سایر منابع:
سایر خبرها
مرگ پدر بعد از قتل دختر بیمار
شدن از بیمارستان در خانه او زندگی می کردم. شب حادثه چاقویی برداشتم و اول دختر کوچکم را زدم. بعد هم سراغ دختر بزرگ و نوه ام رفتم اما دامادم بیدار شد و چاقو را از دستم درآورد. این زن هم اکنون در بازداشت به سر می برد و تحقیقات از او همچنان ادامه دارد.
درخواست مردی که مادر و دختری را کُشت
عقد موقت را دائم کنیم، باز قبول نکرد. من از ریحانه کوچک تر بودم، اما زندگی خوبی داشتم. مقاومت او برایم شک برانگیز بود تا اینکه یک روز وقتی به خانه اش رفتم، در اتاق او یک تلفن همراه پیدا کردم. ریحانه شماره آن گوشی را به من نداده بود. من هم عصبانی شدم و خودم همه شماره های داخل گوشی را نگاه کردم و به شماره یک مرد غریبه رسیدم. این مسئله من را خیلی ناراحت کرد و سر این موضوع با هم درگیر شدیم
دلتنگی های ناتمام همسر ماه چهره خلیلی در روز تولدش + عکس جگرسوز
ابراهیم اشرفی در کیش تصمیم می گیرد در زیر آب از دختر مورد علاقه اش خواستگاری کند که این اتفاق نمی افتد. چند مرتبه دیگر برنامه ریزی میکند و باز هم اتفاقاتی منجر به آماده نشدن فضای لازم برای خواستگاری میشود . در پایان بصورت خیلی پیش بینی نشده و ساده حلقه را به ماه چهره خلیلی میدهد و میگوید دیگر نمی توانم صبر کنم با من ازدواج می کنی ؟! ماه صورت در جواب خواستگاری وی میگوید :هیچ چیز برایم خوشحال کننده تر از
قتل همسر صیغه ای به خاطر سوءظن
در خانه حمید پیدا کردند متوجه دروغ او شدند و بازجویی ها ادامه پیدا کرد و در نهایت اتهام قتل را پذیرفت و گفت: مهسا قبلاً ازدواج کرده و یک دختر داشت با اینکه من چند سالی از مهسا کوچکتر بودم، اما به خاطر علاقه ای که به او داشتم پیشنهاد ازدواج دادم، ولی او مخالفت کرد با این حال وقتی اصرار مرا دید به عقد موقتم در آمد. تا اینکه یک روز وقتی به خانه اش رفتم در اتاق خوابش یک گوشی تلفن همراه پیدا
تراژدی بوئینگ وفادار در ویلا
قصد ادامه عملیات را داشتیم که مادر چند نفر از سرنشینان و همسر یکی دیگر از آنان که باردار بود به محل حادثه رسیدند. خیلی نگران بودند. وقتی به داخل کابین رفتیم، متوجه شدیم بیشتر پیکرها سوخته اند. یک زن را پیدا کردیم. مهندس پرواز روی صندلی نشسته بود و یک کاغذ در دست داشت. او هم یک پایش قطع شده بود. تمام اجساد را از قسمتی از هواپیما خارج کردیم که وارد ویلا شده بود. دماغه هواپیما با قسمتی از خانه برخورد
قتل فجیح جوان ناکام مقابل چشمان مادرش در کندرود
از وی مراقبت می کردم و همه کارهای شخصی وی را انجام می دادم. وی افزود: تقریبا بعد از 12 روز بعد از ترخیص همسرم از بیمارستان، مادر وی به خانه ما آمد و خواست چند روزی دخترش را به منزل خودشان ببرد. حاجی زاده ادامه داد: از آن جایی که خودم هم خسته بودم، گفتم خدارو شکر باهم آشتی کرده اند و سوءتفاهم ها برطرف شدند؛ بنابراین اجازه دادم تا چند روزی را به منزل پدری اش برود. وی
قتل زن مطلقه و دختر 8 ساله اش در تهران / نوازنده قاتل کیست؟! + عکس مقتولان و قاتل
مادر و دختر تهرانی در شهر زیبا کشف شد. عصر بیست و ششم فروردین 92 یک شهروند با مرکز فوریت های آتش نشانی پایتخت تماس گرفت و گفت طبقه همکف یک ساختمان مسکونی در شهر زیبا- بلوار تعاون ، خیابان آلاله شرقی- آتش گرفته است. همان موقع آتش نشانان به ساختمان موردنظر رفتند و به مهار شعله های سرکش پرداختند.آنان وقتی قدم به واحد 45 متری گذاشتند با پیکرهای زن 35 ساله به نام لیدا و دختر هشت
دیوارهایی با نام ایده آل، پیش روی ازدواج
داشتم و شغلی معمولی داشتم و باید به دنبال یک دختر با زندگی معمولی بودم اما این اتفاق نیفتاد. این پسر 37 ساله مجرد، با تأکید بر اینکه 40 ساله که شود، هرگز ازدواج نخواهد کرد، گفت: تمام دوران جوانی ام به خاطر اینکه باید خانه فلان جور داشته باشم، ماشین داشته باشم تا بتوانم به خواستگاری برخی دختران روم و آن ها هم باید جهیزیه شان مفصل باشد، نتوانستم ازدواج کنم و الان هم، به خودم قول داده ام اگر
نبش قبر مادر به خاطر 20 سکه طلا
را انکار کردند. شادی در بازجویی ها گفت: من و همسرم آن روز به خانه مادر شاهین رفته بودیم. من در آشپزخانه بودم که شاهین و مادرش با هم به خاطر سند یک خانه ویلایی درگیر شدند .مادرش می گفت سند خانه ویلایی را در بانک گذاشته و اگر آن را به شاهین بدهد باید نصف آن را به نام خواهرش سند بزند. اما شاهین فریاد میکشید و میگفت ملک ویلایی متعلق به اوست. دعوا میان آن ها بالا گرفت و همسرم از من خواست
ماجرای کلاس گذاشتن دختر یک شهید برای سردار سلیمانی
عکس بگیریم تو کلاس می گذاری؟ بعد یک انگشتر به فاطمه داد. گفتم: حاج اقا یک دختر هم در خانه دارم میشه برای او هم انگشتر بدید؟ گفت: بله. گفتم یک پسر سه ساله هم دارم پدرش به او توصیه کرده دوست دارم بزرگ شدی جزو افرادی باشی که اسراییل را فتح می کنی. برای او نامه می نویسید؟ نامه هم نوشت و روی عکس آقا مهدی امضا زد. وقتی رفت فاطمه که تازه خجالت را کنار گذشته بود، گفت: من با عکس بابا و حاج قاسم با هم عکس
راننده اسنپ جان جوانی را که قصد خودکشی داشت نجات داد
کارشناس تأمین اجتماعی در یک شرکت وابسته به بانک ملت است. ازدواج کرده و دو فرزند دختر 11 و 5 ساله دارد. دختر بزرگش قبل از کرونا چند بار در رشته های شنا و اسکیت مقام آورده است. او درباره ی فعالیتش در اسنپ به عنوان شغل کمکی می گوید: بیش از 3 سال است عضو ناوگان اسنپ شده ام. خواهرم بیمار است و بخشی از هزینه هایش را من می پردازم. مادرم نیز قبل از فوتش وام گرفته بود و الان مجبور هستم آن را نیز به بانک
قتل دختر معصوم 11 ساله با دستان مادر/قاتل از کاری که کردم پشیمان نیستم
: از سالها پیش که همسرم مرا رها کرد و رفت زندگی بسیار سختی داشتم و برای بزرگ کردن این 3 دختر رنج های بسیار متحمل شدم. بی پولی کشیدیم، گرسنه بودیم و خانه مان خیلی سرد بود.تصمیم گرفتم با قتل تمام اعضای خانواده ام از این بدبختی ازاد شوم. وقتی همگی خوابیده بودند چاقویی برداشتم و اول دختر کوچکم را کشتم بعد به اتاق فرزانه رفتم اول به پهلوی نوه ام چاقو زدم و بعد فرزانه را زدم.میخواستم تمام اعضای خانواده ام را بکشم.
سرگذشت تلخ زنان آسیب دیده در خانه های امن
چون زن صیغه ای بودم. بعد رفتم و کار کردم. حالم خوب بود. پاهام سالم بود تا اینکه از پله خانه دوستم به پایین پرت شدم و پای سمت چپم را پلاتین گذاشتند. محبوبه چند سالی را با دوستش زندگی کرد اما خانه دوستش آنقدر کوچک بود که وقتی میهمان می آمد محبوبه اسیر خیابان ها می شد، همین شد که دوباره دوستانش گفتند شوهر کند: سال پیش به عقد پیرمردی 76 ساله درآمدم. اسفند پارسال عقدم کرد و فقط 20 روز با هم زندگی
گوشه ای از کرامات حضرت زهرا علیها السلام
. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: فاطمة بنت رسول الله کانت محدثة ولم تکن بنبیة انما سمیت فاطمة محدثة لان الملائکة کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران (15) ; فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود، ولی پیامبر نبود. فاطمه از این جهت محدثه نامیده شده است که فرشتگان از آسمان نازل می شدند و با او همانند مریم دختر عمران گفت وگو داشتند. فاطمه بعد از رحلت پیامبر
سفر شیطانی نوعروس تهرانی با مدیرش لو رفت / تازه داماد بی نوا شوکه شد
لحظه کنترل اعصابم را از دست دادم و چاقو کشیدم و یک ضربه به پهلو او زدم و از ترسم فرار کردم .چند ساعت بعد نازنین در حالی که گریه میکرد با من تماس گرفت و گفت امیر در بیمارستان جان سپرده است .من همان موقع خودم را به پلیس معرفی کردم و بازداشت شدم. به دنبال اعتراف های تازه داماد پلیس به بازجویی از همسر وی پرداخت . نازنین گفت :چهار سال قبل زمانی که با سهیل همکار بودم به یکدیگر
دسیسه شوم 3 جنایتکار برای قناد85ساله
به پول دارم. آرمان هم گفت چند سال قبل در طبقه چهارم ساختمانی زندگی می کرده که در طبقه اول آن پیرمرد ثروتمند و تنهایی ساکن بوده است. گفت که او وضع مالی خوبی دارد و دلار و پول زیادی در خانه اش نگهداری می کند و چون بچه هایش نیز تهران نیستند، کسی به او سر نمی زند. با اطلاعاتی که آرمان در اختیارمان قرار داد نقشه سرقت را کشیدیم و ساعت حدود 9 شب 26 شهریور زنگ خانه مرد قناد را زدیم. او آرمان را می شناخت
تبرئه زوج جوان از قتل مادر
ویلا مال خواهرم است، اگر قرار است ویلا را بدهد باید نصف آن را به نام خواهرم بکند. من عصبانی شدم و گفتم باید به من سهم بیشتری بدهد و با مادرم سر این موضوع جرو بحث کردیم. مادرم گفت سند در خانه نیست و در بانک است و آن را نمی دهد. بعد ما یک چمدان از لباس های همسرم را که در خانه مادرم بود، جمع کردیم و از آنجا بیرون رفتیم. من از ترس اینکه خواهرم به من تهمت قتل بزند نگفتم به خانه مادرم رفته بودم
بازیگر نقش افرا در سریال ملکه گدایان کیست؟
او نمی داند و او فرصتی ندارد تا پیش از بازگشت نامزدش درمان شود. در این فیلم بیشتر از هرچیز تاکید روی رابطه میان مادر و دختر است؛ مادری مستأصل که تمام تلاشش را می کند تا دخترش را به شمال برساند و تحت درمان قرار دهد و دختری که برای به دست آوردن مواد دست به هرکاری می زند. کوثری در این فیلم یکی از بهترین بازی هایش را به نمایش گذاشت. او برای این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را
قصاص 2 برادر به خاطر قتل در بوتیک
خود گفت: من بتازگی و پس از 5 سال حبس به خاطر حمل مواد مخدر آزاد شده بودم روز حادثه من به مغازه مجید رفته بودم تا لباس بخرم، اما سر قیمت لباس با هم جر و بحث مان شد و او یکباره عصبانی شد و با میله آهنی به من حمله کرد و درگیری بین ما آغاز شد. من هم چاقو کشیدم و می خواستم به کتفش بزنم که ناخواسته به شاهرگش زدم. برادرم حسن هیچ نقشی در قتل نداشت و فقط برای کمک به من آمده بود. در ادامه رسیدگی
تجاوز و قتلِ دختر جوان توسط دانشجوی پزشکی
گذراند و فاتحه دانشگاه و دکتر شدن را خوانده است! شنیده ام دانشجوی پزشکی بودی! چه شد کارت به اینجا رسید؟ عاشقی کار دستم داد! عاشق سحر شده بودی؟ نه عاشق همسرم! ترم اول دانشگاه که بودم با او ازدواج کرده بودم. اما با هم اختلافات زیادی داشتیم. بالاخره او تصمیم به جدایی از من گرفت و با اینکه دوستش داشتم نتوانستم او را از تصمیمش منصرف کنم. بعد از طلاق افسردگی
سلاخی دختر جوان در خانه مجردی
دوم آمدند و بدین ترتیب پلیس در جریان قرار گرفت. ماموران انتظامی با حفظ صحنه جنایت ، ماجرای کشف جسدی خون آلود را به قاضی ویژه قتل عمد اطلاع دادند. دقایقی بعد قاضی ویژه قتل عمد مشهد عازم منطقه الهیه شد و بدین ترتیب تحقیقات میدانی در حالی ادامه یافت که جسد زن 29 ساله دچار فساد نعشی شدیدی شده بود. بنا به نظر شفاهی پزشک قانونی حدود شش روز از مرگ زن جوان می گذشت و او با وارد آمدن ضربات متعدد
فیلم رابطه جنسی زن خیانتکار در دستان شوهرش
. من هم که دوست داشتم این جوان را از نزدیک ببینم، بلافاصله پیشنهادش را پذیرفتم و در یک رستوران به دیدارش رفتم. از آن روز به بعد مدام با هم در مکان های مختلف قرار می گذاشتیم. او چنان با حرف هایش مرا خام کرده بود که گاهی فقط منتظر تماس او بودم. در روزهای اول این آشنایی فکر می کردم همه چیز یک ماجرای شوخی و تفریح گونه است اما کم کم دیدارهای مخفیانه ما به مکان های خصوصی کشیده شد و از یک ارتباط عادی
قتل مرد تنها، برای سرقت میلیاردی
همشهری: اسرار ناپدید شدن پیرمرد قناد که خانه اش هدف سرقت قرار گرفته بود، بعد از گذشت 4 ماه با دستگیری یک زن و 2 مرد و اعتراف آنها به جنایت فاش شد. با دستگیری متهمان معلوم شد که 2 نفر از آنها برای تصاحب سهم بیشتر سر نفر سوم کلاه گذاشته بودند. تحقیقات در این پرونده از روز 31شهریور ماه امسال شروع شد. آن روز دختری قدم در اداره پلیس پایتخت گذاشت تا گزارش ناپدید شدن پدر 85ساله اش را به
(پروانه های شهر دمشق) را بشناسید/زندگینامه شهید مدافع حرم رضا حاجی زاده + عکس
ماست. روز اول خیلی ناراحت شده بودم، وقتی رامین رسید دیگر نتوانستم خودم را نگه دارم، زیر بغلم را گرفت گفت: بلند شو بایست، مبارک باشد مادر شهید شدی، واقعا مادر شهید شدن برازنده تو بود. این را که گفت: کمی محکم شدم و پدرش را هم بغل کرد و تبریک گفت و بعد سوار ماشین شدیم. گفتم رامین جان شنیدم جنازه داداش برنمی گردد، گفت: خوشحال باش! داداش هم شهید شده، هم مفقو دالجسد، پس مقامش خیلی بالاست، اصلا نباید کسی
ماجرای عبرت آموز قتل دوست دختر توسط پسر دانشجو
دار یا آزادی روزگار می گذراند و فاتحه دانشگاه و دکتر شدن را خوانده است! شنیده ام دانشجوی پزشکی بودی!چه شد کارت به اینجا رسید؟ عاشقی کار دستم داد! عاشق سحر شده بودی؟ نه عاشق همسرم! ترم اول دانشگاه که بودم با او ازدواج کرده بودم.اما با هم اختلافات زیادی داشتیم.بالاخره او تصمیم به جدایی از من گرفت و با اینکه دوستش داشتم نتوانستم او را از تصمیمش منصرف کنم.بعد از طلاق
گفت وگو با جانباز نخاعی، شیمیایی و قطع عضو مهرداد سراندیب (بخش دوم و پایانی) بزرگ ترین اشتباهی که کردم!
طول کشید با سختی گرفتم. البته در سپاه هم شرایطی فراهم شد که در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه در عرض یک سال فشرده، کارشناسی ارشد مدیریت دفاعی را گرفتم که این کلاس ها هر روز به استثنای پنج شنبه و جمعه برگزار می شد. یعنی 7 صبح تا 12 سرکار و 1 تا 6 بعدازظهر و گاهی هم طولانی تر سرکلاس و پس از رسیدن به خانه هم تا 12-1 نیمه شب مشغول خواندن و مطالعه ی دروس و بعد هم که حالت اشتغال بودم، بازنشسته