سردار سلیمانی به حضور در تشییع پیکر پدر شهیدان میرحسینی پافشاری داشت
سایر منابع:
سایر خبرها
شهیدی که حاج قاسم را جای خود به مراسم عقد فرزندش فرستاد
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم عقد عنوان خاطره ای است از سردار حسین کاجی که در کتاب مالک زمان درباره شهید حاج قاسم سلیمانی مطرح شده است. در این خاطره می خوانید: دلشوره همه وجودم را گرفته بود، نمی دانستم باید خوش حال باشم با ناراحت، آرام باشم یا مضطرب. با هر حالی که بود رسیدیم به دختر خانم، زنگ را زدیم و وارد خانه شدیم. خواستگار معمولاً کمی خجالتی و کم
روایت سخت ترین بدرقه "باباحسین"/ پروانه ای که دور حاج قاسم می چرخید
همیشگی اشاره می کند اما در نهایت معتقد است حاج قاسم، بابا حسینش را برادر می دانست و همیشه می گفت: حسین مثل پروانه دور من می چرخد. ، آخرین خداحافظی ها با پدر به نقل از نفیسه پورجعفری در ادامه می آید: آخرین خداحافظی بابا 10 دی 1398 نیم ساعت قبل از نماز صبح بود که بیدار شدم، دیدم بابا جای همیشگی نمازش ایستاده است و مثل همیشه نماز شب می خواند، پشت سرش نشستم و غرق تماشای نمازخواندنش
قاتل نوعروس اردبیلی در آستانه اعدام
دادگاه با بررسی مستندات پرونده از جمله گزارش پزشکی قانونی و اعترافات صریح متهم در مراحل بازپرسی و بازسازی صحنه قتل؛بعد از مشورت متهم را بنا به درخواست پدر و مادر مقتول به عنوان اولیای دم به قصاص محکوم کردند. حکم صادر شده به دیوانعالی کشور ارجاع شده است و رسیدگی به پرونده در روال قانونی قرار دارد. زندگی مشترک پری ناز دو ماه دوام داشت برادر پری ناز بعد از روایت ماجرای قتل
تراژدی شاهرخ و سمیه
شده و گاهی به دیدن او می رود. اجازه دادم که گاهی سمیه به خانه ما بیاید و در حضور ما با هم حرف بزنند. تا اینکه پسرم اصرار کرد که می خواهد با سمیه ازدواج کند. وقتی اصرار او را دیدم به پدر سمیه زنگ زدم و دخترش را خواستگاری کردم اما او تهدیدم کرد که در دادسرا شکایت می کند. پدر سمیه: پدر شاهرخ به من زنگ زد و سمیه را خواستگاری کرد. من خواستم موضوع را بررسی کنم. استخاره کردم، بد آمد. به او گفتم که
فعالیت های علمی و فرهنگی امام کاظم (علیه السلام)
به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از راسخون؛ خط مشی عملی و مبارزاتی امام (علیه السلام) بر اساس سنجش اوضاع و شرایط حاکم بر جامعه ی اسلامی آن روز استوار بود و از آنجا که شرایط همان شرایط دوران آخر زندگی امام صادق (علیه السلام) بود شکل مبارزه ی امام هفتم (علیه السلام) نیز ادامه ی همان راه و روشی بود که پدر بزرگوارش در رویارویی با اوضاع سیاسی و جبهه گیری مخالفان اتخاذ کرده بود . پیگیری نهضت
دلنوشته فاطمه مغنیه برای شهید سردار سلیمانی
روزنامه الاخبار لبنان در مطلبی با عنوان از فاطمه عماد مغنیه به قاسم سلیمانی : مردی خارج از این زمانه دلنوشته ای از فاطمه مغنیه، دختر شهید عماد مغنیه، فرمانده ارشد حزب الله لبنان منتشر کرد. فاطمه مغنیه خطاب به حاج قاسم نوشته است: دخترت زینب چند ماه پس از شهادت شما از من پرسید که کدام جدایی و فراق برای شما سخت تر بود؟ من کمی گیج شدم که بگویم جدایی پدرم عماد یا برادرم جهاد یا دایی مصطفی
عاقبت بخیری در بلاد کفر!
مراسم عروسی بگیرم و از آنها شرمنده می شوم. من هم موافق این نظر او بودم، اما این بار هم پدرم و خانواده مخالفت کردند و گفتند باید یک مراسم حتی کوچک، برگزار شود. بعد از صرف ناهار، علی که دوست داشت روزهای اول زندگی را در مشهد آغاز کنیم و به زیارت علی بن موسی الرضا (ع) برویم، با اتوبوس راهی مشهد شدیم. بعد از چند روز برگشتیم و در منزل مادرشوهرم ساکن شدیم. *درگیری با منافقین در جنگل
چرا شهید حسین پورجعفری مخزن الاسرار حاج قاسم بود؟+ فیلم
چهار فرزند ما یادگار زمان جنگ هستند. سال 1362 خدا محمدحسین را به ما داد.تا سه ماهگی محمدحسین پیشمان ماند و بعد به جبهه رفت. سال 1363 محمدعلی 10 روزه بود که بابا به خانه برگشت. فقط توانست یک هفته پیش ما بماند. سال 1365 دختر دار شدیم. روز تولد نعیمه رسید، نعیمه که 10 روزه شد، باز به جبهه برگشت. آن سال ها یک مدتی هم اهواز زندگی کردیم. بعد از اینکه پدر بزرگ بچه ها در سال 1362 فوت کرد، حاج
شهیدی که مخزن الاسرار حاج قاسم سلیمانی بود /زندگی نامه شهید حسین پورجعفری، از جنگ تحمیلی تا همراهی سردار ...
شهادت رسیدند. مراسم تشییع و تدفین این شهید بزرگوار نیز همراه با آئین تشییع پیکر شهید حاج قاسم سلیمانی در کرمان برگزار شد. همرزمان سردار شهید حسین پورجعفری از او به عنوان مخزن اسرار لشکر 41 ثارالله و محرم ترین فرد به سردار سلیمانی یاد می کنند تا جایی که تلفن های خاص و قرار ملاقات و برنامه های ویژه ایشان را نیز شهید پورجعفری هماهنگ می کرد. مجید حسن زاده، مسئول دفتر فرماندهی لشکر
مردم از حاج قاسم سلیمانی می گویند/ بخش پایانی
... گذشت تا به روز تشییع رسیدیم، هرجور بود خودمون رو به مراسم رسوندیم ولی اون قدر جمعیت زیاد بود که توفیق نشد سردار رو ببینم، دلم بد جور گرفته بود که زنگ زدم به دوستم گفتم آدرس خونه سردار کجاست؟ آدرس رو گرفتم و با دل شکسته راهی خونه ایشون شدم اما با در بسته روبرو شدم و ما رو راه ندادن. هنوز حسرت دیدار سردار تو دلم هست و تا نرم کرمان و نبینمش آروم نمی شم. کاش سردار بود و ما این همه بحران
حاج قاسم نمی خواست خانواده ما داغ دیگری ببیند!
من به همراه چهار نفر از بچه های محله مان برای یک سال مفقودالاثر بودیم. حتی برای مان سالگرد شهادت هم گرفته بودند. اما اسارت هرچه بود به خدا نزدیک بودیم و خداوند را بسیار سپاسگزارم که این سعادت را به من عنایت کرد. مادرم بعد از آزادی به من گفت این قدر که فراق شما مرا اذیت کرد، شهادت دو برادرت مرا آزار نداد. بعد از آزادی اولین کسی که برای عرض تبریک به دیدار من و خانواده ام آمد حاج قاسم بود.
35 هزار دانش آموز بیننده آیین سالگرد شهادت سپهبد سلیمانی بودند
احمد اسکندری نسب روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا با بیان اینکه آیین سالگرد شهادت سردار سلیمانی و آیین نواختن زنگ مقاومت در گلزار شهدای کرمان به صورت زنده و از شبکه شاد پخش شد افزود: برخی از مدیران و دانش آموزان نیز با حضور در گلزار شهدای کرمان با رعایت پروتکل های بهداشتی در این مراسم شرکت کردند. وی همچنین از شرکت بیش از 20 هزار فرهنگی و دانش آموز سراسر کشور در جشنواره فرهنگی
سردار وحیدی: سلیمانی و فخری زاده سال ها آماده شهادت بودند
آخر عمر و حالا که موقع رفتن است در دام شیطان می لغزد؛ آن هم به بدترین و اسفناک ترین شکلش؛ مثال این حرف آقای امجد است. به گزارش خبرگزاری بسیج پرس ، سردار احمدی وحیدی رئیس دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی صبح یکشنبه در مراسم تقدیر از برترین های پژوهش این دانشگاه با اشاره به درگذشت آیت الله مصباح یزدی اظهار کرد: امروز روز به خاک سپاری یک عالم، زاهد، مجاهد و متفکر است که
مرگ مشکوک مرد سالخورده در خانه موروثی
سرویس حوادث جوان آنلاین: ساعت 12 روز شنبه 13 دی قاضی مصطفی واحدی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران با تماس تلفنی مأموران کلانتری 151 یافت آباد از مرگ مشکوک مرده سالخورده در یکی از بیمارستان ها باخبر و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل شد. بررسی های مأموران در بیمارستان نشان داد مرد فوت شده که 66 سال سن دارد چند روز قبل در حالی که حالش بد بوده برای درمان به بیمارستان
ما اما تمام نشدیم...
تشییع پیکر پاک پدرت بیش از هر زمان دیگری لمس کردم و آرزویش کردم، برای همیشه تاریخ ملتم. حاشا و کلّا که بعد از این شور حسینی(ع)، به خانه بازگردیم و فراموشش کنیم. آن وقت است که دل آدم از فشار غم منفجر خواهد شد. ای صلابت باشکوه فرزند سردار بودن غلیان کرده در رگ هایت! چه زیبا و مسلط در مراسم پدر بزرگوارت سخنرانی کردی و ما را به اعجاز استواری ات کشاندی. انتقام از ناحقی از کجا باید رقم بخورد
نمونه هایی از مدارا در زندگی شهید سلیمانی
است، به مدت 10 روز مراسم ویژه ای را برگزار کردیم و استقبال مردم نیز خوب بود. هرچند برنامه ها با فاصله گذاری و با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار شد اما به دلیل تجمع زیاد مردم، تقاضا داریم اگر امکان دارد سفر خود را به شهر کرمان و زیارت مزار شهید قاسم سلیمانی به روزهای بعد موکول کنید.
خاطرات روزهایی که سلیمانی عضوی از خانواده میرحسینی بود/ التماس دعای سردار دل ها از مادر حاج قاسم برای ...
عنوان کرد: یادم است در سفری که پدر و مادرم به تهران داشتند به اصرار والدین دفتر سردار سلیمانی زنگ زدم گفت ماموریت است و تا هفته آینده بر نمی گردد، گفتم هر موقع تشریف آورد بگویدد والدین سرداران شهید میرحسینی تهران هستند و مشتاق دیدار شما. وی ادامه داد: روز بعد وقتی برای نماز بیدار شدم تلفن همراه بنده زنگ خورد، سردار سلیمانی پشت خط ذوق زده و خوشحال شده بود که قابل وصف نیست، از من سوال
حکایت طبابت دکتر مظفری
. چنان که جدمان از بزرگان شیعه بوده و اکنون بارگاه دارد و محل نیایش شیعیان بسیاری است. پدرم در نجف در محضر امام خمینی (ره) تحصیل می کرد. برادر بزرگم هم در نجف به دنیا آمد و اکنون یکی از روحانیون گیلان است. اولین خاطرات سیدکاظم با صدای گریه پدر و مادرش بر مصیبت ائمه گره خورد خاطرم هست بعضی شب ها با صدای گریه های مادر و مناجات پدرم بیدار می شدم. هر دو نماز شبشان ترک نمی شد، من هم با اینکه سن و سالی
مردم از حاج قاسم سلیمانی می گویند/ بخش دوم
دو ساعت فقط نشسته بودم و باورم نمی شد و بعد از حدود نیم ساعت ناخوداگاه اشکم سرایز شد. پدر و مادرم تا سه روز پای تلویزیون گریه میکردن و دوستانم با ناباوری و غصه بی حد و اندازه درباره شهادت ایشون صحبت می کردن. همون روز بعد از نماز جمعه راهپیمایی اعتراضی بود که شرکت کردیم و بعد هم با دوستانم رفتیم تهران برای مراسم تشییع؛ ساعت 4 صبح رسیدیم و اولین چیزی که نظرم رو جلب کرد موکب های کنار خیابون
روایت آدم های معمولی از داغ مشترک
فرصتی شد تا پای روایت مردم از حس مشترک آن روز بنشینم و گلچینی از آن ها را ثبت کنم: فاطمه از اهالی رسانه: باورم نمی شد، دنبال تکذیب خبرش بودیم با داداشم. بعد از چند ساعت دیدیم هیچ تکذیبیه ای در کار نیست و خبر صحت دارد. راستش دیگر حسی در وجودم نبود که بروم سرکار.... محدثه از فعالان فضای مجازی: بعد از فوت پدر و مادرم دیگر فکر نمی کردم چیزی وجود داشته باشد که تا این حد ناراحتم
یک روح بودند در دو بدن
یا به اصطلاح پارتی بازی نبود. برخی از دوستانم عضو سپاه کرمان بودند و آنها نیز علاقه داشتند به سوریه اعزام شوند. با روحیه پدرم آشنا نبودند و به من می گفتند که به او بگویم تا برای اعزام آنها کاری انجام دهد. به آنها می گفتم که اواگر اهل این حرف ها بود ابتدا برای من که پسرش بودم این کار را می کرد. بروید و دنبال فردی دیگر باشید. چگونه با فقدان پدر کنار آمده اید؟ یکسالی از شهادت
مهدی طارمی را بیشتر بشناسید+تصاویر
علی دایی است. پدرم علیشاه طارمی یک بازیکن دفاع وسط بود که هم دوره هایش از بای های خوب او تمجید می کنند، بدون شک فوتبالیست بودن پدرم در اینکه وارد فوتبال بشوم بی تاثیر نبود در آن سال ها که هم سن و سالهای من سوار بر لنح و به صیادی می رفتند من در هوای گرم بوشهر در زمین های خاکی فوتبال تمرین می کردم ! فوتبال اش را از شش سالگی زیر نظر پدر در مدرسه فوتبال صدا و سیما شروع
پدرم نام مرا روی کتابم ننوشت
ثبت کنم یک چیزی گم کرده دارم تو روز دایم به اتفاقات فکر میکنم که مبادا یادم بره بنویسمشون از دوران کودکی، از کسب و کارهای بلال فروشی و آلاسکا فروشی و گردو فروشی سر کوچه هامون، از دوران نوجوانی و تحصیل و شاگرد شدن سه ماهه تعطیلات در مغازه آشناها و بعد هم هیات و قرآن یاد گرفتن ها و اساتید و کمی بعد نان آور شدنم بعد از فوت پدر و هم دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی با شروع به اعلامیه پخش کردن تا خونه
حاج قاسم برگه اعزام پسرم را امضا کرد
هزینه و سرمایه گذاری های استکبار جهانی را نقش برآب کرد و آنها نیز نتوانستند حضور سردار امنیت را در منطقه تحمل کنند برای همین او را ناجوانمردانه به شهادت رساندند. مالک اشتر زمان سید مجتبی امام پناه، برادر شهید عبدالصمد امام پناه نیز طبق فرمایش مقام معظم رهبری سردار شهید سلیمانی را مالک اشتر زمان نام برد و گفت: شهید سلیمانی الحق که در خط مقدم ولایت پذیری بوده و همانطور که مقام معظم
حاج قاسم در دیدارهایش از خانواده شهدا چه می خواست؟
دعا کن، یادت نرود. من هم گفتم: چَشم! شما هم هر وقت به حرم حضرت زینب(س) و حرم حضرت رقیه(س) می روید، دخترتان را یادتان نرود. برای من خیلی دعا کنید. حاج قاسم گفت: چشم. سردار سلیمانی وقتی به خانه شهید مجتبی یداللهی منفرد می رود تا با خانواده او دیدار کند، باز همان درخواست همیشگی را مطرح می کند. پدر شهید می گوید: سردار از من خواستند دعا کنم عاقبت شان به شهادت ختم شود. گفتم دعا می کنم شما در
حاج قاسم گفت وحید بیاید!
شدند و مراسم سینه زنی و دعا برپا می شد، بچه های هیئت خیلی زود به نتیجه رسیدند که اسم هیئت را عشاق الزهرا بگذارند... از همین روزها زندگی وحید با هیئت عجین شد یادم هست بعضی وقت ها پدرم به شوخی به وحید می گفت: بابا جان الان که مناسبتی نیست، این هیئت های شما کجا هستند که همیشه مراسم دارن! بعدها پاتوق وحید هیئت موج الحسین و بیت الشهدای شهر ری شد. آنجا هم دوستان زیادی پیدا کرد. تعدادی از دوستانش را ما
روایت شنبه بدون سردار/ اشک های کودکان در فراق قهرمان + تازه ترین ها
عجیب بود که بچه ها انقدر به حاج قاسم ارادت دارند؛ ارادتی که از صمیم قلبشان بود. روز شنبه که روز بعد از شهادت حاج قاسم بود، چند تا از مادران حلوا پخته بودند یا خرما تهیه کرده بودند که به مدرسه آوردند و بین بچه ها پخش کردیم. آن روز اصلا مگر می شد درس داد؛ زنگ های مدرسه، درسمان، درس سردار بود و برای دانش آموزان از رشادت ها و دلاوری های سردار سلیمانی می گفتیم. بخشی از بچه ها درباره