آخرین توصیه امام به بانوان قبل از عمل جراحی
سایر منابع:
سایر خبرها
هرجا از آقای سیفی کمک خواستم، تنهایم نگذاشت +عکس
/> همسر شهید: من خیلی ناراحت می شدم که می گفتند شوهرت برای پول رفته؛ همین الان هم زخم زبان می زنند. من خودم با زن شهید حججی رفته بودم مشهد؛ برای خادم یاران انتخاب شده بودیم؛ بعد گفت خانم سیفی شما انتخاب شدید برای خادمی. بعد از تهران زنگ زدند و انتخاب شدیم برای مشهد. من آمدم، گفتم شما چرا آمدی؟ گفت برای زخم زبان مردم! گفتم شما را چرا زخم زبان می زنند؟ گفت خانم سیفی من وقتی می روم به نانوایی اینقدر زخم
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم!
هستند، مردهای ایرانی بودند، آن طرف 5، 6 تا از فاطمیون هم بودند، می گویند خانه آقای سیفی کجاست؟ من گفتم خانه آقای سیفی اینجاست. مادرش داخل جوب راه می رفت، بیقرار بود. به مادر سیفی گفتند بیا بالا پیکر بچه ات آمده. به خواهرشوهرم گفتم بیا با شما کار دارند. این خواهرشوهرم از داخل جوب بلند شد آمد بالا گفت چی شده؟ گفتند حاج خانم بچه ات شهید شده حالا پیکرش می آید، درِ خانه تان را باز کنید. ما درِ خانه را
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
شروع به کار کردم با خودم گفتم با اندوخته ای که دارم حداقل دو سال یک بار می توانم فیلم خوب بسازم. در هشت سال دفاع مقدس بودم و مدتی هم در عراق و سوریه بودم و پربار برگشتم. وی ادامه داد: فیلمنامه ام را هر جا بردم می گفتند، خط قرمز ماست. می گفتند جنگ ویرانگری هایی داشت و این طور که شما می گویید، نعمت نیست. بی بی سی به من پیشنهاد داده بود که شما بیایید درباره زنان و مادران شهید و آسیب هایی
بانگ آزادی آقای گلریز تمام نشدنی است/ خاطرات آقای محجوب موسیقی
روی پشت بام ها الله اکبر، خمینی رهبر می گفتند. همان زمان بود که احساس کردم باید شعارهای مردم را وارد موسیقی کنیم، به همین منظور در یکی از دیدارهای حضرت امام با گروهی از مردم ساری که به تهران آمده بودند همراه شدم... جمعیت 5 هزار نفره ای از مازندران به دیدار امام آمده بودند از میدان ژاله دور می زدند که از احمد علی راغب این آهنگساز پیشگام موسیقی انقلاب از آن دسته هنرمندانی است که طی سال ها فعالیت
بدون تعارف با خانم معلم مبارز رژیم طاغوت
در قصر بودم. مجری: شما را ممنوع التحصیل کردند؟ مهمان: ممنوع التحصیل و ممنوع التدریس و ممنوع الخروج بعد سزای عمل من چی بود، بهم گفتند که اینها کتاب خواندند اینها گمراه بودند، بعضی ها میگن زمان شاه همه چیز بود و فلان بود ما مشکلی نداشتیم ولی اصلا هم این طوری نبود و اختلاس و اینجور مسائل را الان مردم می فهمند اصلاً اون موقع نمی فهمیدند اختلاس می شود. نمی فهمیدند این مملکت داره
بدون تعارف با دانشجوی مبارز
به گزارش تابش کوثر، مجری: حاج خانم خیلی ممنون که فرصت گذاشتید که ما در خدمتتان باشیم مهمان: بزرگوارید مجری: اومدید اینجا یاد چی افتادید مهمان: یاد اون زمانی که ما رو آوردن اینجا و چون تقریباً حجابمان را از ما گرفته بودند خیلی لحظه سختی بود واقعا احساس می کردم تمام بند بند وجود من را به برق وصل کرده اند مجری: چطور مبارزه می کردید مهمان: من زمانی که در دانشکده
با خورشید انقلاب(خاطراتی از رهبر معظم انقلاب)
با ولادت یکی از ائمه(ع) مصادف می شد، من و آقای هاشمی رفسنجانی و حاج احمد آقا اصرار کردیم که ایشان در حسینیه جماران با مردم دیداری داشته باشند. امام استنکاف کردند و قاطع گفتند: حالش را ندارم. من در ایام نوروز به مشهد رفته بودم و آقای هاشمی هم از جبهه دیدار داشتند. در همان روزها، ناگهان قلب امام مشکلی پیدا می کند و چون حاج احمد آقا - که حق بزرگی بر گردن همه ملت دارد و امام را در این چند سال حفظ کرد
همیشه دست یک زن در میان است
، بمب و توپ و موشک آن وسط منفجر می شد اما اینها دخترها هیچی شان نمی شد و همینطور هی می رفتند جلو. یاد پدرم افتادم. خیلی کوچک بودم که از خانه رفته بود. ننه ام می گفت فقط یک یادداشت کوتاه از خودش برای ما به جا گذاشته و رفته. ننه ام می گفت من که سواد ندارم اما زری خانم می گفت روی پشت کاغذ بسته تاید نوشته بوده: بچه های عزیزم، من از دست ننه تان در رفتم. مواظب خودتان باشید شوهر شخصیت اصلی فیلم هم یک جورهایی
فیلم نامه ای که حاج قاسم حامی آن بود
انسیه شاه حسینی کارگردان آثاری چون دل نمک (1368)، آب را گل نکنید (1368)، اوینار (1370)، مجروح جنگی (1377)، غروب شد بیا (1383)، شب بخیر فرمانده (1384) در پاسخ به این سوال که چرا فیلم نمی سازید، اظهار داشت: زمانی که شروع به کار کردم با خودم گفتم با اندوخته ای که دارم حداقل دو سال یک بار می توانم فیلم خوب بسازم. در هشت سال دفاع مقدس بودم و مدتی هم در عراق و سوریه بودم و پربار برگشتم. وی
روایتی از آخرین ساعات حیات رژیم پهلوی + تصاویر
، امروز از ساعت 4:30 بعدازظهر برقرار است. صحبت این بود که امام چه دستوری می دهند؟ تشخیص من این بود که امام حکومت نظامی را قبول نمی کنند! چون مسئولیت تدارکات را داشتم، به بچه ها گفتم بروید و به همه مینی بوس های مدرسه علوی و رفاه، بلندگو ببندید! گفتند برای چه؟ گفتم مطمئن باشید که امام حکومت نظامی را قبول نمی کنند! بروید آماده باشید که هر وقت گفتند، معطل نشویم!... بعضی از آقایان معتقد بودند
دل کندن از خواب شیرین صبحگاهی با غرش جنگنده ها
شد و مسیر پروازها به سمت شرق بود. یک روز در دفتر نشسته بودیم و نمی دانم شماره مستقیم دفتر ما را از کجا پیدا کرده بودند، خانمی پشت تلفن بود. تیک آف های ما صبح زود بود. پروازها برای تمرینات انجام می شد. این خانم گفت چرا این موقع صبح پرواز می کنید و ما را از خواب بیدار می کنید؟ من هم خیلی آرام گفتم من از فردا می گویم پرواز نکنیم، اگر ما پرواز نکنیم امکان دارد غرش هواپیمای دیگران روی سر شما باشد. گفت
اعترافات شاه و درباریان بهترین سند برای حقانیت انقلاب است / داستان فرار بازجوهای ساواک + فیلم
/> ایکنا براساس همین مطالعات قرآنی تا چه اندازه نظام پهلوی از نظر شما یک نظام طاغوتی و باطل است و این شما را در مسیر مبارزه ثابت قدم کرد؟ اگر من دقیقا آنچه را قرآن می گوید فهمیده باشم، بسیار باید با اعتماد و اطمینان و استقامت می بودم که بحمدلله به نوعی بودم و بالاخره با انقلاب از زندان آزاد شدم. من خودم را نمی گویم و از حضرت امام(ره) می گویم. حضرت امام(ره) به دلیل بینش قرآنی که داشت مسائل دنیا
آیت الله روحانی کلامش و عملش برای خدا بود/برخواستن موج انقلاب اسلامی از بابل
روحانی خدمت یکی از روحانیون آن زمان در یکی از شهرهای مازندران برده بودم و گفته بودم هم در شهرتان و هم در جلسه ها حاجی را یاری کنید که این روحانی در پاسخ گفتند:" من مثل برخی از روحانیون (مرحوم روحانی) نیستم که عمامه من را یک سمت بکشند و عبا را یک سمت دیگر و دنبال دردسر نیستم." همین فرد بعد انقلاب به من گفتند اگر شما حاج آقای معلمی بخواهید من امام جمعه این شهر می شوم که من آنجا گفتم آن حرف تان را به
مهمترین سیستم های جنگنده توسط صنعتگران ایرانی به علم روز دنیا تجهیز شده است/ دشمنان، فکر تهدید آسمان ...
امیرنصیرزاده به استقبال ایشان رفتم. به ایشان گفتم من کرمانی هستم. گفتند ما خلبان شکاری هم در کرمان داریم. حتی دست من را گرفتند و تا داخل مسجد با هم آمدیم. * حضور ارتش و کمک ارتش به نیروهای جبهه مقاومت را امیرنصیرزاده در این برنامه عنوان کردند. چه کمک هایی شده است؟ عنوان می کردند شهید حاج قاسم خیلی نقش نیروی هوایی ارتش را در این زمینه موثر دیده بودند. بله. طبق فرمایشات حضرت
استقلال آزادی، این آخرین پیام است
گوشۀ آن گذاشتیم و شب ها یواشکی می رفتیم و اعلامیه ها را چاپ می کردیم. گروهی که گفتم، اسم ورسمی نداشت، ولی بعد از انقلاب در کنار سپاه بود. یادم هست یک بار می خواستیم اعلامیه ای از امام تکثیر کنیم که بحث استقلال، آزادی و جمهوری در آن مطرح شده بود. ما گمان می کردیم که این پیام امام جدید است و کسی نشنیده، اما وقتی به راه پیمایی رفتیم، دیدیم مردم از روی آن پیام، شعار درست کرده اند و می
واکنش امام به شعار درود بر خمینی
تسخیر کنند. وسیله ای نبود که به سمت خیابان ایران برود. تمام ماشین ها به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند. چند تا ماشین سوار شدم تا به مدرسه رفاه رسیدم. من آن روز سخنرانی امام را هم گوش ندادم چون در مسیر بودم. سخنرانی امام تمام شد، ما هم منتظر امام بودیم تا به مدرسه رفاه بیایند. شب شده بود و امام هنوز نیامده بودند. تعدادی از بچه های حفاظت با وجود حکومت نظامی به سختی به منازلشان رفتند تا استراحت
مروری بر خاطرات انقلاب؛ شهید باهنر به مسئولیت های سیاسی علاقه مند نبود/ تبعیض در عملکردش جایی نداشت/ ...
حوادث رخ داد، انقلاب به میدان تبیین و ساخت ملت رفت. حضرت امام(ره) یک جمله مشهوری دارند؛ زمانی که ایشان را دستگیر کردند و از قم به تهران می آوردند که بعدها منجر به تبعید ایشان شد، مأمورین ساواک از ایشان سوال کرده بودند شما که می خواهید انقلاب کنید و حکومت تشکیل دهید، سربازان شما کجا هستند؟ حضرت امام در یک جمله معنادار فرموده بودند که سربازان من در گهواره ها هستند. قابل انکار نیست که وقتی
آثار و برکات نماز اول وقت در آیات و روایات
او عطا می کنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.” حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارک رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز که به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم
بخاطر عکس امام، خانه ام را سنگباران کردند
، این شاه است که حق و حقوق ما را می خورد، شماها خبر ندارید. مردم به من می گفتند اگر شاه بفهمد که تو علیه شاه شعار می دهی حقوقت را قطع می کند. *از خانه تا مدرسه چادر سر می کردم من، برای اولین بار عکس حضرت امام خمینی (ره) را در مسجد تپلی باغ نصب کردم. آن روزها من به دعوت خانم اعظمی که چهار خواهر بوده و بسیار در مبارزات فعال بودند به حزب جمهوری اسلامی دعوت شدم و به آنجا رفت و آمد
مظلومیت علمی امام خمینی (س) به روایت مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
/> یادم هست در مهمانی شامی در قم به حاج احمد آقا گفتم پدر شما با این که شهرت جهانی پیدا کرده و فکر نمی کنم کسی روی زمین باشد که اسم ایشان را نشنیده باشد ولی از نظر علمی یک محرومیت و مظلومیت عجیبی دارد، چون برخی می پندارند که نظریات ایشان علمی نیست و از این نظر باید اظهار تأسف کرد. البته اگر این گرفتاری های امام نبود و فقط در جنبه ی علمی متمحض بود حوزه از وجود ایشان استفاده ی زیادی می توانست بکند لکن
وقتی پیشنهاد آیت الله صافی گلپایگانی در قانون اساسی ماندگار شد
در حمایت و پشتیبانی از امام و رهبر معظم انقلاب اسلامی ایفا کرد. به گزارش بولتن نیوز، به همین مناسبت مرکز اسناد انقلاب اسلامی شعبه قم طی گفتگویی با آیت الله سید احمد خاتمی به بررسی سیره و منش آیت الله صافی گلپایگانی پرداخته است. آنچه در ادامه می خوانید، ناگفته ها و خاطرات آیت الله خاتمی پیرامون شخصیت حضرت آیت الله صافی گلپایگانی است. حضرت آیت الله صافی گلپایگانی
آموزش نظامی برای تیم حفاظت از امام خمینی در بهمن 1357 / واکنش امام به شعار درود بر خمینی /کاخ های سلطنتی ...
یک مرتبه دیدم حضرت امام از درب مدرسه وارد شدند. اتاقی که برای امام در نظر گرفته بودند طبقه بالای مدرسه بود. امام از پله بالا رفتند و در پاگرد اول گفتند من چند دقیقه ای اینجا بنشینم. سریعاً برای امام صندلی آوردند. ما دور امام حلقه زده بودیم و شعار درود بر خمینی سر می دادیم. امام همان جا گفت: بسم الله الرحمن الرحیم . درود بر شما. خمینی چه کاره است؟ شماها بودید که رفتید مقابل تانک دشمن درود بر خود شما. حال حضار منقلب شد و اشک می ریختند.
مریم افرافراز : دادخواهی طبق قانون به رسمیت شناخته شود
اول بازداشت خود اضافه می کند: شب اول انفرادی، من گفتم به دارو و تماس با خانواده نیاز دارم که حدود یک ساعت و نیم بعد که در انفردای منتظر بودم به من پاسخ دادند شما حق تماس ندارید، من هم گفتم حکمی که در آن آمده من حق تماس ندارم را نشان دهید که بعد از نیم ساعت گفتند می توانم زنگ بزنم، اما باید بگویم که در خانه دوستم هستم. این در صورتی بود که ساعت 12 شب بود ولی من باز با مامورها صحبت کردم و اجازه دادند
نگاهی به زندگی زهرا دائمی ، یکی از زنان فعال اجتماعی در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
(ره) است، اعلامیه ها را به آن ها نشان ندهید. من که آن روز ها پرشور بودم، به عنوان یکی از زنان پرشور در جمع کردن زنان طلاب برای راهپیمایی شناخته می شدم. همان پاییز یا زمستان سال 1357 بود که در بیت آیت ا... شیرازی گفتند با حدود 7 خانم هماهنگ کنم تا گروهی به زندان وکیل آباد برویم. فردای آن روز من و حدود 10 زن و نیز خانم دیگری از اهالی پایین خیابان که هفت هشت خانم همراهش بودند، به بیت آیت ا
روایت ناطق نوری از حضور مخفی امام در حرم حضرت عبدالعظیم(س)
حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری، از همراهان نهضت امام خمینی (س) در خاطرات خود از روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی روایت کرده است که در ایام دهه مبارک فجر به مرور بخشی از این خاطرات را منتشر می کنیم. این خاطره مربوط به زیارت و حضور امام در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی سلام الله علیه است. در همان شب های سوم و چهارم ورود امام، مرحوم عراقی آمد و به من گفت: "امام فرمودند که من چند
قرائت زیارت جامعه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”
قرائت زیارت جامعه کبیره در شب شهادت امام هادی علیه السلام جمعه 15 بهمن ماه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”برگزار می شود. قرائت زیارت جامعه کبیره در شب شهادت امام هادی علیه السلام جمعه 15 بهمن ماه در آستان مقدس حضرت شیخ صدوق “ره”برگزار می شود. به گزارش بقاع خبر، این مراسم با کلامِ حجت الاسلام و المسلمین ماندگاری و قرائت زیارت نامه توسط حاج احمد زین العابدین و حاج مرتضی خلیلی جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار خواهد شد. انتهای پیام/خ
بدون تعارف با پزشکی که ساواک به اعدام محکومش کرده بود
دادگاه یک و دو، محکوم به اعدام شدم. مجری: مگر چه کار می کردید؟ میهمان: ما در پرونده نه قتل نه انفجار داشتیم. فقط تفکر و نگرش این بود که تغییر سیستم شود. همان حرفی که حضرت امام (ره ) به محمدرضا پهلوی گفت، آن موقع یک بار فقط به اعدامی ها اجازه ملاقات با پدر و مادر می دادند که آنها هم آمدند و طبیعی بود که عوامل ساواک به مادرم گفتند: اگر یک نامه عفو بنویسد آزادش می کنیم و اعدام نمی