اتراق در زمین های متروک
سایر منابع:
سایر خبرها
تصاویر/ جانوران سرمای زمستان را چگونه تحمل می کنند؟
جانورانی که در روز های سرد و کوتاه زمستان سرپناه یا پوشش گرمی ندارند، یاد گرفته اند که با سوز و سرمای این فصل کنار آیند. اما چطور؟ گزارشی تصویری از راه کار های شماری از این جانوران: این پاهای ظریف سرما را چطور تحمل می کند؟ بدن پرندگان شبکه ای ازمویرگ های بسیار ریز دارد که مانع هدر رفتن گرمای بدن آنها از طریق پاها در فصل سرما می شود سیستم حرارتی بدن پرندگان مثل
فرصت های طلایی در افق شارباغ
سال گذشته آغاز شده است. این محور به طول حدود 9کیلومتر از میدان شهدای مدافعان حرم (سوزن بانی سابق) در منطقه 17 آغاز می شود و با گذشتن از محله های ابوذر، مقدم، باغ خزانه، امامزاده حسن(ع)، آذری و یافت آباد در تقاطع بزرگراه آیت الله سعیدی وارد منطقه18 می شود. کاوه حاجی علی اکبری اضافه می کند: این محور در منطقه18 به موازات 45متری زرند به سمت غرب حرکت کرده و با گذشتن از محله های تولیددارو، شمشیری
حاج قاسم خودش را از مردم می دید و از تشریفات بیزار بود
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: همرزمان و دوستان حاج قاسم که هنوز رفتنش را باور نکرده اند و می گویند حاجی به مأموریتی رفته و بازمی گردد. آن ها خاطرات زیادی از روز های با هم بودنشان در کنار حاج قاسم دارند. روز های سختی که بودن در کنار سردار سلیمانی، برایشان شیرین و خاطره انگیز شد. از حضور در عملیات های مختلف دفاع مقدس گرفته تا زمانی که ایشان به کرمان می آمد، همه و همه برای دوستان حاج قاسم خاطره
بهترین عاشقانه های سینمای ایران؛ بی عشق هرگز
واژه نظربازی استفاده کرده بودند، گلایه کرد. خاکستر سبز یک عاشقانه جنگی است حتی اگر کارگردانش بخواهد قصه عاشقانه فیلم را تنها در حد یک نشانه گذاری تعریف کند. ماجرا درباره جنگ است و آوارگی در آن بیشترین نقش را دارد، اما همه این رویداد ها در بستری پیش می رود که عاشقانه های ناآرام را تداعی می کند. حاتمی کیا در سال 1372 یک فیلمنامه کلاسیک از جنس سفر قهرمانی نوشته و نشانه های تئوریک
با ورزش به جسم شیمیایی شده ام جان بخشیدم
گویم شاید اشتباه شنیده ام و او جانباز شیمیایی نیست. صحبت از جانبازی اش که می شود می گوید غذای آلوده به مواد شیمیایی را خورده و پرز های معده اش از بین رفته است. یعنی به جای ریه ها تأثیر مواد شیمیایی بر معده او به جا مانده است. او فرزند ارشد خانواده شان است و سه خواهر و سه برادر دارد. هنگامی که او سال 1348 در بیمارستان امام رضا (ع) به دنیا می آید اسمش را رضا می گذارند، اما در شناسنامه اسمش
از نبرد خلیج فارس تا چ و به وقت شام به تلویزیون می آید
وارد دهکده ای بد نام شود. دهکده ای که پسر کلانتر هر کاری دلش می خواهد در آنجا انجام می دهد. اما او چاره ای ندارد و وارد دهکده می شود و ناخواسته با پسر کلانتر روبرو می شود. بدون هیچ دلیلی پسر کلانتر با او درگیر می شود. پل برای دفاع از خودش با مشت پسر کلانتر را می زند و همان شب از دهکده خارج می شود. اما پسر کلانتر و افرادش او را تعقیب کرده و در دل شب و در خواب او غافلگیر کرده و پس از این که سگش را جلوی
ربیعی: دنیا بدون قاتل سلیمانی، جای امن تری است
به عنوان سال طلایی صنعت پتروشیمی است وی بیان داشت: بهره برداری از 17 طرح پتروشیمی برای سال 99 به عنوان سال طلایی صنعت پتروشیمی برنامه ریزی شده است به طوری که ظرفیت صنعت پتروشیمی در پایان امسال به بیش از 90 میلیون تن در سال خواهد رسید. تاکنون 9 طرح به بهره برداری رسیده است. ربیعی تصریح کرد: برنامه ریزی برای تدوام توسعه صنعت پتروشیمی در سال های آتی نیز انجام شده است به طوری که
جدیدترین اخبار رسمی از کرونا در ایران/ تعداد قربانیان کرونا در کشور از مرز 55 هزار تن گذشت
و این بیت آمد: نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد که روز مهنت و غم رو به کوتهی آورد این بیت برای من به آن معنا بود که در حال حرکت به سوی کنترل بیماری هستیم. او در ادامه با اشاره به این که این روزها یادآور روزهای دفاع مقدس است، تصریح کرد: مانند همان روزها همه کنار هم ایستاده ایم. امروز تمام دستگاه های اجرایی، تمامی اعضای کابینه، نیروهای مسلح، ارتش، قوه قضاییه و
خاموشی معابر تهران و زورگیری
با وجود سرما بی برقی نداشته باشیم معقول و منطقی است که برق مصارفی که ضروری نیست قطع شود. همان شیوه ای که در تابستان در روز های اوج مصرف با مصرف کنندگان غیرضروری انجام می شد یا شدت عملی که با ساختمان های دولتی یا کارخانه ها می شد. الان به ظاهر خاموش شدن روشنایی بزرگراه ها و معابر آن هم در ساعتی که طبق تصمیم ستاد ملی مبارزه با کرونا با منع تردد مواجهیم نباید آسیب زا باشد. اما این تصمیم به ظاهر منطقی
آرزو دارم روستانشین شوم
است. گاهی مردم وقتی من را درحال خرید می بینند، تعجب می کنند. پس ارتباطتان با مردم خوب است و در دسترس شان هستید؟ آنها همیشه من را می بیند و دسترسی به من برایشان مقدور است. من دوره های دوم و سوم عضو شورایاری محله بودم که این دوره ها 10 سال طول کشید. تعاملات خوبی با شهرداری ناحیه 3 و منطقه8 و شورای اسلامی شهر تهران داشتیم. در بازدیدهای محلی بودیم و مردم من را می شناسند. با همه این
داستان/نفس گیر
همه چیز وهمه جا و رنگ وفرم همه چیز را عین بوم نقاشی آبرنگی، درهم وبرهم کرده است. همه چیز و همه جا، راه افتاده است و چکه می کند. نه به توصیه مادرم، بلکه وظیفه خود می دانم که چشم ازش برندارم. نصفه ونیمه نه، تمام وکمال می پایمش. حضورش را غنیمت می شمارم. تا یاد دارم مغرور بوده، به هیچ بنی بشری اجازه نمی دهد هیچکدام از کارهای شخصی اش را انجام بدهد.نظم ونظام؛دوتا اصل واولویت زندگی اش بوده است. جناب
همسرانه ای از 6 سال جهاد غریبانه شهید ابوزینب
حرم ممکن است از یک منطقه یک نفر برود. وقتی هم باخبر می شدند فلانی رفته سوریه همه رویش زوم می کردند تا از دلایلش سردربیاورند. واقعا سخت بود. مدافعان حرم خیلی غریب تر از رزمنده های دفاع مقدس بودند. یادم هست همان موقع که دلم از نیش و کنایه ها پر بود تلفنی همسرم را خیلی اذیت کردم. به او گفتم: چرا نمی آیی؟ گفتم: تو دوستم نداری. به من گفت: این چیزها را چه کسی در گوش تو خوانده؟ گفتم
اجرای طرح زمستان گرم
جنوب منطقه 14 سرریز می شوند. او می گوید: پاتوق آنها در زمین های بی دفاع محدوده ناحیه 5 و زیر پل شهید محلاتی و امام علی(ع) در محدوده ناحیه 4 است. برای رفع این معضل باید بهزیستی همکاری کند و چون این اقدام آن طور که باید صورت نمی گیرد روز به روز بر تعداد افراد آسیب دیده افزوده می شود. به گفته این مسئول، گرمخانه منطقه 14 ظرفیت 60 نفر را دارد و اگر نیاز باشد به صورت کف خواب تا 90 نفر را می توان
خاموشی معابر تهران و زورگیری
خانه های مان با وجود سرما بی برقی نداشته باشیم معقول و منطقی است که برق مصارفی که ضروری نیست قطع شود. همان شیوه ای که در تابستان در روزهای اوج مصرف با مصرف کنندگان غیرضروری انجام می شد یا شدت عملی که با ساختمان های دولتی یا کارخانه ها می شد. الان به ظاهر خاموش شدن روشنایی بزرگراه ها و معابر آن هم در ساعتی که طبق تصمیم ستاد ملی مبارزه با کرونا با منع تردد مواجهیم نباید آسیب زا باشد. اما این تصمیم
ماجرای احداث گرمخانه در منطقه باغ آذری تهران چه بود؟
شود به رویداد 24 می گوید: سال هاست که زنان و مردان معتاد و بی خانمان در اطراف ترمینال جنوب و پارک روبه روی راسته بلور فروش در منطقه حضور دارند و حتی در ملاعام اقدام به مصرف مواد می کنند. این افراد در تمام محلات منطقه پراکنده هستند. به نظر من وجود یک گرمخانه می تواند این افراد را جمع آوری کرده و به جایی اینکه در سطح محله حاضر باشند به گرمخانه مراجعه کنند. وی ادامه می دهد: بیشتر افراد
گذران زندگی با فروش 10 هزار تومانی دندان میت
شعار سال: ساعت سه بعد از ظهر پارک شوش نرسیده به خیابان ری کمی آن طرف تر از پاساژهای بزرگ کریستال و بلور؛ پاتوقی است برای معتادان، اهالی این پارک همه در همین حوالی می خوابند، بیدار می شوند و زندگی می کنند، چه در روزهای گرم تابستان و چه در شب های سرد زمستان، شنیده بودم شب ها معتادان بیشتر در این پارک و مناطق اطراف آن هستند، اما وقتی وارد پارک شدم، با تعداد زیادی از معتادان مواجه شدم که در کنار هم
آخرین نفس های یک خانه تاریخی در قزوین
رها شد. دودِ این عدم هماهنگی بین سازمان ها به چشم اهالی رفت؛ مثل پیرمردی که یک بار به جای تمام گلایه ها و شکایت هایش که مسئولان نشنیده بودند، بغض گلویش را بر سر من فریاد کرد و گفت که مگر من چند سال دیگر زنده ام که هر روز مقابل خانه ام خانه های خراب فامیل و دوستانم را ببینم؟ حالا اما نه آن محله مانده، نه خانه ها و آدم هایش، نه حتی پنجره ای برای خانه مؤمنان که از پشت آن بشود این
برای یک لقمه نان
ساماندهی این دستفروشان به شهرداری منطقه معرفی کرده است. یکی ابتدای خیابان شمشیری است که گاراژ اسلامی نام دارد و مدت کوتاهی هم ساماندهی آنها در این گاراژ اتفاق افتاد. اما چون مالک گاراژ با شهرداری دچار اختلاف شد، بساطی ها دوباره به پیاده رو 3 متری خیابان شمشیری سرازیر شدند. مکان دوم انتهای خیابان شمشیری در خیابان صفری است که فضای بی دفاع شهری وسیعی در آن وجود دارد. فضایی که محل تجمع معتاد و سارق هم
پایان تلخ یک عملیات
شدند. از آن صبح بورانی و سرد و البته غمبار سه روز می گذرد و سرانجام تکلیف حادثه ریزش بهمن و گرفتار شدن کوهنوردان تهرانی در سرمای استخوان سوز کوه های تهران با جان باختن 11 کوهنورد مشخص شد. برخی خانواده ها در حال برگزاری مراسم عزاداری برای کوهنورد جانباخته خود هستند و برخی دیگر خوشحال از این که عزیزان شان صحیح و سلامت دوباره به خانه بازگشته اند. این اتفاقات در شرایطی می افتد که
به قدس خواهیم رسید
آدرسش در دمشق را به دست آورم. با کمک آقای فتحی نظام و دفتر سازمان هنری- رسانه ای اوج در کشور سوریه به منزل آقای صفوح در یکی از محله های حومه شهر دمشق رفته و گفت وگویی با ایشان ترتیب دادیم. آقای فتحی نظام در طرح سوالات و تکمیل گفت وگو و نیز ترجمه این مصاحبه یاری قابل توجهی داشت. جناب آقای صفوح! کمی درباره محل تولدتان و خلاصه ای از زندگی و شرایطی که در این سال ها بر شما گذشته برای مان