سایر خبرها
رزاق پور: بچه ها به من می گفتند احسان حاج صفی!
را شبیه احسان حاج صفی می دانستند و به همین اسم صدا می زدند. من در نیم فصل اول هم هم تیمی احسان حاج صفی بودم و فکر می کنم افتخار من است که با او مقایسه شوم، بازیکنی که کاپیتان تیم ملی و تراکتور است. رزاق پور در پاسخ به این سوال که به عنوان یکی از بازیکنان جوان لیگ برتر چه آینده ای را برای خود متصور است، گفت: الان با تراکتور قرارداد دارم اما دوست دارم در سریع ترین زمان لژیونر شوم تا هم به
من مهدی پاشازاده؛ متخصص معجزه سریع هستم!
کسی که نمرده گریه و زاری کنیم. این را بارها به بچه ها گفتم و ما باید تلاشمان در راستای چیزی باشد که می خواهیم و به حرف هیچ کس دیگری گوش نکنیم و فقط تمرکز تیمی مان را روی عمل به تاکتیک ها بگذاریم. مهدی پاشازاده هدایت شاهین را در حالی تحویل گرفت که وضعیت این تیم مطلوب نبود، چرا؟ خودش در این باره توضیح داد: من بارها این چالش را انجام دادم اما دیده نشد. من وقتی تیم اراک را گرفتم وضعیت خوب
جمله ای که نشد به شهید بگویم
، اما نتوانستم بگویم بارها در سوریه که بود تماس می گرفت و می گفت اگر شما نبودید ما نمی توانستیم اینجا بمانیم ولی هرگز من نتوانستم بگویم من را حلال کن و شفاعتم کن و آرزو دارم و از او می خواهم که هرگز تنهایمان نگذارد و دستمان را بگیرد.
بزرگ ترین مدرسه بی شناسنامه ها
بردند؛ به شیرآباد بزرگ ترین محله حاشیه نشین در شمال زاهدان. محله آدم هایی که زندگی شان با زمین های کشاورزی خشک شد. زنان آسیب دیده و مادران همیشه نگران. مردان بیکار و گاه اسیر اعتیاد. بچه های کار و آدم های بی نام و نشان. بچگی بچگی در شیرآباد سرگرم بودن با زباله هاست. امید بستن به بسته های فال و دسته گُل های سر خیابان یا بی هدف تاب خوردن در پیچ وخم کوچه ها. بچگی سعید با خیابان پیربخش
انتقاد چهره مردمی از توهین به خیرین در یک برنامه تلویزیونی
مدرسه در لرستان، یک مدرسه در گلستان و 6 مدرسه در خوزستان قرارداد بستیم و در حال ساختیم. اول مهر افتتاح می شود. خیّران 200 میلیارد برای ساخت مدرسه در استان های سیل زده تقبل کردند. من در آن جلسه 2 میلیارد تقبّل کردم و گفتم مؤسسه مهر گیتی 2 میلیارد تقبل می کند. بعد با خودم نشستم و گفتم دو میلیارد را کجا می آوری. فردا صبح یکی از خیّرین زنگ زد و گفت شما کجایید؟ گفتم دفتر. گفت من الان می آیم. آمدند و
پاشازاده: اکنون می ترسم که با تک تیرانداز من را بزنند! / آرزو می کنم من را ترور نکنند
ها را در دهان این بچه گذاشته و گفته من به او آمپول داده ام او در ادامه گفت: مصطفی ماهی پسری صاف و صادق و بچه روستا است. من فایل مکالمات او را دارم که به من زنگ زد و گفت از 4 - 5 روز پیش به من زنگ زدند و گفتند چرا هیچ صحبتی نمی کنی. به عنوان یک مربی، کار من در زمین است. کادرپزشکی و بدنساز در دارم که کارشان را انجام می دهند. هر جا رفتم، به همه گفتم که هر دارویی مصرف می کنند، باید بگویند و
پاشازاده : باید تیم مطبوعاتی، ضد مین و جاسوسی هم داشته باشم
گرفتند. می خواهم بگویم چرا وقتی زورشان نمی رسد و این فرهنگ اشتباه را داریم که وقتی کسی موفق می شود پشتش حرف می زنیم تا او را پایین بکشیم. این کار را نکنیم و یاد بگیریم. من اول بازی سمت هیچ مربی نمی روم اما آخر بازی شش گل هم بخورم می روم و به حریف تبریک می گویم. سعی نکنید نتایج بازی را بیرون زمین رقم بزنیم؛ در این سه روز سخت ترین روزهای زندگی ام بود و حتی وقتی در تیم ملی به ناحق روی نیمکت قرار گرفتم
شاهین برابر پارس جنوبی از ابتدا کنترل بازی را در دست گرفت
خطا نبود و به اشتباه اعلام شد. سرمربی تیم فوتبال شاهین شهرداری بوشهر گفت: سه روز گذشته سخت ترین روزهای فوتبال من بود زیرا خواستند اسم من را خراب کنند. پاشازاده ادامه داد: برخی به دنبال این بودند که حاشیه درست کنند ولی با این وجود قبل از بازی نیز اعلام کردم جنگ روانی آنها تاثیری روی من و تیمم نخواهد داشت. وی یادآور شد: برخی نیز از سه روز قبل به بازیکنانم زنگ زدند
پاشازاده: در سه روز گذشته خیلی روی من فشار آوردند
سه روز گذشته خیلی روی من فشار آوردند. *چگونه یک دلال به بازیکنان ما زنگ می زند و می گوید شما دوپینگ مصرف می کنید، مراقب باشید که افسر دوپینگ می آید! آنها از همه اتفاقات باخبر بودند. بیشتر بخوانید: پاشازاده: کنترل بازی را دستمان گرفتیم/فقط من را ترور نکردند؟! انتهای پیام/
پاشازاده: حرفم را در زمین زدم
ما زنگ زدند. ما از پلیس فتا پیگیری می کنیم. او ادامه داد: نتیجه آزمایش دوپینگ آقای ماهی مشخص است، این بچه را اذیت نکنید. سرمربی شاهین شهرداری بوشهر گفت: این همه هجمه علیه تیم من و نام من انجام گرفت. من برای مملکت زحمت کشیدم. در تیم ملی حقم را خوردند. اولین کسی بودم که در آلمان مدرک مربی گری گرفتم و با پنج تیم قهرمان شدم. پاشازاده ادامه داد: گفتم حرفم را در زمین می
پارس جنوبی 0- شاهین 2؛ معادلات بهم خورد!
اتحادخبر: شاگردان پاشازاده دست به کار بزرگی زدند و در هفته ای که امکان سقوط آنها وجود داشت، به برتری در زمین پارس جنوبی رسیدند. به گزارش "ورزش سه"، شاهین شهرداری قبل از تعطیلی کرونایی لیگ برتر نتایج خوبی با میشو به دست آورده و امیدش به بقا در لیگ برتر زیاد شده بود، اما آنها با شروع مجدد بازی ها نتایج کاملا متفاوتی گرفتند و عملکردی داشتند که تا پیش از بازی های هفته بیست و هفتم با 18
نقش بعضی مربیان در دوپینگ بازیکنان!
تیتر20- بازیکن سابق سرخپوشان پاکدشت اتهام بزرگی به مهدی پاشازاده زد. او که سال گذشته به خاطر دوپینگ 4 سال از فوتبال محروم شد، حالا می گوید پاشازاده عامل دوپینگش بوده است. ماهی در تازه ترین مصاحبه خود گفت سرمربی سابق سرخپوشان به او و دیگر بازیکنان آمپول هایی می داد تا تزریق کنند. بعد از این ادعاهای عجیب ماهی حجت الاسلام علیپور رئیس کمیته صیانت سازمان لیگ توضیحاتی می دهد. *آقای علیپور
از خانه تا مسجد جامع | روایت یک ساعت پیاده روی در خیابان های هرات
. جواد، بچه کاکا جمعه ، قبلا آدرس آن را برایم کروکی کشیده بود که مبادا گم بشوم و گفته بود هرجا به کمک احتیاج داشتم فورا با او تماس بگیرم تا خودش را برساند. جواد فقط 22 سالش بود. از پانزده سالگی شاگردی مغازه موبایل فروشی را می کرد و الان که برای خودش مردی شده است، مغازه کوچک خودش را در یک پاساژ در چوک (میدان) گل ها اداره می کند. جوانی است با رؤیا های بزرگ و از خیلی جهات شبیه به من است
طنین گریه و شیون، موسیقی متن بیمارستان در روزهای کرونایی
کنیم. حالم واقعا خوب نیست. پدری رو فرستادم که پالس اکسیمتر و اکسیژن ساز برای مریضش که در خونه بستری بود تهیه کنه. نصف روز گشت و آخرش با خوشحالی بهم زنگ زد که تونسته وسایل رو تهیه کنه ولی با پنج برابر قیمت قبل. نمیدونم چقدرش مربوط به اوضاع نابسامان ارز و دلاره ولی میدونم قسمتیش مربوط به وجدان غافل و خودخواهی و سودجویی بعضی آدماست که حتی بدبختی عده ای، برای اون ها یه جور خوشبختیه!!
استثمار کودکان به شیوه اینستاگرامی!
شعار سال: معمولا تصویری که از کودکان کار در ذهن خود داریم، بچه هایی با لباس های کهنه، ژولیده و دست هایی سیاه در چهارراه ها و معابر هستند، کودکانی که به جای تحصیل، به ساعت ها کار در روز و گرسنه خوابیدن محکوم هستند اما این همه ماجرا نیست. اگر سرکی به اینستاگرام بکشید، می بینید کودکانی با خنده های استثمار شده ، فعالیت همان کودکان کار را انجام می دهند؛ یعنی کسب درآمد. اما کار کودک به کسب
خاطرات خواندنی زنان یک روستا از سال های جنگ
هایی که شهید می شدند و پیرمردهایی که هوای جوان ها را داشتند و چاق هایی که می خنداندند. در همان عالم کودکی با شهید شدن شخصیت ها اشک می ریختم و با پیروزی رزمنده ها شاد می شدم. فیلم ها در سال های ابتدای جنگ حماسی بودند و دعوت کننده. در سال های پس از جنگ اما توجه به آسیب های جنگ بیشتر بود. جنگ زده ها، مادران چشم انتظار، جانبازان بی وفایی دیده، بچه های رنج کشیده و ماهی های از آب گل آلود صید شده.
قائمی:سلامتی خانواده ام مهمتر از آمدن سرمربی خارجی است
با وجود شرایط بد اقتصادی و کرونا سردرگم شده اند . آرامش قبلی در زندگی مردم نیست. *وضعیت استان گلستان هم قرمز است؟ استان ما موج اول کرونا را خیلی خوب کنترل کرد و شرایط این قدر وخیم نبود اما با اوج گیری دوباره ، انگار ترس مردم از کرونا ریخته و شرایط برایشان عادی شده که به زندگی قبل برگشته اند و حتی مسائل بهداشتی و فاصله اجتماعی را رعایت نکردند و مراسم عروسی ها حال استان را خراب کرد
روان شناسی ایستگاه های مترو در ژاپن
دیگر موضوعی استرس زاست. در سال های گذشته یک صدای اعصاب خردکن هم تشدیدکننده ماهیت استرس زای سفر بود: زنگ اعلام نزدیک بودن زمان خروج قطار از سکو. این زنگ همراه می شد با انفجار صدای سوت مأموران ایستگاه قطار؛ سوتی که در واکنش به دویدن مردم روی پله ها برای رسیدن به سکو و جلوگیری از بسته شدنِ درِ قطار نواخته می شد. در سال 1989 برای آرام کردن این محیط پرسروصدا و استرس زا، مهم ترین اپراتور مترو در ژاپن با
اعتراضات علیه نتانیاهو به دیگر کشورها کشیده شد
آمریکایی بوده است که علیه نخست وزیر جنجالی رژیم صهیونیستی دست به تظاهرات زدند. همزمان اعلام شد که اعتراضات دیگری نیز در نیویورک، لندن و برلین برای روز یکشنبه برنامه ریزی شده است. معترضان شرکت کننده در این اعتراضات ها همبستگی خود را با مخالفان نتانیاهو در سراسرجهان اعلام کردند و خواستار پیگرد قانونی نخست وزیر جنجالی رژیم صهیونیستی شدند. اعتراضات صورت گرفته و برنامه ریزی
پاشازاده: گفته بودم حرفم را در زمین می زنم/ فقط مرا ترور نکردند!
طا نبودند، خطایی که وسط زمین اتفاق افتادند. همان پنالتی که در سیرجان به ضرر ما پنالتی گرفتند همان صحنه پشت هجده قدم ما در این بازی اتفاق افتاد و بازیکن حریف آمد و ما صاحب توپ بودیم، به صورتی زد که خودش افتاد و خطای بازیکن ما را گرفتند. سرمربی تیم فوتبال شاهین شهرداری بوشهر گفت: سه روز گذشته، سخت ترین روزهای فوتبال من بود، چرا که خواستند اسم مرا خراب کنند و دنبال این بودند که حاشیه درست کنند. من قبل از بازی اعلام کردم این مسائل تأثیری روی من و تیمم نخواهد داشت. از سه روز قبل به بازیکنان من زنگ زدند و از طریق پلیس فتا پیگیر می شویم. فقط در این ...
واکنش ترکیه ای ها از فینالیست شدن خانواده تبریزی / خرید خانه برای ایتام با جایزه دور اول مسابقه
در اینترنت بودم که تبلیغات مسابقه خانه ما را دیدم و شانسی ثبت نام کردم. فصل 4 برنامه برگزار شده بود، یک روز دیدم زنگ زدند خواب بودم گفتند از خانه ما هستیم و خواستند بیایند مصاحبه، 800 خانواده از تبریز شرکت کرده بودند بعد از اینکه از همه تست گرفتند ما چون جلوی دوربین راحت بودیم، انتخاب شدیم. همه کشور ما را دید جز استان خودمان! او ادامه داد: در آیتم های برنامه خانه دوربین مخفی
8 روایت دردناک از قرنطینه خانگی مبتلایان به کرونا و مبارزه آن ها برای غلبه بر بیماری
کردم. خیلی از اخبار ناامیدکننده بود. به ندرت گاهی خبری، دلم را خوش می کرد. پست اینستاگرامی ای که یکی از همکاران معلمم درباره ابتلایم به کرونا گذاشته بود، مجبورم کرد در روز های اول، ساعات زیادی را به جواب گویی تلفن های دوستان و همکاران بگذرانم. همکاران معلم و دوستانم مدام زنگ می زدند. همه حرف ها به کرونا ختم می شد. بعد از قطع تلفن بیشتر از اینکه خوشحال باشم، حس بدی آمیخته با عصبانیت
شیرزن کارخانه
از جبهه برگشت؛ اما بار چهارم که رفت دیگر برنگشت. پسرم در شلمچه شهید شد و به علی اکبرم پیوست. فرزند امانت است طاهره خانم از ماجرای شهادت جواد می گوید. از روزهایی که علت رفت و آمد اقوام به خانه شان را متوجه نمی شد: جواد شهید شده بود. خواهر و برادرهایم خبر داشتند؛ اما به ما حرفی نمی زدند. بابای بچه ها همان روزها عازم سفر به سوریه بود. او با هواپیما به تهران رفت تا از آنجا به سوریه
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
/> یک بنده خدایی به شوهر خواهرم زنگ زد و گفت قرار است فردا تمام نیروها به ایران برگردند. روز عملیات هم به پدرم گفتم با دوستانشان تماس بگیرند و از سلامتی آقا محمد خبر بدهند. تماس که گرفتند گفته بودند که کازرون شهید داده، زخمی هم داده؛ اما آقا محمد صحیح و سالم است و حتی یک خراش هم برنداشته. بنده هم خیالم راحت بود. یکی از اقوامشان هم آنجا بودند و گفتند که خودم آقا محمد را دیده ام، و این در حالی بود که
سر سجاده نماز هدف"خمپاره 60" دشمن شدم
خانواده مذهبی و سنتی متولد شدم. در سنین کودکی مثل همه بچه های روستایی با فوتبال، هفت سنگ و دوچرخه سواری سرگرم می شدم و از 9 سالگی به بعد هم تابستان ها همراه پدرم که کشاورزی می کرد به زمین می رفتم و برای او هیزم جمع می کردم. وضعیت تحصیلی شما در آن دوران به چه شکل بود؟ مدرسه روستای ما فقط مقطع دبستان و راهنمایی را تدریس می کرد و برای ورود به دبیرستان باید به مرکز شهر می رفتیم. من هم
اصرار به مرگ
/> وسط بزن و بکوب، داماد سر در گوش عروس کرد و گفت: کاش عروسی را عقب می انداختیم، من چند روزه که حال خوبی ندارم. مهمان ها گناه دارند. در عوض، عروس خیره به دوربین لبخندی زد و وقتی داشت غرولندش را پشت همان لب سرخاب مالیده اش پنهان می کرد، گفت: تو هیچیت نیست. فقط خسته ای. چند روز است بدو بدو می کنیم و تو حسابی خسته شدی. امشب که عروسی تمام شد تا یک هفته برای خودت بخواب و من نامردم
فری از دینامو درسدن سرمربی استقلال می شود؟
. زندی بعد ها اعتقاد داشت آن روز، یکی از بهترین روزهای تاریخ فوتبال ایران بوده: بردیم. به من خیلی خوش گذشت. اولین بار آمدم آزادی که بازی کنم. 120 هزار نفر آمده بودند که بعد 7 نفر مردند. هنوز این بازی در ذهنم هست. وحید دو گل زد و واقعاً یکی از بهترین روزهای عمرم بود. همان موقع فهمیدم تصمیم درستی گرفته ام. جام جهانی 2006 و وقتی فریدون را جا گذاشتند! جام جهانی 2006 برای فریدون فوق
دوپینگ ها تاثیری در قهرمانی های تاریخی ووشو ندارد / چرا پرویز هتدی قید زیاست هیات کشتی را زد؟ / موج دوم ...
اروپایی شرکت کند. این آسیب دیدگی دوران ورزشی اش را تحت تاثیر قرار داد چون پس از آن تا مدت ها نتوانست بدود. موج دوم کرونا در شهر میزبان المپیک تنها چند روز پس از اعلام یوریکو کویکه، فرماندار کلانشهر توکیو، مبنی بر اقدام همه جانبه برای مهار کرونا، شمار مبتلایان در ژاپن به بیش از هزار نفر رسید که 463 مورد از آن در توکیو به ثبت رسیده است. کارشناسان بهداشت و سلامت ژاپنی افزایش
شهدای کمیته قهرمانان گمنام
کمیته ده برابر این نیرو داشته باشد و کسی باور نمی کرد تعداد آنها اینقدر کم باشد. گاهی می شد که بچه های کمیته، همان ها که منازلشان در تهران بود 4- 5 روز خانه نمی رفتند و یا یک یا دوساعت یا نصف روز در خانه می ماندند و برمی گشتند سر کار و این مسئله بارها اتفاق افتاد، گاهی هم بچه ها یک هفته تا 10 روز منزل نمی رفتند، این روحیه ایثار و از خودگذشتگی را در کمتر نهادی می دیدید. هر کاری که به بچه