تلخ و شیرین های جانباز ضایعه نخاعی/بهترین دوران در منطقه رقم خورد
سایر منابع:
سایر خبرها
حاج خانوم از جبهه نامه داری ...
کرد سیدجواد تقوی که از سن 18 سالگی به صورت سرباز داوطلب در سال 59 وارد جبهه شده و طی 24 ماه، سنگر به سنگر در منطقه جنوب خدمت کرده می گوید: مدتی به عنوان راننده آمبولانس در منطقه آبادان مشغول خدمت بودم. یک شب عراقی ها خمپاره باران مان کردند و در این میان منزل تنها خانواده ای که هنوز در آن منطقه زندگی می کردند مورد اصابت قرار گرفته بود. ما در آن شرایط سخت از بین نیزارها با آمبولانس خود را
زنان جانبازجلوه هایی ازمقاومت وایثار/مشکلات بانوان جانبازدیده شود
برخی از افرادی که در آن راهپیمایی مورد آسیب قرار گرفته بودند بیش از 9 روز در سردخانه باشیم. در طول این 9 روز نزدیک به 3 روز را کاملاً بیهوش بوده و در کناری از این سردخانه رها شده بودم. بعد از پیروزی انقلاب در سال 60 ازدواج کرده و یک سال بعد به همراه همسرم به خطه جنوب رفته و در پشت جبهه ها اقدام به خدمت رسانی به رزمندگان اسلام کردمو در طول سال 61 که در خوزستان حضور داشتیم با ایجاد گروه
پیغام فتح| قسمت آخر فعالیت جانباز پرستار به کرونا ختم شد/ نجات رزمنده ای که اکنون مدیر است
1362 پس از اخذ مدرک سیکل با شرکت در آزمون وارد آموزشگاه بهیاری شدم، یک سال بعد به صورت داوطلبانه به جبهه رفتم و توانستم در 9 عملیات شرکت کنم. تا سال 1365، حدود سه بار از ناحیه بازو و پا زخمی شدم، ولی به عقب برنگشتم، در آن زمان مسوولیتم معاون گردان و فرمانده گروهان بود، وضعیت جسمی ام خیلی بد نبود، در همان جا استراحت کردم و به خدمت ادامه دادم، آچار فرانسه بودم و همه کار می کردم .
اکبرآباد، روستایی که همه مردانش به جبهه رفتند
بودند که در عملیات های مختلف در دوران جنگ تحمیلی حضور فعالی داشتند، اذعان کرد: 4 عملیات والفجر یک، کربلای 4، کربلای 5 را شرکت داشتم و در زمان دفاع مقدس در خط مقدم نیز به وسیله ترکش های خمپاره مجروح شدم. وی با تاکید بر اینکه مردمان این روستا بیشتر به دامداری، کشاورزی و قالیبافی مشغول هستند، عنوان کرد: همه مردان روستای اکبرآباد زمان دفاع مقدس در لبیک به ندای امام (ره) در جبهه حضور داشتند
رئیس دانشکده الهیات دانشگاه قم: نباید به دشمن اجازه تحریف واقعیت ها و حقایق دفاع مقدس را داد
ماه از آغاز جنگ تحمیلی گذشته بود که در منطقه دارخوین که هنوز به شکل منسجم جبهه ها شکل نگرفته بود، توفیق جانبازی پیدا کردم و بر اثر اصابت ترکش ها چنان از دست و پا آسیب دیده بودم که به خیال این که شهید شده ام مرا به سردخانه برده بودند و بعد دوستان فهمیده بودند که هنوز نفس می کشم و لذا به بخش منتقل شدم. حجت الاسلام و المسلمین مؤدب افزود: البته عنایت و لطف الهی بود که به زندگی برگشتم و بعد
روایت خاطرات یک جانباز آزاده ارمنی از دوران دفاع مقدس
و جانباز ایواز خداوردیان ، متولد 1345 هستم و در 18 سالگی عازم جبهه شدم. دوران آموزشی را در شیراز گذراندم و پس از آن به کرمانشاه اعزام شدم. پس از طی دوره آموزش های تکمیلی نیروها را به سرپل ذهاب گسیل دادند. تا اواخر جنگ در گروه شناسایی فعال بودم که ارتش اعلام کرد 4 ماه به دوران خدمت اضافه شده است. یک ماه تا پایانِ خدمت سربازی مانده بود و بر حسب وظیفه دو ماه و 10 روز دیگر خدمت کردم و در روز 28
بازی با جان در میدان غیرت
نایل آمد. این جانباز دوران دفاع مقدس می گوید: به ندای امام(ره) مبنی بر فرض بودن جهاد در برابر رژیم بعث لبیک گفتم و در منطقه مریوان و در جبهه حق علیه باطل وارد کارزار شدم و افتخار می کنم که توانستم در حد توانم نقشی در دفاع از مرزهای کشور داشته باشم. حاج صدیق که پدرش هم پاسدار بود و شهید شد، اضافه کرد: در دوران سختی وارد جنگ شدم، چرا که در کردستان در 2 جبهه جهاد علیه ضدانقلاب و رژیم بعث
بسیاری از رزمنده ها ورزشکار بودند
ماهی را هم در خدمت سپاه باشد. آرزویش خدمت در سپاه بود، اما نمی دانست که سرنوشت داستانی دیگر برایش رقم زده و جنگ، زندگی او را هم مثل خیلی های دیگر تغییر می دهد: بعد از گرفتن دیپلم مدارکم را که دادم برای اعزام به هندوستان گفتند چند ماهی زمان می برد. گفتم این چند ماه را به سپاه می روم که جنگ شد. گفتم جنگ چند هفته، یک ماهی طول می کشد و می روم پی درس خواندن، اما چند ماه شد هشت سال! داستان زندگی حشمت
ناگفته هایی از جانباز حمید بیات / 16 بار مُردم و زنده شدم...
ماه زیر نظر دکتر طباطبایی متخصص مغز و اعصاب و دکتر جلیل غلامی متخصص چشم بودم امکانات کم بود اما وقتی خداوند اراده کند، خودش نگهت می دارد. چند ماه بعد از مجروحیتم در تویسرکان بودم، حال یک ماهی را داشتم که از آب گرفتنش، سنگر برای من دریا بود و من هم آن ماهی تشنه برگشت به دریا. قبل از اعزام به جبهه و ماه محرم بود در جمع مردم روستای کارخانه سخنرانی کردم با این مضمون که اگر جلوی دشمن را
پارتی در جبهه برای این بود که بیشتر زحمت بکشی تا دینت را به کشورت و ملت ادا کنی / جایی که مَنیت نباشد ...
مسجد محمدی و پایگاه بسیج مرکزی اندیمشک نیز به جبهه و مناطق عملیاتی به عنوان یک نیروی مردمی اعزام شدم. برنا: از اولین عملیاتی که شرکت کردید، بگید. فرهنگ زاده: اولین عملیات که در آن شرکت داشتم، "فتح المبین" در منطقه دهلاویه بود که بعد از استراحت بیست روز در پادگان کرخه و شرکت در عملیات رمضان، به اسارت دشمنان اسلام و انقلاب درآمدم. برنا: از نحوه حضور شما در عملیات
سردار شاکرمی: خدمت به خانواده های شهدا و جانبازان، کاری ارزشمند و عبادت است.
به گزارش خبرگزاری بسیج، سردار "جمال شاکرمی" فرمانده سپاه امیرالمومنین(ع)استان و معاون هماهنگ کننده سپاه و مسئولین شهرستان آبدانان، به مناسبت چهلمین سالگرد دفاع مقدس با خانواده شهید علی عصمت ، خانواده جانباز 70درصد حسین محمدی، خانواده ایثارگر پیرانی وخانواده پیشکسوت جبهه و جنگ برادران شیخی، دیدار داشتند. سردار شاکرمی در این دیدارها اظهار داشت: هر چه در راه تکریم خانواده های معظم شهدا و
حضور اقلیت ها در جنگ، نشانه آرمانخواهی عمومی آن دوران است
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ محسن امانی از رزمندگان دوران جنگ و جانباز جنگ تحمیلی است؛ او در مرحله دوم عملیات کربلای 5 به تاریخ 23 دی ماه سال 65 در ساعت 2:30 صبح در دو نوبت با فاصله کمی از هم جانباز شده است. در حالی که گروه نظامی شان در حال حرکت بوده، خمپاره ای می رسد و او و چند تن از دوستانش را مجروح می کند. امانی با این انفجار از ناحیه زانوی پای چپ آسیب می بیند و بعد از آن، با همان
جانباز افغانستانی: افتخار می کنم که جانباز جنگ ایرانم
آخر اسفند ماه سال 62 بود، من در تپه ا ی مستقر بودم که کاملا پشت خط مقدم را زیر پوشش داشت. لشکر 5 نصر هم تازه در پشت خط مستقر شده بودند و ضد هوایی هم نداشتند. ناگهان دیدم که چند فروند هواپیمای عراقی آمدند و درست در جایی که لشکر 5 نصر مستقر شده بود، سه بار در آن منطقه دور زدند. بعد بی آن که بمبی بریزند دور شدند و بمب شان را در کوه ها انداختند. چون من از آن بالا نگاه می کردم و وضعیت لشکر را هم می
عکسی از مادر یک شهید که جهانی شد/ سال های سخت انتظار مادر برای بازگشت فرزند
آیات الهی بود و حتی برای دیگر همرزمان و دوستانش غم می خورد و نگران آنها بود. مادر شهید: راضی به رفتنش نبودم اما به طریق رضایتم را جلب کرد مادر شهید درخصوص اعزام فرزندش به منطقه می گوید: من از همان سال های ابتدای جنگ در بیمارستان بهرامی تهران مشغول خدمت بودم و آنجا رزمندگان بسیاری که در جبهه زخمی شده بودند را از نزدیک دیدم و از آنها پرستاری می کردم. حتی خودم با دست خودم 124 شهید
ولایت مداری را از دفاع مقدس آموختم
پرویز اسکندری زاده، از جانبازان و ایثارگران دوران دفاع مقدس تمرین اطاعت از فرماندهی را یکی از درس های بزرگ حضور در جبهه عنوان می کند. پرویز اسکندری زاده، از جانبازان شاغل در امور اداری بسیج شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران در گفت و گو با روابط عمومی شرکت به حضور خود در عملیات های مختلف دفاع مقدس از جمله کربلای یک و والفجر 8 اشاره می کند و می گوید: در طول سال های 60، 61 و 65 در جبهه
میزگرد| روایتی از محبوبیت و تواضع شهید مهدی باکری / فرمانده ای که پوتین رزمندگان را هم واکس می زد + فیلم
لحظه آن دوران وقت بگذاری و بگویی، دوران دفاع مقدس را می توان دفاع از کیان و انقلاب و سرنگونی استکبار جهانی دانست که همه مردم در صحنه حضور داشتند، تعدادی به جبهه ها شتافتند و عده ای هم پشتیبانی کردند. زمان اعزام سپاهیان حضرت رسول اکرم(ص) بود؛ در سال 65 مسئولین و فرمانده جبهه اعلام نیاز کردند و تبلیغات در این باره آغاز شد، علی رغم انجام تبلیغات مسئولین آماده شدند تا به یادماندنی ترین اعزام
جوانان امروز همان جوانان انقلاب و جنگ تحمیلی هستند/ مسئولین برای حفظ نظام و رفع مشکلات مردم تلاش کنند
/> جانباز هشت سال دفاع مقدس گفت:دشمن همه شهر را مین گذاری کرده بود که بعد از استقرار نیرو ها در مقر خود یک شب سردار شادمانی ساعت دوازده شب به مقر ما آمدند و از من خواست که محوری که بعدها شهید مظاهری نام گذاری شد برویم هیچ شناختی از منطقه نداشتم و فقط سردار شادمانی به بنده گفت که از همه طرف دشمن ما را زیر نظر دارد و باید تا صبح از محل محافظت کنیم و نگذاریم که دشمن حمله کند. وی ادامه: پس از
روحانیون رزمنده دیار مینودری(3): بالا رفتن از دیوار برای اعزام به جبهه
، احد، حنین، خیبر و موته و سایر غزوات بروزرسانی شده و 14 قرن بعد همه اتفاقاتی که در زمان رسول الله اتفاق افتاده بود، در دوران جنگ تحمیلی تکرار شد. معنویات مهمترین شاخصه هشت سال دفاع مقدس بود واقعیات را نمی شود نادیده گرفت طلبه و استادی که امروز برای کم یا زیاد شدن شهریه و حقوق چانه می زند، آن روز حقوق پرداختی بسیجی را نمی گرفت و ماه ها در جبهه بود بدون حق الزحمه و بر می گشت، ببین تفاوت ره از کجاست
مرور خاطرات جنگ به روایت شهدای زنده خوزستان
خوزستان که از 16 سالگی به جبهه رفته است با صدایی لرزان که ناشی از ضعف بدنی خاص جانبازان است گفت:23 سال افتخار جانبازی دارم. وی که دو بار در جبهه حضور داشته است با بیان اینکه بار نخست در 16 سالگی و سپس در خدمت سربازی عازم جبهه شدم افزود: به صورت پدافند در منطقه عملیاتی روی دکل دیدبانی بودم که پایین دکل منفجر شد و از بالا سقوط کردم، موقع سقوط دود و خاک تمام فضا را گرفته بود؛ از قرارگاه
لزوم بازگشت مسئولان و مردم به ویژگی های دوران دفاع مقدس
مهدی عمرانی ، جانباز 35 درصد جنگ هشت سال دفاع مقدس در گفت وگو با خبرنگار سرویس اجتماعی شبکه خبری تهران نیوز اظهار کرد: بنده به صورت داوطلبانه از جهاد به جبهه اعزام و در یک عملیات پدافندی در جزیره مجنون جانباز شدم. وی با اشاره به عوامل پیروزی در دوران دفاع مقدس گفت: اتحاد مردم در دوران دفاع مقدس خیلی بهتر و بیشتر بوده است؛ گذشت و ایثارگری در آن زمان به اوج خود رسیده بود و در آن زمان
جانبازی که هنوز در جبهه می جنگد+عکس
بوده و یا چشم، دست و دیگر اعضای بدنشان را از دست داده و بر روی تخت آرمیده اند، آزادی و پیشرفت امروز را مدیون ایثارگری های جوانانی هستیم که در دوران انقلاب و بعد از آن از تمام هستی زندگی شان گذشتند و رفتند تا ایران همواره سربلند و سرافراز باشد. جانباز 70 درصدی که در جبهه فرهنگی قلم می زند رمضانعلی کاوسی نویسنده و جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس و مؤلف 5 عنوان کتاب در این حوزه
مسئولین باید فرهنگ ایثار، شهادت و از خود گذشتی را به نسل امروز منتقل کنند
الرضا اسماعیلی نیز یکی از رزمندگانی است که از این امر مستثنی نبوده و در حالی که 17 سال بیشتر سن نداشت عازم جبهه می شود. حاج آقا خود را معرفی بفرمایید؟ موسی الرضا اسماعیلی جانباز نخاعی جنگ تحمیلی ایران و عراق و افتخار می کنم به ذره کوچکی از این اقیانوس وجودم را در خدمت انقلاب اسلامی قرار دادم، متولد روستای بیهود شهرستان قائن در خراسان جنوبی هستم بعد از گرفتن سیکل در سال 59 به
نقش بی بدیل مدارس و دانشگاه در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت
بعد یعنی در سال 61 مجروح شدم. ابتدا در پادگان بسیج نخریسی آموزش های اولیه دیدم بعد از اعزام به جبهه به غرب اعزام شدم و بعد منطقفه کردستان که در آنجا با شهید کاوه و شهید چراغی آشنا شدم و در ادامه به عضویت سپاه درآمدم که بعد از عضویت آموزش نظامی و مربی گری نظامی را دیدم و مدتی نیروهای بسیجی را برای جبهه آموزش می دادم و در ادامه من در یک دوره امدادگر و بعد بیسیم چی شدم و در دوران عضویت سپاه با
جانباز قهرمان پارالمپیک ها: تداوم امید را در ورزش یافتم
مختار نور افشان که متولد 1346 در بندر گناوه است، شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: در حالی که 13 سال داشتم برای دفاع از خاک میهن راهی جبهه های جنگ شدم و در سال 61 در عملیات محرم در جنوب کشور و در منطقه کوشک و دشت عباس از قسمت نخاع مجروح و جانباز 70 در صد شدم. وی ضمن گرامیداشت هفته دفاع مقدس اضافه کرد : از خود گذشتگی رزمندگان اسلام در تاریخ ثبت شد و حتی حقوقی هم که می گرفتیم به
گفت وگوی متفاوت تسنیم با تنها بانوی جانباز گناباد/ به گذشته بازگردم محکم تر از میهنم دفاع می کنم
نشانه هایی از سختی هایی که دیده نمایان است اما باز هم خود را سرزنده نگه داشته، روی مبل که می نشیند عذرخواهی می کند که به دلیل عارضه ای که دارد نمی تواند در جای دیگری بنشیند، آری این فرد کسی نیست جز خانم فاطمه بینایی تنها جانباز خانم شهرستان گناباد؛ احوال پرسی های معمول را که می کنیم در دل شوق زیادی برای شنیدن حرف های این مادر دارم، از مردم راجع به او زیاد شنیده بودم اما صحبت کردنش حس آرامش عجیبی
جانبازی با دردهایی ناگفته و نادیده
اسدالله موسیوند، یکی از رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس است که سابقه 22 ماه حضور در مناطق عملیاتی را داشته و در منطقه عملیاتی میمک مورد تک شیمیایی دشمن قرار گرفته است، در گفت وگو با ایسنا اظهار کرد: برای دفاع از شرافت و انسانیت در جبهه ها حاضر شدم و هیچ گاه به دنبال دریافت سهمیه جانبازی و تعیین درصد مجروحیت نبوده و در تمام این سال ها برای درمان دردهای جسمی خود با هزینه شخصی اقدام کرده ام.
شجاعت، استقامت و توکل رزمندگان باعث پیروزی ما در جنگ شد
بهمن ماه 61 در عملیات والفجر مقدماتی حضور داشتیم که در این منطقه و مناطق دیگر خیلی خاطرات شیرینی از شهدا و رزمندگان داریم. چه شد که با سن کم به جبهه اعزام شدید؟ مدرسه و تحصیل را چه کردید؟ درسال 61، اولین باری که به جبهه اعزام شدم پانزده سال بیشتر نداشتم و ابتدا به مرکز بسیج عشایر دزفول با چندتا از دوستان مراجعه کردیم وقتی که رفتیم هنگام ثبت نام، مسؤول اعزام به من گفت شما سن کمی
شجاعت، استقامت و توکل رزمندگان باعث پیروزی ما در جنگ شد
کنید علی بخش بهمنی متولد 1346 ساکن شهرستان شوش هستم. چندبار و در چه تاریخی به جبهه اعزام شدید؟ در سال 61 سه نوبت به جبهه اعزام شدم جبهه کوشک منطقه عملیاتی رمضان، جبهه شرحانی منطقه عملیاتی محرم و جبهه فکه منطقه عملیات والفجر مقدماتی، در سن 15 سالگی به جبهه اعزام شدم و خداوند توفیق فرمود تا در این منطقه اعزام شویم و ما در بین رزمندگان و قهرمانی کشور باشیم. 21 بهمن ماه 61