سایر منابع:
سایر خبرها
زلاتان: تصمیم به خداحافظی گرفته بودم
. کلا چالش ها را دوست دارم. حضور اولم در میلان با اکنون متفاوت است. اکنون بسیاری از مردم می گفتند بازگشت به میلان و موفقیت در تیم در این سن محال است اما چیزهای محال را دوست دارم. ستاره سوئدی ادامه داد: وقتی می خواستم قراردادم را با میلان تمدید کنم به خودم گفتم 6 ماه خوب را با روسونری داشتی و الان زمان خداحافظی است. به پیولی گفتم می خواهم خداحافظی کنم و در کنار خانواده ام در سوئد بمانم. روز بعد پیولی با من تماس گرفت و درخواست کرد تا به تیم برگردم. بعد از آن با رایولا مدیر برنامه ام تماس گرفتم و گفتم موضوع تمدید قرارداد را تمام کن تا در این فصل بمانم. ...
الهه رضایی، مجری سابق تلویزیون از زندگی، بچه ها، ازدواج ، رانندگی و روزگار کرونایی گفت
شناختی به هیچ زبانی هم نمی تونی متقاعدش کنی؛ بنابراین بهتره رابطه رو ببُری. شده با گیاه یا حیوون درددل کنین؟ درددل کمتر ولی ابراز علاقه و محبت به گلدون هام و حیوون هایی که دوسشون دارم زیاد. حرف هایی دارین که دیگران درک نکنن؟ بله بله. شایدهم درک کردن و خودشون رو به اون راه زدن؟ ولی یه جور با زبون بی زبونی گفتن بی خیال شو. بودین حالا نیستین؟ خیلی جمع پسند
62 سال کار عاشقانه مرد 84 ساله
/> وقتی خدمت سربازی ام تمام شد، به مدت یک ماه در کارخانه قند و شکر مشغول به کار شدم اما کار در آنجا به دلم نمی نشست. از طرفی از فعالیت های هلال احمر خبر داشتم و می دانستم کارهایی که انجام می دهند، عام المنفعه است. خدماتش بیشتر به محرومان و نیازمندان اختصاص دارد. به همین دلیل همه عزم خودم را جزم کردم تا من هم در این مسیر گام بردارم. همراه پدرم نزد حاج آقا میرشهیدی، رئیس جمعیت هلال احمر آن دوران، رفتم و
رتبه 1200 علوم تجربی: از رتبه 13 هزار در آزمون آزمایشی به 1200 رسیدم
شرکت کردید؟ پشت کنکوری بودم اولین کنکورم سال 98 بود که رتبه ام حدود 13000 بود که با تلاش و جدیتی که امسال داشتم موفق شدم حدود 1200 کسب کنم. از کی مطالعه برای کنکور را شروع کردید؟ از سال 96،زمانی که سال یازدهم بودم. -در طول روز چند ساعت مطالعه می کردید؟ میانگین 10 ساعت چه میزان از شبکه های اجتماعی و اینترنت استفاده می کردید؟ در
دلایل پذیرفتن پیشنهاد سرمربیگری تیم فوتبال چوکا از زبان علی لطیفی
تماس گرفت و قرار مذاکره گذاشت. در این مذاکره اولین موردی که از مالکان باشگاه خواستم، شارژ مالی بازیکنان بود. چون بازیکنان دو سه ماه بود هیچ دریافتی نداشتند. بعد از آنکه مطمئن شدم مالکان باشگاه تعهد خود درباره پرداختی به بازیکنان را محقق کردند قراردادم را به صورت رسمی منعقد کرده و برای هدایت تیم راهی اهواز شدم. سرمربی جدید تیم چوکا خاطرنشان ساخت: با افتخار هدایت تیم چوکا را پذیرفتم چون این
بچه های سی اف ، شیشه های عطر من هستند/ وقتی امام رضا(ع) برای امیرعلی پیغام فرستاد
جیره بندی کنند که تا سر ماه بعد برسد. در فواصلی هم که دارویی برای مصرف کردن وجود ندارد، فرزندشان درد می کشد. یکی از مادران می گفت: وقتی پسرم کرئون به اندازه کافی مصرف نمی کند، دل دردهای شدید می گیرد. آن یکی می گفت: هر کاری می کنم، این سهمیه جواب نمی دهد. بچه من 15 روز قرص کرئون دارد، 15 روز ندارد و مدام درد می کشد. ببینید، من که هیچ نسبتی با بیماران CF ندارم و از دور در جریان این مشکلات هستم، دلم
گرانی و نبود حمایت، مشکل اصلی کارآفرینان/ وقتی تفکر بسیجی محدودیت ها را به فرصت تولید تبدیل می کند
در من ایجاد کردند. * نقش بسیج در زندگی کاری و شخصی شما به چه میزان بوده است؟ تا الان بسیج مثل خانواده دوم من بوده است. هروقت در هر مرحله ای از زندگی احتیاج به راه حل و کمکی داشتم توانستم روی بسیج حساب باز کنم و تا جایی که راه داشته کمکم کردند. * چطور وارد بازار تولید و پخش کیک و شیرینی شدید؟ بعد از ازدواج برای همسرم کیک درست می کردم تا سر کار ببرد، از
چهلمین سالگرد پرواز سیمرغ | احمدگفت: شرط شهادت اخلاص است
دست روی کمر خود گذاشت و به احمد گفت: پسرم با این حرف کمر مرا شکستی . احمد خیلی شوخ طبع بود و به پدر گفت: پدر من که الآن کنار شما هستم . وقتی احمد احساس کرد پدرش ناراحت شده گفت پدر من با شما شوخی کردم. ولی بعد از گذشت چند روز به جبهه ایلام بازگشت. *چگونه از شهادت احمد باخبر شدید؟ حدود سه روز قبل از شهادت احمد، من و همسرم برای زیارت مرقد حضرت معصومه (س) به شهر قم رفته بودیم. در
کابوس شبکه شاد/اقدام به موقع کمیته امداد مانع ترک تحصیل دانش آموزسوادکوهی شد
نشدم از آن زمان تاکنون کار می کنم ولی کارم فصلی بوده و ثابت نیست در حال حاضر هم در شرکت کلوچه کاوه مشغول به کار هستم، حال و روز برادرم را که دیدم وقتی از ترک تحصیل سخن گفت با خودم گفتم باید کاری کنم . خواهر امیرحسین ادامه داد: برادرم از ابتدای شیوع کرونا به دلیل نداشتن گوشی صبر می کرد تا من به خانه برسم از گوشی من استفاده کند در حالیکه کلاس های شبکه شاد زمان مشخص دارد به همین علت رضایت
بالاخره سکوت علی دایی شکست
سرمربیگری تیم ملی صحبت کردیم. شاید ایشان الان بیایند و منکر شوند. ولی ما با ایشان صحبت کردیم و قرار بود تا دو روز بعد این خبر و توافق را علنی کنیم. ولی یک روز به اعلام توافق مان مانده بود که من در زیرنویس اخبار دیدم نوشته است "مارک ویلموتس" سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد. من هم به ایشان تبریک گفتم. متاسفانه انتخاب های نادرستی که تا الان انجام شده از همه لحاظ چه مالی و چه فوتبالی خیلی به ما صدمه زده است
10 سلبریتی مشهوری که ابتلای خود به ویروس اچ آی وی و بیماری ایدز را علنی کردند
نفر اصلی گروه موسیقی راک Queen، رکوری به ندرت در مورد زندگی شخصی و سلامتش صحبت می کرد. اما در سال 1991 او بیانیه ای منتشر کرد که در آن افشا شده بود به ایدز مبتلاست. فردی مرکوری در این بیانیه چنین گفته بود: بعد از حدس و گمان های بسیار در رسانه ها، می خواهم تایید کنم که تست اچ آی وی من مثبت بوده و به ایدز مبتلا هستم. از نظر خودم درست می دانستم که این موضوع را شخصی نگه دارم تا از حریم خصوصی کسانی که در
دایی: یحیی همان کارهای برانکو را کرد اما با پول خیلی کمتر
ما با ایشان صحبت کردیم و قرار بود تا دو روز بعد این خبر و توافق را علنی کنیم. ولی یک روز به اعلام توافق مان مانده بود که من در زیرنویس اخبار دیدم نوشته است "مارک ویلموتس" سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد. من هم به ایشان تبریک گفتم. متاسفانه انتخاب های نادرستی که تا الان انجام شده از همه لحاظ چه مالی و چه فوتبالی خیلی به ما صدمه زده است. آنها می توانند بگویند که به من چنین پیشنهادی ندادند ولی من هیچ
پاکبانی که عشق سینماست و رتبه اول کتابخوانی خراسان رضوی را دارد/ اگر مسئول بودم شاهنامه خوانی را اجباری ...
، اما چیزی نشدم و دنبال قبولی دو درس دیگرم برای دیپلم گرفتن نرفتم و به سربازی رفتم. محمدرضا آقایی می افزاید: هر روز از ساعت 4 صبح تا 12 ظهر به شغل پاکبانی مشغول است و چهره شهر را زیبا می کند، البته با فعالیت فرهنگی خود و علاقه اش به کتاب و کتابخوانی زیباکننده چهره فرهنگ شهر و استان هم در این سال ها بوده است . اکثرا کتاب های تاریخی می خوانم و به فیلم های تاریخی علاقه مندم
انحلال تیم ملی فوتبال ساحلی آلمان با تصمیم فدراسیون فوتبال این کشور/بی توجهی مسئولان فدراسیون آلمان ...
زمان کوتاه به عنوان مدیر با تیم آلمان کار کردم ولی در حال حاضر مسئولیت سختی در تیم لوکزامبورگ دارم و برنامه ریزی های خوب و طولانی مدتی برای آن تیم انجام داده ام و البته همیشه در کنار تیم ملی آلمان هستم و هر کمک و بحث کارشناسی باشد انجام میدهم. وی در پاسخ به خبرنگار برنا درخصوص راهکار منحل نشدن تیم ملی ساحلی آلمان گفت : اگر مسئله هزینه ها باشد می شود این هزینه ها را کاهش داد، تعداد ارد
این شیوه کنکور فقط در کشور ما و کوبا وجود دارد!
/> - دومین پسر چطور؟ دومین پسرم سیدعباس اقتصاد خوانده و الان دوره دکترای اقتصاد را طی می کند. او هم بچه متدینی است؛ دو فرزند دارند. - هر دو فرزند ازدواج کردند؟ بله، دو فرزند پسر اولم دارد که یک فرزند او روز میلاد پیامبر متولد شده است و یک فرزند دیگر او میلاد امام رضا بدنیا آمده است. پسر دومم هم پسر اولش سید علی و پسر دومش سید حسین است که یک ماهی می شود دنیا آمده است.
ما فرزندان امید هستیم
سراشیبی یاس و افسردگی حاصل از روزهای جانکاه کرونایی، در امان بمانیم. من فقط 14 سال داشتم که پدرم را در سال 1330 از دست دادم. بانو بهار با این جمله خاطراتش از همنشینی با پدر در تابستان های ییلاقی نیاوران را آغاز می کند و می گوید: دردها و رنج های سخت پدر را ندیدم. گویی که فرزند دوران آرامش بهار هستم. بانو بهار شیرین و شمرده صحبت می کند و در ادامه از آخرین قصیده پدر که یادآور پایان
ازدواج مجازی زیر سقف پوشالی
: بنده با شاکیه قبلا در ارتباط بودم و بعد از اینکه متوجه شدم قصد ازدواج با شخص دیگری را دارد نتوانستم تحمل کنم و بدلیل اینکه در مدتی که با وی تعامل داشتم از او عکس های زیادی داشتم تصمیم گرفتم با ایجاد یک اکانت در شبکه اجتماعی و بارگذاری عکس های شاکیه انتقام خود را از وی بگیرم. پس از تکمیل پرونده و درج اعترافات متهم، پرونده به همراه شاکی و متهم جهت سیر مراحل قانونی به دادسرای مربوطه ارسال شد.
دایی: یحیی همان کارهای برانکو را کرد اما با پول خیلی کمتر
من در این فوتبال نیست منظورتان از کلمه این آدم ها دقیقا چه کسانی بود؟ بله. همان هایی که یک سهم و سود بزرگی را در نبود من از فوتبال می برند. اولین بار است که این حرف را می زنم. قبل از اینکه آقای "ویلموتس" به تیم ملی بیاید و سرمربی شود ما با آقای تاج در مورد سرمربیگری تیم ملی صحبت کردیم. شاید ایشان الان بیایند و منکر شوند. ولی ما با ایشان صحبت کردیم و قرار بود تا دو روز بعد این خبر و
موسوی: ایتالیا بزرگترین لیگ والیبال جهان را دارد
بخوانید سید عضو تیم قهرمان آسیا است او ادامه داد: چند سال پیش نیز این فرصت را داشتم، اما من آن زمان جوان بودم و تصمیم گرفتم در ایران بمانم. الان وقت مناسبی برای حضور در لیگ والیبال ایتالیا بود. من بعد از چند هفته تعطیلی، توانستم تمرینات بدنسازی را شروع کنم و انتظار دارم که در عرض چند هفته به شرایط ایده آل خود برسم. تیم پیاچنزا، پتانسیل بالایی دارد و بقیه مسائل بستگی به ما دارد که چگونه تلاش کنیم و در زمین برنده شویم. انتهای پیام/
مهدی قائدی: توپ طلای آسیا را می خواهم
تفاوت دارم و از همین رو سعی کرده ام همواره به تصمیمات داوران احترام بگذارم و نظرات را به کارشناسان این مسئله واگذار کنم. *درباره زندگی و آینده فوتبالی ات با چه کسانی مشورت می کنی؟ قایدی: من در زندگی یک سری چهارچوب های مشخصی دارم و بیشتر با همسرم و دوستان نزدیکم مشورت می کنم. در طی این دو سال گذشته این افراد خیلی به من کمک کردند، مخصوصاً همسرم که واقعاً بعد از ازدواج روند
گفت و گو با علی دایی | از مسی و رونالدو تا سارقان گردنبند | قبل از ویلموتس با من توافق شده بود
به خاطر کرونا آن روز ماسک زده بودم. گویا در اعترافاتی که از سارق گرفتند او گفته: من را به همین دلیل نشناخته است. زمانی که سوار موتور شده و دیده که مردم داد می زنند تازه متوجه شده که من علی دایی هستم. البته وقتی یک نفر از مواد مخدر توهم زایی مثل شیشه استفاده می کند نمی توان توقع بیشتر از این را هم داشت. آن سارق دو بار می خواست با قمه به شکمم بزند که خداراشکر به موقع عقب عقب رفتم. از یک طرف نگران
دلنوشته عاشقانه الهام چرخنده برای همسرش در مشهد غوغا به پاکرد + عکس
..! بی آنکه چیزی بگویی ، میگویم :هیچی ! لبخندت شبیه معلمی میشود که آگاه از سر درون است !! انگار میدانی که نگران مشق های خط خورده و آب خورده و نصف و نیمه ام هستم .. دستم را با تسبیح همیشگی تربتت ، میگیری.. خانومم؛ تو اینجایی ، چون حضرت خواستن . برگی از درخت نمی افته ، بی اذن حضرت یار ... لذا، عزت و ذلت فقط مخصوص پرودگار هست .. صبر و استقامتت شما رو
وقتی با معلولیت هم می شود به آرزو های دوران کودکی رسید/ این بار کوهنوردی دختر 37 ساله با چاشنی معلولیت
ادامه داد: استخوان های من شکنندگی داشت و پزشکان معتقد بودند از یک سنی به بعد این شکنندگی ها کمتر می شود و به همین دلیل تا 10 سالگی نتوانستم به مدرسه بروم. قبل از آن با ضربه های کوچک و مختصر دست، پا، انگشتان، استخوان های دنده هایم و ... می شکست. از کودکی درد زیادی را تحمل کردم و همیشه در تمام اعضای بدنم درد داشتم. اگر کسی بلد نبود مرا به درستی بغل کند و فشار کوچکی به دست، پا و سایر استخوان های بدنم
روایت هایی تکان دهنده از زبان سه مبتلا به ایدز
ما هم زن و شوهریم، یه شب که شوهرم یه ذره سر حال بود، مث همه زن و شوهرا رفتیم رختخواب. چند وقت بعد، فهمیدیم مبتلا شده. منم آزمایش دادم، دیدم بله. کار از کار گذشته. اونقدر به هم ریخته بودم که اصلا نمیدونستم کجا هستم و چیکار باید بکنم. یه مدت همینجوری گذشت، تا اینکه یه روز دیگه طاقت نیاوردم و به خواهرم همه چی رو گفتم. اونم بالاخره خواهر بود، دلش میسوخت. همه رو برد گذاشت کف دست مامانم. مامانم هم به
من را با معلولیتم باور کنید
و منتظر نباشند که سالی یک بار در روز معلول، مسوولان از آنها یاد کنند. وی آرزو دارد روزی برسد که دیگر اشتغال، ازدواج و مناسب سازی معابر در زمره مشکلات معلولان مطرح نشود و جامعه با قبول توانمندی های معلولان زمینه حضور آنها را در فعالیت های اجتماعی فراهم کند. نسرین کاری در پایان گفت: خودم را یک دختر معلول موفق می دانم و هنور نشده کاری شروع کرده و تا آخر راه نرفته باشم، پس انتظار دارم جامعه من را با معلولیتم باور کند.
می گفت باز هم جنگ شود، می روم تا خدمتگزار رزمنده ها باشم/ گفت و گو با فرزند جانباز 75 درصدی که به آرزویش ...
خواستم از خونه بیرون بروم، می گفت من هم باهات میام. تو برو کارت را انجام بده. من هم بیرون منتظرت می مانم. گاهی می شد از 7صبح تا 2 بعد از ظهر کارم طول می کشید و پدر مهربانم بدون هیچ اعتراض و خستگی ای فقط منتظرم می ماند و وقتی می شنید که کارهایم انجام شده است، خدا را شکر می کرد. می گفت باز هم جنگ شود، می روم تا خدمتگزار رزمنده ها باشم یاد آوری روز های گذشته و جنگ برای پدر سخت بود و
کارگردانی معلولیت محدودیت نیست در صحنه زندگی / معلولان مطالبه گر باشند
خوب و درخشش در عرصه هنر موسیقی را مدیون تشویق و حمایت پدر و مادرم هستم که نقطه قوتی بودند و کمکم کردند تا تمام انرژی خودم را صرف موسیقی کنم و از موقعیت جسمی که دچارش شده بودم کاملاً دور شوم و کار و تلاش کنم. بنده در مدارس عادی درس خواندم و به یاد دارم در برهه ای از دوران مدرسه دوست نداشتم معلولیتم را باور کنم و روی ویلچر بنشینم لذا پدر هر روز مرا به مدرسه می برد و باز می گرداند، اما خیلی
کمبود داروهای مهم بیماران کلیوی؛ رنج مضاعف
روز و شبشان است. افزایش داروها آن هم برای بیماران خاص ما را بر آن داشت تا دمی پای صحبتهای بیماران کلیوی کرمانشاهی و خانواده آنها بنشینیم . بعد از شش ماه که در صف پیوند کلیه قرار داشتم، بالاخره پنج ماه پیش پیوند انجام شد. این ها بخشی از صحبت های محمد علی 24 ساله از کنگاور است. آب دهانش را قورت می دهد و می گوید: شرمنده روی پدر و مادرم هستم. آن ها برای این پیوند و برگشتن سلامتی
سورچه بلای جدید کرونا برای معتادان کارتن خواب
پلک به هم نزدم، بعدشم دم صبح بدون خدافظی زدم بیرون و دیگه ام برنگشتم. معصومه مکث چند ثانیه ای می کند و به سیگار گوشه ی لبش چند یک می زند و بعد می گوید: بعد اون ماجرا چند بار امدن دنبالم ولی من خودمو قایم کردم و به همه سپردم ردشون کنن تا برن، می دونی چرا؟ چون نخواستم با حضورم بلاتکلیفشون کنم و زندگیشونو تلخ کنم، اما بعد اون روز چند بار قصد خودکشی کردم، الانم که میکشم تا بمیرم، چون واقعا