بررسی مؤلفه های خاطره در کتاب امدادگر کجایی؟ / بهره گیری از طنز
سایر خبرها
مثل آیینه ترک برداشتیم
صحنه حادثه را با تمام جزئیات، مثل روز اول در ذهن دارند و آن را مرور می کنند. حضور در گستره وسیعی که محل سقوط هواپیما بود، جست وجوی پیکر جانباخته ها و جمع آوری وسایلی که خیلی از این مسافران به عنوان یادگاری و سوغات برای زندگی تازه ای که در پیش داشتند سخت ترین عملیات را برای امدادگران هلال احمر رقم زد. روایت این رویارویی از میان صدای بغض آلود امدادگران و عکاس حاضر در محل حادثه بیرون کشیده شده است
دلنوشته هایم پاسخی به نامه حاج قاسم بود
سلیمانی نوشته ام و مطالب را در رسانه ها یا فضای مجازی منتشر کرده ام، اما این دلنوشته ها در واقع بازگویی خاطراتی از سردار سلیمانی است. من در این کتاب حاج قاسم را مخاطب قرار دادم و به نوعی یادآوری خاطرات می کنم. کتاب با خاطره اولین دیدارتان با سردار شروع می شود، آن روز چه اتفاقی افتاد؟ سردار خیلی اصرار داشت بچه ها به جبهه نروند و معتقد بود آن ها در جنگ اسیر می شوند و عراق تلاش می کند
روزهای پایانی اولین سریال نوروزی/ تکلیف "از سرنوشت4" روشن شد
پیوست که هنوز به جمع بندی نرسیده ایم. محمدرضا خردمندان کارگردان ما در فصل چهارم خواهد بود؛ درباره زمان پخش هم پیش بینی مان نیمه اول سال آینده است که از شبکه دو سیما پخش شود. او همچنین برای ساخت فصل جدیدی از "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" اعلام آمادگی کرد و افزود: همیشه به کارهای دینی و اخلاقی علاقه داشتم و اگر صداوسیما تمایل داشته باشد دوست داریم فصل جدیدی از "شاید برای شما هم اتفاق
ماجرای یادگاری باارزش آیت الله قاضی در مرقد "حاج قاسم"/ راز تدفین "شهید سلیمانی" همزمان با آغاز ایام ...
r/> خالقی در بیان خاطره ای که مربوط به چند روز قبل از شهادت حاج قاسم است، می گوید؛ "حاج قاسم تماس گرفت و گفت که برای زیارت به قم می آید "و سری هم به خانه شما می زنم تا با هم چای بخوریم"؛ بعد شهید پورجعفری، محافظ حاج قاسم تماس گرفت که "ما در حرم هستیم و بعد پیش شما می آییم"؛ سریع به حرم رفتم؛ دیدم که حاج قاسم در حال زیارت است و از حضرت معصومه(س) طلب شهادت می کند؛ بعد از زیارت به خانه آمدیم و چن
از 8 سال جنگ تحمیلی تا جبهه مقاومت؛ افتخارآفرینی جوانان
، فرمانده گیلانی که در هشت سال دفاع مقدس حضور داشته است و بعد از آن در جبهه مقاومت از خاطراتی می گوید که گاه مثل کوه سنگین و ناراحت کننده است و گاه همانند آب روان بارانی و خنده دار. روایت هایی از فقدان دوستان عزیزش که آثار روحی و روانی فراوانی برای او داشته، اینکه رویارویی با صحنه های سخت و خشن جنگ هشت ساله و مبارزه در آن سال ها قدرت ریسک پذیری او را بالا برده است و حضور دائمی در لایه های مختلف جنگ
روایات مادران شهدا مثل یک نمره بیست شد/ تقدیم کتاب به سردار دل ها
در طرح شهید پژوهی، مثل: مکتوبات، صوت ها و نوشته ها را با دوستانم تقسیم بندی کردیم تا کارها آسانتر شود و با کمک تعدادی از بچه ها قسمتی از مطالب را نوشتیم، چون نمیخواستیم که فقط داستان یک زندگینامه باشد، داستان ها را کمی جذاب تر نوشتیم یعنی از اصل داستان کم نکردیم ولی دیالوگ ها را کمی تغییر دادیم. کتاب مثل یک نمره بیست مجموعه عاشقانه و طنز از زندگی شهدای نوجوان شفقتی، با اشاره
کاریکاتوریست بین المللی استان فارس: خستگی ناپذیری ویژگی کاریکاتوریست ها است
کاریکاتور می تواند تاثیرگذار باشد درست است که آن کاریکاتور نظم کلاس را به هم ریخت ولی در عین حال این جرقه در ذهن من خورد که کاریکاتور می تواند تاثیرگذار باشد حالا آن سطح کوچک بود و در مدرسه اتفاق افتاد. اما همان جا احساس کردم اگر کاریکاتوریست شوم می توانم جامعه را تحت تاثیر قرار دهم. به همین دلیل خیلی جدی گرفتم که کاریکاتور را ادامه دهم اما جرقه اش از همان کاریکاتور شروع شد .
قصه دفاع حاج قاسم از دختر بی حجاب در محرم
زمان نگارش این متن هیچ شیرینی دیگری برای او آن قدر مزه نداشته، و نه این واقعیت را پوشیده می دارد که تا سال 53 حتی به فساد و تباهی فکری و عملی رژیم طاغوت آگاهی نداشته است و البته با همان صفا و طهارت روحی خود از متدیّنی حاج محمد نام راهنمایی می طلبد و شناخت صحیح را به دست می آورد. [5] از دیگر نکات چشمگیر دراین کتاب، احترام و ارزش خانواده و به خصوص رابطه ی شهید با مادر گرامی اش
آمریکا مجوز ترور حاج قاسم را بعد از عملیات بوکمال صادر کرد/ فراری دادن فرماندهان داعش توسط آمریکا
دشمنان واقعاً سخت و با نیروهای خودی واقعاً رحیم و رئوف و با محبت بود. حاج قاسم یک خط قرمز داشت و آن خط قرمز ولایت فقیه بود و و ولایت مدار عملی هم بود و برای تحقق دستورات امام و رهبر انقلاب در زمان دفاع مقدس در جبهه حاضر شد و این موقع هم در صحنه های سخت حاضر شد. سه خاطره حاج قاسم روز قبل از شهادت و تاکید بر نوشتن آن ها وی با بیان اینکه مراسم ظهر روز قبل از شهادتش سه خاطره تعریف
خاطرات کمتر شنیده شده حاج قاسم از عملیات های نیروی قدس/ ماجرای سالم بودن پیکر شهید یوسف الهی
لبنان رفتم. در هر دو سفر وقتی از محضر حضرت آقا اجازه خواستیم به موافقت و توصیه و دستور حاج قاسم موکول بود. در پنج شش سال پیش در زمان درگیری ها چند بار به خدمت حاج قاسم رسیدم که من بروم گفتند که الآن شما خیلی در آنجا فایده ندارید. هر وقت رفتن شما فایده داشت من حرفی ندارم. می خواست بگوید که اگر شما بیایید آنجا نان خور برای ما اضافه کنید و زحمت ایجاد کنید، به همین دلیل نپذیرفت. ولی مدتی قبل حاج قاسم گفت
متنی طنزآمیز برای پیرمرد خندان رادیو
سی و یک سال پیش بازنشسته شد، ولی آنقدر به رادیو وابسته بود که تا یک سال قبل ( پیش از کرونا ) هر روز به رادیو می امد و ساعاتی، همه را شاد می کرد و می رفت. او اکنون 82 سال دارد. متن طنز محمدباقر رضایی برای او به شرح زیر است: پیرمرد رادیو، یک سال است پیدایش نیست! آن که توی دفتر ” گلها “ کار می کرد، و با ” داوود پیرنیا “ حال می کرد. آن که
اگر چند قرن پیش زندگی می کردم حتما جادوگر می شدم!
وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید: بعد از مسیری که معمولا نویسنده ها در نوشتن داستان کودک و نوجوان طی کرده اند، احتمالاً یک اتفاق یا یادآوری خاطره ای باعث می شود که سمت و سوی ذهنی نویسنده به سمت داستان بزرگسال برود، در مورد رمان وقتی کسی درخت های چهار باغ را بشمارد ، به چه صورت بوده است ؟ فکر نمی کنم همیشه دقیقاً به این صورت باشد یا حداقل برای من این جور نبوده است. من
از ریختن آب جوش بر سر گارد سلطنتی تا انداختن مجسمه شاه
شدیم در آن زمان فعالیت پایگاه ها به دلیل رخ دادن مسائل امنیتی بیشتر شامل مبارزه با گروهک های منافقین بود و ما میرفتیم با کسانی که ما بین سبزه میدان و چهارراه انقلاب تجمع می کردند، بحث عقیدتی می کردیم که نهایتا منجر به درگیری می شد. یکی از وظایف ما در آن زمان که نوبتی انجام می دادیم حفاظت از اماکن مثل حفاظت از پمپ بنزین ها حفاظت از اداره ها و حفاظت از بیت امام جمعه بود تا اینکه جنگ شروع شد
پایان تکاندهنده "بیگانه ای با من است"
هم کار کردیم. بعد از 22سال هنوز خاطرات آن زمان یادش بود. جمع بازیگری ما در آن زمان، همه سردمداران کنونی سینما هستند. کسانی مثل حامد بهداد، حمید گودرزی، کامبیز دیرباز و.... از همه آنها خاطره داشت و می گفت یادت هست آن روز سر کلاس، فلان اتفاق افتاد. حافظه شان خیلی خوب بود، خدا آقای نصیریان را حفظ کند، ایشان هم چنین هستند. آقای پورحسینی خیلی روزها با این که سر صحنه کاری نداشت، می آمد تا راکورد گریمش
مردی ماندگار در تار و پود تاریخ ایران/سوگ جهان پهلوان 53ساله شد
یادگار مانده؛ فرزندی که بر خلاف پدر، راه کشتی را در پیش نگرفت، اما همواره با یاد و خاطره پدر زندگی می کند و حتی نام فرزندش را هم به یاد جهان پهلوان، غلامرضا گذاشته است. بزرگمردی که در میان مردم زندگی کرد جهان پهلوان تختی مثل خیلی از بچه محل های خود در خانی آباد تهران، تحصیلاتش را تا مدارج بالا ادامه نداد و تنها 9 سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی آباد تحصیل کرد. او در خصوص
برگزیدگان جایزه جلال معرفی شدند
رمان های جنگ در میان دانشجویان و طلاب ، کوثر اولیایی با پایان نامه بازتاب جنگ هشت ساله در خاطرات زنان ایرانی در دوره پساجنگ بر مبنای رویکردشناختی لیکاف و مهشید دلبری با پایان نامه تحلیل گفتمان وصیت نامه های شهدای هشت سال جنگ تحمیلی معرفی شدند. دبیرخانه جایزه جلال آل احمد همچنین دکتر عبدالله حسن زاده میرعلی از دانشگاه سمنان با 21 پایان نامه، دکتر مهدی خادمی کولایی از دانشگاه مازندران با
دو اثر سوره مهر برگزیده مستندنگاری جایزه ادبی جلال آل احمد شد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، برگزیدگان و شایستگان تقدیر سیزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش های مستندنگاری ، داستان بلند و رمان ، نقد ادبی ، مجموعه داستان کوتاه و بخش ویژه؛ پاسداشت چهلمین سال آغاز جنگ تحمیلی و آغاز دفاع مقدس معرفی شدند. در بخش مستندنگاری داوران از بین 474 عنوان کتاب ارسالی به دبیرخانه، دو کتاب فرکانس 1160 (اینجا آبادان؛ صدای مقاومت و ایستادگی) به قلم
از کشاورزی تا فرماندهی سردار سلیمانی در حاج قاسم / انیمیشنی برای نوجوانان
دستش را به نشانه ارادت نزدیک سر و دیگر دست را باز به نشانه احترام به سینه گذاشته است. ** منابع تحقیقاتی و پژوهشی به کار گرفته شده در این انیمیشن در تولید این انیمیشن، از کتاب ها و مقاله هایی مثل: این مرد پایان ندارد، حاج قاسم (خاطرات شهید سلیمانی)، رفیق خوشبخت ما، پاییز 50 سالگی، سربازان سردار، هجوم به تهاجم، نبرد سید جابر، توافق سلیمانی، پوتین، سردار همیشه قهرمان، برادر قاسم
آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در طول حیات خود 4 بار ترور شدند!
را باز کردم و صحنه درگیری آنان را دیدم. رفتم داخل. آن مرد چند بار به صورت آقای هاشمی زده بود و صورت او سیاه شده بود. بعد نفر دوم منافقین با اسلحه وارد اتاق شد. اول فکر کردم که یکی از پاسدارها برای کمک آمده. اما دیدم نه، این آدم غریبه است. پریدم جلو. آقای هاشمی را پرت کردم روی زمین. یادم آمد که منافقین به سر آقای مطهری شلیک کرده بودند. خودم را انداختم روی آقای هاشمی و دست هایم را دور سر او گرفتم
چرا آیت الله نماند؟
به هم می تازند که برای مملکت بسیار ضرر دارد. فکر کردم اگر در مجلس باشم، حتی اگر رئیس مجلس نباشم، می توانم وزنه تعادل باشم. فکر کردم که می توانم مفید باشم. آیت الله گفت که علاوه بر حزب کارگزاران، جریان راست و جامعه روحانیت مبارز نیز اصرار داشته که در انتخابات شرکت کند. هر چند سال ها بعد جناح راست آن زمان و اصولگرایان فعلی، راه خود را از آیت الله جدا کردند و اصلاح طلبان و هاشمی در کنار هم
نون و ریحون یک طنز گل آقایی است
آی فیلم به بهانه بازپخش این سریال مناسبتی که هم اکنون روی آنتن است، با موتمن گفت و گو کرده است: آی فیلم از موتمن پرسید با توجه به این که سریال نون و ریحون نخستین تجربه سریال سازی او بوده و بعد از فیلم پوپک و مش ماشالله برای دومین بار بود که در ژانر کمدی کار می کرده، آیا از این تجربه راضی است؟ وی پاسخ داد: اگر بخواهم راستش را بگویم نه. گرچه خاطرات شیرین و تجربه های خوبی در این مجموعه
شهید سلیمانی به صورت جدی اهل قلم و مطالعه بود
ساله بود. از دل اتفاقات مختلفی که در این مدت روی داد، کارهای فرهنگی زیادی استخراج شد که یکی از آن ها همین کتاب بود. این اثر به ثبت خاطرات 30 سردار و فرمانده گردان های تخریب چی دوران دفاع مقدس اختصاص دارد که این فرمانده هان از شهرهای مختلف ایران هستند. مدت زمان انجام مصاحبه ها دو سال به طول انجامید که در این مدت به ضبط خاطرات پرداختیم. ابتدا حدود 700 صفحه متن تولید شد که در نهایت گلچین شده و کتاب
جشنواره فرهنگی هنری همسایه من تالاب
اجتماعی جشنواره ارسال نمایند. وی، انتخاب قصه ای کوتاه در مورد تالاب و یا داستان کوتاهی از نوشته و یا اجرای خاطرات خود به صورت تصویری را مهمترین قواعد بخش قصه و خاطره گویی اعلام کرد و گفت: از سوی دیگر روایت قصه توسط یک نفر انجام شود؛ قصه گویی یا به صورت سنتی (قصه گویی به شیوه روایت گری بدون ابزار) یا قصه گویی خلاق(قصه گویی با استفاده از ابزار و امکانات دیداری و شنیداری) باشد؛ قصه گویی به زبان
دو ویژگی که آوازه شهید سلیمانی را جهانی کرد
داده که بچه اش در بغلش جان بدهد شد. احساس می کنم ناراحتی او به خاطر ناراحتی امام (ره) بود. چنان اشک می ریخت که بزرگان لشکر دورش را گرفته بودند و تسلایش می دادند، نگران نظام و قرآن و امام بود. یک جای دیگر زمانی بود که دوستانش شهید شدند، مثل عملیات کربلای 5 که سخنرانی معروفی در مهدیه لشکر کرد، گویی زمین و زمان اشک می ریخت، دیوارهای مهدیه ضجه می زدند، نام شهدا را که می برد گویی خود ذوب می شد و می
اختتامیه جشنواره سردار آسمانی/خاطرات رضا ایرانمنش از توجه حاج قاسم به تئاتر
هست وقتی تئاتری روی صحنه بردیم آنقدر شاد شد و گفت که شما هیچ گاه شما دامنتان با آتش جهنم نخواهد سوخت چون بچه ها خسته از عملیات آمدند و شما خنده روی لب ایشان با نمایش صدام در دام آوردید. وی همچنین افزود : یادم هست تئاتری روی صحنه بردیم، حاج قاسم زحمت کشید و آمد و گفت: در زمان جنگ شما با هنرتان آمدید و الان هم در جنگ نرم و فردا هم باید با هنرتان باشید. از الان شما هنرمندان باید به فکر باشید
از تبار آب و آفتاب و آینه
56 صفحه 13 تا 14 سطری و هر سطر 13 کلمه زندگی نامه خودنوشت شهید قاسم سلیمانی است از کودکی تا 22 سالگی اش زمان اوج گیری انقلاب اسلامی در سال 1357. زندگی نامه ای که می توان آن را روایت حیات طیبه یک روح مؤمن عاشق مخلص نامید؛ مردی از تبار آب و آفتاب و آینه. * اولین نکته قابل توجه زمان نگارش این زندگی نامه است. آن طور که ناشر کتاب در مقدمه بیان کرده تاریخ این نوشته، چند سال پیش از شهادت