های پارچه ای و فلزی کف زمین ها پهن شدند، بالا رفتند و سقفی شدند برای زلزله زده ها
مهمانی جهادی باجناق ها در خانه اهل سنت+عکس
شبانه روزی روشن کردند و حسن ختام چادرنشینی و کانکس نشینی آسیب دیدگان سیل شدند. خاطره بازی در بزم صمیمی شیعیان و سنی های آق قلا خانواده های سیل زده باور نمی کردند ما 50 نفر همه با هم با هم فامیل هستیم. تعجب می کردند وقتی می فهمیدند همه مردان یک فامیل، خانه و زندگی شان را برای آباد کردن خانه های آنها رها کرده اند. می گفتند از تماشای کار کردن پدربزرگ و نوه ها، شانه به شانه هم، در خانه
جهاد کشاورزی خسارت دام ها و دامداری ها بر اثر زلزله را جبران می کند
حالیکه سخنان خود را به زبان ترکی ادامه می داد، گفت: تمام ایران نگران شماست و مسئولان هم همین طور؛ مطمئن باشید کل ایران چشم شان به شماست و ناراحتی های شما مشکلات همه است. دکتر ربیعی، ادب، ادارک، شعور و صبر آذربایجانی ها را بی نظیر دانست و افزود: من برای زهرا و ریحانه جان باخته در روستای ورنکش شعر گفته و گریه کرده ام. به گفته وی معاون اول رییس جمهوری چهارشنبه هفته جاری برای تکمیل تصمیمات به منطقه زلزله زده آذربایجان سفر می کند تا ثابت شود زلزله زدگان تنها نیستند. انتهای پیام ...
رویای ریحانه ها نباید زیر آوار بماند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا در آذربایجان شرقی، علی ربیعی در نشست خبری با رسانه ها در روستای زلزله زده ورنکش شهرستان میانه در آذربایجان شرقی اظهار کرد: امروز در منزل این کودکمان حاضر شدم و درد و غم از دست دادن این کودکان سخت است و همان شب برای زهرا و ریحانه مطالبی نوشتم و باید حرفشان شنیده شود. سخنگوی دولت با تاکید بر ضرورت مشارک و همدلی در گذر از مشکلات پس از زلزله گفت: با
روایتی متفاوت از سخت ترین روز خانواده موشکی ایران
. پنجشنبه تا صبح نخوابید همه وصیت هایش را به من گفت. می گفت به مطهره بگو نماز اول وقت بخواند. پشت آقا باشید. بیت المال را کامل و دست نخورده تحویل دهید. روز جمعه، ساعت 2 پادگان مدرس قرار داشت. رفت و دیگر برنگشت." شهید مهدی نواب به همراه همسرش راضیه دهقان همسر شهید سیدرضا میرحسینی است که علاوه بر مهارتش در کار فنی امام جماعت پادگان مدرس نیز بود. او می گوید: "شب شهادتش سر کلاس زبان
ماجرای دردناک مرگ دلخراش یک خانواده به دلیل گاز گرفتگی / قاتلی خاموش، اما بی رحم
از چند دقیقه هوشیاری از دست می رود. خودم هم دچار گازگرفتگی شدم! این آتش نشان که خودش هم با این همه اطلاعات دچار گازگرفتگی شده با بیان خاطره ای جالب و متفاوت می گوید: این که می گویند کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد، تجربه کردم! در زمستان به مسافرتی رفته بودیم و وسایل گرمایشی در خانه، شومینه بود. بچه کوچکی داشتیم و حرارت شومینه را زیاد کردیم و بدون این که مسیر خروج گاز شومینه را
سپردن کار های خانه به کودکان استثمار آن ها نیست
ها ترجیح می دهند. مدام به خودشان می گویند حالا برای مسئولیت دادن زود است و مدام آن را به تأخیر می اندازند. اگر کودکی را ببینند که خانه را جارو می زند یا میز را دستمال می کشد مادرش را شماتت می کنند که چطور دلش آمده از طفل معصوم کار بکشد؟! خبر ندارند که مادر بیچاره به عمد و از سر علاقه کودک به او کار سپرده و بعداً با انرژی و وقت بیشتری دوباره همه جا را تمیز می کند، اما آن لحظه دلش نیامده ذوق همکاری
اینجا ایستگاه آخر دنیاست
بهانه ای ندارند، روزها را به شب می رسانند، برخی هم خانواده ای ندارند تا کورسوی امیدی را برای ساختن زندگی اش پیدا کنند. گرمخانه چیتگر میزبان زنانی است که خانواده ای و خانه ای ندارند، برخی مهارت دارند اما سرمایه ای برای اشتغال یا جایی برای کار ندارند تا زیر سایه آن برای خود خانه و زندگی ای دست و پا کنند. خبرنگاران به دعوت معاونت فرهنگی و اجتماعی و سازمان رفاه، خدمات اجتماعی و
افسردگی و بیماری ارمغان چندهمسری برای زنان بلوچ
خانه را برای همیشه ترک می کند و قرصیه در شهرستان هامون سیستان و بلوچستان با آن سن کم دخترش را به تنهایی به دندان می گیرد، اما حالا حلیمه دختر چهارده ساله اش حدود یک سالی است که نامزد کرده اما سرنوشتی همچون مادرش نصیبش شده است، دخترک با گونه های قرمز رنگ و صورت دخترانه اش لبخندی کم رنگ می زند و می گوید: یک سال پیش نامزد کردیم اما چند ماه بعد رفت زاهدان و خبر زیادی ازش ندارم چون دیگه انگار منو یادش
شهید طهرانی مقدم و نیروهایش خیلی خدایی و روحانی بودند
تلاشش را برای انتقال تجربیات و دانش خود کرد. برای بچه های پادگان فقط یک فرمانده نبود؛ بلکه هم معلم بود و هم مثل یک پدر برای شان دلسوزی می کرد. شبی که حادثه انفجار در پادگان رخ داد، مادر شهید خواسته بود که پسرش به پادگان نرود و همراه خانواده به مراسم عروسی یکی از خویشاوندان برود؛ ولی شهید در پاسخ می گوید حاج حسن پادگان است، مگر می شود کارم را رها کنم و پیش زن و بچه ام باشم؟ . شهید دشتبان
اعدام فاطمی 65 ساله شد/ 20 بُرش از زندگی و مرگ روزنامه نگارِ وزیر
سحابی در کتاب خاطرات خود فاطمی را یک استثنا در خانواده می داند و می نویسد: برادرانش خوش نام نبودند. یک برادر، استاندار و عامل اجرای سیاست های شرکت نفت جنوب بود و دیگری در اصفهان در خدمت حاکمیت و حسین استثنا بود . شاهین فاطمی فرزند یکی از این برادرها- سیف پور، نصرالله و معصومی- است اما جایی ندیده ام که پاسخی داده و از پدر دفاع کرده باشد. حتی درباره عموی خود نیز تنها در چند مناسبت حاضر به گفت و گو شده
دیالیز جایگزین یک تصفیه خانه کوچک!
. تکرار مدام اینکه مراقبت کن تا دیالیزی نشوی باعث می شود تا آمادگی ذهنی برایش ایجاد شود، ولی باز هم با مقاومت و سختی روبه رو می شود. وقتی مرد باورش نمی شود که برای زندگی مجبور باشد به دستگاه دیالیز رو بیاورد هر روز حالش رو به وخامت می رود. دخترش که نگران پدر است دیالیز را نمی پذیرد. اوضاع خانه در هم ریخته است. هیچ کدام تن به این ماجرا نمی دهند. اما بدحالی مرد انکارپذیر نیست. گاهی مقاومت می کند و
فقط آرزوداشت: تا تل آویو 7 دقیقه+مداحی وفیلم عکس
تهرانی مقدم در رادیوی منافقین محمد طهرانی مقدم (برادر شهید) درباره تهدید کردن شهید حاج حسن طهرانی مقدم از سوی منافقین می گوید: بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آن که موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در