جمعه ۲۹ خردادساعت ۱۳:۱۱Jun 2026 19
جستجوی پیشرفته
خبرگزاری فارس ۱۳۹۹/۱۱/۱۸ - ۰۹:۲۴

فجر 42| من خودروی امام را به رگبار بستم!

پدرم گفت: آنجا می توانی نماز بخوانی؟ گفتم:بله. گفت: می توانی روزه بگیری؟ گفتم:بله. نفس راحتی کشید و گفت: اما دلم هنوز ناآرام است. باید استخاره کنم. اگر بد آمد،باید قید ارتش و گارد جاویدان را بزنی. پدر قرآن را بوسید و باز کرد. تا چشمش به آیات افتاد،با تعجب گفت: چقدر خوب آمد!دلم آرام گرفت. بابا جان دیگر غمی ندارم. هر جا می خواهی برو،حتی در دل رژیم سلطنتی. حالا دیگر خدا گفته برو آنجا... 14سال گذشت تا راز خوب آمدن آن استخاره معلوم شد. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)