سایر خبرها
احیای بافت تاریخی کاشان با رونق گردشگری
اتباع خارجی و استفاده از ظرفیت بافت تاریخی کاشان برای توسعه گردشگری خوشبختانه شاهد اتفاقات خوب و مثبتی در احیا بافت تاریخی کاشان هستیم. مدیرعامل شرکت عمران و احیای بافت فرسوده شهرداری کاشان با بیان اینکه با تبدیل بافت تاریخی به جاذبه های گردشگری و توریستی هم اکنون شاهد بازگشت بعضی از ساکنان بومی این مناطق به بافت قدیمی هستیم، خاطرنشان کرد: در گذشته به دلیل نبود امکانات رفاهی کافی و
درباره کهن ترین شهرهای جهان
. قدمت این شهر به گونه ای است که مادر شهرهای جهان نام گرفته است. گورستان نوبهار، برج عیاران، مدرسه سید سبحان قلی خان، مزار پیرنظام الدین اولیا، مزار چهارگنبد، مزار خواجه باجگاهی، مزار خواجه کاشاک، دیوارهای باستانی بلخ، مسجد قدیمی نه گنبد، قدیمی ترین مسجد بلخ بعد از اسلام، مزار ابوحفص و مزار بلند، بخشی از جاذبه های گردشگری این شهر به حساب می آید. بیروت- لبنان بیروت
جشنواره های بومی سبب توسعه گردشگری می شود
در احیا و حفظ ارزش های فرهنگی و اجتماعی جامعه روستایی دارند. وی با تاکید بر اینکه برگزاری جشنواره های بومی محلی را می توان در ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار داد، خاطرنشان کرد: احیای سنت ها، آیین ها، آداب و رسوم و توسعه گردشگری به واسطه معرفی جاذبه های محلی از جمله دستاوردهای برگزاری این جشنواره ها به شمار می رود. وی با اشاره به توجه دولت به تولید نشاط اجتماعی در راستای ایجاد
بخش مرکزی شاهین شهر و میمه بهشت سرمایه گذاری است
زندگی وکاهش مهاجرت و برخورداری روستاییان از معیشت پایدار و وجود آثار متعدد تاریخی، ابنیه ، مساجد و بناهای خشت و گلی می تواند عامل جذب توریست باشد، اما متاسفانه با وجود جاذبه های زیبای روستاها در بخش مرکزی آنها سهم اندکی از درآمدزایی دارند و دلایل عدم موفقیت درمنطقه به رغم وجود جاذبه های مذهبی تاریخی فرهنگی و طبیعی عدم شناخت سرمایه گذاران است. شایان ذکر است روستاهای سه و کلهرود جزء روستاهای هدف گردشگری است که می توان در راستای ایجاد درآمد و توسعه پایدار نسبت به جذب گردشگر در این حوزه فعالیت کرد.
اخبار جامعه
صادقی تبار، با اشاره به اهمیت گردشگری در توسعه اقتصادی و ارز آوری، رونق گردشگری سلامت را یکی از راه های مؤثر بر افزایش درآمد ارزی کشور دانست و عنوان کرد: با توجه به توانمندی های ایران در حوزه خدمات درمانی، به ویژه درمان ناباروری در منطقه و جهان از یک سو و جاذبه های تاریخی و طبیعی کشور از سوی دیگر، سیاست گذاری و سرمایه گذاری مناسب در این بخش می تواند بسیار اثربخش و سودآور باشد. او ایران را مقصدی
بیژن بنفشه خواه: تلویزیون عطاران و مدیری را فراری داد
در مجموعه های مختلفی هم با سروش صحت همکاری داشته است. این بار اما در سه گانه لیسانسه ها بازی و توانمندی هایش بیشتر به چشم آمد و حتی خودش می گوید مردم او را که می بینند دست هایشان را مثل نقش دکتر مهاجر بالا می آورند و می گویند سپاس. شاد و پیروز باشید و تکیه کلام او را در این سریال به کار می برند. بنفشه خواه که کمتر هم اهل گفتگوهای صریح درباره فعالیت های تلویزیونی خود است، در این گفتگو که
وضعیت ناراحت کننده عموفردوس + فیلم
بود. ما نیز از جنگ و اتفاقات آن دور نبودیم. همسر خواهرم شهید شد و من با دو فرزند او، آرزو و امید، الفبا را تمرین می کردیم: بابا آب داد... بابا نان داد... بابا پیش خدا رفت! منشا تمام شادی های یک جامعه، وجود خانواده ای شاد است این موضوع برای من بسیار مهم بود که کودکان روحیه شادی داشته باشند اما یک کودک شهید و یتیم که پدر ندارد، ممکن است از این جهت در معرض آسیب باشد. من سعی کردم
آغاز پروژه مشترک ایران و ایتالیا
نه تنها میراث فرهنگی تحسین برانگیزی دارد، بلکه ویژگی مردمانش همچون بخشندگی بسیار قابل توجه است. او ادامه داد: هر شخصی که به ایران سفر می کند تحت تاثیر مهمان نوازی مردم ایران و دیگر خصوصیات آن ها قرار می گیرد. سفیر ایتالیا در تهران گفت: حجم توریستی که به ایران می آید به هیچ وجه در شأن و اندازه جاذبه های گردشگری آن نیست. در حقیقت این گپ (فاصله) در هیچ کشوری دیده نمی شود و شاید ایران
تجربه هیجان انگیز تفریحات زمستانی در آلوارس
خبرگزاری فارس اردبیل؛ سرویس اجتماعی: شهر توریستی سرعین همواره به خاطر آب های گرمِ معدنی و شفابخش آن شهرت جهانی داشته و سالانه میلیون ها مسافر از سراسر کشور و حتی خارج از کشور به این شهر مسافرت می کنند تا علاوه بر آب و هوای خاص و کوهستانی از آب های گرم و درمانی آن استفاده کنند. اما جاذبه های شهر سرعین تنها به استخرهای آب گرم بی نظیرش خلاصه نمی شود، شاید نام منطقه ای که در این گزارش قصد
پکیج لاکچری شب یلدا رسید!/ طولانی ترین شب سال، این قدر عجیب و تجملاتی نبود
های مفرح و شاد همراه با پذیرایی ورودی و چای و شیرینی اعلام کرده است که در کنار آن خدمات عکاسی با دکور یلدا نیز جداگانه حساب می کند. قیمت این پکیچ نیز با 35 دردصد تخفیف 130 هزار تومان است! طرح های تم یلدایی که تمامی ندارد! در کنار این تبلیغات در فضای مجازی، خدمات دیگر مانند کارت دعوت های مخصوص شب یلدا، گیفت باکس های شب یلدا، ظرف آجیل طرح تم یلدا، ریسه هندوانه ای طرح تم یلدا
متولد یلدا چه خصوصیاتی دارد؟
خوی پایداری ندارند و ممکن است در نشست و برخاست با آن ها به این نتیجه برسید که گاهی اوقات تلخی می کنند و بعضی وقت ها شاد و خوشحال هستند. به هر حال به خلق و خوی زودگذرشان اعتماد نکنید و برای شناخت آن ها بیشتر وقت بگذارید. بهترین هدیه برای یلدا بهترین هدیه ای که می توانید برای متولد یلدا در نظر بگیرید یک کتاب شعر است. هرقدر این کتاب شاعرانه تر باشد بیشتر خوشش می آید. با این
راهنمایان گردشگری مازندران برای ساری 2022 به صف می شوند
راهنمایان گردشگری مازندران برای ساری 2022 به صف می شوند به گزارش تیترشهر : مهران حسنی روز دوشنبه گفت که با تشکیل این مجمع، تمامی انجمن های کارگران راهنمای گردشگری و تور لیدرهای استان متمرکز و ساماندهی می شوند. وی هدف از ایجاد مجمع انجمن صنفی راهنمایان گردشگری مازندران را ایجاد انسجام در بخش راهنمایی گردشگران ، پرهیز از روش های سلیقه ای و عملکرد متمرکز در معرفی جاذبه های
شهر ارواح، جاذبه گردشگری شد
که تنها پنج نفر در این شهر متروکه سکونت دارند. خانه های ترمند زیر نظر سازمان پارک های ملی قرار دارد و به عنوان یک جاذبه توریستی نگهداری می شود. سازمان پارک های ملی نام یک آژانس فدرال ایالات متحده آمریکا است که مسئولیت نگهداری و اداره مناطق ملی آمریکا را بر عهده دارد. کد خبر 401509
خرید تور مشهد از طریق وب سایت دلتابان
جانبی با دیگر هتل های معمولی متفاوت است. این هتل ها به دلیل اینکه ارزان قیمت هستند مسافران زیادی برای رزرو هتل های ارزان مراجعه می کنند پس ابتدا قبل از سفر با خرید بلیط چارتر اتاق مورد نظر خود را رزرو کنید که بعد از رسیدن به مقصد وقت خود را تلف نکنید. گردشگری در تور ارزان مشهد از جاذبه های گردشگری مشهد می توان بزرگ ترین پارک یعنی پارک کوه سنگی اشاره کرد که اهمیت خاصی برای
رونق بازار آجیل محلی در سلسله با طعم یلدا
نبوده و آن ها نیز بتوانند با فراهم کردن کبابی از این گوشت تازه، فرزندان خود را شاد کنند. پخت شیرینی محلی برساق یکی از رسوم دیرینه مردم شهرستان سلسله در شب یلدا پخت نان محلی تازه برای کباب شب یلدا و تهیه نوعی شیرینی محلی به نام برساق است که همواره در این شب زینت بخش سفره بانوان با سلیقه است. زنان شهرستان سلسله برای پخت این شیرینی خانگی از آرد، روغن حیوانی، شیر تازه، تخم مرغ و
مهران زند؛ قهرمان معلولی که می خواهد کلیه اش را بفروشد
روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر [...] روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر و مادر دیگر آن کودک شاد نبود و بازی هایش از کوچه های دورود در استان لرستان به کنج خانه و همزبانی با مادربزرگی قصه گو و دلسوز کشیده شد. دوری از پدر و مادر، اما پایان تراژدی زندگی کودکی با آرزو های بزرگ نبود و روزگار برای مهران بازی های دیگری هم در چنته داشت. هر چه زمان می گذشت نرمی استخوان مهران هم بیشتر خودنمایی می کرد، اما او مصمم به زندگی و پر از امید و آرزو بود تا نوبت به آن صبح حادثه ساز رسید؛ در آن روز مهران پانزده ساله شال و کلاه کرده بود که به دیدن مادرش برود، اما خودرویی از پشت او را چنان نقش زمین کرد که پس از 13 سال هنوز برخاستن برای او دشوار است. بازی روزگار و خطای پزشکان هر دو پای مهران را به یغما برد و حالا چند سالی است که از آن کودک شاد و پرامید، جسمی ناقص و روحی پر از درد و دل نگرانی به جای گذاشته است. مهران زند لشنی در همه این سال ها در سر سودای ایستادگی و مبارزه داشت و پس از خداحافظی از نیم تنه پایین بدنش، بر فشار های روحی و جسمی مسلط شد. او این بار پرامیدتر از گذشته روی دو دست خود بلند شد و به والیبال نشسته روی آورد. چند بار روی سکوی قهرمانی ایستاد و درست در روز هایی که گمان می کرد امید و روشنی به زندگی اش رسیده است، مشکلات تازه سربرآوردند. مهران در 28 سال گذشته هر چه در توان داشت برای زندگی گذاشت، اما روزگار چندان روی خوشی به او نشان نداد؛ بدعهدی مسئولان و بی توجهی دوستان حالا مهران را به جایی رسانده است که می خواهد کلیه اش را بفروشد و همین چند روز پیش هم برگه اهدای کلیه را پر کرده است. با کِرمی که گوشت بدنم را می خورد، درد دل کردم 27 سال از نام گذاری سوم دسامبر، 12 آذر، به نام معلولان در سازمان ملل متحد و با هدف توجه به مشکلات این گروه از جامعه و آماده سازی زمینه رشد آن ها می گذرد، اما همچنان میلیون ها معلول در ایران و در بسیاری از کشور های دنیا برای ابتدایی ترین نیاز های خود تلاش می کنند. مهران یکی از همین افراد است که سال هاست در آرزوی یک خبر خوش شب و روز را به سختی پشت سرمی گذراند. او تک فرزند خانواده ای است که خیلی زود از هم پاشید و پدر و مادر هر کدام زندگی تازه ای را برای خود برگزیدند. دلتنگی مهران، اما هیچ وقت رهایش نکرد و پس از جدایی پدر و مادر، همواره دلش برای هر دو آن ها تنگ می شد هر چند حالا می داند که زندگی کاری با دلش ندارد: پدرم گاهی اوقات به من سر می زد، اما خودش ازدواج کرده بود و همسرش راضی نبود که من پیش آن ها زندگی کنم و مادرم هم همین شرایط را داشت. دلتنگی من یک چیز بود و واقعیت زندگی چیز دیگر. او، اما همه این روز ها را گذراند تا به پانزده سالگی رسید: 15 سالم بودم که تصادف کردم. صبح زود بیدار شدم که بروم مادرم را ببینم؛ ماشین از پشت به من زد، زمین خوردم و جفت پاهایم شکست، اعزامم کردند به تهران و بیمارستان شفا یحیائیان میدان بهارستان. همان روز سریع من را اعزام کردند. پس از آن روز و با آغاز دشواری های تازه، سختی های گذشته و دلتنگی های کودکی برای مهران تبدیل به روز های خوب زندگی شد: بیمه نبودم، وضع مالی خوبی نداشتم، پدر و مادرم سختی های خودشان را داشتند. سختی زندگی تازه شروع شده بود، ولی همه کمک کردند و به تهران اعزام شدم. گفتند باید پلاتین بگذاریم. برگه رضایت را امضا کرد و پلاتین ها هم به بدن نحیفش اضافه شد، اما درد و دل شوره مهران کم نشد: پلاتین خوب در بدنم جا نگرفته بود. باعث شد که پاهایم بی حرکت بماند و زخم بستر بگیرم. بعد از سه چهار سال فهمیدیم که این درد ها و مشکلات به پلاتین برمی گردد. او پس از عمل، سال های زیادی را روی تخت گذراند، پاهایش سیاه شده بود و نمی توانست قدمی بردارد و همین باعث شد زخم بستر بگیرد: شنیدن این دوران دل می خواهد، آن قدر تلخ و آن قدر سیاه است که هر کسی نمی تواند گوش کند. در همین حد که یک روز به پشت پایم دست زدم و دیدم کرم ها مشغولند. یکی را به دست گرفتم و با هم حرف زدیم. درد دل کردم، بعد هم سرجایش گذاشتم و گفتم بخور این روزی تو است. روز وداع با نیمی از بدن مهران هفت سال را روی تخت گذراند و در همه این سال ها هم مادربزرگش همراه و همدرد او بود: هفت سال آرزو داشتم برف را لمس کنم، باران را لمس کنم و بوی خوش بهار را بچشم، اما همه این تغییرات را فقط از شیشه پنجره می دیدم. سال 92، نوبت به روز دشوار و تصمیمی سرنوشت ساز رسید. مهران انتخاب کرده بود که با پا ها و نیمی از بدنش وداع کند: پاهایم سیاه شده بود و خودم رضایت دادم که قطع شوند. هفت سال روی تخت بودم؛ هفت سال که لحظه لحظه اش سخت و تلخ بود. خانواده می گفتند مهران را بگذارید کهریزک. من همه این ها را می شنیدم و ذره ذره آب می شدم و خجالت می کشیدم که چرا سرنوشت مهران باید این باشد؟ چرا یک اشتباه باید من را به اینجا برساند. اما مادربزرگم لحظه ای تنهایم نگذاشت. مهران تصمیمش را گرفته بود، اما پزشکان نظر دیگری داشتند: می گفتند اگر پاهایت قطع شود خونریزی شدید باعث مرگت می شود، چون زخم بستر هم داری و این خون اگر به بالا و قلب برسد حتما می میری، پزشکان متخصص زیادی به من می گفتند و به همین دلیل این پروسه هفت سال طول کشید و خانواده ام هم راضی نمی شدند. می گفتند همین جوری نفس بکشی هم خوب است، چون معلوم نیست بعد عمل زنده بمانی. جوان بیست ودو ساله آن روز، از هفت سال نفس کشیدن سخت روی یک تخت و زل زدن به سقف خسته شده بود: در نهایت خودم رضایت دادم که پاهایم قطع شود. زمانی که می خواستم بی هوش شوم برای قطع پا، آیت الکرسی را با خود برده بودم اتاق عمل. هیچ کس نبود و فقط من بودم و خدای خودم. فکر می کردم شاید دیگر دنیای من تمام شده باشد، اما زندگی راه و رسم خودش را دارد. باید بدون پا برمی خاستم مهران از آن عمل سخت هم جان سالم به در برد، اما دیگر دو پایش را از دست داده بود. جسم تازه با خود سختی های دشوار هم می آورد و روح انسان را آزار می دهد. افسردگی پس از عمل، مهران را رها نمی کرد، اما او تصمیم گرفته بود بدون پا برخیزد: گفتم این حق من است و باید زندگی کنم، با پا یا بدون پا. باید زندگی کرد. پیش خودم گفتم وقتی خداوند به من فرصت زندگی داده چرا من کوتاه بیایم؟ دوره سخت نقاهت، مبارزه با افسردگی و آشنایی با بدن جدید برای مهران چند ماه طول کشید و او این روز ها را هم پشت سرگذاشت و بار دیگر برای زندگی بلند شد. این بار می خواست با ورزش و والیبال به روز های آینده اش رنگ زندگی بپاشد: تصمیم گرفتم بروم در عرصه ورزش. عمه ام خیلی کمکم کرد. می دانستم باید تلاش کنم. رفتم سراغ والیبال. شرایط من از همه هم بازی هایم بدتر بود، اما می خواستم و انرژی زیادی داشتم. او دوستان تازه ای پیدا کرده بود و با هم شوخی و خنده های خود را داشتند. به نواقص بدن هم گیر می دادند و با هم می خندیدند و روزگار هم به آن ها چراغ سبز نشان داده بود. تمرین دوستانه برای مهران نتیجه داد: تیم خوبی شده بودیم و تمرین مان هم زیاد بود. توانستیم در والیبال نشسته چندین مقام بیاوریم. دو مدال طلا، یک نایب قهرمانی و یک سومی. در مسابقات شهرداری تهران قهرمان شدیم و خیلی خوب پیش می رفتم. تا همین سه ماه پیش و روی دیوار های خانه ای که حالا از بین رفته، مدال ها، لوح تقدیر و تصویری از مهران در کنار محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران، خودنمایی می کرد. حالا انگار سرنوشت آن مدال های افتخار هم شبیه آوارگی مهران است: خانه متعلق به یک خیّر بود. دو سه ماه به من داده بود که تا قبل از تخریب، آنجا زندگی کنم. خیلی لطف داشت، اما او هم زندگی خودش را داشت و برای خانه اش برنامه دیگری ریخته بود. خودم که آواره ام و وسایلم هم شبیه زندگی خودم. سختی های تازه از راه می رسد حضور در جامعه و گذران زندگی با ورزش برای هر معلولی در ایران با مشکلات فراوانی همراه است و پس از سال ها شعار و برنامه هنوز پایتخت ایران برای حدود 10 درصد از ساکنان مناسب نیست. اما برای مهران تهران شهر بهتری بود. او دوستان تازه ای پیدا کرد، چند قهرمانی هم کسب کرد و درست در روز هایی که به تیم ملی فکر می کرد، جسمش بازی تازه ای درآورد: بعد از چند سال عوارض بیماری باعث شد زمین بخورم و دیگر نتوانم ادامه دهم. جایی نداشتم بخوابم و شرایط مالی هم بد بود. دیگر نمی توانستم بروم خانه عمه ام. چند روزی پیش پدرم رفتم، ولی همسر پدرم راحت نبود و مشکلات روحی برگشت. هیچ کس را نداشتم. جوانی تنها حالا مزه زندگی و پیروزی بر مشکلات را چشیده بود. او نمی خواست تسلیم شود. مشکلات تازه او را به نهاد های دولتی و مستقل فراوانی کشاند، اما هیچ کس دست او را نگرفت: به هر نهادی برای کمک رفتم که حقوقی به من بدهند یا مسکن بدهند، ولی هیچ کس کمک نمی کرد. مجلس که رفتم من را راه ندادند. بنری همراه داشتم و روی آن نوشته شده بود: آقای لاریجانی من می خواهم با شما درد دل کنم. به هر جایی که فکر می کردم ممکن است موثر باشد رفتم. ناامیدتر از همیشه برگشتم. بعد ها دوباره به مراکز بهزیستی و همه جا رفتم، ولی هیچ کس کمکی به من نکرد. او حالا باید با دریافتی ماهی 160 هزار تومان از بهزیستی و ماهی 45 هزار و 500 تومان یارانه چرخ زندگی را بچرخاند، اما نمی شود: هزینه داروها، اسپری و کپسول تنگی نفس و چندین مورد دیگر را که برای تنگی تنفس باید استفاده کنم، ندارم. این دارو ها یک طرف، لباسم هم یک طرف. من غرور دارم، می خواهم در این مملکت نان بازوی خودم را بخورم. الان باید منتظر بمانم که آیا همسایه لباس جدید می خرد یا نه که لباس کهنه اش را به من بدهد. آوارگی: امید دادند و ناامیدم کردند مهران زند لشنی حالا تنهاست؛ نه خانه ای، نه حقوقی، نه همراهی. او که چندماهی در خانه یک خیّر زندگی می کرد، جایی برای زندگی ندارد: قبلا در تهران خانه عمه، دختر عمه و ... بودم؛ 10-15 روز یک بار خانه هر کدام از دوستان و آشنایان می روم و حتی هزینه ایاب و ذهاب هم ندارم. بعضی وقت ها هم می روم دورود، خانه عمویم. در همین سال ها مهران یک بار با رسانه ای حرف زد و یک بار هم به برنامه ای تلویزیونی رفت و وعده های فراوانی گرفت: از شبکه سه به من قول دادند، ولی الان حتی جوابم را هم نمی دهند. وقتی به من وعده دادند خیلی خوشحال شدم و یک لحظه دردم فراموش شد. گفتم مشکل خانه ام حل می شود و ورزشم را ادامه می دهم، ولی الان سردرگم هستم که چرا بعضی افراد به راحتی قول می دهند و فراموش می کنند همه این وعده ها و بدقولی ها روی روح و روان جوانی که تنها یک زندگی ساده می خواست، تاثیر گذاشته است و حالا مهران 28ساله ناامید است: وقتی می بینم اطرافیانم آینده خود را رقم می زنند خوشحال می شوم، اما وقتی به خودم نگاه می کنم، غبطه می خورم که مهران دلش پاک بود، برای کسی بدی نمی خواست، چرا به این روز افتاد. روزگار سخت مهران و بدقولی مسئولان، در چند ماه گذشته با مجموعه ای از خبر های بد تکمیل شد: پدرم چند ماه پیش فوت کرد؛ همان پدری که به من پیام می داد مهران، پسرم! فکر می کنی دوست ندارم پیش من باشی؟ پدرم می خواست، ولی شرایط مالی و شرعی اجازه نمی داد که من پیش او باشم. کاش پدرم بود و فقط به من می گفت پسرم، همین. همان پدر را هم از دست دادم. از هیچ چیزی بهره نبردم، نه از راه رفتن، نه از نفس کشیدن و نه از زندگی و ازدواج، اما شاکرم. سرماخوردگی، عفونت، آسم، مشکل ریه، بی پولی و در به دری از جوانی ورزشکار، مهرانی ناامید و خسته ساخته است. او هرچه فکر می کند هیچ راه و روزنه امیدی نمی بیند تا جایی که چند روز پیش تصمیم دشواری گرفت: آن همه قول و وعده ای که به من دادند و هیچ کدام اجرایی نشد، شرایط من را از قبل بدتر کرد. دیگر واقعا به بن بست رسیده ام و هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. نه کاری می توانم بکنم، نه درآمدی از خودم دارم. تصمیم گرفتم کلیه ام را بفروشم، هرچند دکتر ها من را از این کار منع کردند و گفتند ممکن است خطرناک باشد. می گویند شانس موفقیت چند درصد است، ولی چند روز پیش رفتم و فرم اهدای کلیه را پر کردم. تصمیمم را گرفتم و این کار را کردم. درست یا غلط آن را نمی دانم، اما این را خوب می دانم که هیچ کس اطرافم نیست و هیچ کس دستم را نمی گیرد. مهران حالا و پس از این تصمیم سخت، نمی داند چه روز هایی انتظارش را می کشد و حتی نمی داند چند روز دیگر زنده است، اما یک جمله برای مردم دارد: بدانید که آرزو داشتم تنها یک شب سرم را راحت بگذارم و بخوابم. روزگار سپری شده مهران، سرگذشت یکی از چندمیلیون ایرانی معلول است که با وجود تمام تغییرات همچنان بسیاری از حقوق ابتدایی آن ها نادیده گرفته می شود؛ جمعیتی که همین چند ماه پیش، همایون هاشمی نماینده مردم میاندوآب در مجلس تعداد آن ها را حدود 10میلیون اعلام کرد و براساس اطلاعات مستند، بهزیستی ایران تا سال 96، تنها یک میلیون و 415 هزار نفر از آن ها را تحت پوشش قرار داده است. درج شده توسط : ...
8کشور خارجی بازارهای هدف جذب گردشگر خراسان رضوی
: اخیرا نیز هم زمان با کنفرانس ملی اکوتوریسم در مشهد تور سه روزه آشناسازی با خراسان رضوی برای 30 نفز از سفرا و نمایندگان ایران در کشورهای خارجی برگزار شد که در این برنامه جاذبه های شاخص استان از جمله مشهد و نیشابور، بینالود و توس معرفی شد. بیدخوری راه اندازی قطار مشهد – کربلا، برقراری پرواز مشهد – دوشنبه تاجیکستان، پیش بینی پروازهای مشهد به حیدرآباد، هند و آنکارا را از دیگر اقدامات شاخص
حمایت دیرهنگام
نکته باعث شده تا بازار مسکن علاوه بر اهمیت و اولویت دارای جاذبه و کشش زیادی نیز باشد. همین امر باعث شده تا وظیفه تامین مسکن برای اقشار متوسط و ضعیف جامعه به عنوان جزئی از حقوق افراد بر عهده دولت گذاشته شود. از طرف دیگر، به دلیل نیاز غیر قابل اغماض به این کالای راهبردی و همچنین سودآوری مناسب این بازار، زمینه برای ورود سودجویان و کسانی که به قصد اخلال وارد این بازار می شوند، فراهم است . در
استوانه های انقلاب که نباید کنار بکشند و مأیوس شوند
شعارسال: حسین مظفر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که در مجلس نهم با حکم علی لاریجانی معاونت نظارت را در آن دوره بر عهده گرفت، درباره آینده سیاسی لاریجانی معتقد است او از عرصه سیاسی کشور کنار نمی کشد. مظفر با تاکید بر اینکه منتقد چهره هایی است که از عرصه سیاسی کشور می بُرند می گوید: لاریجانی ظرفیت نیروسازی دارد و بر همین اساس می کوشد تا جاذبه عمومی هم ایجاد کند. مشروح این گفتگو را در ادامه
سمپوزیوم ملی مجسمه سازی در کرمانشاه برگزار می شود
بار در شهر کرمانشاه با هدف شناسایی علما و فرهیختگان و یا جاذبه های استان به صورت بومی و شناخته شده، به اجرا درمی آئید. کرمی فرد در توضیح جابجایی برخی از المان های شهری، گفت: المان های اضافی در کمیسیونی تخصصی زیباسازی شناسایی و از سطح معابر جمع آوری و با رنگ آمیزی جدید در مکان دیگری از شهر جانمایی می کنیم. * ورودی های شهر کرمانشاه نیازمند ساماندهی است وی ساماندهی
کتاب های پیشنهادی پاییز 98
. کتاب نظم زمان ، تفکری عمیق تر و البته انتزاعی تر از برخی تحولات مهم فلسفه و فیزیک زمان است. او در این کتاب با استناد به سوالات پروس و آناکسیمندر کارش را آغاز می کند و تا گالیله و داروین پیش می رود. این کتاب درواقع میلی علمی به دانستن و درک جهان است. روولی می گوید: فیزیکدانان از مزخرف گفتن مصون نیستند. اما آن ها عمیق تر از سایر دانشمندان به راز هستی پی می برند. قوانین فیزیک – جاذبه، انرژی
میزبانی جام بین المللی فجر گامی بلند به سوی المپیک است
بوده و پس از 28 سال در گیلان برگزار می شود؛ زیرساخت های لازم برای برگزاری سطح بالای این مسابقات نیاز به اعتبار ویژه استانی و ملی دارد. مدیرکل ورزش و جوانان گیلان با اشاره به اینکه جام فجر در سال 2020 باعث معرفی هر چه بیشتر رشت به مردم اقصی نقاط جهان می شود، گفت: اثرات اقتصادی این مسابقات بر اقتصاد خرد و کلان استان، ارتقای سطح ورزشی ورزشکاران کشورمان، معرفی جاذبه های فرهنگی و اجتماعی گیلان
به شهر مرکبات سفر کنید و طعم طبیعت را بچشید
روبه رو می شوید که بیش از صد اثر تاریخی و فرهنگی دارد که نیمی از آنها در فهرست میراث ملی کشور به ثبت رسیده اند. در هر مسیری گام نهید با جاذبه های خاص آن مسیر روبه رو می شوید. وجود آب بندها، باغ های تاریخی، امامزادگان و برج مقبره هایی که به سلسله مرعشیان و قرن 9 هجری می رسند ازجمله این جاذبه ها هستند. بافت قدیم قائم شهر بسیار زیباست و عرصه ای حدود 60 هکتار دارد و در مرکزیت آن هم میدان
صدای مردم بلند شد/ خروش شاعران انقلابی برای مردم
سرنکشیم به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم کدام آینه بوده ست از شکستن شاد مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد صدایی از نفس راه می رسد بر گوش نوید نصر من الله می رسد بر گوش به هرطرف که نظر می کنم شهیدی هست اگر شهید می آرند پس امیدی هست حجت الاسلام ممد جواد زمانی نیز شاعر دیگری بود که در این مراسم به قرائت شعر پرداخت و پس
راز عکاسی از مکان های دیدنی ایسلند
ایسلند برای گردشگران از سرتاسر دنیا، یک مقصد گردشگری ایده آل و بی نظیر است؛ جاذبه های گردشگری ایسلند بسیار شگفت انگیز هستند اما برای عکاسان ارزشی دو چندان دارد. در این کشور می توانید صد در صد مطمئن باشید که به هر طرف می چرخید و لنز دوربین خود را به هر سمتی می گیرید، عکسی زیبا ثبت می نمایید. اما باید بدانید عناصری مانند زاویه های مختلف، بهترین زمان عکس برداری و تجهیزات مناسب به بهتر شدن عکس های
خود دانشگاه ها باید پژوهش محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند
باید دانشجو شاد باشد! شاد بودن برای هر محیطی چیز خوبی است، امّا چه جوری؟ به چه قیمتی؟ غربی ها چقدر بهره برده اند از این اختلاط دختر و پسر که ما بهره ببریم؟ یک روزی به ما میگفتند که در اروپا -آن روز اروپا را مطرح میکردند- حجاب نیست و زن و مرد با هم قاطی اند، هوس و شوق جنسی هم در آنجا طبعاً کنترل شده است. خب، حالا شما نگاه کنید ببینید همین جور است؟ آیا هوس ها کنترل شده است یا هوس ها تحریک شده است؟ این
رقابتی رنج آور برای همیشه شاد بودن!
کسی که در فرهنگ غربی زندگی می کند، چهار تا 10 برابر بیشتر از فرهنگ شرقی احتمال دارد به افسردگی بالینی یا اضطراب دچار شود. این را براک باستین روانشناس در کتاب سوی دیگر شادی: پذیرش یک رویکرد بی محاباتر به زیستن گفته است.
نیمار: شخصیت واقعی من را نمی شناسید!
از من شناخت دارند. آنچه مردم می بینند چیزی کاملا متفاوت است و در نهایت آن ها شناخت کمی از من دارند. نیمار واقعی فردی بسیار صلح جو و شاد است. او کسی است که از بودن در کنار خانواده و دوستان لذت می برد. من دوست دارم از زندگی لذت برده و طعم تمام لحظات زندگی را در کنار همه بچشم. برای اول بودن فوتبال بازی نمی کنم و از آن لذت می برم. فوتبال باعث می شود احساس خوشبختی کنم و هر بار که در زمین هستم، با تمام
مروری بر موسیقی تهران؛ از تعزیه ی زنان تا روحوضی خوانی
/> درباره تعزیه می توان گفت که در سیر تکوینی خود از صورت بندی متنوعی برخوردار شد که شکلی از آن مربوط به تعزیه زنان بود، زنانی از اندرونی فتحعلی شاه. این گونه تعزیه ها اغلب مجالسی شاد و فرح بخش بودند و قهرمانان شان نیز زنان بودند. مانند تعزیه شهربانو و عروسی دختر قریش. موسیقی در گود نیز یکی از کارکردها و صورت های آیینی موسیقی در ایران است. در این ورزش، جوانمردی و مروت با ریتم و آواز آمیخته شده و
قدم به قدم در روستای زیبای فارسیان +تصاویر
به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان ، روستای فارسیان یا قانچی از توابع شهرستان آزادشهر در استان گلستان، یکی از جاذبه های گردشگری و توریستی این استان محسوب می شود. این روستا که به ماسوله استان گلستان معروف است در 35 کیلومتری جنوب شرقی آزادشهر و در مسیر جاده خوش ییلاق به سمت شاهرود واقع شده است. بیشتر بخوانید: تصاویری از طبیعت زیبای پاییزی در استان گیلان منبع: ایسنا انتهای پیام/ خبرگزاری میزان : انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه های داخلی و خارجی لزوماً به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفاً جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه ای منتشر می شود. ...