شرایط سخت آزمون دیگرخواهی یا خودخواهی؟!
سایر منابع:
سایر خبرها
سهند ایرانمهر، حسین دهباشی و وزیر بهداشت و معاونش
دو خصم کهَن به هم پریده اند. چه تلخ داستانی! این هر دو، اهل قلم و اهل کتاب بوده/هستند (و حسب اتفاق هر دو اهل قدرت هم نیستند) اما در عرض یک گفتگو ی ساده، کارشان به چنان زد و خورد خشن و تُندی توئیتری/تلگرامی کشیده و چنان پنجه بر صورت یکدیگر کشیدند که به جز غصه و اندوه چیزی بر قلب انسان نمی نشیند. دکتر محسن رنانی دکتر رنانی مقاله ای دارد تحت عنوان: ناتوانی در گفتگو، از
دخلی که خرج کار خیر می شد
از دانمارک برای افتتاح چند شیرینی فروشی دانمارکی به تهران آمده بود. پدر و شریکش همان موقع تصمیم می گیرند که آنها هم دستگاه های جدید شیرینی پزی را بخرند و به سراغ این شغل بروند. تجربه ای از شیرینی فروشی نداشتند اما هرچه بود از چنگ زدن لباس بهتر و راحت تر بود. به همین سادگی 55 سال پیش نخستین شیرینی فروشی مدرن شمیران در محمودیه و یکی از 5 شیرینی فروشی دانمارکی قدیمی تهران راه اندازی می شود.
نام اسطوره آبی ها بر پیشانی قیطریه
. یکی از راه های زنده نگهداشتن نام اسطوره ها می تواند همین کار باشد. کمی بیشتر با شجاعی گپ می زنیم و او درباره منصورخان بیشتر برایمان می گوید: روبه روی خانه ما یک دبیرستان پسرانه است. گاهی که منصور از جلو مدرسه رد می شد بچه ها برای منصورخان کری می خواندند. او هم لبخندی می زد، دستی تکان می داد و رد می شد. رفتارش آرامش و ادب را یادآوری می کرد. منصور اهل کری خواندن نبود. حتی یکبار نشنیدم
سردار حجازی: استاد پرورش منتقد جدی کنترل جمعیت بود
، با بچه ها بازی و فعالیت داشتند. جانشین فرمانده نیروس قدس سپاه پاسداران بااشاره به روحیه معنوی استاد پرورش بیان کرد: در بیان داستان ها و شعر و ادبیات صدای زیبایی داشته و این موضوع برای جوانان جذاب بود همچنین کم کم جلسات دعای ایشان مثل دعای کمیل با جمع مختصر و محدود در نیمه های شب برگزار می شد چراکه ایشان اعتقاد داشتند کسی که اهل دعا هست باید نصف شب به مناجات بپردازد و حالت عرفانی استاد
دانش آموزان استثنایی از تحصیل جا ماندند!/ آموزش و پرورش: شاید اول زمستان!
درد دل این دانش آموزان ، والدین آنها و حتی معلمینی که به آنها درس می دهند بنشینید. رضا دانش آموز مقطع متوسطه یکی از مدارس تلفیقی تهران است که به قول خودش پدرش درآمده تا بتواند در این چند ماه به بقیه بچه ها و درسی که معلم ها می داده اند برسد. وی که یکی از دانش آموزان کم بینا ی تهرانی است در این مورد گفت: از آنجاییکه ما نمی توانیم تخته سیاه و نوشته های معلم را ببینیم، صدا و نوشته های بریل و توصیف هایی
من و سیدجلال
دونستم که درحال حاسبو، قبل ان تحاسبو هست و لذا مزاحمش نمی شدم. بعد هم که می خوابیدیم، حدود یک ساعت قبل از نماز صبح بلند می شد و بگونه ای که کسی متوجه نشود می رفت سراغ نماز شب. البته چون من کنار ایشون بودم و شاید فضول، متوجه نماز شب سید می شدم. دقیق نمی دونم ولی حدس می زنم سالها نماز شب سیدجلال، چه در جبهه و چه زمانی که در تهران مرخصی بود، ترک نشده بود. سیدجلال، علاقه شدیدی هم
روایتی از زندگی جوانی که در کار های داوطلبانه بسیاری مشارکت دارد
ارتباط می گیرد و برنامه ها و مسابقات فرهنگی را برایشان اجرا می کند. در ادامه بیشتر با این جوان تأثیرگذار منطقه 11 آشنا می شوید. نجفی از چهار سالگی اش ساکن محله دانش آموز است و تمام کوچه های خاکی و کم جمعیت آن را به خاطر دارد. از آن پسر بچه های شر بود که خیلی دل به درس نمی داد، اما بسیار به مطالعه کتاب و تماشای فیلم علاقه داشت. او خاطرات شیرینی دارد از روز هایی که وقتی خودش کتابی برای خواندن نداشت
نقش مهم نظام آموزشی و رسانه ها در ترویج فرهنگ رهانکردن زباله در اماکن عمومی
به گزارش ایسنا، شهر ما، خانه ما از عبارت های معروفی است که به گوش اکثر ایرانیان آشنا است و از مهم ترین پیام های تبلیغاتی است که در راستای آگاهی بخشی و فرهنگ سازی درباره رها نکردن زباله طراحی شده و مورد استفاده قرار گرفته است اما چقدر زمانی که در حال رها کردن زباله های خود در شهر و طبیعت هستیم به این جمله، آثار مخرب اقدام خود بر محیط زیست و از بین بردن زیبایی شهر و طبیعت مان فکر می کنیم؟ محمد درویش در گفت و گو با ایسنا، خاطرنشان کرد: در زمینه توسعه
حقایق کربلای 4 از زبان غواص جنگ+تصاویر
رساندند را خاموش کنیم و این یک امداد غیبی بود و من این عنایت بی بی فاطمه زهرا(س) را با چشم خود دیدم و این دست خدا و یدالله بود که توانستیم این حماسه را بیافرینیم هر چند بعد از جنگ در پیچ و خم زندگی و روز مرّه گی یا خود گم شدیم یا واقعا در اثر غفلت ما را گم کردند. ما در جزیرهٔ ام الرّصاص بیش از 1.5 کیلومتر را پاکسازی کردیم تا بچه های اصفهان و قزوین هم رسیدند، و برخی نیز وارد جزایر بوارین و
هفده سال عاشقی
به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت: آخرین روزهای پاییز است. باران باریده و هوا آغشته به نم معطر دیوارهای کاهگلی باغ کوچه ها و تن مرطوب نخل هاست. پوران خانم در حیاط پر از نخل و نارنج نشسته است؛ در کوچه خلیل زاده باغ شهر بم، کنار قبر سیدمحمود و رؤیا. مثل همیشه، مثل هر ساعتی که دلش برای همسر و دخترش تنگ می شود. هفده سال پیش بود که هر دو را از دست داد. وقتی جنازه ها را ا
6 شخصیت تاریخی که تحصیل را نیمه کاره رها کردند
عجیبی در نوشتن داستان های کوتاه داشت و هم اکنون او را به عنوان بنیانگذار داستان های کوتاه می دانند. ادگار با دخترعمویش پیوند زناشویی بست و نخستین نوشته هایش سه مجموعه شعر بودند که بین سال های 1827 تا 1831 منتشر گردید. ادگار تاثیر به سزایی بر روی نویسندگانی از جمله والت ویتمن، ویلیام فاکنر، هرمان ملویل و ری بردبری، و در فرانسه شارل بودلر، شاعر بزرگ فرانسوی که آثار او را به فرانسه ترجمه کرد و استفان
فیلم های سینمایی نخستین هفته زمستان
رود. در خلاصه داستان فیلم آمده است: در جشن تولد خانم بزرگ، علی، پسربچه شیطان خانواده، سر به سر دایی اش می گذارد و کیک تولد را از بین می برد. علی توسط پدرش در اتاقی حبس می شود و روز بعد اعضای خانواده، بدون علی، عازم سفر می شوند. دایی علی و مرد دیگری، که خود را به هیأت یک مهاراجه هندی درآورده، برای سرقت اشیای قیمتی خانه خانم بزرگ نقشه کشیده اند و خالی بودن خانه فرصتی مناسب برای اجرای نقشه آنها
تلویزیون آخر هفته چه فیلم هایی پخش می کند؟
، جمعه 5 دی ماه ساعت 9 از شبکه پنج پخش می شود. داستان این فیلم در یک مدرسه اتفاق می افتد؛ معلم محبوب کلاس سوم (ب) برای همیشه مدرسه را ترک می کند، بی آن که دلیل خاصی برای بچه ها بیان کند. بچه ها برای پیدا کردن دلیل این کار معلمشان، سعی می کنند او را خارج از مدرسه بیابند. پس از مدت کوتاهی معلم جوانی جایگزین معلم قبلی می شود، در حالی که بچه ها علاقه ای به او ندارند و خواستار بازگشت معلم خود
تلویزیون آخر هفته چه فیلم هایی پخش می کند؟
/> در خلاصه داستان فیلم با بازی رابی کولمن، بابی جی . تامسون و کریستین مارتین آمده است: بیلی کرکفیلد پسری که دچار بیماری سرطان است تصمیم می گیرد که جشنواره ای از آدم برفی ها در محل مدرسه شان راه بیندازد و از طریق کمک های مردمی برای بیماران هزینه درمانشان را جمع کند. او دوستانی دارد که به او کمک می کنند، ولی جیسون و گروهش در جبهه مخالف آنها قرار گرفته اند. بچه ها تلاش می کنند تا این
خانه بخت به جای کلاس درس | حکایت دخترکان باهوشی که همین بهار شوهر کردند
ع آن ترک تحصیل یکی از عوامل مهم آن عنوان شده است. دلتنگ درس، مشق و شیطنت های گاه و بی گاه همکلاسی هایش است. دلش می خواست مثل هم سن و سال هایش تبلتی داشت و درس و مشق مدرسه اش را مجازی پیگیری می کرد یا حداقل کرونا نمی آمد و او هم می توانست هر روز صبح راهی مدرسه اش شود، اما امان از این کرونا و روزهای خاکستری بعدش. همان روزهای اولی که آموزش مجازی شد مینا نه تبلتی داشت و نه گوشی هوشمندی. بر
این شهید، یخچال مورد نیازش را هم بخشید
دفاع از اسلام راهی جبهه شد؟ مخالفتی نکردید؟ ابتدا مخالفت کردم و گفتم اگر بروی من چطور از بچه ها و پدر و مادرت نگهداری کنم؟ ایشان گفت من داماد پیامبر (ص) هستم، باید بروم. اگر بیایی و ببینی دشمن با زن و بچه های مردم چه می کند خودت من را تشویق به رفتن می کنی! بعد رفت و اسمش را برای اعزام به جبهه نوشت. همسرم مدت 217 روز در جبهه بود و در عملیات های بدر و کربلای 4 شرکت کرد. خودش هم دیگران را
چرا عیسی آل کثیر مهم شد؟
اش را به رخ بکشد. آل کثیر همان زمان که دروازه السد در لیگ قهرمانان آسیا را گشود، دوباره متولد شد؛ مهاجمی شد که انگار سال هاست دارد برای پرسپولیس بازی می کند! آتش بازی او تمامی نداشت؛ شش بازی و چهار گل، خیلی سریع، عیسی را تبدیل به ستاره تیمی پرمهره کرد که بازی کردن در خط حمله اش دل و جرئت می خواست. آن قدر درخشید که گزارشگر عربی دیدار پرسپولیس در لیگ قهرمانان آسیا می گفت او علی دایی جدید فوتبال
گلدان کوچکی که درس زندگی میدهد
به گزارش بولتن نیوز ،روزی در یک مراسم مهمانی دست یک پسر بچه که در حال بازی بود در یک گلدان کوچک و بسیار گرانقیمت گیر کرد. هر کاری کرد، نتوانست دستش را از گلدان خارج کند. به ناچار پدرش را به کمک طلبید. اما پدرش هم هر چه تلاش کرد نتوانست دست پسرش را از گلدان خارج کند. همه بزرگان حاضر در مراسم دور او جمع شده بودند و سعی در کمک به او را داشتند. در نهایت پدر راضی شد گلدان
افق با مسیح طالب زاده به استقبال کریسمس می رود
پنج سیما فیلم تلویزیونی کلاس سوم ب به کارگردانی غلامرضا رمضانی، جمعه 5 دی ماه ساعت 9 از شبکه پنج پخش می شود. داستان این فیلم در یک مدرسه اتفاق می افتد؛ معلم محبوب کلاس سوم (ب) برای همیشه مدرسه را ترک می کند، بی آن که دلیل خاصی برای بچه ها بیان کند. بچه ها برای پیدا کردن دلیل این کار معلمشان، سعی می کنند او را خارج از مدرسه بیابند. پس از مدت کوتاهی معلم جوانی جایگزین معلم قبلی
شناسایی حواس پنجگانه شناخت خردسالان را از جهان اطرافشان کامل تر می کند
شعار سال : یک روز مامان نینانه توی آشپزخانه غذا درست می کرد. نینانه وسط آشپزخانه نشسته بود. یک کاسه کوچک آب هم جلویش بود. نینانه انگشتش را می زد توی آب و می گفت: چلپ! بعد با انگشت خیسش کف آشپزخانه، نقاشی آبی می کشید. نینانه داشت یک درخت می کشید که یک مرتبه صدایی شنید. -سی سی سی نینانه خوب گوش کرد. صدانزدیک تر شد. -سی سی سی... سی سی سی نینانه یک گنجشک
ابتکار معلم هم محله ای برای مقابله با تبعات خانه نشینی دانش آموزان | همکلاسی از دور سلام!
می کند. او چندین طرح خلاقانه در سال تحصیلی جدید که با کرونا همراه شده، اجرا کرده است. تشویق بچه ها به شرکت در کنفرانس ها و سخنرانی های درسی، اجرای آزمایش های علمی درس علوم تجربی، راه اندازی کارگاه تفکر خلاق و داستان نویسی، مسابقه کتابخوانی، آشپزی، مسابقه کتابخوانی از جمله این برنامه هاست. وی درباره اجرای طرح همکلاسی سلام در مدرسه امام جعفر صادق(ع) می گوید: هدفم از اجرای این طرح این بود که
7 روش درمانی حذف ناسزاگویی کودکان
در محیط منزل تکرار کنند، مثلا بچه در محیط حیاط و بازی با دیگر بچه ها یا در محیط مدرسه و تکرار آن توسط همکلاس هایش چنین کلماتی را یاد گرفته باشد، در این صورت راهکار این است که کودک را از محیط های ناسالم و دوستانی که با کمی تحقیق مشخص می شود، کدامشان چنین الفاظی را به کار می برند، دور کنیم و دوستان و رفت و آمدهای مناسبی را جایگزین آن کنیم. والدین به طور ویژه از دو سالگی یعنی زمانی که کودک
ادبیات کودک و نوجوان چگونه می تواند به عصر طلایی خود بازگردد؟ خلاقیت، کلیدواژه کتاب خوان شدن کودکان
گروه فرهنگ و هنر – زمانی کتاب هایی که بچه ها می خواندند محدود می شد به ترجمه آثار نویسندگان خارجی مطرح. داستان های ایرانی هم نهایتا به چیزی مثل قصه های خوب برای بچه های خوب محدود می شد. گرچه در طول این چند دهه ادبیات کودک و نوجوان در داخل کشور رشد قابل توجهی داشته اما بچه های امروز کاملا با بچه های دیروز متفاوتند و برای کتابخوان کردن آن ها، آن هم در عصری که گوشی های تلفن همراه به بخشی جذاب و
20 فیلم برتر 20 سال قرن 21ام که باید تماشا کنید
گردد. او هنوز نمی داند که بیماری بسیار وحشتناکی را به سرزمینش منتقل کرده است. یک روز بعد، همسر جدید او متوجه می شود که بت اصلا شرایط مطلوبی ندارد. او تصمیم می گیرد بت را به بیمارستان منتقل کند. پس از آن که بت جان خودش را از دست می دهد، همسرش به خانه بازمی گردد و متوجه می شود پسر همسر تازه درگذشته اش هم مرده است. او پی می برد که ناقل ویروس بسیار مرگباری است. سال 2012 Silver Linings
درباره سیروس طاهباز
داستان نویسان نمی نویسند تا طرز فکری را منتقل کنند یا نتیجه مطالعاتشان را گزارش کنند، آنها زبان را به کار می گیرند تا مخاطب را وادارند بیندیشد که نوآوری آنها واقعی هستند که مکان هایی که می آفرینند در واقعیت وجود دارند و شخصیت های که خلق می کنند، انسان های واقعی هستند. آنها ما را فرا می خوانند تا به دنیای کتاب هایشان قدم بگذاریم و بااینکه بیشتر برای سرگرم کردن مخاطب می نویسند در نوشته هایشان به
ما به روستا نرفتیم به روستا بازگشتیم/ گفتگو با خانواده ای که رویایشان زندگی در روستا بود
ترجیح داده اند بچه هایشان را در مدرسه طبیعت بزرگ کنند و یک کسب و کار روستایی هم با توجه به دوره هایی که دیده بودند راه بیندازند: مسائل و مشکلات ما در تهران فقط زندگی آپارتمان نشینی نبود. آلودگی هوا، ترافیک سنگین، رفت و آمدهای پرهزینه و خسته کننده و وقت گیر را هم اضافه کنید. در کنار این ماجرا وقتی مادر شدم مسائل تربیتی را بسیار پژوهش کردم و دوره های تربیت مربی دیدم و از احوال مدارس خاص تهران مطلع شدم
رفاقت، حلقه مفقوده تئاتر مشهد
کند. حلالیت از یک دوست این هنرمند در کنار همه فعالیت های هنری و ورزشی که داشته درس را با قدرت ادامه داده تا سال پنجم دبستان که ماجرا هایی پیش می آید که او تا حدودی از درس به ویژه از ریاضی دلزده می شود. او می گوید: سال پنجم دبستان معلمی به مدرسه مان آمد که از همه نظر عالی بود. اما من با روش های تدریسش مشکل داشتم. او هر هفته از کل درس ها 100 سؤال طراحی می کرد که باید همه آن ها را دست
پدرم حساسیت بسیاری به لقمه حلال داشت
می شناخت. این روحیه آقا به ما هم منتقل شده بود . به دیدن کوچک ترها هم می رفت شهناز خانم یاد عید نوروز و عید دیدنی های پدرش می افتد و برایمان اینطور تعریف می کند: هنوز توپ سال تحویل در نشده و تبریک و روبوسی اعضای خانواده تمام نشده بود که می دیدیم آقا شال و کلاه کرده. می گفتیم کجا؟ می گفت که راننده دم در منتظر است. سوار می شد و می رفت از کوچک تا بزرگ فامیل را سر می زد، عیددیدنی می
خاطرات دمشق/ هوس تحویل زن ایرانی به ابوجعده !
حرم دست به دامن حضرت زینب (علیهاالسلام) و خط آتش در دست سردار سلیمانی بود که تنها چند ساعت بعد محاصره حرم شکست، معبری در کوچه های زینبیه باز شد و همین معبر، مطلع آزادی همه مناطق سوریه طی سال های بعد بود تا چهار سال بعد که داریا آزاد شد. در تمام این چهارسال با همه انفجارهای انتحاری و حملات بی امان تکفیری ها و ارتش آزاد و داعش، در زینبیه ماندیم و بهترین برکت زندگی مان، فاطمه و زهرا بودند که
پیشنهادهای ویژه هفته
انیمیشن، داستان خانواده ای شش نفره است که در آن والدین، کاملاً نسبت به فرزندان خود بی تفاوت هستند. تیم، جین و یک دوقلو که اسم هر دو بارنابی است، فرزندان این خانواده را تشکیل می دهند. روزی از روزها بچه ها تصمیمی می گیرند؛ اینکه پدر و مادرشان را به سفری دوردست بفرستند که امکان بازگشت از آن برای شان وجود نداشته باشد. درواقع انیمه، یک جورهایی جامعه شناسی خانواده در غرب به زبان همه فهم است. در