مرحوم فیرحی جامعه اسلامی را در دو راهی دموکراسی و رادیکالیزم می دید
سایر منابع:
سایر خبرها
از خطا های اندیشه سیاسی تا حاکمیت فقه سیاسی
با فقه سیاسی جمهوری اسلامی که شما برای نخستین بار از کاربست آن در فقه سیاسی سخن گفته اید، نیاز به تبیین بیشتری ندارد؟ بله، همچنان نیازمند بررسی و تدقیق است. این خطابات قانونی از ابتکارات مرحوم امام است و بسیار مهم است. در واقع یکی از ارکان تئوری حکومتی ایشان هم هست. بعد از ایشان هم عملاً پذیرفته نشد. البته مرادم این است که فقها چندان به این نظریه در اصول فقه گرایش ندارند.
روشنفکری دینی و دکتر فیرحی/ علی صارمیان
و اخلاق گرایان از فقه به عنوان ساختار ساز قانون در جامعه پس از مشروطه و دولت مدرن غفلت کردند و البته رنجی که در تکفیرشان توسط فقهای سنتی تحمل کردند، در این رهاسازی بی تاثیر نبود، لذا یا فقه را به هیچ گرفتند یا به آن دشنام دادند. گزینه جانشینی آنها روشنفکری بود که دینش فارغ از فقه بود. اینکه چگونه می توان دین را جدا از تعلیمات فقهی اش نگریست و حقوق را چگونه می توان از جامعه دینی بدون فقه و پژوهش در
ما و راه فرَین فیرحی
کلام این که فیرحی نه راه سروش و شبستری را در تاریخی دانستن فقه رفت و نه خودرا در فضای فقه کم رمق موجود در حوزه ها محصور نمود بلکه در پی کشف عناصر سازننده و به روز در فقه و تاریخ اسلام بود و این انتخاب فیرحی البته درست ودقیق بود اما کاش مفاهیم سیاسی اجتماعی قرآن را نیز مدَ نظر علمی قرار می داد و تلاش های فکری مصلحانی چون شریعتی جامعه شناس کسی که به جدَ به جامعه سازی قرآن معتقد بود را تکمیل می کرد و به قوت و وسعت نظریات خود نیز می افزود. امید این که دوستداران فیرحی در ادامه دادن راه او به این مهم توجه کنند. انتهای پیام ...
استادی که فقه پویای شیعه را مفتاح تمدن و ترقی می دانست
متوجه این اندیشمندان شد و طیف های گوناگونی نیز درباره این مساله سخن گفتند. از روزگار سید جمال الدین اسدآبادی تا کسانی مانند مرحوم شریعتی و در دوره کنونی دکتر سروش و مرحوم فیرحی به شکل های گوناگون در این زمینه سخن گفتند. باید به این نکته مهم نیز اشاره کنم که یکی از کسانی که چند دهه پیش بر این مساله تاکید می کرد مرحوم دکتر مرتضی مطهری بود که بر این باور بود فقه شیعه باید با مقتضیات زمان پیش
نظریه پردازی فقهی و نقش آن در استقلال فقیه؛ گزارشی از آراء دکتر فیرحی در باب نظریه پردازی فقهی/ علی شفیعی
روایت و هم در روش استنباط فقیه تأثیر دارد. یکی از محورهای مهم گفتگو با ایشان نقش تئوری و نگاه نظریه ای به استنباط بود. استاد فیرحی معتقد بود فهم روایت پسا تئوری روایت را به گونه ای دیگر برایمان می نمایاند. به عبارت دیگر روایت را می توان بدون تئوری فهم کرد همان سان که به اعتقاد وی برخی اخباریون چنین می کنند. استاد اخباریون را فقیهان مدافع دانش بی نظریه می نامید و می گفت: در تاریخ فقه ما خیلی ها معتقد
جایگزینی برای دکتر فیرحی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران نمی شناسم
شعار سال: دکتر داود فیرحی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بر اثر بیماری کرونا درگذشت. فیرحی را می توان یکی از مهم ترین استادان علوم سیاسی در ایران در دو دهه اخیر دانست. او با پروژه فکری اش در نسبت فقه و علم سیاست و راهی که برای فقه سیاسی گشود، تاثیری شگرف بر علوم سیاسی در جامعه امروز ایران گذاشت. شریف لک زایی، استاد عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم، ضمن بررسی پروژه فکری فیرحی از
جای خالی مرد اندیشه و صلح
داشت و هدفش این بود که راهی گشوده شود تا فکر ما از تصلب، جمود و جزم اندیشی رهایی پیدا کند تا به ویژه در امر حکومتداری از افراط و تفریط هایی که متاسفانه از آفات خشک اندیشی و تندروی است، در امان بمانیم. دکتر فیرحی در 56 سالگی درگذشت و از این حیث می توان آن بزرگوار را مشابه مرحوم دکتر عنایت دانست که او هم در سنین میانسالی و در آستانه باروری علمی از دنیا رفت. به نظر شما مسوولیت و وظیفه
مقبولیت و مشروعیت داشت/ جنبه های عرفانی علامه جعفری مغفول مانده است
داشتند و معمولاً وقتی به مشهد مشرف می شدند، با پدرم دیدار می کردند و آن مرحوم را مورد تفقد قرار می دادند. مرحوم پدرم خیلی شیفته حلاوت بیان مرحوم جعفری بود و همواره حسن نظر مرحوم جعفری در مسائل فقه و اصول و...را تحسین می کرد. پس از آن هم مکرراً در مشهد خدمتشان می رسیدم و بعدها در تهران به مناسبت های عدیده، ایشان را زیارت می کردم.ب عد از انقلاب هم چندین بار ایشان را زیارت کردم البته همیشه توسط آقای
تلاش فیرحی برای ارائه تفسیری دموکراتیک از دین
وژه فکری مرحوم استاد دکتر فیرحی که در مجموع آثار وی بازتاب یافته است، را به اختصار می توان گونه ای نواندیشی دینی دانست که نظریه پردازی درباره دولت و ارائه تفسیری دموکراتیک از دین با بهره بردن از امکانات فقه در کانون آن قرار دارد. او در این پروژه کوششی بسیار ارزشمند و شایسته تقدیر در نقادی سنت فقهی موجود و ارائه تفسیری سازگار با ارزش های جهان جدید از فقه، به انجام رساند. فهم و بررسی این پروژه نیاز
فیرحی، پژوهشگری ممتاز در عرصه نواندیشی دینی بود
حال مرزی روشن با روشنفکری دینی سکولار داشت. او به بازخوانی ظرفیت های فقه شیعه آنچنان اهتمام داشت و امیدوار بود که بسیاری از اسلام گرایان منتقد نواندیشی دینی و روشنفکری دینی را نیز متعجب می کرد. علاوه بر ذی روحانیت به شدت آکادمیک بود و بر ذی اهل تحقیق و تتبع اصرار می ورزید. هرچند نگارنده بر بخشی از مسیر علمی آن استاد فرهیخته نقد دارد و از آن جمله کمرنگ بودن پرداخت به عدالت اجتماعی است که البته در سال
دکتر فیرحی: روشنفکری مُصلح
را از آنجا با اهمیت می داند که حوزه عمومی، بنا بر مقتضیات جدید، دچار تحولی اساسی شده و عنصر آگاهی اجتماعی تحققی عینی یافته و لذا اینگونه می توان برداشت کرد که فیرحی در لابلای این مبحث، دغدغه گذار از جامعه توده ای به جامعه مدنی را، با تأسی از استادش، دکتر بشیریه، در سر دارد، که حضرت اجل مهلت نداد و نقاب در چهره خاک کشید. اما شاید، در آینده نه چندان دور، چند نقد اساسی و جدی، در چارچوب
آیا علامه طباطبایی سیاست ورزی نمی دانست؟
بیشتری داشته باشیم. درباره اینکه چه خدماتی علامه داشتند، همانطور که در صحبتم اشاره کردم، باید بگویم که علامه در زمینه دانش و علم بعد از اینکه به درجات بالای علم رسید، از نجف اشرف برمی گردد و چند سالی را در زادگاه خود در روستایی اطراف تبریز سپری می کند. وی همانجا با اینکه درس و بحثی نداشت، مشغول به تألیف آثار ارزشمندی شد، اما اصل حیات تبلیغی و خدماتی او برای وقتی است که از زادگاهش به قم
علامه طباطبایی جزو روحانیون روشنفکر و دارای افکار اجتماعی بود
کریم گفتند: کسی مثل مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) در حوزه ی علمیه ی قم پیدا شد؛ ایشان، هم فقیه بود و هم اصولی؛ هم می توانست درس خارج فقهِ مفصلی بدهد؛ هم می توانست درس خارجِ اصول مفصلی ترتیب دهد و فضلا را جمع کند؛ اما او به کاری پرداخت که آن روز آن را لازم می دانست. بعد هم حوادث و وقایع شهادت داد بر اینکه این ها لازم است. او گفت من می بینم که دارند تفکرات و فلسفه ی کاذب مارکسیستی را
صاحبِ المیزان با قرآن به جنگ خرافات رفت / کار زیادی پس از علامه طباطبایی نکرده ایم
سیدیحیی یثربی، از شاگردان صاحب تفسیر المیزان، در گفت وگو با ایکنا، درباره زندگی مرحوم علامه طباطبایی(ره) گفت: ایشان متولد تبریز بود و تحصیلات اولیه را در این شهر سپری کرد. سپس برای ادامه تحصیلات به حوزه علمیه نجف رفت و پس از چند سال تحصیل در نجف، دوباره به تبریز بازگشت، اما چون در تبریز فضا و امکانات برای تدریس و تربیت طلبه وجود نداشت، به قم رفت و در همین شهر زندگی کرد و درگذشت. وی
چاپ مجموعه دو جلدی به سوی نور در نشر سروش
علامه طباطبایی نیز شرکت می کرد، البته با مرحوم علامه طباطبایی انس بیشتری داشت و به طور خصوصی در زمینه فقه، اصول و اخلاق بهره ها برد. مرحوم آیت الله علی احمدی میانجی(ره) عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود که از اساتید اخلاق حوزه و جزو اساتید شناخته شده در سطوح عالی به شمار می رفت. همچنین او نماینده سه دوره مجلس خبرگان رهبری از استان های آذربایجان شرقی و غربی بود. مواقف شیعه، مالکیت خصوصی
پُل یا دیوار/ دردناک تر از مرگ فیرحی
نه قیام یا مبارزه یاد کرد. از کامنت گذاران می توان پرسید از زبان کدام یک از روحانیون متعدد برنامه های تلویزیونی چنین تعابیری را شنیده اید؟ زمانی البته در تلویزیون حجت الاسلام نقویان یا زایری به نسبت متفاوت سخن می گفتند ولی آنها را کنار گذاشتند. حساسیت در این فقره البته به خاطر وجهۀ علمی و مظلومیت مرحوم فیرحی است. چون وقتی مطلبی فراوان دیده می شود، ممکن است چند کانت یا نظرهم
به دنبال راهِ سوم، در میان جریان های تجددگرا و سنت گرا بود
تجدد را نوشت. در نهایت با تحلیل نظریه هایی که در عصر جمهوری اسلامی درباره حاکمیت مطرح شده بود، تلاش زیادی کرد بین فقه و دموکراسی پیوند برقرار کند. همه اینها در مجموعه پروژه راه سوم او قابل توضیح است. او در پایان اظهار کرد: با توجه به ویژگی های بیان شده او سرمایه ای کم نظیر و بی بدیل بود و فقدان او و جای خالی او به همین دلیل در شرایط کنونی پرناشدنی است. کسی که بتواند بین این راه ها پل
حجت الاسلام فیرحی سعی داشت از اسلام روایت عقلانی داشته باشد
حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، کاملاً خالی می ماند؛ 10) نکته آخر آنکه می توان اندیشه استاد مرحوم فیرحی را هم مثل هر متفکر دیگر به نقد نشست، مثلاً آیا تاکید بر فقه تا این حد در این زمانه موضوعیت دارد؟ و یا اصلاً فقه شیعی در آن حد ظرفیتی که این استاد بدان ارجاع می داد را دارد؟ و دهها نکته دیگر. ولی به نظرم تا وقتی که پروژه فکری این عزیز تازه سفرکرده خوب و نسبتاً جامع معرفی نشد، از نقد
مهم ترین پروژه فیرحی: ایجاد حق نظارت مردم از فقه
فیرحی متاثر از مرحوم نایینی بود، خیلی شدید به مرحوم نایینی علاقمند بود و تدوینگر افکار و اندیشه های او بود. معتقد بود که می توان فقه را جوری گزارش بدهیم، تلقی و گزارشی از آن بدهیم که آن جنبه های منفی از آن زدوده شود و از دل آن می توان نکاتی بیرون آورد که پشت آن بایستیم و از حقوق بشر و حتی از یک جامعه دموکراتیک دفاع کنیم. گرچه من در این زمینه با ایشان همفکر نبودم و معتقد بودم بنیان و یا پیش فرض های
فیرحی دستگاه فقه را در خدمت کرامت انسانی می دانست
به گزارش ایکنا، برنامه تلویزیونی زاویه شبکه چهارم سیما، شب گذشته، 21 آبان ماه به موضوع الهیات حکومت در ایران معاصر؛ گفت وگویی درباره برنامه پژوهشی دکتر فیرحی اختصاص داشت. حجت الاسلام والمسلمین داود فیرحی، پژوهشگر اندیشه سیاسی در اسلام و استاد دانشگاه تهران، که همگان از او به عنوان پژوهشگر نواندیش و آزاداندیش یاد می کنند، صبح روز گذشته، 21 آبان ماه به دلیل ابتلا به کرونا درگذشت. در ادامه متن صحبت های قدی
فیرحی به معنای دقیق کلمه معاصر و امروزین بود/ او در اوج آفرینش فکری رفت
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) ، خداداد خادم: حجت الاسلام داوود فیرحی را می توان یکی از کنشگران مرزی به ویژه در حوزه اندیشه سیاسی دانست. مجموعه فعالیت های علمی او طی سالیان دراز و آثاری که نگاشت، نشان از نگاه او به تبیین دانشی کاربردی برای حل مسائل جامعه دارد. استاد فیرحی در سخنان خود دانش تزئینی را نقد کرد و تلاش کرد از رهرو تمرکز بر فقه پویا دریچه جدیدی را به روی تمدن سازی از این منظر بازگشاید
پایگاه مراجعه فیرحی به مشروطه فقه است / مسیرهای خارج فقه به بن بست می رسد
نمی شد که بحث علمی را نگویند. یکی از اساتید ایشان اخیراً نقد می کرد، اما دکتر فیرحی هرگز پاسخ نداد. نقدها نیز تند بود، اما ایشان همه نقدها را در کانال خود می گذاشت و آن استاد نیز به نائینی بازگشت، اما نه از پایگاه فقه، بلکه از پایگاه سلطنت ایران شهری به اندیشه های اندیشمندان بازگشت می کرد. البته ایشان شیخ فضل الله را نیز می خواند و تحلیل می کرد و در کتاب اخیرشان که زیر چاپ است نیز سطح
توییت انصاف | واکنش ها به درگذشت داود فیرحی
سیاسی دموکراتیک بود. نقد او بر سنت #روشنفکری_دینی در فقه زدایی از دین، قابل تامل بود. افسوس که رفت و پروژه اش فکری اش نا تمام ماند. سهند ایرانمهر: داود #فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اندیشه سیاسی بر اثر کرونا درگذشت. پانوشت: تقریبا بیشتر کتاب های ایشان را خوانده ام و از معدود روحانیون آشنا به مباحث جدید در حوزه علوم سیاسی بود که پشتوانه فقهی اش، او را در نگاه تطبیقی به
در سوگ اندیشمند نوگرا – ایرنا
گرفت. او از جمله اندیشمندان منتقد سنت بود که تلاش کرد نگاه مدرنی به دین و سیاست را ترویج کند. از این نظر می توان او را در زمره نواندیشان دینی قرار داد. او همزمان که اعتقاد داشت حوزه فقه باید خود را با تحولات روز هماهنگ کرده و تناسبی مستقیم و نه با تأخیر با حوزه تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه برقرار کند، تأکید می کرد با این نگاه همزیستی بین دین و دموکراسی نیز امری امکان
متین علم سیاست
نقد علوم انسانی وارد می شود سخنان ایشان در آن جلسه می تواند به مانند کلاس درسی باشد. خارجی - محوطه دانشگاه تهران - روز بهمن 1396، به سمت کتابخانه دانشگاه تهران می رفتم تا پس از چند نامه ای که از دانشگاه شیراز گرفته بودم بتوانم نسخه ای خطی را برای پژوهشی که در حال انجام بودم تحویل بگیرم، او را در کنار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دیدم و فرصت را مناسب دیدم تا برای ابراز ارادت و طرح
داود فیرحی کیست و چه می گفت؟/ از ترک حوزه علمیه تا جدال با سیدجواد طباطبایی
انتقادات خود را با ادبیات تند استاد خویش پرداخت کرد. طباطبایی در واپسین آثار خود از جمله کتاب جستار در بیان نصّ و سنت ، کتاب ملاحظات درباره دانشگاه و مقاله سنت و نص در مجله سیاست نامه، به طور مفصل و با لحنی تند به نقد های ضمنی داوود فیرحی پاسخ می دهد. ماجرا از این قرار بود که فیرحی قصد داشت در دو زمینه تاریخ نویسی فقه و تاریخ نویسی اندیشه سیاسی در دوره مشروطه و همچنین خوانش بزرگان اندیشه