کلانتری: سه چهار جیره خوار را به خدا واگذار می کنم/ آبرویم رفت
سایر منابع:
سایر خبرها
مهدی کروبی: چگونه اول انقلاب مسئول کمیته امداد شدم؟
امام در روزهای بعد از 15 خرداد، به هنگام رفت و آمد بین قم و تهران، به جرم حمل اعلامیه دستگیر شدم و 50 روز در زندان شهربانی تهران بودم. رمضان همان سال به کاشان رفتم و در آن جا بازداشت شدم اما پس از مدتی در تهران مرا آزاد کردند. پس از دستگیری امام در پایان 43 در رابطه با کاپیتولاسیون و نامه هایی که در قم تنظیم و توزیع می شد مدت 20 روز در زندان قزل قلعه بودم. سال 45 در رابطه با بازداشت فقیه عالی قدر آیت
دستبردهای سریالی از حساب های عابربانک
مرد جاعلی که با همکاری دو نفر دیگر به حساب های عابر بانک شهروندان دستبرد می زد پیش از دستگیری در یک سانحه رانندگی جان باخت. به گزارش خبرنگار ما پرونده اتهامی این فرد و همدستانش در آخرین روزهای سال گذشته در پی مراجعه صاحب یک حساب بانکی به پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران گشوده شد. این شخص مدعی بود بدون اطلاع او کارت عابر بانکش غیرفعال و پنج میلیون تومان از حسابش برداشت شده است. وی
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
نظرم خدا یک جایی خطاب به من گفت: من محمد را از تو می گیرم که بدانی فقط باید عاشق من باشی. فقط باید من را اینقدر دوست داشته باشی. عشق بالاتر از محمد هم وجود دارد که آن عشق به خداست. او حالا واسطه بین من و خدای من است. التماس دعاهای محمد محمد بسیار فروتن بود، اما من خیلی ادعای ایمان می کردم. هر وقت نماز می خواندم، محمد می آمد کنار سجاده من می نشست و گوشه چادرم را می بوسید و می گفت من
پیشنهاد افزایش سالانه قیمت بنزین به میزان تورم
دکتر پزشکیان در جریان مبارزات انتخاباتی صراحتا تاکید داشتند که جز حوزه آموزش و بهداشت باید تعیین نرخ را به عهده بازار گذاشت. وعده صادق ایجاب می کند به گفته ها عمل شود. حال پرسش این است که جناب رئیس و وزرای شان منتظر چه هستند و چرا هنوز اقدامی در این جهت انجام نداده اند؟ سال هاست بر این نکته تاکید کرده ام که دستگاه هایی مانند سازمان حمایت از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و سازمان تعزیرات
رسانه بستر قدرتمند جهاد تبیین است
ت به خرج داد و حقایق را بیان کرد و در مقابل ایجاد تردیدها و القای یاس، شبهه و حمله های نرم دشمن با قول و فعل خود روشنگری کنیم؛ گفت: اهل سخن، صاحبان نفوذ اجتماعی، صاحبان تریبون، افراد با وجاهت و آبرو در بین مردم باید شجاعت به خرج داده و در موارد مبهم موضع حق را تقویت کنند و در فضای غبار آلود و فتنه آلود مردم را به خود واگذار نکنند. مسئول نهاد رهبری در دانشگاه پیام نور اراک اظهار کرد:
محمدرضا فرشچیان رئیس اتحادیه صادرکنندگان خشکبار مطرح کرد: کاهش بیست درصدی صادرات خشکبار ایران طی 3 سال ...
170 هزار تن پسته می توانیم سالانه صادرات داشته باشیم. طبق آمار گمرک آمار صادرات پسته در شش ماهه اول امسال 46 هزار تن، کشمش 28 هزارتن ، انجیر 2 هزارتن بوده که دیگر تقریبا از دور صادرات خارج می شود. فرشچیان ادامه داد: صادرات ما از عدم توجه به سخن دوست داران بخش خصوصی و صادرات رنج می برد. در اتاق های در بسته تصمیم می گیرند و عملی نیز می کنند. در سال 1398 زمانی که گفتند مکلف هستید ارز خود را
آقای وزیر مراقب ما باشید/ هیچکس به سمت بدمینتون نمی آید!
رشته بودند که به طرز عجیبی فرار کردند خدا می داند چه به اینها گفته می شود که حاضر نیستند دیگر نامی از بدمینتون جلویشان بر زبان بیاوری. آقای وزیر شما خودتان در این ورزش مو سفید کردید و به خوبی این مقوله را درک می کنید برخی از بازیکنان ما بدون قرارداد بازی می کنند و آنهایی که قرارداد دارند هم صدایشان به جایی نمی رسد بسیاری از بازیکنان پول هایی که در قراردادهای پارسال دارند را تا به امروز
ناگفته های دستیار ویژه عزیزی خادم از پشت پرده ها در فدراسیون فوتبال
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، این روزها که انتقادات زیادی در موضوعات مختلفی به فدراسیون فوتبال وارد است، ناخودآگاه مقایسه هایی به وجود می آید تا عملکرد فعلی فدراسیون فوتبال با مهدی تاج مورد بررسی قرار بگیرد. تاج که سال 98 و همزمان با باز شدن پرونده قرارداد عجیب مارک ویلموتس در نهادهای نظارتی به بهانه بیماری قلبی از ریاست فدراسیون فوتبال استعفا کرد و سه سال بعد و پس از عزل شهاب الدین عزیزی خادم و
اختصاصی / بازرس کل گیلان : سازمان بازرسی ، دستگاه های نظارتی ، قضایی و امنیتی از خبرنگاران مطالبه گر ...
اند نگذارید مدیر نماها به دین آسیب برسانند و اعتماد را از مردم بگیرند. آقایی با تاکید بر این که نظارت به معنای مچ گیری ، افشای فساد و آبرو بری و بر ملا کردن آن نیست ، متذکر شد : هدف اول این است انسان های که سالم و صادق و گره گشای مشکلات مردم هستند و دست نیازمندان و فقرا را می گیرند، مورد حمایت قرار بگیرند. به گفته وی ،اگر مدیران ستمگر باشند قطعا مظلومین و فقیران را فراموش می
گفت وگوی منتشرنشده با مرحوم سیداحمد خمینی/ تله ساواک با پرستو برای فرزند امام
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سید حمید روحانی (زیاریت) از اعضای دفتر امام خمینی در سال های تبعید ایشان در نجف، حدود سال های 1352-1353 گفت وگوی مفصلی را با مرحوم سید احمد خمینی در همان نجف انجام داده است که مشروح آن به تازگی پس از 50 سال در نخستین فصل نامه ی گواه منتشر شده. (این فصل نامه را مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر می کند. ) یکی از ناگفته هایی که سید احمد آقا در این خاطرات بیان کرده، این است
جای خالی نظارت پس از واگذاری
شهرداری همه چیز را کنترل می کند. در نتیجه نمی توانیم کسب درآمدی داشته باشیم که کنترل نشده باشد یا خدماتی را با مبالغ بیشتر به مردم ارائه دهیم. مجموعه ما در شهریور حدود 100میلیون تومان از کلاس ها درآمد کسب کرده است که نزدیک 75 درصد آن حق مشارکت مربیان است. این حقوق پرداختی بر اساس درصدهایی است که خود سازمان برای ما و مربی مشخص کرده است. حالا با مابقی باید فرهنگ سرا را اداره کرد؛ پول آب
چگونه امام زمان (عج) بر فقر در جهان غالب خواهند شد؟
راه حل های مهم اسلامی که امام زمان برای ریشه کنی انواع فقر با آنها مبارزه می کند از جمله عبارتند از: از بین بردن و ممنوعیت قمار، ربای بانک ها و اشخاص، اسراف، دزدی های بزرگ دولت ها و رانت خواران ، اختلاس ها ی مسئولین و کارمندان دولتی، توزیع نابرابر ارزاق، مالیات های غیر عادلانه کم درآمدها، احتکار، گرانی مواد خوراکی، غصب اموال، از بین بردن وضع زندگی زیر خط فقر، رفع اختلاف طبقاتی زیاد، خوشگذرانی های بی رویه طبقات مرفّه، بی انصافی های فروشندگان و صاحبان مسکن و ثروت و سوء استفاده از بیت المال و....
داستان درمانگری که 30 سال مصرف کننده بود
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه اعتماد، محمد داوری حالا 14 سال و 5 ماه است که بدون مصرف موادمخدر زندگی می کند. داستان زندگی و سرنوشت او، روایت رنج است و امید. او بعد از تحمل کلی درد و محنت توانسته که امیدوار زندگی کند. خودش بعد از چهارده سال ونیم پاکی می گوید: اگر اعلام پاکی می کنم به این دلیل است که امید بدهم؛ امید به اینکه می شود بعد از سال ها مصرف، بدون مواد زندگی کرد. او این روزها در حوزه درمانگری اعتیاد کار می کند. با او قرار ملاقات گذاشتی
بختیاری زاده: از بازیکنان خواسته بودیم منظم بازی کنند
بودیم، اما بازیکنان تلاش کردند که برد به دست بیاورند. چیزی که در یکی دو روز گذشته با بازیکنان صحبت کردیم این بود که شکلی خوب و منظم داشته و سپس دنبال نتیجه باشند. وی در پاسخ به این سؤال که آیا امیدوار به ادامه روند پیروزی های استقلال هست یا نه، تصریح کرد: اگر به خودم باور و ایمان نداشتم، این مسئولیت را قبول نمی کردم. دوم اینکه، اعتقاد دارم استقلال بازیکنان باکیفیتی دارد. هر تیمی حتی در
سیسمونی با سیم و زر
کند دخترهایم سالم باشند و به شادی از وسایل شان استفاده کنند، اما مگر می شود چیزی خرید؟ خدا می داند تا سه تا دخترم را شوهر دادم و جهیزیه و سیسمونی خریدم پوستم کنده شد. به قول قدیمی ها سال به سال قربون پارسال! روزبه روز چیز ها گران تر می شود. مشغول جهیزیه خریدن برای این یکی هستم، آن یکی باردار می شود. برای این یکی سیسمونی می خرم، برای آن یکی خواستگار می آید. همین 7- 8
به خاطر چشم های مظلوم سینا
فهمیدم. در یک خانواده ی سنتی بزرگ شده بود، در خانه ای که به قول خودشان ارزش ها برایشان خیلی اهمیت داشت... گفتم نه! خیلی باب طبعم نبود نرگس، اما مادرم آنقدر زیر گوشم از خوبی ها و نجابتش گفت و خواهش و التماس کرد تا راضی شدم... صیغه چهار ماهه خواندیم تا بیشتر با هم آشنا شویم، اما چه محرمیتی؟! به خانه شان که می رفتم، اگر بیشتر از یکی دو ساعت می ماندم پدر و مادرش رو ترش می کردند. اگر
داستان شنیدنی نی ریز
کرده اند و فقط تاریخ فوت را خالی گذاشته ام. کفنی ام بالای آن است. تاریخ فوت را هم خودم مشخص کرده ام که سال 1420 خورشیدی است. سال 1390 بود که از خدا تقاضا کردم تا سال 1420 زنده بمانم که تا الان سه سال از آن گذشته و 27 سال بعدی را هم می گیرم. البته این ها شوخی است و همه ی ما یک آن ممکن است عمرمان تمام شود. پدرم معتمد محل نی ریز بوده به نام عزیز بقال و ریاست اصناف را بر عهده داشته. گلدسته های مسجد جامع
ظهور امام مهدی از دید یک طالب
دولت کفری جهاد کردم. آن یکی می گفت تو جهاد کردی ولی پول و نان تورا من دادم. حالا درجه کدام مان بالاست؟ تو قضاوت کن! گفتم یک چوپان دنبال گوسفندانش بود، یکی پرسید: خدا را بیشتر دوست داری یا گوسفندایت را؟ چوپان گفت: والّا بین دو تا دوست نمیشه قضاوت کرد. منم مثل همو چوپان، بین دو تا دوست چی قضاوت کنم؟ خندیدند و چون زبان شان به فارسی تغییر کرد، حین صحبت زیاد از ایران بد و بیراه گفتند
ماجرای سفر به کربلا و رونق کارم پس از بازگشت
نجات پیدا کردیم هر چه کردم چیزی بگیرند گفتند التماس دعا داریم به امان خدا از آن جا جاده قسمتی سنگ فرش و قسمتی اسفالت بود. به زیارت طفلان مسلم و از آنجا به کربلا رفتم و خدا می داند در چه عالمی و چه حالت زیبایی بودم گریه شوق مجالم نمی داد سعادتی نامنتظره بود آن شب یکی از بهترین و مقدس ترین و مفرح ترین شب های زندگی ام بود. گویی بر بال های ملائکه در پرواز بودم و روی ابر ها راه می رفتم به طوری که راننده
حسینی: هر اتفاق بدی می افتد، می گویند تقصیر حسینی است/ عالمی: تغییرات نیاز به زمان دارد
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛در ادامه رقابتهای هفته هفتم لیگ برتر استقلال با نتیجه 2 بر یک برابر هوادار به پیروزی رسید. پس از پایان این بازی بازیکنان و کادر استقلال صحبت کردند. سیدحسین حسینی دروازه بان استقلال پس از پیروز مقابل هوادار در جمع خبرنگاران اظهار داشت: کسی را مقصر نمی کنم و شرایط را خودمان رقم زدیم. برای من خیلی ناراحت کننده بود که امروز به ورزشگاه آمدیم و
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
که در محل بوده آمدند. پدر و مادر من از خیلی سال های دور که من نمی دانم در چه تاریخی بوده می آیند شیراز ساکن می شوند. پدرم در این شهر سرباز بوده و سواد هم داشته و بعدها وارد شهربانی سابق می شود و مشغول به خدمت به مردم می گردد. زمانی که پدر و مادر من می آیند شیراز هنوز در شیراز آب لوله کشی نبوده و هوز تعداد زیادی از هرابرجانی ها در این شهر نبودند و پدر و مادر من از اولین
بختیاری زاده: فقط به هوادار فکر می کردم نه آینده/ به خودم ایمان نداشتم مسئولیت قبول نمی کردم
. وی تاکید کرد: هر اتفاقی می افتاد ممکن بود بگویند این چه انتخابی بود.سال گذشته با افتخار در تیم صنعت نفت حضور داشتم و هشت روز مانده به نخستین بازی شان در بازی برگشت قبول کردم کار کنم. با دو سه مربی صحبت کرده بودند، ولی نپذیرفته بودند. برخی ها قضاوتم کردند و گفتند در شش بازی نتیجه نگرفت و رفت، در صورتی که تیم دو ماه تمرین نمی کرد و از شش بازی در چهار دیدار میهمان بودیم. آدمی نیستم
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
قنادی ایستاده بودم و جعبه جعبه شیرینی پخش می کردم. دومی بازی فوتبال ایران و استرالیا. حتی پسرم زنگ زده بود محل کارم که پدرم کجاست. گفته بودند دارد، در خیابان شیرینی پخش می کند. او رفتنش را به بانک یکی از اشتباهاتش می داند و با شوخی می گوید: زمانی که می خواستم به تهران بیایم، مرحوم پدرم گفت: برو وزیر بشو. یک وقت کارمند بانک نشوی، پول های مردم را بشماری. وزیر بشو پول های خودت را بشمار. من رفتم
آمدم تا صدای صداقت و قدرت بی قدرت ها باشم | مردم از وعده و دروغ در عین ناکارآمدی، خسته شدند
بتوانند بعد از چهار دهه، انتخابی از سر فکر و اندیشه داشته باشند. و سخن آخر دعوت مردم به مشارکت فعال و نه گفتن به تکرار است. سخن آخر دعوت جوانان، زنان و مردان به این مبارزه نابرابر است که در یک سو گروهی هستند که با پول و اطرافیان ناسالم ولی قدرتمند حضور دارند، گروهی که با فامیل بازی و میدان دادن به افراد ناشایست، شایسته سالاری را در این منطقه به افسانه تبدیل کردند و در طرفی دیگر جوانانی از جنس
تافته جدا بافته: گزینش ها به روش دهه شصت در آموزش و پرورش + جمع کنید بساط نگاه بچه پیغمبریابی نفاق پرور ...
طور تعریف می کند: پارسال کارنامه سبز شدم و با تماس اداره به علت کمبود نیرو به عنوان خرید خدمات سرکلاس رفتم. فقط وجدانم برای پسر بچه های 7ساله کلاسم سوخت که 2ماه معلم نداشتند و نگاه شان پر از التماس بود و گرنه قصد داشتم فقط درس بخوانم و با نمره کتبی بالا قبول شوم. مدرسه من در منطقه پایین شهر قرار داشت و مردم آنجا سطح زندگی بسیار ضعیفی داشتند. از نظر مالی هم تلاش کردم، بچه های کلاسم کمبودی از نظر
لاستیک بخر، سود کنیم تا حمایت شوی!
به گزارش"فوتبال آزادگان"؛ علی اصغر کلانتری سرمربی نفت مسجدسلیمان که تیمش به دلیل مشکل بسته بودن پنجره نقل و انتقالاتی و کمبود بازیکن در 5 هفته ابتدایی لیگ نتوانسته در قامت یک مدعی ظاهر شود، چند هفته ای است که در گفتگو با رسانه های مختلف و یا در مصاحبه های قبل و بعد از بازی به گفتگو با خبرنگاران به مشکلات تیمش پرداخته و حتی از جزئیات تکان دهنده ای مشکلات تیمش پرده برداشته است. کلانتری
سرباز هخامنشی با کلت کمری!
روی هوا می زدی و حاجی حاجی کانادا درای... مطابق نقشه ، تیم واگذار نشد و نمایش کمدی به پایان رسید . یک به یک ستاره های سربی همانند جویندگان طلا در ینگه دنیا به غرب خالی از جام رفتند .باز آقای مدیر چشم گرد کرد و گفت بی اطلاعم! تکذیب می کرد تا نقش بی خبری تا مغز استخوان را ایفا کند! قراردادها بسته شد و این بار با خونسردی چشم گرد نکرد و در شهلاترین حالت ممکن گفت؛ اینها با دلشان
گربه سیاه پرسپولیس در راه استقلال
حرف زدن و لباس پوشیدن شان برای ما الگو بود. رجبی در ادامه اظهاراتش خاطرنشان کرد: شما با این حرف هایتان کل باشگاه را زیر سوال برده اید. ای کاش جرأت داشتید و اسم می بردید. این طرز حرف زدن مختص افراد بزدل است نه انسان های شجاع. گفتند قصد انتقام گرفتن از فردی را داشته اید اما آیا الان وقت این کارهاست. شما که میلیارد، میلیارد پول می گیرید آن هم به واسطه اینکه برچسب استقلال روی پیشانی تان خورده
وحدت کلمه را حفظ کنید
به گزارش ایکنا از همدان، به نقل از نوید شاهد، شهید عباس ذلیخایی سوم آبان 1343 در روستای گنج تپه از توابع شهرستان بهار متولد شد. پدرش صفی الله و مادرش مستوره نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند و کشاورز بود. در سال 1365 ازدواج کرد و صاحب یک پسر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت و سرانجام 23 دی 1365 در شلمچه به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است. در وصیت نامه این شهید