سایر منابع:
سایر خبرها
محله تون کجاست که بیام/ سلام رٌز
های انتخاب نقشی گفت که بازی اش درست از کار درنمی آمد، گفت که باید بازیگر را تغییر می دادم، اول صبح بود؛ گفتم به چه کسی زنگ بزنم؟ به زنگ زدم، به صورت عجیبی آن ساعت بیدار بود، از او درخواست کردم بیاید، این نقش را بازی کند، دو ساعت بعد روبه روی دوربین برای ایفای نقش آماده بود، متن را موقع گریم تمرین کرد. در میان همه تعارفات و تشکرهایی که میان بازیگران و عوامل فیلم رد و بدل می شد، با اشاره به
ماجرای تبعید بی سر و صدای حاج صادق آهنگران
مشغول خدمت شدم. در آنجا اصلاً وضعیت خوب نبود. ما حتی آب نداشتیم. مجبور بودیم برف ها را جمع و بعد از آب کردن استفاده کنیم. مسئول ما در آن منطقه مرزی فردی به نام صابر خرمن بود. موقع رفتن به محل جدید، همراه صابر خرمن رفتم. او مسئول قله های آن حوالی بود. البته تلاش کردم که مخفیانه چند کتاب با خود ببرم تا حوصله ام سر نرود. بعد از اتمام دو هفته، قرار شد به مریوان برگردم. روز آخر حضورم، مسئول آنجا برای
تکبیر هایی که کارساز شد
پیدا شده است یا نه؟ خوشبختانه مدارک و همه پول نقدی که داخل کیفم بود پیدا شده بود و مردم آن ها را تحویل مسجد کرامت داده بودند. مدارک را از رهبر معظم انقلاب اسلامی تحویل گرفتم و خوشحال بودم که به دست ساواک نیفتاده است. آن موقع در روستا دو نوبت درس می دادم. بعضی روستایی ها شعار های شاهی می دادند. یک روز دیگر طاقت نیاوردم و با آن ها برخورد کردم، بعد هم فرار کردم و چند شب به روستا نرفتم تا
از انهدام باند سارقان مسلح خانوادگی تا ادعای عجیب همسر در مرگ مرموز شوهر
صادر شد، اما این بار زن میانسال ادعای تازه ای را مطرح کرد و گفت: همسرم خودکشی کرده است، اما از آنجایی که ترسیدم حرفم را باور نکنید، به دروغ گفتم که جسدش را در حمام پیدا کرده ام. نمی دانم چه بلایی سر همسرم آمده است. وی ادامه داد: بعد از خوردن قرص ها بی هوش شدم و مدتی که گذشت، به هوش آمدم. اما حال خوبی نداشتم و نیمه هوش به اطراف نگاه کردم. ناگهان بختیار را دیدم که از لوله گاز نزدیک
اگر رهبری قانع شوند، باید قانون اساسی را تغییر دهیم
دارد که در غیاب احزاب نیرومند و مجرب؛ نمایندگان، بدون آمادگی وارد مجلس می شوند و در پایان دوره هم نمی توان از آنان توقع مسئولیت پذیری داشت. باهنر در این زمینه هم معتقد است باید فضا برای تشکیل حداقل 4 حزب فراگیر، شامل اصولگرایان و اصلاح طلبان تندرو میانه رو باید مهیا شود تا نامزدهای دارای برنامه معرفی کنند و مردم متناسب با میزان دستاوردهایشان در انتخابات بعدی به نامزدهای آنان، رأی آری یا نه بدهند.
باهنر: اگر رهبری قانع شوند، قانون اساسی را باید تغییر دهیم
حزب را می خواهند اما هزینه های حزبی بودن را قبول نمی کنند. اگر حزب تصمیم بگیرد که فلانی را نامزد حزب نکند یا از او بخواهند که نامزد انتخابات نشود، معمولاً، نمی پذیرند و به اراده حزب تن نمی دهند. حاضر نیستند این هزینه را بپذیرند و تنها تائید و منافع حزبی را می خواهند. اصولگرایان، یک جبهه متحد ژله ای دارند در هر انتخابات چند نفر از آن خارج می شوند و برخی به آن وارد می شوند، مثل جبهه پایداری
خاطره ای شنیده نشده از شکنجه در ساواک
والمسلمین حسینی الست: این که شاه به دلیل آنکه پیشگام دولت آمریکا بود و منافع او را دنبال می کرد، ایران تبدیل شده بود به یک بازوی نظامی آمریکا و انگلستان، اما از لحاظ تکنولوژی این حرف بسیار مضحک است، برای مثال در حوزه تکنولوژی آن چیزی که شاه آورد همین پیکان است که بعد از 70 سال هنوز نتوانستیم درد آن را دوا کنیم، انگلیسی ها یک خط تولیدی را که فرسوده شده و از دور خارج شده است و دیگر مصرف ندارد و می خواهد
بحران آب به بحران های سیاسی منجر می شود
امکان توسعه را ایجاد کردیم. بعد از انقلاب اسلامی خطای مهم دیگری به خطای قبلی افزوده شد و آن این بود که می خواستیم عدالت را برقرار کنیم. مثلاً گفتیم چه کسی گفته تهرانی ها آب و برق و گاز و ... داشته باشند، اما ساکنان فلان مناطق مثل یزد و کاشان نداشته باشند؟ مثلاً صنایع در فلان جا باشد و مردمان اصفهان که مردمانی ذی نفوذ در جنگ و اقتصاد و انقلاب بودند صنایع قدرتمند را نداشته باشند. این خطای
معادله پر زحمت و حساس تأمین و توزیع فرآورده های نفتی کشور
های مرکزی تکافوی مصرف در حوزه مرکزی وشمالی را نمی کند می بایست کمبود مدنظر را از جنوب کشور تامین و از طریق خطوط لوله و نفتکش های جاده پیما منتقل شود که برنامه ریزی انتقال به موقع با در نظر گرفتن برنامه های تولید پالایشگاه و مصرف از عمده چالش های این مدیریت می باشد.ضمن آنکه سوخترسانی به بنادر جنوبی کشور (شامل ماهشهر, بوشهر و چابهار) و همچنین برداشت تولیدات پالایشگاه لاوان از طریق کشتی و شناورهای تحت
چرا خاورمیانه از دهه 70 میلادی نوستالژی دارد؟
به گزارش آسیانیوز ، اوایل دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد قرن گذشته میلادی که برابر است با دهه چهل و پنجاه خورشیدی در خاطر مردم ایران به عنوان یک دوران طلایی خصوصا از حیث رشد اقتصادی، دیپلماسی سازنده و آزادی های اجتماعی به جا مانده و اکثر ایرانیانی که در آن دوره می زیسته اند از آن دوران نوستالژی داشته و این نوستالژی با وجود تبلیغات وسیعی که علیه آن طی چهار دهه اخیر چه از طرف حکومت و چه جریان های سیاسی
معضل 21 میلیون حاشیه نشین با این راهکار حل می شود
ناکارآمد شهری که در سال 93 تصویب شد، جمعیت حاشیه نشین در سال های گذشته بیشتر شده است؟ اصلاً چه اتفاقی افتاد که یک دفعه چشم باز کردیم و دیدیم نه تنها از جمعیت مردم حاشیه نشین شهرها کم نشده بلکه به گفته شما آمارشان به 21 میلیون نفر رسیده است؟ وقتی نام حاشیه نشینی را بر این محله ها می گذاریم یعنی پذیرفته ایم که این مناطق از حداقل های خدمات عمومی هم بی بهره اند. چرا راه حل های گذشته کارآمد
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم!
آمد سه ماه، دفعه دوم هم که رفت دو ماه آنجا بود؛ یک ماه مانده بود که برگردد که شهید شد. **: پس یک ماه آمدند اینجا، چه مدت اینجا بودند؟ همان یک و نیم ماه با آن هفت نفر؟ همسر شهید: بله. **: بعد برگشتند دوباره سوریه، دو ماه آنجا بودند و بعد به شهادت رسیدند. اعزام دومش را به خاطر دارید؟ علی: تاریخش را؟ **: یادتان هست که موقع رفتن چه کار کردند، چی
نسل دیگر همان جنگ
که درگیر فیلم بودید؟ همین را می گویم، آن زمان من این کاراکتر را یک طوری می فهمیدم، مثلا می گفتم که خوب سعی کردم درکش کنم، ولی بعد که این اتفاق افتاد، مثلا اگر من این کاراکتر را بعد از این حتی بازی می کردم، طور دیگری آن را بازی می کردم، چون یکهو آن را خیلی فهمیدم. آن موقع تصوراتم بود، یا مثلا برداشت هایم، یا چیزهایی که در ذهنم داشتم از تصویرها و مستندها و اینها. خیلی فرق دارد با چیزی که خودت
بیانیه ای در راستای دکترین هزار خنجر
است و در مقابل دیکتاتوری ها ایستادگی کرده است. در سال 69 آقای مهاجرانی معاون حقوقی هاشمی بود و مقاله هایی نوشتند و تلاش هایی کردند که باید قانون اساسی تغییر کند و ریاست جمهوری مادام العمر شود. هدفشان این بود که هاشمی را مادام العمر رئیس جمهور کنند و رأی مردم را کنار بگذارند ولی همان موقع از رهبری تودهنی خوردند و رهبری فرمود به خاطر یک نفر قانون تغییر نمی کند. سال 75 نیز هاشمی خدمت
امید شمس: افتخار می کنم از کودکِ کار بودن به فیلمسازی رسیدم
پولدارند و چون دارند از آن راه پول درمی آورند، همانجا زندگی می کنند و شغل آنها به گونه ای است که حاضر نیستند به منطقه دیگری نقل مکان کنند. به همین دلیل در آن منطقه خلافکار زیاد است، آنجا محله ای است با شرایط سخت. وقتی همراه برادرم به مدرسه رفتیم در دوره دبستان نزدیک مدرسه با چاقو خفت مان کردند. کسانی که ما را خفت کردند 10 الی 11 ساله بودند. یک روز دیدم بچه های مدرسه دارند با چاقو و قمه دعوا می کنند و
مخالف سرسخت سوریه رفتن بود/ عروسی او زمینی نبود و آسمانی شد
، تازه می فهمیدم چقدر علم دارد. دیپلم که گرفت، دانشگاه نرفت. میوه فروشی می کرد تا کمک خرج خانواده باشد. ما در محله سنی نشین زندگی می کردیم. امنیت اصلا خوب نبود. از بچگی ایران کار می کردم. زمانی که برگشتم به شهر و دیارم، با چشم خودم این ناامنی را دیدم و لمس کردم. تصمیم گرفتم نور احمد را با خود به ایران بیاورم. زود برایش کار پیدا کردم و دست به کار شد. ندای اصفهان: شغلش چه بود؟
دژپسند: به عملکردم در بازار سرمایه افتخار می کنم/ برای تامین مالی اقتصاد، بورس را باز کردیم
ما را چه کسی می خرد؟ *بانک ها. بانک ها و صندوق ها می خرند. بانک ها به سپرده مردم چقدر سود می دهند (دو ساله)؟ *به دلیل مصوبه شورای پول و اعتبار 16 یا 18 درصد. یک ساله 16، دو ساله 18. *ولی این مصوبه شورا است. خیر. *شما سقف گذاشتید و مخالف تغییرش هستید .. اول شورای هماهنگی بانک ها این را دادند و بعد در شورای پول و
با مردم حرف نزدیم، دستاوردهای انقلاب مغفول ماند/ ایرانِ 1400، یکی از آماده ترین کشورها برای جهش است
خواهد داشت. یکی از بزرگ ترین ضعف های ما گفت وگو نکردن با ملت است؛ در سطوح مختلف. نکته بعدی اینجاست که بله، همه شاخص ها در کشور از آب و برق و گاز گرفته تا سلامت و جاده و دیگر زیرساخت ها توسعه پیدا کرده، ولی تبدیل به نهاده در جیب این جوان نشده که دغدغه فردایش را نداشته باشد. یعنی این پیشرفت ها و دستاوردها، خودش را در معیشت مردم نشان نداده. مردم وقتی باور می کنند که خروجی را ببینند. آن
نام ها و نشانه ها | خاطره بازی با نام خیابان هایی که یادآور روزهای انقلاب هستند
میدان انقلاب که آن روزها میدان مجسمه یا 24 اسفند نام داشت از به یادماندنی ترین تصاویر روزهای انقلاب از این میدان خاطره انگیز است. پس از تظاهرات عظیم 17 شهریور، مردم شعار می دادند: فردا در میدان ژاله صبح روز بعد اگرچه حکومت نظامی اعلام شده بود، اما ده ها هزار نفر از چهارگوشه شهر خود را به میدان ژاله رساندند تا یکبار دیگر پیمان خود را با نهضت امام خمینی(ره) اعلام کنند. وقتی تمام میدان مملو
چرا این قدر از عادی بودن بیزار شده ایم؟
درخواست هایش برای تمدید مهلت باشد. از مهلت رسمی اش در ماه سپتامبر گذشته بود، اما مشاور روی به او کمک کرد که مهلتش را تا ژانویۀ سال بعد تمدید کند. درست کمی پیش از کریسمس، روی به دیدنم آمد، درحالی که ژولیده و نامرتب بود و با نگاهی بی حالت به نقطه ای نه چندان دور زل زده بود. گفت که هیچ امکان ندارد پایان نامه اش به موقع تمام شود. تا آن موقع دیگر هنر اعتراض ملایم را یاد گرفته بودم، به او تذکر
گرامیداشت کتاب پوینده مردی به راه در مجله بخارا؛ زندگی و زمانه استاد علی رضاقلی
دانشگاهی ما از حدود 150 هزار نفر به حدود 13 میلیون نفر رسیده است. سؤال اینجا است که چرا اینها کارکرد ندارند؟ به خاطر اینکه تقاضا برای دانایی در این سرزمین گرامی بسیار نازل و تقاضا برای رانت، فراوان است و بنابر این آن تقاضا پاسخ داده می شود و دائما در این زمینه ها با نوآوری هایی روبرو هستیم؛ ولی در مورد دانایی چنین خبری نیست و کسانی که در حیطه دانایی کار می کنند باید در سختی، عزلت، تهدید و نگرانی خودشان
آموزش نظامی برای تیم حفاظت از امام خمینی در بهمن 1357 / واکنش امام به شعار درود بر خمینی /کاخ های سلطنتی ...
جلوی تظاهرات نایست. من گفتم: چون شما چهره مشهوری هستید دوست نداریم به شما صدمه ای وارد شود. هنگامی که شاه از ایران رفت یک عده از طرفدارانش موسوم به چماق به دست ها به خیابان ها آمدند و در طرفداری از شاه شیشه های ماشین مردم را با چوب و چماق شکستند. برای چه شیشه ماشین ها را شکستند؟ به خاطر اینکه مردم چراغ های ماشین خود را روشن کرده بودند و از فرار شاه خوشحال بودند. طرفداران شاه ریختند به
انسان در مواجهه با مشکلات نبایستی مأیوس بشود باید انتظار فرج داشته باشد
، با مردمِ ما این جور عمل کرد، با مردمِ خودش در حلبچه هم همین جور عمل کرد؛ به خاطر اینکه احساس کرده بود که ممکن است مردم حلبچه با رزمندگان جمهوری اسلامی همکاری داشته باشند، آنجا هم [موادّ شیمیایی]ریخت و مردم را در کوچه و خیابان به کام مرگ کشاند؛ این ها هست. در جنگ های بزرگ دنیا، در دو جنگ جهانی میلیون ها نفر کشته شدند؛ حالا در قضیّه ی کرونا گفته میشود که مثلاً تا حالا یک میلیون و خرده ای