سایر منابع:
سایر خبرها
عابدزاده: امیر را با خودم به تمرین می بردم تا همه چیز را ببیند/ در تیم ملی زمان قدیم با استرس بازی می ...
به گزارش خبرنگار ورزشی شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ مراسم پنالتی با امیر عابدزاده به همت مؤسسه خیریه حمایت از جوانان مبتلا به سرطان محمدحسین رضوی، در محل آکادمی ملی المپیک و پارالمپیک برگزار شد. احمدرضا عابدزاده درباره عملکرد پسرش درون دروازه تیم ملی فوتبال ایران اظهار داشت: امیر بچه نیست و خوب کار می کند. خدا را شکر می کنم فرزندم روز به روز بهتر می شود و امروز می بینیم شادی مردم برای
روایت نوجوان انقلابی و بدحجابی های خانم معلم/ جایی که قرار بود بروم، رفتم
از مجتبی هم خداوند یک دختر به ما عنایت کرد. من روضه میخونم، شما هم گریه کنیم مادر شهید از علاقه مندی های مجتبی می گوید و ادامه می دهد: کار هر روزه اش بود که بچه های خواهرم و چند دختر و پسر همسایه را که همه پنج شش ساله و هم سن و سال بودند، در خانه جمع می کرد، چادرم را دور سرش می پیچید، توی اتاق روی یک متکای بزرگ می نشست و در حالی که تکه چوبی در دستش بود، به بچه ها می گفت من
اختیار به ستادهای استانی برای اعمال محدودیت کرونایی
است که متأسفانه تاکنون تنها 17ونیم میلیون نفر دوز سوم واکسن را تزریق کرده اند که لازم است بقیه نیز دوز سوم را تزریق کنند. رئیس کمیسیون بهداشت گفت: همچنین توصیه شده است با موافقت والدین کودکان 9 تا 12 سال هم واکسن پاستوکووک یا سینوفارم تزریق کنند این هم به کاهش مبتلاها کمک می کند.
شهیدی که چراغ راه پدر شد
برادرت ببریم. داود بغض کرد و گفت شما فقط چند روز است از پسرت دور شده ای، من که چند سالی است از او خبر ندارم چه کنم. زمانی بود که همسرم آمد در خانه، حسین را گرفت و با خودش برد. از خانواده من هیچ کس راضی نبود که پسرم را به او بدهم. این خانم یک هفته به بچه من رسیدگی کرده بود. گفتم: من که تا به حال او را بزرگ کردم تا 18 سالگی هم زحمتش را می کشم و امضا دادم که تا 18 سالگی در کنار خودم باشد و
دو راهی خانه یا مدرسه؛ دغدغه والدین در ایام کرونایی/ تاخت تاز اومیکرون مدارس را به تعطیلی کشاند
موجب زخم عمیقی بر نظام آموزشی کشور شده که التیام آن نیاز به مدت زمان فراوانی دارد. وی گفت: در طی دو ماه اخیر با بازگشایی موقت مدارس به صورت دو روز در هفته همواره این دغدغه را دارم که بچه هایم در مدارس بعلت عدم آشنایی کامل با رعیت اصول بهداشتی به این ویروس کثیف مبتلا نشوند. این مادر کردستانی گفت: تنها دغدغه ما والدین به رفتن مدرسه خلاصه نمی شود آموزش آنلاین موجب بروز دردسرهای
وقتی خودتان را در اولویت قرار نمی دهید / عفت حیدری
ممکن است آنها فکر کنند فرد وحشتناکی هستیم.و وقتی آنرا در کتابی نظیر این کتاب مطرح کنیم؛ شما می بینید که چقدر همه چیز دیوانه وار است. یکی از مراجعان اخیرا مثالی از این الگو برایم زد.او برای به دنیا آوردن بچه اش و رفتن به بیمارستان برنامه ریزی کرده بود.بچه های بزرگترش به مدرسه رفته بودند و او خیال داشت یک روز قبل از آن که به بیمارستان برود در آرامش به سر ببرد و استراحت کند. بنابراین وقتی که
خاطره رهبری از روز بازگشت امام به وطن
بروند استراحت کنند! روی پله ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. به هرحال، خسته نباشید گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند. البته فردای آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علویِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوی شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آن جا بود. این خاطره به یادم مانده است. منابع: گفت و شنود صمیمانه حضرت آقا با جوانان و نوجوانان در سال 76 دفترچه خاطرات انقلاب انتهای پیام ...
کاش امروز نوبت دوچرخه باشد
گرفت و برای خودش بچه معروف می شد. بار اول لابه لای روزنامه ی همشهری که بابا عادت داشت هر روز بخرد، سروکله اش توی خانه و زندگی مان پیدا شد. تا روزنامه را دست بابا می دیدم به اُمید این که امروز نوبت دوچرخه باشد می گفتم: کوچولوهاش واسه ی من. اسمش را گذاشته بودند دوچرخه تا لابد یک دَم، جایی بند نشود! تندتند رکاب بزند، هفته به هفته، کوچه ها را یکی یکی ویراژ بدهد و بچه های هرمحل را پشت سرش
خطر به کودکان نزدیک تر می شود
اند ولی به علت فقر، کمتر دنبال تشخیص و درمان بیماری می روند. دانش آموزان و خانواده هایی که این معلم با آنها رخ به رخ آشناست اعتقادی نیز به تزریق واکسن برای بچه ها مخصوصا برای بچه های کمتر از 12 سال ندارند که او چرای آن را این چنین برایمان توضیح می دهد: همه همکاران ما در مدرسه سه دوز واکسن را تزریق کرده اند ولی چند روزی است تعدادی از آنها باز مریض شده اند، برای همین خانواده هایی که مطلع شده اند، می
توضیح آموزش و پرورش درباره پرداخت غرامت 15 میلیون تومانی بابت فوت دانش آموز
نامحدود پرداخت می شود. کریمی فر درباره مراکز درمانی که طرف قرارداد آموزش و پرورش هستند، گفت: فرهنگیان می توانند با ارائه کد ملی از همه تعهدات درمانی رایگانی که در مراکز درمانی طرف قرارداد برای فرهنگیان در نظر گرفته شده است استفاده کنند. وی تاکید کرد: : تعداد 5 هزار و 500 بیمارستان و مرکز درمانی طرف قرارداد در سراسر کشور مشغول ارائه خدمات درمانی به فرهنگیان شاغل بیمه شده به همراه
7 لحظه ای که کودکان به آرامش نیاز دارند
و ازدواج خواهد کرد. بنابراین این مسلم است که تجربیات کودکی بر شخصیت و رفتار افراد در بزرگسالی اثرگذار است و والدین می بایست وظایف خود را در این راستا به خوبی در دوران کودکی بچه هایشان ایفا کنند. ظرفیت های شناختی، فکری و روانی که خداوند در دستگاه عصبی نوزاد قرار داده پس از تولد به فعلیت می رسد و چند سال ابتدایی زندگی برای هر کودکی بسیار حائز اهمیت است که چطور شخصیت و روان او در بزرگسالی
همرزم من دست قطع شده اش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
برای شناسایی رفته اند، ولی برنگشته اند. شما مواظب باش عزیزان ما به پروانه نخورند! اتفاقاً در همان مسیری که می رفتیم ساعت 10:30 به یک غواص برخوردم که داخل آب بود. ایشان را داخل قایق آوردم. سؤال کردم بچه های دیگر چه شدند؟ گفت ما سه نفر بودیم، دو نفر دیگر همان روز اول شهید شدند و من مجروح شدم و دو روز با نی از زیر آب تغذیه می کردم. سعی کردیم ایشان را به عقب منتقل کنیم، ولی متأسفانه حین راه شهید شد. با
رشد انفجاری امیکرون؛ ضرورت بازگشت سریع محدودیت ها
بسیار بیشتر و شاید 10 برابر بیشتر از این میزان است ضمن اینکه افراد بسیار زیادی برای تست مراجعه نمی کنند. با این روند ممکن است به جایی برسیم که نتوانیم از همه مبتلایان تست بگیریم. زمانی برای اعمال محدودیت ها استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران ادامه می دهد: گر چه درصد میزان کشندگی این ویروس کمتر از سویه های قبلی است اما وقتی ده ها و بیش از صدهزار نفر در روز به این ویروس مبتلا شوند
9 مدافع حرم زیر یک سقف!
تهران در کارگاه پسرعمه اش، و خودش آمد به خانه. از خانه رفت کربلا؛ وقتی برگشت گفت می خواهم بروم سوریه. دوباره اعزام شد. **: یک مقدار آهسته تر برویم جلو. گفتید هفت نفر بودند. چه مدت آن هفت نفر در خانه شما ماندند؟ همسر شهید: بله، هفت نفر بودن و یک و نیم ماه ماندند. **: سخت نبود هفت نفر با اینکه خودتان هم سه تا بچه داشتید، یک و نیم ماه در خانه شما ماندند؟
نگاهی به استمرار چرخه معیوب اعطای تابعیت از مادر به فرزند
میلیون تومان پول تهیه کنم، اما این مبلغ برای ما راحت نیست. برای ما که به سختی می توانیم شکم بچه هایمان را سیر کنیم. حالا چند ماه است در به در دنبال یک خیر هستم تا پول تست را آماده کنم. فکر اینکه بعد از این کار دخترم می تواند شناسنامه دار شود، تنها چیزی است که آرامم می کند . با وجود شماره ملی اکتسابی این همه نگرانی برای چیست؟ تمامی این سخت گیری ها در شرایطی است که تابعیت اعطا
نقش آفرینی ارسلان قاسمی در فیلم سینمایی لایه های دروغ
اذیت می کردیم. هر روز یکی مان بهانه می گرفت و مثلا می گفت خسته ام و سر کلاس نمی روم و... امیدوارم آقای رجبی هرجا هست از سر اذیت هایی که کردیم، بگذرد. بعد از در چشم باد که به مدرسه عادی آمدی، مشکلی نداشتی؟ هماهنگ کردن خودم با بقیه بچه ها برایم سخت بود. از مشق متنفر بودم و عادت کرده بودم وقتی ماسوله بودیم، مشق ننویسم. لای کتاب را باز نمی کردم و فقط سر کلاس گوش می دادم و یاد می
مادران فرزندانشان را از آتش نمرودیان نجات دهند
تو راضی باشد. آموزش اخلاص به فرزندان از کودکی وی تأکید کرد: مادران باید یاد بگیرند بچه ای تربیت کنند که در برابر شیطان دفترچه بیمه یعنی اخلاص در کار داشته باشند. وی با یادآوری جنگ نامتقارن در هشت سال دفاع مقدس گفت: این ملت به برکت خون امام حسین علیه السلام به برکت نفس علما و ذات خوب خودشان، از مبانی محکمی برخوردار بودند در حالی که در این هشت سال دنیا یک طرف و این
نبرد غریبانه بانوان با بیماری سرطان
پیش او را به خاطر این بیماری از دست دادم، نمی دانم، چه کنم هیچ پس اندازی ندارم، چند ماهی است که شوهرم من را به بهانه کار در تهران رها کرده است و اصلا خبرم را نمی گیرد. او می گوید: مستاجرم، بچه دارم، دست تنهام، شما بگویید با دست خالی چطور خرج درمان را بدهم، چطور باید شیمی درمانی انجام بدهم، هرچی داشتم و نداشتم برای شیمی درمانی و تهیه داروهای جورواجور و گران مادرم هزینه کردم.
جولان اومیکرون
انجام تست کافی، تعداد مبتلایان به 300 تا 400 هزار نفر در روز برسد. طبرسی افزود: با افزایش موارد ابتلا، قطعا تعدادی از بیماران نیاز پیدا می کنند در بیمارستان بستری شوند که این موضوع می تواند به چالشی برای نظام سلامت کشور تبدیل شود. وی با عنوان این مطلب که دوره پیک اومیکرون بین یک ماه تا 45 روز خواهد بود، گفت: بایستی با اتخاذ تدابیری، جلوی شدت پیک را بگیریم. هر گونه علائم
دو هزار سال پس از تادئوس مقدس
فکرشهر: ارامنه از همه جای جهان به قره کلیسا می آیند و مراسم غسل تعمید و نامگذاری بچه ها و دعا و نیایش دارند. به هر حال این کلیسا اولین کلیسای جامع جهان مسیحیت است. به گزارش فکرشهر، روزنامه ایران نوشت: زمین پوشیده از برف است و آرامگاه ساندخت در نور تند صبح زمستان می درخشد. این جاده همان جاده ای است که یهودا یا تادئوس، حواری عیسی مسیح(ع) در سال 66 میلادی برای بشارت دین نوظهور در آن پای
هر زبان، دریچه ای جدید است
کشورهای گوناگون لذت بیش تری ببریم. چندسال در زمینه ی ترجمه ی شفاهی هم فعالیت کرده ام و در برنامه ها و همایش ها و جلسه های گوناگون با موضوعات متنوع مترجم بوده ام. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و ورزش. در جریان این کارها دوست های خوبی هم از کشورهای گوناگون دنیا پیدا کرده ام که هنوز با گذشت سال ها با هم در ارتباطیم. مثلاً یک بار از طرف مدرسه ی فوتبال باشگاه بارسلونا دوره ی چندروزه
رفتارهایی که افراد باتجربه برای رفع مشکلات زندگی مشترک کردند
نقد ها را با من در میان می گذارد. من نظرم را می گویم و مسئله را تحلیل می کنم و او در رد و یا قبول نظرم صحبت می کند و به نتیجه می رسیم. گذشت زمان من 33 ساله و همسرم 40 ساله و 10 سال است ازدواج کردیم. بچه ای نداریم، اما در زندگی مسائلی که موجب اختلاف ما بوده را داشته ایم. همه مسائل در روند صحبت ها رو به حل شدن می روند. من و همسرم در نوع برگزاری مهمانی و یا ارتباط با خانواده های
ماجرای ترور دختر 14 ساله به دست منافقین
سرش را روی پاهایم می گذاشت. بدون هیچ گریه و اعتراضی درد را تحمل می کرد. زینب از همه بچه هایم به خودم شبیه تر بود. صبور، اما زرنگ و فعال. از بچگی به من در کار های خانه کمک می کرد. مثل خودم زیاد خواب می دید. خواب در زندگی من و زینب نقش عجیبی داشت. زینب بیشتر از اینکه دنبال لباس وخوردن و بازی باشد. دنبال نماز و روز و قرآن بود. همیشه می گفتم از 8 تا بچه های جعفر شوهرم زینب سهم من است. انگار
دنیای پر شور نوجوانی!
دوست دارد و آن ها را نوش جان می کند. *** انتشار یک نشریه ی دانش آموزی نوجوان پسند در مدرسه، یکی از دغدغه های بچه ها بود. اما همه اعتراف می کردند که هم کلاسی هایشان، به خصوص در روزهای کرونا، بیش تر در دنیای مجازی سیر می کنند. بحث به این جا رسید که نشریه ی مدرسه، شامل چه بخش هایی باشد تا بیش تر بچه ها را جذب خودش کند؟ ماهان: فشار درس ها، به خصوص در سال های
روایت های بانوان محله کارمندان دوم مشهد از روز های تظاهرات انقلاب اسلامی
دور که همه را با دقت و حوصله تعریف می کند. آن روز ها سی و چند سالی داشته، چند بچه قد و نیم قد و یک زندگی شلوغ پلوغ. با این حال در همه راهپیمایی ها شرکت می کرده. قبل از بیرون رفتن از خانه جیب هایش را پر از آجیل و خرما می کرده تا به دست بچه های کوچک گریان در راهپیمایی بدهد. چند چادر رنگی هم دور کمرش می بسته تا روی سرباز های فراری بیندازد. آن روز ها امام دستور فرار سرباز ها را داده بوده و
خاطرات جالب پورعلی گنجی از په په و ژاوی
/> بازی را باختیم و همه یک طرف گریه می کردند. داشتم اشک می ریختم که بچه ها گفتند مرتضی خودت را کنترل کن. بعد دیدم یک نفر به انگلیسی می گوید که ناامید نشو پسر و فوتبال همین است. یک لحظه متوجه شدم که صدایش خیلی آشناست و به صدای یک بازیکن معروف شبیه است؛ سرم را بالا آوردم و دیدم که په په است. به هر حال او یک دفاع جهانی بود و الگویی بود برای ما که من هم سریع رفتم بغلش! بچه ها بعدش گفتند که ما هر چه دلداری ات دادیم دست به ما نزدی ولی طرف آمد و رفتی بغلش! خیلی داستان جالبی بود.
رقم پیش بینی شده برای درآمدهای کرمانشاه نباید از میانگین کشور بالاتر باشد
استان، از تمام مدیران خواست از هم اکنون همه پیگیر رفع مشکلات کم آبی باشند. وی با تاکید براینکه چاه تمام ادارات و سازمان ها باید در مدار قرار گیرد، از تمام مدیران خواست در این زمینه همکاری لازم را داشته باشند. امیری مقدم گفت: باید طوری عمل کنیم که انگار کم آبی و مشکلات ناشی آن از همین فردا شروع می شود و نباید کار را به ماه های گرم سال موکول کنیم. امیری مقدم بر رفع
با پیراهن کربلا و مشهد، شهید شد + عکس
؛ احمدم پدرش وقتی شهید شد 18سال داشتم، بچه ام شش ماهه بود، شرایط سخت زندگی در فرهنگ افغانستان دیدم بعد هم که با هجوم دشمنان در سال 77 به ایران آمدم، بنا بر شرایطی که داشتم، دیگه همه می دانند مجبور به ازدواج مجدد شدم، به لطف خدا 5 فرزند دارم؛ ان شاالله در صراط مستقیم هدایت شوند؛ دعا می کنم برایشان، من یک درخواستی از مسئولین دارم اگر یک لطفی کنند و به این بچه هایم اگر شناسنامه بدهند بسیار ممنونم. چون
با پیراهن کربلا و مشهد، شهید شد
شکایت کردیم پیش امام زمانمان. آن موقع که پدر و همسرم را جلوی چشمم مثل حضرت زینب تیرباران کردند، من شکایت هایم را کردم پیش امام زمان، خدا را شکر دستگیرم شده است. از مسئولین تقاضایی که دارم؛ احمدم پدرش وقتی شهید شد 18سال داشتم، بچه ام شش ماهه بود، شرایط سخت زندگی در فرهنگ افغانستان دیدم بعد هم که با هجوم دشمنان در سال 77 به ایران آمدم، بنا بر شرایطی که داشتم، دیگه همه می دانند مجبور به