این مرد و پسرش جشن عروسی را در ورامین به خون کشیدند
سایر منابع:
سایر خبرها
گم شدن کفش در عروسی با قتل پایان یافت
دیه کردند. مادر قربانی گفت: پسرم آن شب به جشن عروسی رفته بود اما کفش هایش سرقت شد و به همین خاطر با دو متهم درگیر شده بود و آنها بی رحمانه با آجر و چوب به سر پسرم زدند و گریختند. حالا هم پس از 6 سال از این ماجرا پلیس هنوز ردی از شهرام به دست نیاورده است. اگرچه داغ پسرم را هنوز در دل دارم اما حاضرم با دریافت دیه از خون پسرم گذشت کنم. من می دانم ضارب پسرم شهرام بوده و نمی خواهم پدر و مادر
پسر جوان منکر قتل دوستش شد
ای به گردن میلاد می زند و متواری می شود. انکار قتل در ادامه تحقیقات، قاتل 21 ساله که هنوز آثار خون مقتول روی لباس هایش بود، منکر جنایت شد و گفت: 9 سالم که بود به همراه خانواده ام به آلمان رفتم. سال ها در آنجا زندگی کردم اما به خاطر سرقت از آلمان اخراج شده و 6 ماه قبل راهی ایران شدم. او ادامه داد: مقتول همشهری و دوستم بود و هیچ اختلافی با هم نداشتیم. من مرتکب جنایت نشده ام و کسی را نکشته ام.در حالی متهم جوان منکر جنایت بود که دوربین های مداربسته، اظهارات دوست مقتول و خون روی لباس پسر جوان از ارتکاب قتل به دست او خبر می دهند. ...
قتل وحشتناک زنی به دست هوویش/ درخواست رئیس قوه قضائیه برای محکومیت قاتل به دیه و زندان
برادرش دستگیر شد. اقرار به قتل هوو متهم بعد از دستگیری تحت بازجویی قرار گرفت و در همان اظهارات اولیه به جرمش اقرار کرد. او در توضیح گفت: من و بابک شش سال قبل با هم ازدواج کردیم و صاحب یک فرزند پسر شدیم. مدتی قبل فهمیدم او دوباره ازدواج کرده است. از این موضوع ناراحت شدم، اما به روی خودم نیاوردم و سعی کردم خودم را قانع کنم که باید به زندگی ادامه دهم. به هر سختی بود زندگی آرامی را
اینستاگرام فارسی؛ اعتراض بازیگران به قحطی سِرُم
خیلی اهل انتشار عکست در فضای مجازی نیستی، این عکس رو انتخاب کردم رامین راستاد با انتشار این استوری، تولد بهرام ابراهیمی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون را تبریک گفت. بهرام ابراهیمی از بازیگران قدیمی است که در فیلم های سینمایی مثل هزارپا و مارمولک و فیلم می خواهم زنده بمانم در شبکه نمایش خانگی ایفای نقش کرده است. افسوس هفته... همانطور که در این چند روز در اخبار
گم شدن کفش در عروسی با قتل پایان یافت
/> درگیری دو کارگر نوجوان بر سر شیفت کاری منجر به قتل یکی از آن ها شد. بیشتر بخوانید دستگیری قاتل فراری با شلیک گلوله! عامل جنایت خانوادگی در یک عده کشی مرگبار، پس از 2 سال زندگی مخفیانه با شلیک پلیس دستگیر شد. بیشتر بخوانید گم شدن کفش در عروسی با قتل پایان یافت رسیدگی به پرونده قتل جوانی که به خاطر گم شدن کفش هایش در یک جشن عروسی با یک پدر و پسر درگیر و کشته
پرویز شاپور؛ کاریکلماتورهای ماندگار/ فریاد زندگی در سکوت گورستان ته نشین می شود
پناهی نسبت ندهید. دکتر شریعتی و پرفسور سمیعی و کورش کبیر که جای خود دارند! نام پرویز شاپور البته سه سال پیش و 19 سال پس از مرگ او هم دوباره در رسانه ها مطرح شد و آن به خاطر مرگ فرزند او فروغ – کامیار- بود که روایت پدر دربارۀ فروغ را بر آن همه شهرت و محبوبیت مادر ترجیح داد. او 66 سال در این جهان زیست و تنها کسانی می دانستند او پسر فروغ است که می دانستند پدرش روزگاری همسر فروغ
پنج روایت هولناک از آزارجنسی پنج دختربچه
کند. هیچ کس در خانه ما حرف زن عمو را باور نکرد، پدرم راه می رفت و به او بد و بیراه می گفت و معتقد بود به برادرش تهمت زده اند. من حتی آن موقع هم جرأت نکردم به پدر و مادرم بگویم او بار ها در کودکی من را آزار داد. شاید اگر می گفتم هم فایده ای نداشت و کسی حرف من را هم باور نمی کرد. بهناز سال ها این رنج را با خود به دوش کشید و زمانی که ماجرای طلاق عمو و همسرش جدی شد، یک شب تصمیم گرفت که سکوتش
از دفاع مدبرانه در مقابل صدامیان تا تدبیر برای وحدت در افغانستان
خیلی بی تابی می کردند و دائم چشم به راهش بودند. چند سال بعد، پسر حاجی! در دانشگاه تربیت معلم قبول شد و مدتی به عنوان یک معلم خوب به شهرستان برگشت؛ و آن دو دختر هم زیر نظر حاجی و با کمک او ازدواج کردند. بعد از شهادت حاجی، یک روز یکی از اقوام آمد خانه ما و گفت: چند روز پیش رفته بودم سر مزار شهید ناصری صحنه عجیبی دیدم. پرسیدم: چه صحنه ای؟! گفت: یک مرد و دو تا زن جوان اومده
اعتراف پدر سنگدل به قتل 3 کودک خود
اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی بر اساس سرنخ ها و برخی مدارک ادعایی به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد مرد شیشه ای یک پسر معلول و دختر و پسر دوقلویش را چند سال قبل به طور پنهانی کشته است و اکنون هیچکس از فرزندان گم شده او اطلاعی ندارد. کارآگاهان با دریافت این خبر وحشتناک، مراتب را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد گزارش کردند. قاضی محمود عارفی راد که به اطلاعات مذکور، حساس شده بود، بی درنگ
جریمه خودرو شرط ورود به شهر!
خاطر اشک های پسرم به مشهد آمده ام و مراقب هستم تا کرونا نگیرم. به او می گویم اگر خدایی ناکرده پدر و مادر همین کودک کرونا بگیرند و جان خود را از دست بدهند، چه کسی باید پاسخ اشک های او را بدهد که آن ها موضوع را قبول می کنند ولی در ادامه بازهم با جریمه راه به شهر فوق بحرانی مشهد پیدا می کنند. مردم هم نگران از ورود مسافر به مشهد در حاشیه ای با تعدادی از شهروندان صحبت می کنیم و پس از
اتحادیه ی لال های تهران در 63 سال پیش
نشود، پرونده تشکیل نمی شود. حالا افسرنگهبان کلانتری با مشکل عجیبی روبه رو شده بود، دو نفر به قصد کشت یکدیگر را زده بودند ولی در برابر پرسش های ضابط دادگستری که از نام و مشخصات شان می پرسید مطلقا دم برنمی آوردند. افسرنگهبان طبق معمول مسلسل وار می پرسید: اسم؟ ، اسم پدر؟ ، محل تولد؟ ، محل سکونت؟ ولی در پاسخ تمام این پرسش ها طرفین دعوا با قیافه های خون آلود زُل زُل به او نگاه می کردند و هیچ
افرادی که به دست خودشان جراحی شدند!
با چاقویی شروع به بریدن شکمش کرد، بعد از یک ساعت او به رحمش رسید و نوزاد پسرش را سالم خارج کرد. بند ناف را هم با چاقویی برید و از حال رفت. وقتی به هوش آمد، پارچه ای دور شکم خون آلودش پیچید و از پسر شش ساله اش خواست که کمک بیاورد. چند ساعت بعد، او به بیمارستان منتقل شد، در آنجا عمل شد تا آسیبی که به روده اش در طی سزارین شخصی اش انجام داده، ترمیم شود. سرانجام او از بیمارستان مرخص شد و
پسر 16 ساله چطور دوستش را با چاقو کشت
و ظاهرا همسایه ها صدای درگیری مان را شنیده بودند چون زمانی که همکارم خون آلود روی زمین افتاد ترسیدم و درحالی که لباس هایم خونی بود از ساختمان بیرون رفتم اما همسایه ها دنبالم کردند و مانع از فرارم شدند. وی ادامه داد: من ناخواسته و بی آنکه قصد قبلی داشته باشم دستانم به خون همکارم آلوده شد. مشکلم این بود که نتوانستم خشمم را کنترل کنم و حالا به شدت پشیمانم و عذاب وجدان دارم. پرونده متهم به قتل 16ساله پس از انجام تحقیقات اولیه با توجه به اینکه سن وی کمتر از 18سال است با صدور عدم صلاحیت به دادسرای اطفال فرستاده شد تا در آنجا مورد رسیدگی قرار بگیرد. ...
پیکر مهدی 16 روز زیر آفتاب سوریه بود
آمایش کارت ها شروع شده بود، باباش رفته بود تهران به خاطر کارتش که باطل نشود، آنجا بهش گفته بود. پدر شهید: آنجا رفتیم کارت ها را تمدید کنیم. از رزمنده ها کارت کارگری نمی گیرند. باید می رفتم جنت آباد تهران. آنجا که رفتم، بنده خدا گفت بابایش خبر را نمی داند! بی هوا گفت پسرم شهید شده! **: یعنی آنها خبر داشتند؟ پدر شهید: نمی دانم. داخل اتاق هفت بودیم. برگه ای را آورد و
جشنواره تابستانی شبکه ها در هفته هشتم تابستان
سائو است ولی هیچ مدرکی در دست ندارند، سائو قتل های زیادی کرده که هیچ کدام ثابت نشده و اکنون به جرم دیگری در زندان است، پلیس امنیت تصمیم می گیرد که ویلیام لوک را برای پیدا کردن مدرکی به زندانی که سائو در آن است بفرستد. ویلیام متوجه می شود که سائو و وانگ، پلیس فاسد سابق دو گروه خلافکار را شکل داده اند که با یکدیگر رقابت دارند. لوک متوجه می شود که سائو فرزند یوآن است، مردی که سال هاست در چین زندگی می
شهادت در خطه شهیدباران
. گفتم اشکالی ندارد اینها به خاطر ما می روند. گفت فکرهایت را بکن. گفتم یا من با ایشان ازدواج می کنم یا اصلا ازدواج نمی کنم! در هر صورت ما عقد کردیم و یک ماه بعد ازدواج کردیم. همان شب ازدواجمان آمدند دنبالش و رفت و 25 روز بعد برای مرخصی برگشت. آرزوی موفقیت بدون امتیاز جانبازی پدر برای تشویقم از 8 سالگی من را به گروه فرهنگی مذهبی پایگاه مقاومت ثارالله معرفی کرد؛ چنانچه تا حال حاضر در
جشنواره تابستانی شبکه ها در هفته هشتم تابستان
کره شمالی را اسیر می کند و با تانکی که در اختیار دارد سعی در فرار به جبهه خودی دارد که گم می شوند و ماجرا های خنده داری را پشت سر می گذارند. نهایتا آن دو با داستان زندگی هم آشنا شده و با هم دوست می شوند. در ادامه وقتی که راه جبهه خودی را پیدا می کنند زیر بمباران قرار گرفته سرباز کره شمالی کشته می شود و ... فیلم سینمایی قتل در سن ملو به کارگردانی لیونل بای لیو ، دوشنبه 18 مرداد ساعت 15
سوتی مجری سرشناس و زنش روی آنتن زنده صدا و سیما ! +فیلم جنجالی
پیشنهاد دوستان رادیویی پدر وارد اجرای رادیو و سپس تلویزیون شد. صدای او تداعی کننده صدای پدرش شهریار کرمی است . نیما کرمی با زینب زارع ازدواج کرده است و صاحب یک دختر بنام نیل هستند. نیل اولین فرزند نیما کرمی و همسرش زینب زارع است که در شب یلدای سال 92 متولد شد. این زوج در 18 مرداد 1397 صاحب یک پسر به نام محمدکیامهر کرمی شدند. حدود سال 1385 با
عمل زیبایی همسر بابک جهانبخش لو رفت + عکس
آلمانی در مدرسه موسیقی آزاد شهر بوخوم آلمان آغاز نمود و بعد از تحصیلات پدرش و بازگشت به ایران، علاقه خود را به موسیقی بیشتر دید و به صورت جدی تر موسیقی شرقی را دنبال کرد. اولین کسی که او را به خواننده شدن تشویق کرد مرحوم مجتبی میرزاده آهنگساز قدیمی بود. او دوره های آموزشی جدید را طی کرد و در سال 76 و در سن 14 سالگی، مجوز رسمی خود را از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که در آن زمان با تایید محمدعلی
فاطمه مسکینی:هیچ وقت حس نکردم که اگر مرد بودم می توانستم بیشتر پیشرفت کنم/ همسرم همیشه حامی و یاور من ...
ندای گیلان -نوشین میربلوک: در بحبوحه روزمرگی و فراز و نشیب های زندگی و زمانی که ناامیدی و بی انگیزگی بر انسان مستولی می شود، دیدن پشتکار و تلاش خستگی ناپذیر افرادی که به رغم همه سختی ها و مشکلات سد های بزرگ جلوی روی خود را کنار زده اند و بر قله موفقیت ایستاده اند، حالتان را خوب می کند! حالا اگر این فرد موفق یک زن باشد که سختی های دوچندان را تحمل کرده تا بهترین خودش باشد موضوع کمی متفاوت تر است. زنان موفق در جامعه ما کم نیستند که با وجود نگاه های ب
از رسانه تا سینما در پرانتز باز / قصه های جالب خبرنگاران با هنرمندان از رادیو نمایش شنیده شد
در محوطه باغ فردوس درباره موضوع برنامه با بهروز بهزادی، پژمان جمشیدی و چهرزاد بهار به گفت وگو نشستند. در ابتدا کارشناسان برنامه ضمن گرامی داشت روز خبرنگار از خبرنگاران از دست رفته در دو سال اخیر یاد کردند و آرزوی روز هایی سربلند را برای خبرنگاران داشتند. ارتباط رسانه و سینما علیرضا بهرامی شاعر و روزنامه نگار، با نام بردن از مجلات تخصصی فیلم در گذشته از جمله مجله فیلم
روایت فارس من از مردمان بدون شناسنامه؛ دختر سیستانی: آنقدر دفترچه بیمه همسایه را قرض گرفتم که خجالت می ...
رد، آن هم در روزهایی که سقف گرانی و تورم از شانه های مردم بالا رفته و امانشان نمی دهد! ما در یکی از روستاهای شهرستان نیمروز از توابع زابل زندگی می کنیم، پدران ما دارای پرونده هستند، به این معنا که پدرشان دارای شناسنامه بوده و از همین طریق دنبال شناسنامه و مدارک هویتی رفته و حتی خون گیری هم صورت گرفته است اما دیگر هیچ خبری نیست و 5 سال از آن اقدام می گذرد و هنوز ما را این طرف و آن طرف می ک
دخترانِ سوخته ی درودزن، حالا بزرگ شده اند
رحیمی درودزن استان فارس به علت ناایمن بودن چراغ نفتی علاءالدین کلاس درس دچار حریق شد. چراغ علاالدینی که به گفته دانش آموزان پایه هایش کوتاه و بلند بود و حتی مخزن نفت در نداشت و با کیسه پلاستی روی آن را پوشانده بودند. طی این حادثه شش دختر و دو پسر در آتش سوختند و آسیب های جدی دیدند. اکنون 14 سال از این حادثه می گذرد و دانش آموزان مدرسه شهید رحیمی 20 ساله و دانشجو شده اند. آن
تلویزیون آخر هفته چه فیلم هایی پخش می کند؟
با بازی آلیجاح آدامز، مایک آدامز و باکاری الکساندر خواهیم دید: دیلان مربی بستکبال است و تیم وریورز را دارد همسرش لورا نیز باردار است. تایوان یکی از بچه های تیم مشکلات زیادی دارد و مادرش هم اعتیاد دارد و مایک یکی از بچه ها که خانواده ثروتمندی دارد مدام با وی درگیر می شود که دیلان مانع می شود و به آن ها یادآوری می کند که باید با هم دعوا نکنند و کار را تیمی جلو ببرند. مایک به خاطر پدرش همیشه می خواهد
روایت چند جنایت ناشی از افسردگی پس از زایمان
کمک کرد. ساعتی بعد مرد جوان و کودک یک ساله از مرگ نجات یافتند اما رومینا جانش را از دست داد. رسیدگی به این پرونده تا سال گذشته ادامه داشت تا این که آخرین جلسه دادگاه برگزار شد. براساس رای پزشکی قانونی ضربه ها روی بدن پدر و کودک مشخص بود اما خانواده رومینا ادعا کردند دامادشان این بلا را سر او آورده است. ناصر در جلسه دادگاه دفاع از خود گفت: همسرم بعد از تولد پسرمان دچار افسردگی
وقتی جنبش می تو یا من هم باعث نوشتن کتاب می شود
شعارسال : گفت وگوی نیکول کارلیس با، اما براون، سالن — روز مکافات برای مردان قدرتمند جهان فرارسیده است. همچون سالیان گذشته، هفته به هفته بر شمار مردان پرنفوذی که با اتهام علنی آزار و تعرض جنسی روبه رو می شوند افزوده می شود. علی رغم اینکه این مردان تفاوت های زیادی با هم دارند، دورۀ مهمی از زندگی، نقطۀ پیوندی بین آن ها می سازد: همۀ آن ها روزی بچه بوده اند. بله، گویی دشوار است که این حرف را با صدای بلند به زبان آوریم، اما حقیقت دارد که همۀ مردانِ بالغِ به اصطلاح بدذات
نقد انیمه Wonder Egg Priority
که ریکا خواننده بوده چیمی یکی از طرفداران واقعی او بوده که به خاطر بی توجهی ریکا دست به خودکشی زده است. در اینجا تفاوتی که ریکا با دیگر مبارزین دارد نزدیکی بیشتر با پدیده خودکشی است. فشار روحی به خاطر مسائل خانوادگی از یک طرف و خودکشی یکی از بهترین طرفدارانش از طرفی دیگر، دست به دست هم می دهند تا او چندین بار تا مرز مرگ پیش برود. او هر بار عمیق تر از قبل به خود زخم می زند و شاید بتوان گفت در میان
فیلم های ترسناکی که بر اساس داستان واقعی ساخته شده اند
در آمیتی ویل این فیلم داستان واقعی قتل های خانواده دِفو (DeFeo)، را روایت می کند که از قرار معلوم در خانه ای شیطان زده زندگی می کردند. داستان از آنجا شروع می شود که در تاریخ 13 نوامبر سال 1974، راس ساعت 3:15 دقیقه بامداد، پسر کوچک خانواده، اسلحه شات گان پدر را سرقت می کند و با این اسلحه جان تمام اعضای خانواده را در خانه شان در آمیتی ویل واقع در ایالت نیویورک می گیرد. این پسر مدعی می شود