بفرمایید بهشت ؛ قصه هایی واقعی از زندگی خانواده ای موفق
سایر منابع:
سایر خبرها
قصه های سوسن طاقدیس برای کودکان در مجموعه قصه من
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، به تازگی سه عنوان کتاب من چرا اینجوری هستم؟ ، او خواهرم است، خواهر خود خودم و من و غولم و بچه گربه ام نوشته مرحوم سوسن طاقدیس در قالب مجموعه قصه من با تصویرگری مجید صابری نژاد از سوی انتشارات محراب قلم برای کودکان منتشر شده است. در این کتاب ها داستان های فانتزی کوتاهی درباره دختربچه ای 5-6 ساله ای به نام بی تا بیان می شود که ماجراهای روزانه اش را
چشم روشنی ؛ کتابی که در آن می توان طعم عشق را چشید
قضیه هیچ وقت سرزنش نشدم از بس که با همه خرابکاری هایم تشویقم می کرد. حرف یکی دو روز نبود، ماجرای یک عمر بود. فکرش را هم نکن که سید جواد یک جا بشیند و دست روی دست بگذارد. انگار ساخته بودنش برای اینکه چشم همه را روشن کند، از بس که دلش روشن بود. چاپ هفتم کتاب چشم روشنی؛ روایت داستانی زندگی جانباز شهید؛ سید جواد کمال از زبان همسر به قلم کوثر لک در قطع رقعی و 170 صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شد. انتهای پیام/
از شما چه پنهان؛ قصه های خوب برای خانواده های خوب
مراسم نوبت به محمدحسن مردانی نویسنده کتاب از شما چه پنهان رسید تا از کتاب خود بگوید. وی با تبریک دهه ولایت اظهار داشت: داستان از قالب های بسیار تأثیرگذار در انتقال مفاهیم گوناگون بوده و خداوند در قرآن کریم نیز از قصه و روایت گویی برای تبیین مفاهیم مختلف استفاده کرده است. مردانی با اشاره به احصای چالش های مهم حوزه خانواده از سوی معاونت اجتماعی سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری
پزشکی که لحظه مرگ را کارگردانی می کند
دست آخر نویسندگی در وصف این روز ها و آدم هایی که هرکدامشان قصه مفصلی دارند. مرامش این طور است که هیچ فرقی بین خودش و خدمات بیمارستان نمی بیند هر چه از دستش بربیاید برای حمایت از بیمار انجام می دهد به قول خودش این روز ها فقط برای انسان بودن و انسان ماندن باید تلاش کرد. هرلحظه در حال مطالعه مقالات به روز است تا بتواند بیشترین کمک را به مبتلایان ویروس کرونا داشته باشد. حتی زمان استراحتش
سرم درد می کرد برای پخش اعلامیه
بهانه درس رفتم خانه شان، دلم به حالشان سوخت. برای زندگی فقیرانه شان که چرا مادرش، آلاخانم باید از صبح تا شب دسته چرخ خیاطی کله سیاه مارشال را می چرخاند و لباس می دوخت. همه را می گذاشتیم پای حساب شاه. او را باعث و بانی فقر این خانواده می دانستم. بعد از بستن در با دو تا پله رفتم داخل حیاط. نقطه مقابل در، دو تا پله می خورد برای ورود به اتاق. ظاهر وباطن همین بود. سرپناهشان اتاقی بود که فرش
شهیده ای که کفنش حرم امام رضا (ع) را طواف کرد
. گفتم: مریم! من یه مدتی می خوام برم ماهشهر از اونجا برم مشهد، خونه برادرم، شما نمیاین؟ گفت: نه، ما چند تا برنامه و پروژه داریم برای خانواده شهدا. بچه ها توی روستا منتظرن. دلم می خواد، ولی نمیام. به خانم سامری گفتم، گفت: نه. گفتم: حالا سوغات چی می خواین براتون بیارم؟ فرشته اویسی هم بود، گفت: برای من یه انگشتر فیروزه خوشگل بیار. سنیه گفت: برای من یه تسبیح بیار. گفتم: مریم تو چی می خوای؟ مکث کرد
شهیده ای که کفنش حرم امام رضا (ع) را طواف کرد
خوام برم ماهشهر از اونجا برم مشهد، خونه برادرم، شما نمیاین؟ گفت: نه، ما چند تا برنامه و پروژه داریم برای خانواده شهدا. بچه ها توی روستا منتظرن. دلم می خواد، ولی نمیام. به خانم سامری گفتم، گفت: نه. گفتم: حالا سوغات چی می خواین براتون بیارم؟ فرشته اویسی هم بود، گفت: برای من یه انگشتر فیروزه خوشگل بیار. سنیه گفت: برای من یه تسبیح بیار. گفتم: مریم تو چی می خوای؟ مکث کرد، گفتم: خب حرف بزن. همیشه کارت
دوام آوردن در برابر نفرت ورزی و مورد نفرت واقع شدن
: درونی سازی انتساب ها و فرافکنی های مخرب و زیان آوری که منجر به نفرت از خود می شوند؛ نفرت از دیگران: برونی کردن مجدد فرافکنی های بدخیم و خصومت ورزی نسبت به منبع فرافکنی که می تواند باعث تسریع خشونت و تخریب شود. در زندگی خودم، اولین خاطره ای که از تنفر نژادی به خاطر می آورم مربوط به دوران کودکستان است. راهبه پرسید که کسی خواندن بلد است یا نه؟ چون خواهرم که ده سال از من بزرگ تر
نسل آینده نیازمند شناخت معماری سنتی اقلیم خودش است
/> در خصوص قصه گویی تصویری شکل های مختلفی از چگونگی آن وجود دارد. در کتاب سفر سنگ که در سال 1388 منتشر کردم، عکس ها روایت گر یک داستان تصویری بودند. سفر سنگ مرجانی از زمان استخراج توسط مردان سنگ بر تا ساخت خانه های تاریخی درون شبه جزیره بوشهر و در نهایت تخریب و نابودی معماری سنتی را در این کتاب می بینیم. در کتاب باغ سنگی این روایت شکل دیگری دارد. روند تغییرات معماری از قدیمی ترین بناها در محدوده
روایت تلخ زنان کولبر و غم برنگشتن مادر
شعار سال : کولبران در مناطق مرزی با خطرات بسیاری مواجهند و این نکته زمانی توجه دو چندان را به خود جلب می کند که پای زنان هم به حمل بار های سنگین در مسیر های صعب العبور و سخت کوه های مرزی غرب کشور باز شده و هر روز شاهد افزایش تعداد آن ها هستیم. این آمار هر چند به صورت رسمی منتشر نشده، اما بررسی میدانی روستا های مرزی استان های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه نشان می دهد که جمعیت زنان و نوجوانان
رویارویی مستقیم با آمریکا در شکار هیولا
بود که کسانی که درگیر ماجراهای پهپادی ایران بودند، قبل از انتشار کار را نخوانده بودند، من فقط از مشورت های آقای حسین دلیریان خبرنگار دفاعی استفاده کردم و اطلاعات شخصی خودم را در حوزه پهپادها و غیره کامل ترکردم، مخصوصاً راجع به نمونه های ایرانی آنها، چون اطلاعات راجع به نمونه های خارجی به زبان انگلیسی اطلاعات زیادی بود و من آنها را خوانده بودم و اشراف داشتم؛ ولی راجع به نمونه های ایرانی به طور خاص
محمد مهاجری: ما اصولگراها نه مسئولیت هاشمی را پذیرفتیم نه حمایت از قالیباف را/مسدود کردن اینستاگرام یعنی ...
حرفشان فقه و احکام دین است. اگر کسی بخواهد به اصولگرایان خرده بگیرد، در این حوزه موفق نمی شود. اگر انتقادی هست که به نظرم وارد هم هست این است که اصولگرایان برای موضوعات جدید از شیوه های قدیمی و کهنه استفاده می کنند. یعنی برای رسیدن به یک هدف مقدس، از روش هایی استفاده می کنند که نه تنها به هدف نزدیکشان نمی کند بلکه به در بسته می خورند. مسدودسازی اینستاگرام یعنی از بین بردن یک ظرفیت مثبت
شهید بابایی، خلبانی که شوق پرواز او را آسمانی کرد
مقدس است. دوران کودکی شهید بابایی 14 آذرماه سال 1329 عباس در خانواده ای مذهبی در شهر قزوین پا به این جهان گذاشت. دوران ابتدایی را در دبستان دهخدا و دوران متوسطه را در دبیرستان ناظم وفا گذراند. سال 1348 دیپلم را که گرفت، در رشته پزشکی پذیرفته شد. اما به دلیل علاقه به رشته خلبانی وارد دانشکده خلبانی شد تا در این رشته ادامه تحصیل دهد. وی در آزمون این دانشکده پذیرفته شده و یکسال
دعوت افسانه بایگان برای تماشای یک فیلم /" در آزادی یک زندانی سهیم شوید"
به این شکل تاثیرگذار، کاملا می تواند دغدغه ای را که در جریان فیلم شاهد آن هستیم، به خوبی به نمایش بگذارد. این بازیگر درباره قصه این فیلم که روایتگر دو مفهوم بخشش و قصاص است، عنوان کرد: روایت هایی از این دست که موضوعی حساس را نشان می دهند زوایای مختلفی دارند که باید به آن ها چه از زاویه بخشش و چه از زاویه حقی که برای قصاص وجود دارد، پرداخته شود. بایگان ادامه داد: من امیدوارم که
چشم این بانو با کار برای شهدا روشن می شود
تصویربرداری بود، وقتی شروع به درس خواندن کردم فکر نمی کردم روزی در این رشته موفق شوم چون خیلی به آن علاقه مند نبودم اما زمانی که در رشته تصویربرداری وارد شدم در کلاس های کارگردانی و فیلمسازی و تدوین شرکت کردم تا سرانجام موفق به فارغ التحصیلی در رشته تصویرسازی و کارگردانی شدم. درسم که تمام شد مدتی بیکار بودم تا اینکه تصمیم گرفتم یک آتلیه عکاسی راه اندازی کنم؛ بعد از دریافت جواز کسب با توجه به
روایتگری مدافع سلامت از مدافع حرم
حساب زمان زیادی صرف نوشتن این کتاب شده است. خودتان بفرمائید نگارش "دلم پرواز می خواهد" چقدر به طول انجامید؟ سه سال زمان برد تا "دلم پرواز می خواهد" با این اسم و قالب توسط انتشارات روایت فتح منتشر شود. البته ذکر این نکته ضروری است که بخشی از این سه سال مربوط به انتشار چاپ اول کتاب با اسم "آخرین امدادگر" توسط انتشاراتی است که بدقولی ها و غیر حرفه ای گری شان آزرده ام کرد. حتی بعد از برگزاری
خَپ گرافیتی
دهم مخالفت نکرده اند و همیشه به من می گویند که باید همه چیز را تجربه کنم و راهی را که دلم می خواهد انتخاب کنم. یک دوره من دنبال موسیقی و رپ رفتم. دلم می خواست خواننده باشم و گیتار هم می زدم. یک دوره هم تصمیم گرفتم از سبک گرافیتی دور باشم و شاخه های دیگر را امتحان کنم، اما آخر این مسیر برای من به گرافیتی ختم شد و اینکه حالا در مسیر مورد علاقه ام گام برمی دارم را مدیون خانواده ام هستند. خانواده ام
اگر بودم جلوی ارز 4200 تومانی می ایستادم
56 این کار را ادامه دادیم. استعفا دادیم و به سر ما زد که به حوزه برویم و علوم دینی را بیاموزیم. با شهید قندی و آقای غفوری فرد؟ بله؛ ما از دبیرستان با هم دوست بودیم. قسمت نشد، تعطیلات عید شد و بعد هم تظاهرات و حوزه ها در قم در سال 57 تعطیل شد. به تهران برگشتیم و در اینجا با مردم همراه شدیم. مقصود این بود که شما یک خانواده صنعتی تقریبا متمول بودید. متمول خیر، ولی همیشه
امین حیایی از تجربه های جدیدش می گوید
بزند. شاید دستمزد همین کار یک هشتم پولی هم که بابت اجرا در تلویزیون به من پیشنهاد شده بود نباشد * واقعاً اعتبار مساله اصلی تان بود؟ مسلماً. دوست نداشتم اعتباری را که در رشته کاری خودم به دست آورده بودم از دست بدهم. حتی خیلی ها شاید بگویند اگر موسیقی را ادامه می دادم نسبت به بازیگری موفق تر بودم، ولی من نمی خواهم فعالیتم در موسیقی هم در حدی باشد که بازیگری ام را تحت
پاتوق مواد مخدر تهران: کرونا نکُشد، مواد می کُشد/ از پیمانکار کارتن خواب تا بی خانمان با 2 همسر
دیگر در حاشیه یکی از پارک های محدوده میدان شوش در حال مصرف مواد مخدر است. جایی که آن ها مانند خانواده ای که برای تفریح بساط چند ساعته را در پارک پهن می کنند با لوازم مخصوص مصرف مواد مخدر مانند پایپ، فندک اتمی، گاز پیک نیک کوچک، وافور، سنجاق و سیخ در گوشه و کناره هایی که برایشان امن است، بساط عیش شان را پهن می کنند و با دَم های عمیق دودی که قرار است نشئه شان کند را به ریه م
اگر دنبال تجربه ای متفاوت از سبک زندگی هستید، بفرمایید بهشت
/> انتشارات عهد مانا کتاب پنجره های دربه در را در 208 صفحه رقعی و با قیمت 30هزار تومان منتشر کرده است. بفرمایید بهشت ؛ قصه هایی واقعی از زندگی خانواده ای موفق بفرمایید بهشت عنوان دیگری از این ناشر است که به تازگی به کتابفروشی ها راه یافته است. این اثر قصه هایی واقعی از زندگی آرام و دلنشین خانواده ای پویا و موفق است که در آن تلاش شده تا به مخاطب آموزش دهد که چطور می توان در برابر مسائل
داستان های وارداتی، فرهنگ های اقلیمی را می بلعد/ تأثیر آثار ترجمه بر قلم نویسندگان جوان
اثرش را ارائه کند تا نقد جدی شود، حالا اگر بعد از انتشار این اثر را نقد و آن را در رسانه ها منتشر کنند، ممکن است مایه دلسردی نویسنده جوان شود و سبب شود تا او برای ادامه کار، دستش بلرزد. از سوی دیگر، نقدها نباید به تعارف ختم شود. به نظرم نقدهای فرمی و ساختاری باید کارگاهی برگزار شود و قبل از انتشار اثر صورت بگیرد تا به پختگی کتاب کمک کند. نقد دیگری هم هست با عنوان نقد تحلیلی و تفسیری که
اگر رفتنی شدم، نگذارید آرزو به دل بمانم و حتماً جهیزیه ها را تهیه کنید
خیلی خیلی زود رفتی رفیق روزهای خوب. وقتی که رفتی، تمام شهر عزادارت شدند، از دوست و آشنا و خانواده ات گرفته تا پرستاری که در روزهای آخر جور همه ما را کشید و تا لحظات آخر بالای سرت بود، همگی سوختیم... تکیه کلام معروفت به من این بود که دوست همیشه میگه گفتم، اما دشمن میگه می خواستم بگم... و در این چندسال بارها از سر دوستی و برای کسب تجربه من، از تجربیات موفق زندگی متأهلی گفتی و از
آشنا شدن با اسلام تو کره خیلی سخته
میتونه چیز خوبی هم باشه به این فکر می کنم که کره ای ها نمیدونن اسلام چیه واگر کار اشتباهی انجام بدم میتونه چهره مسلمونا رو خراب کنه برای همین احساس مسئولیت می کنم. از وقتی مسلمون شدی زندگیت را عوض کردی ؟ قبل مسلمونیم خیلی زیاد تحت تلثیر نظر مردم بودم فکر می کردم اگر سخت کار کنم می تونم به هرچیزی برسم واگر موفق نشم فکر می کنم چرا؟ من کمبودی دارم از خودم خجالت می کشم اما مسلمونا
وعده 10 ساله مسئولان برای تعیین تکلیف مسکن مهر اهواز کی محقق می شود؟
شود در حالی که در سفر استانی رئیس جمهور وقت به اهواز، اهواز مستثنی شده بود. بسیاری از شهرهای خوزستان در ساخت مسکن مهر موفق بودند ولی اهواز موفق نبوده است شهبازی افزود: در حالی که در تمام شهرهای استان طرح مسکن مهر اجرا شده و در حال پیشرفت است و بسیاری از پروژه ها مثل دزفول با موفقیت تمام شده است، ولی اهواز جایگاهی مناسبی در این پروژه ندارد. بیش از یک سوم جمعیت استان در اهواز
محاکمه آقازاده خارج از تلویزیون/ سریال آقازاده روح مطالبه گری را زنده خواهد کرد؟
گسترده در این زمینه کرده بودند. براساس آنچه همان موقع در رسانه ها منتشر شد، آنان با روش های متقلبانه و با تشکیل شرکت های مختلف در خارج از کشور محصولات این دو شرکت پتروشیمی را به شرکت های خود فروخته و منابع حاصل از آن را در یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنین یک کشور اروپایی به نام خود و بستگان شان سرمایه گذاری کردند. درنهایت اقدامات این گروه منجر شد شرکت پتروشیمی اصفهان با بیش از یک
پژمان جمشیدی: خوب بد جلف 2 از یک بهتر شده!
. در گیشه هم با اقبال بسیار بالایی از سوی مخاطبان رو به رو شد و فروش خیلی خوبی را تجربه کرد. من خوب بد جلف را به عنوان یک اثر کمدی خیلی دوست دارم و از نگاه خودم جزو بهترین فیلم هایی است که بازی کرده ام. خاطرات خوبی از این فیلم دارم، فیلم کست (تیم بازیگری) خوبی داشت و همه مان هم سر صحنه و در طول کار حال خوبی داشتیم. در کارنامه کاری من خوب بد جلف جزو فیلم هایی است که حتما به آن افتخار می
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
و اگر نگران خرجی من هستند، می روم کار می کنم و خرج خودم را تامین می کنم. در نهایت وقتی مادرم به منزلشان رفت که بگوید جواب ما منفی است، همان مستاجرشان که از اقوام ما بود، نگذاشته و تاکید کرده بود که حتما این ازدواج باید سر بگیرد چون خانواده خوبی هستند. جلسه بعد همراه داماد آمدند. تا جایی که یادم هست این سومین خواستگارم بود که می آمد اما باز هم استرس زیادی داشتم؛ چای را که جلویش گرفتم
رادوشوویچ: همه حرف من را در پرسپولیس می فهمند به جز یک بازیکن!
/> *برانکو از من خواست راهی ایران و تیم پرسپولیس شوم. پرسپولیس تیم بزرگی بود. من با خانواده و همسرم مشورت کردم و سپس ایران را برای ادامه فوتبالم انتخاب کردم. *پیش از بازی به من گفتند که استادیوم اصلی تحت بازسازی است و بازی موقتا در یک ورزشگاه کوچک برگزار خواهد شد. زمانی که برای گرم کردن وارد ورزشگاه شدم دیدم که ده ها هزار هوادار در نزدیک ترین محل به زمین مستقر شدند. آنجا فهمیدم که