سایر منابع:
سایر خبرها
روایت چرخی های بازار از حال خود و روزگارشان؛ عمری چرخیدیم و یک عمر نچرخید!
بیشتر از این هاست. چون وقتی مشتری ها می روند و بازار خلوت می شود، مغازه دارها شبانه مشغول بارزدن و ارسال جنس ها می شوند، و تازه بساط کار چرخی ها داغ می شود. یعنی حوالی ساعت 9 و 10 و 11 شب. اما همه اینها فقط یک پیش فرض است و یک حساب دودوتا چهارتا. پس به سراغ چند نفرشان می روم تا ببینم که این چرخ ها و بدن های ظاهرا قدرتمند، چقدر پول و روزی برایشان به همراه دارد. مرد اول که
لیست کامل لوازم آرایش عروس از برندهای ایرانی و خارجی
در این مقاله، لیست کاملی از لوازم آرایش مورد نیاز برای آرایش عروس به همراه معرفی بهترین برندهای ایرانی و خارجی ارائه شده است. این مقاله به صورت مرحله به مرحله به معرفی لوازم آرایش مورد نیاز برای هر قسمت از صورت می پردازد و به شما در انتخاب محصولات مناسب با نوع و رنگ پوستتان کمک می کند. لوازم آرایش پوست صورت و زیرسازی آرایش
هادی حجازی فر: بیشتر تجاربم از تئاتر است/ در کارگردانی دیکتاتور هستم
سومین نشست تخصصی در سومین روز چهل و یکمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران با حضور هادی حجازی فر و با موضوع هدایت بازیگر ساعت 15:45 در سالن نشست پردیس سینمایی ملت برگزار شد. احمد الستی دبیر این رویداد بیان کرد: هادی حجازی فر بازیگر فوق العاده و به همان نسبت کارگردان فوق العاده ای است. بدون رو دروایسی فیلم های کوتاه ما از یک چیز رنج می برند و آن هم بازیگری است که به طور نامحسوسی ضعیف
دختر زنجانی سقا دلیسی شد! + عکس
خود از میزان تحصیلات و کارخود نیز برای ما گفت: بعد از پنج خواهر و برادر من ته تغاری خانواده هستم و دیپلم کامپیوتر دارم . از آنجایی که علاقه شدید به خیاطی دارم و لباس های مذهبی و عبا و مانتو می دوزم و مشغول به این کار هستم، خدا را شکر درآمدم از این شغل، خوب است. طبق عهدی که با خود دارم، درآمد حاصل از دوخت و خیاطی را با حضرت عباس(ع) شریک هستم و از همین راه در طول سال در حد توان مراسم های مختلفی
اینجا همه چیز با پاییز گره خورده است
به یاد اتفاقات گذشته گاهی خندیدم و گاهی اشک ریختم. دستی بر عکس شهید که در کتاب چاپ شده می کشد و نگاهی به من می اندازد و با لبخند می گوید: چند شب پیش خواب احمدآقا را دیدم، خیلی خوشحال بود، انگاری از چیزی خبر داشت... با لبخند می گویم حالا که رهبر انقلاب بر کتاب تقریظ نوشته اند، چه حسی دارید، بعد از چند ثانیه سکوت جواب می دهد: مثل روزی که برای نخستین بار با احمدآقا آشنا شدم و
آرزو (واهگ) های بزرگ یک دختر کوچک بلوچ
شود برویم سراغ کتابخانه ای که فقط از آن یک تابلوی پاره مانده بود خانم بابا زاده دیدند که من چقدر ذوق دارم تا در پُلان کتابخانه باشد من را کمک و همراهی کردند کارهای اداری فرم ها یی که باید پر می شد، انجام شد. انجمن حامی گفتند که باید یک مکان پیدا کنم تا تجهیز کنند ، بخشدار وقت جناب آقای میایی ساختمان سرایداری بخشداری را در اختیارم گذاشت به کمک مردم وشورا ودهیار ساختمان را آماده کردیم آقای محروم ناصر
طلاهایی که می روند تا عاقبت بخیر شوند/ مثل خدیجه باشیم
، دخترم دائم پول هایش را می شمرد تا مبادا کم شده باشند، حتی بعد از عید حاضر نشد عیدی هایش را بدهد تا به صورت امانت برایش نگه دارم. وی ادامه می دهد: این اهداکننده می گفت پیش از این به دخترم یاد داده بودم اگر با پول های پس اندازش سکه پارسیان بخرد خیلی به نفعش است و ضرر نمی کند، در نهایت او با عیدی هایش موفق به خرید یک سکه 600 سوتی شد، انگار این سکه او را به تمام آرزوهایش رسانده بود، هر روز از
مشکل ما در روایت از ایران برای کودکان و نوجوانان عدم تصویرسازی درست است
این آسیب ها برنامه داشته و مواجهه منطقی داشته باشند. داوود طالقانی: محصولات فرهنگی شرقی و صنایع فرهنگی خلاق منتسب به شرق که بسیار متنوع هم هستند دکتر داوود طالقانی، نویسنده کتاب نیز در این نشست گفت: همکاری با نشر معارف همیشه برای من لذت بخش، سهل، آسان و خیلی خوب بوده است. یک روز پاییزی در سال 1401 وسط اتفاقات و ناآرامی ها از خیابان انقلاب برمی گشتم و به این فکر می کردم که توی
سیدجواد هاشمی: از اعتقاداتم فاصله نگرفتم
شاید بلد نبودم حرف بزنم شاید نویسنده خوبی نباشم. چند سال منتظر بودم کسی فیلمنامه خوب فانتزی بنویسد اما کسی ننوشت و خودم نوشتم. چرا برخی آثار دهه 60 هنوز کار می کند؟ زیرا این آثار به مثابه لنگه کفش در بیابان محسوب می شود. خجالت آور است که از 400 فیلم فقط 15 فیلم قابل اعتنا است. بودجه فارابی را به فیلم هایی می دهند که از منویات این مدیران است و تفکر برخی افراد خاص که در دوره های مدیریت های خاص آنجا
آیا واقعا لب های فرخی یزدی را در زندان دوختند؟
ایشان بگذارم و من این کار را انجام دادم، دانشجو شدم و به مشهد رفتم و بعد از چند سال به فکر روزنامه ها و اشعار افتادم سراغ دکتر اسلامیه را گرفتم که گفتند ایشان فوت کرده اند، نهایتا 2 قصیده از مرحوم فرخی یزدی بین کاغذ های من پیدا شد و در کتاب کنگره بزرگداشت فرخی یزدی و دیوان فرخی یزدی به همت آقای حسین مسرت چاپ شد. عضو هیات امنا خانه موزه فرخی یزدی و از دوستان خانوادگی در ادامه این پیام
رنگ امیدبخش ادبیات در سینمای داستانی
. این فیلم با عنوان اینجا فرمانده منم، من دستور می دم برشی از کتاب پاییز آمد خاطرات فخر السادات موسوی همسر سردار شهید احمد یوسفی فرمانده بسیج زنجان به قلم گلستان جعفریان است. روایت عاشقی که بعد از چهل سال زنده و جاودانه است. این کتاب به زندگی خصوصی این شهید و همسرش و نحوه آشنایی و عشق شان می پردازد، اتفاقی که در کتابهای مشابه کمتر رخ می دهد. در بخشی از کتاب آمده است: این خانه
شاهرخ استخری کیست؟| همه حواشی بازیگری که با دلنوازان و فاصله ها به شهرت رسید
برای اولین بار در 17 مردادماه 1392 پدر شد و دخترش، پناه، به دنیا آمد. دختر دوم او، نبات، در 10 آبان ماه 1397 در بلژیک متولد شد. سپیده بزمی پور، همسر شاهرخ استخری، صفحه ای در اینستاگرام برای فرزندانش راه اندازی کرده و تصاویر آن ها را در این صفحه به اشتراک می گذارد. بازیگری شاهرخ استخری شاهرخ استخری فعالیت بازیگری خود را با نمایش اسب ها به کارگردانی محمد رحمانیان در سال 1381
آنچه بر سر کارکنانِ حوزه نشر و کتاب می آید/ ظلمِ بی پایانِ کارفرمایانِ به اصطلاح فرهیخته به نیرویِ کار ...
شدت بهره کشی شدن توسط کارفرما، از درد کمر و پا رنج می بردیم زیرا در روز حداقل ده ساعت سرپا و اغلب باوجود آنکه شغل ما باربری نبود، بار کتاب می بردیم! این فروشنده سابق کتاب انتشارات های عمومی تهران می افزاید: حقوق ما به صورت دستی در صف پرداخت می شد. برخی کارگران انبار کتاب و انبار کاغذ ما بیمه نبودند. خود ما 6 ماه بعد از استخدام بیمه شدیم! با وجود اینکه ساعت کار ما 8 صبح تا 8 شب بود، اضافه
برای مردم هنوز مجید 12ساله ام
اگر در همان شرایط، از ساعت پنج صبح تا هشت شب سر پروژه فیلم و سریالی بودم و به شکل مداوم کار می کردم، نه تنها خسته نمی شدم که خیلی هم لذت می بردم. به نظرم برای حضور در هر کاری یا باید آن کار را دوست داشته باشی یا دستمزد خوبی بگیری یا با گروهی همکاری داشته باشی که چیزی به آنچه که داری اضافه کنند. برای من که بازیگری این جوری معنی شده و از همان کودکی فکر می کردم این روند را ادامه خواهم داد. حالا نمی
آریا کیا: هزینه جراحی ام را ربیعی پرداخت کرد
تجربه کند و این موضوع در فوتبال طبیعی است. نتیجه ای هم که مقابل آلومینیوم و ذوب آهن رقم خورد اتفاقی است. یک روز همه توپ هایی که می زنی، گل می شود و یک روز هم فوتبال روی بدش را نشان می دهد. عملکرد آقای ربیعی هم قابل دفاع است و فصل گذشته کسب رتبه پنجم در جدول، برای ذوب آهن رتبه خیلی خوبی بود. خوشحالم برای ایشان و هم تیمی هایم که مقابل استقلال هم به حق شان رسیدند و یک شب تاریخی را رقم زدند و امیدوارم این موفقیت ادامه دار باشد.
عشق چگونه مکرر می شود؟/راوی آن قدر گریه می کرد که مستاصل می شدم
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: مراسم انتشار تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب پاییز آمد شامل خاطرات فخرالسادات موسوی همسر شهید احمد یوسفی، فرمانده واحد مهندسی، رزمی سپاه ناحیه زنجان روز یکشنبه 29 مهر برگزار می شود. این کتاب در کنار هواتو دارم ، معبد زیرزمینی ، مجید بربری ، آخرین فرصت و بیست سال و سه روز از عناوینی بود که خبر نوشته شدن تقریظ رهبر انقلاب درباره شان همزمان با هفته دفاع مقدس امسال (مهرماه
بهروز وثوقی: خیط شدن در کنکور باعث شد وارد سینما شوم/ قبل از بازیگری شکارچی پشه مالاریا بودم / چند تا ده ...
خون شان را بمکم! توی چند ده توطئه کردند که مرا بکشند! یادم می آید یک شب خیلی گرسنه و تشنه به یک ده رسیدیم و نان خواستیم، اهالی ده دست به یکی کردند که ما را گرسنه نگهدارند. حاضر شدم یک نان را ده تومن بخرم اما نفروختند! مجبور شدم فردای آن روز به خرم دره برگشتم و همراه ژاندارم به ده رفتم چون حتی نمی گذاشتند خانه های شان را سم پاشی کنیم. چند جا هم کارگرهایی را که همراه من بودند کتک زدند...
استاد شفیعی کدکنی تندیس تقدیر هادی خانیکی را اهدا کرد/ او شخصیتی چند ساحتی است
اگر می خواهیم مثال بزنیم و کسی را مقایسه کنیم، با ایشان باشد. سپس بیژن شکرریز عنوان کرد: ما چیزی به عنوان فیلمنامه در سینما داریم. یک فیلمنامه وقتی به دست کارگردان می رسد چندین سکانس دارد؛ او وقتی یک سکانسی را برای بازیگر اصلی آماده می کند، به آن می گوییم دکوپاژ و پلان بندی کردن تا بتواند آن بازیگر، شخصیت و نقش را بازی کند. وی افزود: اجازه دهید که بگویم یک سکانسی دارم که بازیگر اصلی
سراینده تداعی : پرستاری و شاعری؛ سعی می کنم در اتاق عمل به شعر فکر نکنم
و مضمون را با عجله و همان موقع بنویسم و شعرم را با آن بسازم. معمولاً به شعر زمان می دهم و گاهی پنج شش ماه طول می کشد تا آن را تکمیل کنم. وقتی بیتی به ذهنم می رسد آن را در ذهنم نگه می دارم و روی آن کار می کنم و با احساسات شخصی خودم آن را کامل کردم. البته شعری هم داشتم که آن را توی چند ساعت بنویسم ولی بیشتر شعرها را زندگی می کنم و از سر صبر و حوصله تکمیل می کنم. * پس شما هم از آن شاعرانی
مرگِ "صادق" و گمشدنِ "بهفر"
سراغ بگیرید، از همسر جداشده اش، از خانم تهیه کننده ای که کارگردانی فیلمی درباره ی #سهراب_شهید_ثالث را به او سپرد که می دانست عاشقِ شهیدثالث است. از #سیف_الله_صمدیان سراغ فیلم ساز گم شده را بگیرید که او عکاس هم بود. می گویند او از همان اول هم گوشه گیر بود و بی ارتباط با فضای مجازی و موبایل. شاید رفته است گوشه ای تا کسی را نبیند و اورا هم نبینند. این حرف ها را که می شنوم، ذهنم به 23 سال پیش می رود
صف کشیِ عشق ماشین های ایرانی برای تیونینگ
گوید: خارج از کشور ماشین صفر را هم تیونینگ می کنند. یعنی حتی آخرین مدل ها هم بلافاصله تیونینگ می شوند. اما در ایران صبر می کنند خودرو از مدل بیفتد یا قدیمی شود، تازه وقتی وسع خرید مردم به آن رسید این کار را انجام می دهند ؛ البته بجز خودروهای آفرودی. صاحبان خودروهای آفرود همان لحظه اول خرید برای یک سری تغییرات سراغ تیون کردن می آیند. مثلاً رینگ و لاستیک های متفاوت تری می گذارند، ارتفاع خودرو را
کارگردان سریال غربت : زنان برای پیروزی در جنگ سلاحی جز اتحاد ندارند
،هشت ساله ساخته شده است. کمی درباره روند ساخت این سریال توضیح دهید. در کارگردانی دغدغه هایی دارم که در آثارم شاهد هستید. من به دنبال اثری خاص بودم. برای همین هر هفت،هشت سال یک بار یک سریال می سازم که معمولاً توقیف می شود. سریال دیگری به نام مادرخوانده قبل از غربت ساختم که نوع دیگری از یک اثر با مضمون زنانه است که اگر قبل از غربت توزیع می شد، اولین سریال زنانه من بود. به هر حال توزیع آن
چگونه لاغر شویم! | راه های مختلف لاغری
سالهای پیری عصا دستم نباشد و بتوانم هر روز حرم بروم و خرید کنم...راستش فقط میخواهم این سالهایی که فرصت حیات دارم، سالم و درآرامش زندگی کنم. نمیخواهم مثل مادر دوستم چند روزی یکبار دخترم بیاید بالای سرم و انسولین بیاورد و دل نگران تر از دفعه های پیش برود. نمیخواهم مثل پدر همسرم جراحی قلب باز داشته باشم و خانواده ام نصف عمر شوند و اشکشان خشک نشود. نمیخواهم پاهایم نکشد که نماز بخوانم و
پاییز و عاشقانه ای 40 ساله؛ نگاهم به ادبیات پایداری سورئال و رمانتیک نیست
درمورد این کتاب رونمایی می شود؛ بنویسم. با یکی از همان کتاب های متفاوت و واقعی روبرو شدم؛ و بعد از همصحبتی لذتبخشم با خانم جعفریان و نگاه متفاوتشان به ادبیات پایداری دلیل اصلی این تفاوت را متوجه شدم. خانم گلستان جعفریان معتقد است نگاهش به ادبیات پایداری و نگارش دراین حوزه اصلا سورئال و رمانتیک نیست؛ و با نگاه پژوهشگرانه و انتخابی به سراغ موضوعات می رود. او کتاب پاییز آمد را درامی عاشقانه
نگاهی به نان های سرزمینی در جشنواره ملی نان + فیلم
نان پز است ومی گوید: نان هیزمی تنوری می پزم، اما الان آردخوب ندارم، ع جله دارند بقیه غرفه ها را ببینند. مسیرپیش رویم مملو از مردمی است که بوی عطر نان نوستالژی کودکی همه شان است و چه جایی بهتر ازدومین جشنواره نان برای تجدید خاطره، یک خانواده 3 نفره کتارهم در حال تست نان کپو کرمانی هستند میپرسم نون کرمانی ها تو روغنه؟ آقای خانه ترجیح می دهد صحبت نکند واشاره به دهانش میکند خانم می گوید بله
زن خیانتکار شوهرش را کشت و با همدستش ازدواج کرد
وجوهایی که انجام دادیم فهمیدیم در مدتی که از فوت پسر ما گذشته است، آن پسر هرازگاهی به خانه مرجان ما رفت وآمد داشت و بعد از یک سال با هم خانه ای اجاره کرده اند و به محل دیگری رفته اند. همین باعث شک خانواده ما شد و الان آمده ام از عروس سابقم شکایت کنم. در تحقیقات اولیه مشخص شد ماجرا مربوط به اوایل تابستان 1401 است که مردی 45 ساله در خانه بدحال شد و از طریق اورژانس به بیمارستان انتقال یافت اما
مامان من دخترداری بلد نبود!
نداد برامون. یه بخشیش به نظرم به خاطر اعتقادات و شستشوی مغزی بود . خودم ولی برای خواهرم همش رو انجام می دادم تا اون کمتر حس کنه. خاطره تلخ رکسانا: چقدر باهاتون اینجا هم ذات پنداری کردم. یکی از بدترین خاطراتم اینه که تو پونزده سالگی مامان یک ماه مریض شد و بیمارستان بود. من خونه خاله ام بودم یک ماه و چون مامانم هیچ وقت راجع به پریود باهام حرف نزده بود و کلا این مساله تابو بود تو خونه مون
زن در سینمای مهرجویی / سارا ، پری و لیلا سوختند اما خاکستر نشدند
مسائلی بود که در زمان نمایش آن میان جامعه منتقدین مطرح بود. بهزاد عشقی در شماره 148 ماهنامه فیلم (مهر 72) کیفیت کار مهرجویی و توانایی او در تطبیق داستان قرن نوزدهمی نمایشنامه خانه عروسک با شرایط روز جامعه ایران را ستود. این نویسنده همچنین معتقد است مهرجویی استحکام فیلمنامه اش را تا حدودی مدیون نمایشنامه ایبسن است. اما در درجه بعد انطباق صحیح این فیلمنامه در موقعیتی ایرانی را سهم خلاقیت
عباسِ شهید آمد!
مرتبه چنگ می اندازد به همه وجودت. من می بینم که دلتنگی افتاده به جان مادر و دست وپا می زند توی چشم هایش. اشک، شلاق می زند و چشم هایش کم طاقت می شود و حرف های به گِل نشسته اش می بارند و می گوید: من هنوز منتظرم یک نفر بیاید و بگوید اشتباه شده و شهید نشده. خانم، من هنوز باورم نمی شه که عباس دیگه نیست... . صبح روز بدرقه با سینی چایی توی لیوان های کاغذی از کنارم رد می شود. به سن